چنین نیست که صرف بهرهمندنبودن از املاک برای آنها رافع مسئولیت باشد، بلکه حتی سکوت در برابر بیقانونی و فساد و اهمال و نیز دامنزدن به جوی که لاجرم به ایجاد اخلال در بررسی معقول شود، همگی از عوامل ایجاد مسئولیت بوده و هست. از نظر دیدهبان، اعضای شورای شهر نیز «از جهت تقصیر و یا حداقل قصور در قبال تضییع حقوق و اموال عمومی» باید پاسخگو باشند. از جمله درسهای آموختنی از این گزارش موفقیت همکاری نهادهای حکومتی با سازمانهای مردمنهاد است. در مورد مذکور، سازمان مردمنهاد دیدهبان شفافیت و عدالت توانست با همکاری مدیریت شهری و آحاد مردم و متخصصان ورزیده و پاکدست به چنین موفقیتی دست یابد
» احمد مسجدجامعی
روزنامهها در دو گروه عمده صف کشیدهاند و واژه «نجومی» در تیترها مشترک است؛ اما یک گروه از «حقوقهای نجومی» میگویند و مینویسند و گروه دیگر از «املاک نجومی» و هر گروه چنان رفتار میکند که انگار از احوال آن دیگری به کلی بیخبر است
امام صادق به بهترین وجهی نماد کلام و بیان و اخلاق رسول الله بود.
ایکاش ما هم مانند دانشآموزان کلاس دوم دبستان «شیخ شلتوت» شهر مریوان که درس معلمشان را بهخوبی پس دادند از عرصه «امتحان»، سرافراز بیرون میآمدیم. چه نیکو بود همگی ما، از خودمحوری و خودبزرگبینی پرهیز میکردیم. امروز آقای محمدیان معلم بزرگ همه ماست. او از تبار ایرانیان پاکسرشت این سرزمین مینویی است.
تا آن روز وقتی سخن از «قهرمان» به میان می آمد ذهن، خواه ناخواه به طرف جنگ و ستیز و شمشیر و گلوله می رفت و از آن روز به بعد می توانستم در صلح نیز قهرمانی ببینم و این برایم جالب بود که صلح هم می توانست قهرمانانه باشد. آن چه از این عبارت میفهمیدم عملی بود که پیش از آن که بر رزم متکی باشد بر تدبیر و مدارا و عاقبت اندیشی تاکید میکرد و به همین دلیل نام این اثر برای همیشه در ذهنم جای گرفت و ماند و هر چه بیشتر به عرصه های اجتماعی و مدنی ورود یافتم به عمق این معنا و لزوم فهم آن بهتر پی بردم؛ «نرمش قهرمانانه». روز جهانی صلح و آزادی زندانیان مبارکباد.
مسجدجامعی: منافع عدهای در دامن زدن بر اختلاف نظرهاست
رییس شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به پایان انتخاب شهردار و تاکید بر ضرورت عدم پرداختن به مسایل حاشیه ای گفت: منافع عدهای در دامن زدن بر اختلاف نظرهاست، حرفهایی را نسبت میدهند و عنوان میکنند که از اصل مسئله اشتباه است. وقتی این گونه باشد نظارت و بازرسی در شهر کم رنگ شده و موجب می شود شیرینی انتخابات حماسی خرداد به کام مردم تلخ شود.
مسجدجامعی: می خواهیم کسی را شهردار کنیم که دلش نخواهد رئیس جمهور شود
ذات کارهای مدیریت شهری در حوزه های اجتماعی است و شورای شهر باید ساز و کارهایی را پیش بینی کند و به مدیریت شهر بسپارد تا او اجرا کند و شهر را در همه زمینه ها مدیریت کند و رشد دهد و با این شرح وظایف، شهردار شدن با هدف رئیس جمهور آینده شدن به هیچ عنوان به نفع شهر نیست.
احمد مسجدجامعی رییس شورای شهر تهران شد
اولین جلسه رسمی شورای شهر تهران شروع به کار کردو احمد مسجد جامعی با 16 رای در مقابل 15 رای چمران رییس شورای چهارم شهر تهران شد. او عضو دوره سوم شورای شهر تهران بود و در دوره چهارم انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا با حمایت ائتلاف اصلاح طلبان به شورای اسلامی شهر تهران راه یافت.
مسجدجامعی: محسن هاشمی جامع ترین برنامه را برای اداره تهران ارائه کرده
علاوه بر برنامه جامع، محسن هاشمی توان و تجربه خود را در مدیریت شهری نشان داده است و کسی در توانایی اش تردیدی ندارد. او تجربه صنعتی هم در دفاع مقدس دارد و انصافا اهل همکاری با همه گروه ها و جناح هاست و نگاهش در مدیریت شهری کارشناسانه است. مجموعه این ها باعث شد که اصلاح طلبان محسن هاشمی را به عنوان نامزد نهایی خود معرفی کنند.
از این رو کار خبرنگاری در این زمانه بسیار پیچیدهتر و حساستر است؛ چون بايد از مجموعه اطلاعات دریافتی به حقایقی دست یابد که امکان دستیابی عموم جامعه به آن وجود ندارد و ارزش خبری آن بیش از اطلاعاتی است که از سوی مردم ارائه میشود. به عبارت دیگر خبرنگاران با جمعآوری و رویکردی تحلیلی به اخبار و پردازش آن نگاه جدیدی را در برابر مخاطب قرار میدهند که زمینهساز فهم بهتر از آن رویداد است.
آن روز منطقه شمیران با امروزش زمین تا آسمان فرق میکرد و روابط دیگری بین اهالی حاکم بود و شمیران هنوز ییلاق تهران بهحساب میآمد. او خود در اینباره مینویسد: «هنوز سهچهار یورد گوسفندسرا در دامنههای جنوبی رشته توچال باقی بود. هنوز دوغ و ماستی در سر چادرهای ایشان پیدا میشد. هنوز افراد عادی، دستودلباز بودند و میتوانستند سر ظهر از سهچهارنفر از راهرسیده پذیرایی کنند. هنوز جنگ شهری و دهاتی و ارباب و رعیت و کارفرما و کارگر و مرد و زن و پدر و پسر و مالک و مستأجر و… شروع نشده بود. هنوز صفا و وفا را ار دِه نشینان نگرفته بودند و در هر گذر ده که میگذشتم سلاموعلیکی شنیده میشد. با این همبستگی به سر چادرها میرفتم و از پیران سالخورده و تجربه اندوخته پرسشهایی میکردم و جوابشان را ثبت و ضبط میکردم. به این ترتیب نامهای جغرافیای محلی کوهستان گردآوری شد.»
ادب ورزی و تواضع آیت الله طاهری
نکته مهم این بود که بهطور طبیعی در چنین اجلاسهایی امامجمعه شهر خارج از تشریفات معمول و گاه حتی در حد مسوول برگزاری سمینار و بهعنوان سخنران افتتاحیه حضور دارد و حتی خارج از چارچوبهای معمول از وقت و جایگاه نشست برخوردار میشود و گاهی هم چندان مقید به قواعد سمینار باقی نمیماند.اما مهمتر آنکه آقای طاهری در آغازین روز سمینار، بهرغم بیماری و ضعف جسمی بسیار، در وقت مقرر در جلسه حاضر شد و با میهمانان و هیاتعلمی و اجرایی دیدار کرد و با کمک دو نفر که زیر بغل او را گرفته بودند به جایگاه رفت و در همان زمان تعیین شده صحبت کرد و سخن را به پایان برد. نکته مهم آنکه سخن او در راستای مباحث اجلاس بود و بدون رفتن به حاشیه از روی متنی که تهیه کرده بود مطالبش را قرائت کرد. این کار علمی، این ادبورزی و تواضع و نگاه داشتن حدود دیگران در سمینارها امری است که دستکم، در تجربه 30ساله مدیریت خود، از جانب کسانی که جایگاهی مشابه ایشان داشتهاند کمتر دیدهام.
مسجدجامعی؛ سرمایه نمادین در عرصه فرهنگ و هنر
حضور چنین چهرهای در وزارتخانهای مهم زمینهساز آن خواهد شد تا نهادهای مولد اندیشه به صورتی خودجوش بر دوگانه فرهنگ در دو کلیشه امنیتی و اعتراضی فائق آیند و با ظهور ایدههای بدیع نوید فرهنگی باز و گشوده به تجربههای جدید در عین احترام و بهرهگیری از سنتها و ارزشهای گذشته را بدهند. انتخاب احمد مسجدجامعی در مسند وزیر فرهنگ گامی بلند است که شعار دولت منتخب ملت را به واقعیت نزدیک میکند؛ یعنی انتخابی برآمده از تدبیر و امید. مهمتر از همه، نشانگر آن خـواهد بود که دولت آتی فرهـنگ را مسئله امروز میشمارد و نه فردا.
مسجدجامعی: صداوسیما نمیخواهد شوراها دیده شوند
«مثل اینکه صداوسیما نمیخواهد انتخابات شوراها دیده شود. حساسیت دولت و مجلس کاملا در صداوسیما دیده میشود. بهطوری که شوراها اصلا دیده، شنیده و خوانده نمیشود.» البته به عقیده او، به نظر نمیآید که این بیتوجهی از روی غفلت باشد. بلکه همه آن از روی عمد است. به هر حال باید توجه کرد که ما هم رسانههای زیادی نداریم. خود همین قضیه غفلت به قضیه شوراهاست.
به دلیل غفلت صداوسیما، به گفته مسجدجامعی، نشریه مستقل برای شورایاریها ایجاد شد تا مشکلات محله و شهر گفته شود. او در اینباره گفت: صداوسیما هم که معلومالحال است و معتقد هستند که تمام دنیا آشفته و فقط اینجا خوب است. نشریههای دیگر هم بهطور کل فقط ساختوسازها را بیان میکنند.
یکی از برنامه هایی که در سخنان دست کم سه نامزد محترم چندبار تکرار شد، کاهش تصدی گری دولت در حوزه فرهنگ و هنر بود. واگذاری امور اهل فرهنگ به صنوف و تقویت نظام های صنفی از جمله این برنامهها بود که زیربنای همه اینها کیمیایی است به نام اعتماد به هنرمندان و اهل فرهنگ. اگر اعتماد وجود داشته باشد، آزادی های قانونی نویسندگان و هنرمندان و در نتیجه آزادی خلاقیت آنان نیز تضمین میشود. آنچه میان دولت و هنرمندان و اهل فرهنگ فاصله انداخته است، همین بیاعتمادی است. نتیجه همین بی اعتمادی است که برخی به هنرمندان و اهل فرهنگ چون کارمندان دولت نگاه میکنند و از آنان چنین انتظاراتی دارند. هنرمندان و اهل فرهنگ کمتر از ما دغدغه ایران و اسلام را ندارند و اگر کار به خودشان سپرده شود، بهترین و ارزشی ترین آثار را تولید میکنند. چنین اعتمادی به طور نسبی امتحان خود را در دوره مدیریت اصلاحات در حوزه فرهنگ پس داده و بهترین آثار -حتی ارزشی و معنوی نیز- در اثر همین سیاستها و برنامهها تولید شده است.
«امید عباسی» آگاهانه خطر کرد و عاشقانه دست به کاری زد که میدانست پیامدهای جانسوزی به دنبال دارد. اما این فداکاری در همینجا به پایان نمیرسد و بیشک زیبایی این کار را همیشه باید پیش روی خود قرار دهیم. به هرحال امید عباسی الگوی بزرگی برای همه ماست. پس جا دارد تلاش کنیم تا نام و یادش همیشه زنده بماند. آیا ارزش نجات جان یک انسان، برابر با نجات جان همه انسانها نیست؟ آیا او همپای شهیدان عمل نکرد؟ اگر چنین است که هست، آیا نباید چنین الگوهایی ترویج شوند و بستگان او همسان و همتراز با خانواده شهیدان گرانقدر، تقدیر شوند؟
از آغاز سرایش شاهنامه، تاریخ مستندی در دست نیست. اگر مرگ «دقیقی» در حوالی سالهای 366 هجری قمری رخ داده باشد، فردوسی ممکن است سرایش شاهنامه را از زمان مرگ دقیقی تا یکی دو سال پس از آن – که مقدمات کار فراهم شد – آغاز کرده باشد.
مسجدجامعی: برج آزادی شرایط خوبی ندارد
برج آزادی نیز همچون برج میلاد یک سرمایه ملی است و باید از آن محافظت شود، اما در حال حاضر شرایط خوبی ندارد.
بهار! نوروز امسال ارمغان چه آوردي؟
بهار که از راه میرسید، درختها پر از شکوفههای زیبا و سفید میشد و چندان فرقی هم میان شکوفههای آلبالو و گیلاس نبود. یکی از نگرانیهای ما وزش باد بود که شکوفهها را میبرد و میریخت و زمین و باغچه را با فرش سفیدی از گلبرگها میپوشانید و ما هم دلمان نمیآمد که روی آنها راه برویم. اما هرچه به درختها رسیدگی میکردیم، باز هم تعداد گیلاسها زیاد نمیشد که آن هم سرانجام نصیب گنجشکها میشد. به همین خاطر به فکر راههای جدید افتادیم. در آن سالها کموبیش با سمپاشی و کود شیمیایی آشنا شده بودیم. از این رو به همراه برادرم به سبزه میدان رفتیم و از مغازهای که هنوز هم با وجود تغییر شکل و کاربری همه مغازههای اطراف، همچنان در کار و جای خود باقی است، سم و کود شیمیایی خریدیم و با احتیاط به خانه آوردیم. قدری کود که رنگی سفید داشت، با بیلچه پای درختها ریختیم و آب بستیم، البته نگران بودیم که کود ریشه درخت را نسوزاند. اثر این کود تا مدتی روی خاک باقی ماند. با این حال آنها هم نتوانستند بر بار درخت بیفزایند.
در نظر بگیرید که مخابره دهها عکس و تصویر از سخنرانیها، رایدادنها، گفتوگوها و حوادث و مسائل مختلف مجلس و فعالیتهای آنکه هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد چه تاثیر مثبتی در معرفی تلاشهای مجلس و نمایندگان در زمینههای گوناگون دارد، آیا حجم عظیم آن همه عکسهای متنوع و گویا با این یکی دو مورد استثنایی قابل مقایسه است؟ هر چند صداقت در انعکاس اخبار ایجاب میکند که مانع بزرگنمایی وقایع حاشیهای نیز بشویم. از سوی دیگر محدودیت عکاسان خبری آیا این نگرانی را به وجود نمیآورد که در آینده شاهد محدودیت خبرنگاران هم باشیم، به این بهانه که گاهی حرفهایی در مجلس زده میشود که به نظر برخی نمایندگان نباید رسانهای بشود؟
اگر توهین و تهمت جرم است که هست چرا باید بعضی در اینگونه امور عنانگسیخته باشند و برخی با کمترین شائبهای مورد مواخذه قرار گیرند و اگر رعایت اخلاق ضروری است که هست، چرا باید گروهی خود را فارغ از رعایت هر قاعده اخلاقی بدانند و گروهی دیگر با وجود رعایت همه جوانب همچنان در معرض انواع شماتتها و توهینها و سرزنشها قرار گیرند. مگر میشود اخلاق را براساس سلیقههای شخصی تعریف کرد؟
در حاشیه اعدام زورگیرها؛ نه هر كه چهره بر افروخت…
از ياد نبريم كه تبديل شدن يك مكان معمولي به فضايي كه در خاطره جمعي ثبت ميشود كاري زمانبر است و مقدمات بسياري ميطلبد. از سوي ديگر مگر جامعه هنري مرتكب جرمي شده است يا مگر هنرمندان هستند كه بايد از اين مجازات درس عبرت گيرند كه چنين مكاني محل اجراي حكم شده است؟ آيا بهتر نبود كه اين قبيل مجازاتها در منظر مجرمين محبوس صورت گيرد كه امكان بازگشت به جامعه و ارتكاب مجدد جرم را دارند؟ظاهرا به چنين تعارضاتي اهميت داده نشد، نه از طرف مقامات قضايي، اجرايي، مديريت شهري و حتي مديران خانه هنرمندان كه لابد بيش و پيش از همه بايد به مكانت فاخر آن محل اشراف داشته و شأن و حيثيت ارجمند آن را بشناسند و از آن دفاع كنند.هر چند خيابان خردمند با فاصلهيي نه چندان طولاني به خانه هنرمندان وصل ميشود اما گويا گذر از محله خرد به كوچه هنر دشوار و تلخ شده است. نه هر كه چهره برافروخت دلبري داند…
استاد به رغم آنکه در زندگی و کار خود ناملایمات بسیار تحمل کرد و دو دهه منزوی بود خود عمری با چنین غمی زیست و نگذاشت که سوگواری، پردهای بر این غم بکشد. از این رو همیشه با رضا و رضامندی، راه و طریق زندگی را پیمود تا به منزل جانان رسید. نام و یادش گرامی باد.
عیار آگاهیبخشی در قانون اساسی
در دوره اصلاحات و در پی سیاست ملی کردن نشریات بومی، این روزنامه نیز سراسری شد و از همان ابتدا جایگاهی ویژه در بین اهل فرهنگ و هنر و اندیشه یافت و مجموعه نویسندگان، خبرنگاران و همه دست اندرکاران «شرق» پیوسته حتی در شرایط دشوار، کار بزرگی را انجام دادهاند. شاید این دشوار زیستن، ریشه در زادگاه روزنامه داشته باشد اما هرچه هست این مجموعه آبدیده و ورزیده شدهاند. از قلم نیندازم که هیات منصفه و دادگاه محترم در این پرونده تصمیمی اتخاذ کردند که با اصل آزادی مطبوعات، سازگار و همخوان است. بازگشت روزنامه شرق به جامعه مطبوعات کشورمان را به فال نیک میگیریم و آن را گامی در گسترش داناییمحوری و قانونمداری میشماریم و برای همکاران گرانقدر آن روزنامه، آرزوی دوام، بقا و موفقیت داریم.
امروز كه در روزنامه عكس نخست آن را ديدم كه به يك رفتگر اختصاص يافته بود، بسيار شادمان شدم. فكر ميكنم انگيزه انتشار و برجستهسازي اين عكس و آن خبر، دفاع از شأن و صداقت و منزلت كساني است كه ظاهرا كار كوچكي دارند اما بهواقع پشتوانه بهداشت و سلامت شهر هستند و با آنكه خود در معرض آسيبهاي جدي قرار دارند و جزو مشاغل پرخطر محسوب ميشوند اما ميتوانند منشاء ادبآموزي و اخلاق شهروندي باشند. اين زحمتكشان، هرچند به واسطه شغلشان با اشياي بيارزش و دورريختني سر و كار دارند، اما گاهي اخلاقمداري و بزرگمرديشان، درسآموز بسياري ميشود. قدر آنان و ساير خدمتگزاران را بدانيم؛ آقاي احمد رباني يكي از آنهاست. جا دارد كه علاوه بر ايشان، از روزنامه هم تقدير كنيم كه اين ارزشهاي فراموش شده را به ياد آورد.
سبز كردن گياهان آيين ويژهاي داشت و به تعداد افراد خانوار قدري بذر گياه كنار گذاشته ميشد و به دست كسي كه او را خوش قدم و خوشيمن ميدانستند، آماده ميشد تا سرآغاز بركتي بيشتر در زندگي خانوار باشد؛ به ويژه براي دختراني كه به خانه بخت ميرفتند ظرفي كه روي آن بذر گياه بود، ميفرستادند. «نوروز» جشن بهاري همه ايرانيان از هر تيره و تباري است. چند سال پيش در طرح موضوعي تپههاي عباسآباد عرصهاي گنجانده شد كه نام آن را «بوستان اكو» گذاشتند.
هنر و فرهنگ در چهارراه تمدنها
گروهي در كشورمان موفقيتهاي هنر ايراني را در جهان به نگاه سياسي نسبت ميدهند و معتقدند كه اين آثار به دليل ارايه چهره سياه از ايران جايزه ميگيرند. اين نگرش كم و بيش در همه دورهها هواداراني داشته است، اما به نظر ميرسد كساني كه چنين نگاهي را ترويج ميكنند نسبت چنداني با هنر ندارند و اعتماد و شناختشان از فرهنگ و هنر ايران بسيار اندك است. چند سال پيش به مناسبت 25 سالگي انقلاب اسلامي ميخواستيم از هنرمندان برگزيدهاي كه بيشترين موفقيتها را داشتهاند، تقدير كنيم.
مسجد جامعی: دولت فعلی از سی سال گذشته فاصله گرفته است
در حال حاضر همه آنچه در گذشته انجام شده است که ما روی آن نام «دستاورد» میگذاریم در این ۳۰ سال همیشه با خسارت همراه بوده است و در این حوزه هم به همین صورت است؛ برخی از کسان اهل فن و خبرنگارانی که در این حوزه هستند از این روال و روند ناراضی هستند.
رآیند کارنامه سینمای ایران حتی به فرض داشتن برخی نارساییهای احتمالی دستاورد بزرگ نظام ماست که به تدریج و با مرارتها و برنامهریزیها و تلاشهای فردی و جمعی اهل اندیشه و هنر و صرف هزینههای مادی و معنوی بسیار، شکل گرفته و به سرمایه ارزشمند فرهنگی-اجتماعی این مرزوبوم تبدیل شده و در سالهای متوالی برای ایران افتخار آفریده است.
رفتار امام رضا (ع) در آن شرايط دشوار و پر چالش فكري و فرهنگي باعث شد كه پرسش گري و بحث و نظر در حوزه معارف را به رسميت شناختند و توانمندي مكتب اهل بيت در دفاع منطقي و روشن از معارف اسلامي بار ديگر به روشني نمايانده شود و پايگاه عقل و دانش و كاوشگري در مباحث آئين احياء شده و ارتقاء يابد و حيثيت اجتماعي تشيع و پويايي حوزه فرهنگي خراسان و مرجعيت علمي امام در جامعه و محافل علمي بيشتر و بيشتر شود.









