» کلمه
شورای هماهنگی راه سبز امید: رهبری نظام در سیاستهای کلان تجدیدنظر کند
عزم رهبر جمهوری اسلامی برای تغییر سیاستها، گام نخست و اصلی و کمهزینهترین روش برای تغییر شرایط است؛ فراهم ساختن وضعی که همگان امکان یابند در فضایی آرام و آزاد و امن، و بدون بیم از کینهورزی و انتقامکشی، به نقد عالمانه و دلسوزانهی سیاستها و اوضاع جاری بپردازند، و خرد جمعی بر رأی و نظر شخصی فائق آید.
شهر مردگان؛ شهروندان بیدفاع
شهر مردگان، شهر انسان های «بی دفاع» است. این تعبیر اقتباس از قرآن کریم است که «غیبت» را خوردن گوشت «مرده» خوانده است . در تفاسیر آمده است که خداوند «انسان بی دفاع» را که به دلیل عدم حضور در مجلس بدگویی نمی تواند از خود دفاع کند، «مرده» دانسته است. پس آنجا که نسبت های ناروا دادن مباح، و دفاع کردن ممنوع است، در حقیقت «شهر مردگان» است… اگر در جامعه ای، قدرت دفاع از شهروندان سلب شود و آنان نتوانند با ابزارهای نرم، از حیثیت و آبروی خود دفاع کنند ، تهاجم به اشخاص بیگناه، رایج شده و حیثیت شهروندان، بی ارزش گردیده و ظلم فراگیر می شود.
بازگشت مهدی هاشمی به ایران، ابتکار رهبری یا تدبیر هاشمی
از نگاه تحلیلگران حکومتی و رسانههای وابسته به محافل این اقدام نشانه مثبتی دال بر تلاش قوه قضائیه برای حفظ استقلال خود و رسیدگی به اتهامات و جرائم فارغ از مصالح سیاسی است. از این تحلیلهای تبلیغاتی و پروپاگاندا که بگذریم، از دو منظر میتوان به این ماجرا نگریست و بدان نگاهی خوشبینانه و بدبینانه داشت.
بازار، احمدی نژاد و ما
آنچه بازار را به خشم آورده است، اخبار و روایاتی هستند که در میان پیامک ها و تماس های تلفنی می چرخند. بازاری ها بر پایه داده ها و آمارهایی مدعی هستند که دولت تعمدا قصد مهار بازار را ندارد و فرافکنی های احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی عصر سه شنبه، یازدهم مهرماه را شاهد مدعای خود می آوردند. رئیس دولت در کنفرانس خبری روز سه شنبه، چوب را برداشت و دور چرخاند و به قصد تبرئه خود، از مخالفان داخلی مجهول الهویه تا قدرت های جهانی و عوامل خارجی را مورد نوازش قرار داد.
آقایان! وقت برای نجات کشور تنگ است؛ مسئولیت پذیر باشید و کنار بروید
مدیریت شاه سلطان حسینی کشور در این سالها نه تنها همه ی سرمایه ها و درآمدها را به باد داد و سرنوشت درآمد 700 میلیارد دلاری را به ویران شدن زیرساخت های تولیدی و به یک سوم رسیدن ارزش ریال منتهی کرد، بلکه داشته ها و انباشته های سالیان قبل و بعد از انقلاب و سال های سازندگی و اصلاحات را هم چنان نیست و نابود کرد که بازیابی یا بازسازی آنها نه به زودی ممکن است و نه به سادگی. و نه فقط سرمایه های تاریخ معاصر، که اندوخته های فرهنگی و تاریخی میهن و آیین ما هم گویی در این سه دهه چنان خرج شد که دیگر معلوم نیست بتوان آن را زنده کرد و احیا. آیا قرار بود به چنین روزی برسیم؟ آیا انتظار بیجایی است که با این وضع بازار و کسب و کار و این حال و روزی که کشور را در معرض جنگ و ایران را در آستانه ویرانی قرار داده، مدیران اصلی کشور مسئولانه برخورد کنند و مسئولیت بپذیرند و کنار بروند؟ دیگر چه اتفاقی باید بیفتد که مسئولان یک کشور بپذیرند نبودن آنها بهتر از بودن آنهاست؟
چه کسی مسوول بحران اقتصادی و هسته ای کشور است؟
از سالها پیش اصلاح طلبان و دلسوزان کشور و انقلاب هشدار میدادند که درصورت ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت و صدور قطعنامههای تحریم، ایران با بحران روبرو خواهد شد. آنان همچنین طی نامهای از رهبری خواستند جام زهر را سرکشد و در سیاستهای داخلی و خارجی تجدید نظر کند. در طول این سالها دلسوزان و علاقمندان به کشور بارها و بارها نسبت به تشدید تحریمها هشدار دادند. بنابراین با فرض درستی راهبرد هستهای رهبری هیچ عاقل فهمیدهای در این کشور نبود که وقوع چنین روزی را پیش بینی نکند و احتمال ندهد که با اتخاذ چنین راهبردی باید در انتظار تحریم گسترده بین المللی باشیم.
دست از سر رزمندگان و دفاع مقدس بردارید؛ توهین شمایید
به نام رزمندگان و برای ارضای شهوت قدرت خود، پا بر حلقوم ملت گذاشته اند و در حالی از دفاع از رزمندگان می گویند که در همین هفته دفاع مقدس رزمندگانی که خود خانواده شهدا هم هستند، حتی از حق مرخصی استعلاجی هم محروم اند. توهین به رزمندگان نه یک کاریکاتور که اعمال کسانی است که مردم را از همه چیز پشیمان کرده اند. همان کسانی که ثمره خون شهیدان را دستمایه قدرت کرده است.
امام رضا(ع) پاسخ میدهد: چگونه دینورزی کنیم
دينداري و ايمان با صبر و استقامت همراه و قرين است و هيچ دينداري بدون استقامت وجود ندارد. كسي كه ظلم و ستم و تباهي و فساد را ميبيند و از اعتراض نسبت به آن و مبارزه با آن، كه وظيفه مسلم و قطعي ديني اوست، به خاطر هزينههايي كه براش دارد، سرباز ميزند، هرگز ديندار نيست.
مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور
دولتمردانی که فریبِ حمایت از این سازمان را میخورند تنها دیوار بیاعتمادی میان ملتها را بالا میبرند و خاطرات تلخ سیاستهای ضدایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده میکنند. سازمان مجاهدین خلق، راندهٔ ملت ایران است؛ پیش از آنکه راندهٔ دولت باشد. زنده کردن نام بدیُمن مجاهدین خلق، آرزوی شوم همهٔ دشمنان دموکراسی و مردمسالاری در ایران است. خشونت طلبان از زنده شدن نام و یاد مجاهدین خلق خوشحال خواهند شد، چه در کنار آنها باشند و چه در برابر آنها؛ زیرا از خشونت، خشونت میزاید. حضور این سازمان تروریست در هر نقطهای از جهان میتواند، بهانهای برای برخوردهای نامشروع اقتدارگرایان در ایران با فضای نقد و اعتراض باشد و آنها تنها گروهی خواهند بود که از وجود و حضور رسمی آنها استقبال خواهند کرد؛ حتی اگر در ظاهر خود را دشمنان آنان بخوانند.
ضرغامی؛ مدیر «تنگ نظر» و «کج سلیقه»
آن زمان مدعیان اصولگرایی سر در لاک خود فرو برده بودند و به جای همراهی و حمایت از سخنان بحق میرحسین، هیزم آتش فتنه را جمع می کردند، و اینک خودشان به منتقدان اصلی این رسانه ضدملی و طایفه ای تبدیل شده اند. همه پیش بینی ها و دوراندیشی های نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس اینک در مقابل چشمان حامیان رهبری و اصولگرایان چند آتشه به نمایش در آمده است.
امام صادق(ع) از کسانی میگوید که با نیت خوب، ضرر میزنند
هر چند اموري مانند هزينه و نيت مهم و ضروري هستند، اما بدون بينش و دانش كار و عمل هرگز ارزشمند نميگردد. ممكن است يك فرد عادي يا يك كارگزار حكومتي نيت درستي داشته باشد و تلاش زيادي هم انجام دهد، اما از آنجا كه از نظر كارشناسان استفاده نميكند و براي شناخت درست تلاش نميكند بيش از آنكه سود برساند، زيان ميرساند و نه تنها سرمايه ملت را بر باد مي دهد، بلكه با سرمايه آنان جلويشان چاه مي كند.
احمد خاتمی؛ از صدور حکم محاربه تا ادعای اقناع سازی
احمد خاتمی ادعا می کند: نظام اسلامي هيچ وحشتي از انتقاد و اعتراض ندارد اما آنچه مهم است اين است كه بايد روش اقناعي براي قانع كردن مخالفان به جد پيگيري شود. او اما به تعداد زندانیانی که فقط به خاطر نوشتن یک نامه به رهبری یا یک مقاله انتقادی در نشریات، سالهاست در زندانهای اقتدارگرایان گرفتار هستند، نمی پردازد.
ایران نگران بحرین؟!
حاکمیت برآمده از کودتای انتخاباتی که بیش از هفت سال است مردمش را در شدیدترین بحران های اقتصادی، بین المللی، سیاسی و اجتماعی قرار داده و هر روز بحرانی جدید می آفریند، از زبان وزیر امور خارجه اش، ناصحانه به حکومت بحرین می گوید: «تنها راه حل بحران بحرین و بازگشت ثبات و امنیت به این کشور را پاسخ مسئولانه به مطالبات مشروع مردم می داند.»
ژاله خون شد
هفده شهریور نقطه عطفی است در تاریخ دیکتاتورها. آنها را که یارای پاسخ ندارند. آنها که تیر کین می کشند بر مردمی که سرود آزادی می خوانند. مصافی که مانور اقتدار بود برای دیکتاتور. حال از آن تبری می جویند. پس از سه دهه. نه ارتشی نه گاردی. شاید اسراییلی بود. نه ” خودسر” بودند. بر تانکها نشسته، سلاحها در قبضه، تا بن دندان مسلح. ” خودسری” کرده بودند. تیغ کشیده بودند. ژاله گلگون کرده بودند…
زلزله و جامعه مدنی
شاید مهم ترین مساله نمایان تر شدن ناکار آمدی و بحران مشروعیت حکومت از یک سو و روشن شدن نقش و توان افراد و نهاد های مردمی از سوی دیگر باشد… باید بازگردیم به نیروهای فعال جامعه مدنی که با مسئولیت شناسی و انسان دوستی به یاری هموطنان شتافتند و به دستاوردهای بزرگ نایل آمدند و بر سرمایه اجتماعی که در اختیار دارند، افزودند و اکنون نوبت پاسداشت آن است که با نقد منصفانه و به اشتراک گذاشتن تجربه ها و پیشنهادها صورت گیرد.
متحجران دام پهن کردهاند؛ گرفتار نشویم
شاید همان ” ذهن اطلاعاتي و امنيتي خبره ای” که کیهان بارها از آن نام برده و سناریویی که سکانس های آن در “فتنه پاره کردن عکس امام” “حمله به سوگواران آیت الله منتظری” و “حمله به بیت حضرت امام خمینی”، “ادامه هتک حرمت ها و توهین ها” و “تعرض به حرم امام رضا” به نمایش در آمد، نشان از آن دارد که بازماندگان ” قتلهای زنجیره ای” در ادامه نمایشنامه خود هنوز پرده های تازه تری برای نمایش دارند. بهوش باشیم در این هنگامه ای که فشارهای بین المللی و منطقه ای بر کشور فزونی یافته و بحران اقتصادی کمر صنعت و تجارت کشور را شکسته و مردم متحمل فشارهای زاید الوصفی هستند، به دامی که این دسته متحجر پهن کرده اند، گرفتار نیاییم.
مقایسه عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد و خاتمی
ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد در مقایسه با دولت خاتمی حاکی از عدم کفایت و ناکارآمدی مفرط دولت احمدی نژاد در استفاده از منابع در اختیار نسبت به دولتهای قبلی و به ویژه دولت خاتمی است، و اینکه این دولت درآمد افسانهای و تکرارنشدنی نفت را به هرز داده و زمین سوخته برجای نهاده است. اگر فرض شود انتخاب احمدی نژاد در سال ۸۴ عاری از هرگونه اشکال بوده است، عملکرد چهارساله دولتش در اثبات اینکه او کفایتی برای اداره کشور نداشت کافی بود…
آقای بانکیمون! قبل از دیدار با رهبر، به کوچه اختر بروید
آقای دبیر کل! گفته اند که قرار است شما دیداری نیز با رهبر جمهوری اسلامی داشته باشید. اگر رفتید از راننده بخواهید شما را دو کوچه قبل تر پیاده کنند، جایی که مرکز دلنگرانی های بسیاری از مردم ایران است: کوچه اختر در خیابان پاستور. آنجا مردی با همسرش در خانه خود زندانی است که در کنار مردم ایستاد، به آنها دروغ نگفت و می خواست ایران را از بحرانی که به آن دچار شده نجات دهد. او را چند روز قبل با عجله به بیمارستان بردند و برگرداندند… قبل از دیدار با رهبر، به کوچه اختر هم سری بزنید و مردم را از نگرانی خارج کنید.
آیا آزادیهای اخیر زندانیان، معنای سیاسی ویژهای داشت؟
عقلای حاکمیت باید بدانند که آزادی نیم بند زندانیان، محل یکه به دوی سیاسی نیست. اعلام آزادی زندانیان سیاسی، پایان آشتی ملی، عفو عمومی و یا هر نام دیگری که بر گذار از فضای شبه کودتایی موجود به وضعیت تحول یافته و نسبتا مطلوب گذاشته شود، یک بسته ی سیاسی است. هم میرحسین در بیانیه 17، و هم دیگران از جمله خاتمی که از آن حمایت کردند، چیزی فراتر از خالی و پر کردن چند بند زندان ها را مد نظر داشتند. مقصود آنها و همه دلسوزان کشور، تغییر رفتار حاکمیت است. هنگامی این تغییر را در رفتار و حتی گفتار حاکمان نمی بینیم، چگونه می توان صداقت حاکمیت در این زمینه را باور کرد؟
جنبش سبز و نهاد مرجعیت
یکی از اصلی ترین چالش های کنونی جامعه ایران، نقش و وظایف روحانیان و نیز روشنفکران دینی است. حاکمیت، مراجع و روحانیانی را می خواهد و دوست تر می دارد که در مرتبه ذیل تعریف شوند و تابع محض باشند؛ جنبش سبز و روحانیون و روشنفکران دینی نزدیک به آن اما برای بازسازی و ترمیم جایگاه روحانیت و مراجع عالیقدر در جامعه، شیوه های مختلفی را به کار گرفته است. سوالی که اکنون در جامعه مطرح است؛ این است که آیا این تلاش ها و هزینه دادن ها، پاسخ مناسب و درخوری داشته است تا در سایه پاسخ به آن، سمت و سوی آینده روحانیت را بتوان ردگیری و ردیابی کرد؟
عید سعید فطر مبارک
یک هلال دیگر و یک طلوع دیگر، بانگ پایان یک ماه بندگی و سر به سجده ی آسمان ساییدن است… عید سعید فطر بر همراهان سبزمان، زندانیان سیاسی و یک یک مردم آزاده ی وطنمان مبارک باد.
همه چیز درباره مدیریت زلزله؛ با نگاه به تجربه بم
در مورد زلزله، اساسيترين كار اين است كه ساختمانها طبق اصول فني و استانداردها ساخته شوند يا بناهاي قديمي غيراستاندارد مقاومسازي بشوند. اين اصوليترين راه جلوگيري از تبديلشدن حادثه به فاجعه است. درحوالي زماني كه زلزله بم رخ داد، در كاليفرنيا هم يك زلزله شايد با شدت بيشتر يا همان مقدار اتفاق افتاد چندان تلفات جاني نداشت. در ژاپن هم كه يكي از كشورهاي بسيار زلزلهخيز است مرتب زلزلههايي با شدتهاي بيشتر رخ ميدهد اما يا تلفات جاني ندارد يا در حد يكي دونفر است. در كشور ما وقتيكه حادثهاي اتفاق ميافتد خيلي راحت تبديل به يك فاجعه ميشود. روي اينها تحقيق نميكنيم كه ببينيم چرا اين اتفاق افتاد و اين حادثه تبديل به فاجعه شد.
روز فریاد علیه همه ظالمان و ستمگران
ما با نام «اسرائیل» ضدیت و دشمنی نداریم. نام اسرائیل، همان طور که از قرآن مجید و تورات بر می آید، برگرفته از نام یک پیامبر بزرگ الهی، یعنی حضرت یعقوب(ع) است. همچنین نفرت و انزجار ما از دینی به نام یهودیت نیست و کم نیستند یهودیانی که امروزه در جهان با ظلم ها و ستم های دولت اسرائیل و صهیونیست ها مخالفند. ما با ظلم و ستم مخالفیم و برای ما فرقی نمی کند که این ظلم و ستم به چه نامی صورت گیرد. خط مقدم ما و مرز مقاومت ما حقوق انسان هاست. ما با حکومت اسرائیل و هیچ حکومت دیگری به خاطر نام یا دین یا مکتب یا امثال آن مخالف نیستیم، بلکه با تضییع حقوق انسان ها مخالفیم و فرقی نمی کند که این ظلم و ستم و تضییع حق به نام یهودیت صورت گیرد یا به نام اسلام یا به نام هر دین دیگری.
غم مضاعف، در همدردی با عزیزان بلا دیده
غم عزیزان مصیبت دیده آزاردهنده است و امور دیگر نمک بر این زخم میپاشد. اینکه چرا رسانه ملی در شبانه روز اول خبر درستی از ماجرا نمی دهد و اینکه مقامات مملکت برای این حادثه مهم یک پیام خشک و خالی نمی دهند و اینکه مسئولین تلاش می کنند حادثه را جزئی و حل شده تلقی کنند و … غم انسان را مضاعف می گرداند. متون دینی ما و اخلاق و انسانیت ما می گویند که باید با این مصیبت به گونه ای دیگر برخورد می شد. باید در کشور عزای ملی اعلام می شد و بدین سان همگان در این غم بزرگ با هموطنان شریک می شدند. این کاری است که باید دولتمردان می کردند و نکردند، هرچند ملت وظیفه دینی و انسانی خود را به خوبی انجام داد.
پیام همدردی شورای هماهنگی راه سبز امید با زلزلهزدگان آذربایجان شرقی
شورای هماهنگی راه سبز امید در پیامی ضمن انتقاد از عدم انعکاس سریع و پوشش خبری شایستهی زلزله آذربایجان شرقی توسط صدا و سیما، با خانواده قربانیان و آسیبدیدگان اظهار همدلی و همدردی کرده، به هموطنان صبور و غیور آذری، و تمامی مردم عزیز ایرانزمین، تسلیت گفته و ابراز امیدواری کرده که ایرانیان نوعدوست، چنانکه شایستهی آنان است، برکنار از وظایف دولت، به یاری زلزلهزدگان برخیزند و به قدر توان خویش از درد و رنج امروز و فردای آسیبدیدگان بکاهند.
مصاحبه اختصاصي محمد نوري زاد با رهبر جمهوري اسلامي ايران
شوربختانه دراین سالهای رهبری- به دلایل گوناگون- تلاش من برای صحبت با ایشان بجایی نرسید. با خیلی ها تماس گرفتم وآنان را واسطه قراردادم. ازدر راندنم ازپنجره داخل شدم. بی آنکه نتیجه ای عایدم شود. ظاهراً این قفل، ناگشودنی می نمود. وزمان، گذشت وگذشت واین دربسته، بازنشد که نشد.
وصیت علی در بستر شهادت
امام علی(ع) در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 هجری در محراب عبادت ضربت خورد و دو روز بعد، یعنی بیست و یکم ماه مبارک رمضان، شربت شهادت نوشید. آن حضرت در این فاصله وصیتی به دو فرزند دلبندش، حسن و حسین(ع) فرموده که درسی فشرده از انسانیت و اخلاق و دیانت است. این وصیت نامه در نهج البلاغه تحت عنوان نامه 41 آمده است. در این سخن کوتاه همه آنچه برای انسان بودن، متخلق بودن و متدین بودن لازم است، بیان شده است.
اين پنجره اين خاطرهها را نفروشيد
«خبرنگار» در چنين وضعي هم هراسان از انجام عمل حرفهاي است و هم نگران دوري از عمل اخلاقي. پر كردن اين فاصله دراز ميان مسووليت اخلاقي و حرفهاي با محدوديتهاي سياسي، حقوقي و اقتصادي چگونه ميسر است؟ شايد توجه به دو سازوكار كلي بتواند بار اين رنج روزنامهنگاري را كمتر كند. نخست توجه به نهادمندي و حرفهاي شدن كار روزنامهنگاري در قالب نهادها، نظامها و اصول حرفهاي و صنفي و بعد بالا بردن سطح انگيزه و عشق روزنامهنگارانه.
آقای میرحسین! این امانت توست
اگر شما ایستادی و حق را با همه ی تلخی اش گفتی و به بهای ایستادن، رنج هایی را تحمل می کنی که سال ها باید بگذرد تا شرح آن را بشنویم، اگر خیلی های دیگر هم در زندان و در ایران و در بیرون همچون شما ایستاده اند، ما هم ایستاده ایم و امانتی را که از شما داشتیم، به هر شکل شده حفظ کرده ایم… این امانت بر دست و روی چشم ما مانده و حفظ شده و همچنان محفوظ خواهد ماند تا روزی که راه سبز امید برقرار و رهروانش استوار بمانند.
مقاومت مدنی منفی، هم استراتژی و هم تاکتیک
جنبش سبز، بازگرداندن اعتبار و اعتماد به صندوق رأی را هدف مهم خود می داند. این با تصور اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب که گمان می کنند می توان پس از حضور در انتخابات و به دست گرفتن سکان قوه ی مجریه به اصلاح فرایند انتخابات دست زد، تفاوتی مهم دارد… هیچ انتخابی که بدون آزادی و آگاهی صورت گیرد، انتخاب نیست و هیچ صندوق رأیی تا متعهد به امانتداری نباشد، صندوق رأی نیست. بازگرداندن اعتبار صندوق رأی به آن، از طریق اصلاح قانون انتخابات و تضمین حفظ بی طرفی آن در قبال تمایلات انحصارطلبانه ی کانون های قدرت میسر است و بس… برای کسانی که خیال می کنند بدون محترم شمردن تنوع و تکثر موجود در جامعه می توان به اصلاحاتی هرچند جزئی در ساختار سیاسی کشور دست زد، چاره ای جز توسل به ایده ی مهندسی انتخابات، گرم کردن تنور انتخابات، و حداکثر، گشایش های سیاسی- امنیتی کنترل شده باقی نمی ماند.