اين پنجره اين خاطرهها را نفروشيد
چکیده :«خبرنگار» در چنين وضعي هم هراسان از انجام عمل حرفهاي است و هم نگران دوري از عمل اخلاقي. پر كردن اين فاصله دراز ميان مسووليت اخلاقي و حرفهاي با محدوديتهاي سياسي، حقوقي و اقتصادي چگونه ميسر است؟ شايد توجه به دو سازوكار كلي بتواند بار اين رنج روزنامهنگاري را كمتر كند. نخست توجه به نهادمندي و حرفهاي شدن كار روزنامهنگاري در قالب نهادها، نظامها و اصول حرفهاي و صنفي و بعد بالا بردن سطح انگيزه و عشق روزنامهنگارانه. ...
هادی خانيكی:
روز خبرنگار نشانهاي است براي توجه به نقشها و جايگاه روزنامهنگاران و روزنامهنگاري در جامعه. در واقع به بهانه اين روز بايد يك بار ديگر اين پرسش را در سطوح مختلف جامعه مطرح كرد كه خبرنگار كيست و خبرنگاري چيست؟ براي پاسخ گفتن به اين سوال از زاويههاي مختلف اخلاقي، علمي، حرفهاي، سياسي و حقوقي تلاشهايي به انجام رسيده است اما به نظر ميرسد كه همچنان خبرنگاران غريب و ناشناس ماندهاند. شايد بتوان علت را در سربار شدن انتظارات براي بهبود هر امري در جامعه از روزنامهنگاران دانست. شايد هم اين حرفه از نظر منزلت اجتماعي در همان حد «حكيم باشيها»ي قديمي باقيمانده باشد كه در برابر هر واقعهاي بايد دراز شوند.
شايد هم سايه سياست چنان در همه عرصهها سنگين باشد كه حد واقعي روزنامهنگاري و نقش موثر خبرنگاران فراتر از خطوط رسمي سياست نرود به اين معنا گويا خبرنگار خوب، خبرنگاري است كه به دور از نگاه و رويكرد انتقادي تنها به تاييد آنچه هست مينشيند و از نقد آن ميگريزد.
در چنين فضايي «خبرنگار» ازجمله مظلومترين شهروندان جامعه به شمار ميآيد كه همواره با پارادوكسهايي حل ناشدني در نظر و عمل روبهرو است. از يكسو از او مرتبا خواسته ميشود كه حقايق را بيان كند و وقايع را آنگونه كه هست بنگارد و در سوي ديگر محدوديتها و تنگناها، چشم و دل و دست او را در انجام اينكار ناتوان ميسازد.
«خبرنگار» در چنين وضعي هم هراسان از انجام عمل حرفهاي است و هم نگران دوري از عمل اخلاقي. پر كردن اين فاصله دراز ميان مسووليت اخلاقي و حرفهاي با محدوديتهاي سياسي، حقوقي و اقتصادي چگونه ميسر است؟ شايد توجه به دو سازوكار كلي بتواند بار اين رنج روزنامهنگاري را كمتر كند. نخست توجه به نهادمندي و حرفهاي شدن كار روزنامهنگاري در قالب نهادها، نظامها و اصول حرفهاي و صنفي و بعد بالا بردن سطح انگيزه و عشق روزنامهنگارانه.
«خبرنگار» در شرايط دشوار جز آنكه براي كار خويش، منشأيي ماورايي قايل باشد و دشواري كار حرفهاياش را با ايمان و عشق آسان كند، راه روشن پيشرو ندارد. جانمايه روزنامهنگاري، عشق و شور و البته شعور است و اين سه را با هيچ داشته ديگري نميتوان سودا كرد. سخنم را با سرود دردمندانه «قيصر امينپور» به پايان ميبرم. او در نشست جمعي از هنرمندان كه به همت دوست عزيزم آقاي «مسجدجامعي» به مناسب ميلاد فرخنده حضرت امام حسن مجتبي (ع) برگزار شده بود، تنها چند هفته پيش از مرگ نابهنگامش توصيهاي را به آنان كرد كه ميتواند روزنامهنگاران را نيز در برگيرد. آن سخن اين بود كه: «اين حنجره اين باغ صدا را نفروشيد/ اين پنجره اين خاطرهها را نفروشيد/ در شهر شما باري اگر عشق فروشي است/ همغيرت آبادي ما را نفروشيد/ تنها به خدا دلخوشي ما به دل ماست/ صندوقچه اسرار خدا را نفروشيد»
منبع: شرق













