سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه کسی مسوول بحران اقتصادی و هسته ای کشور است؟...

چه کسی مسوول بحران اقتصادی و هسته ای کشور است؟

چکیده :از سال‌ها پیش اصلاح طلبان و دلسوزان کشور و انقلاب هشدار می‌دادند که درصورت ارجاع پرونده هسته‌‌ای به شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های تحریم، ایران با بحران روبرو خواهد شد. آنان همچنین طی نامه‌ای از رهبری خواستند جام زهر را سرکشد و در سیاست‌های داخلی و خارجی تجدید نظر کند. در طول این سال‌ها دلسوزان و علاقمندان به کشور بارها و بارها نسبت به تشدید تحریم‌ها هشدار دادند. بنابراین با فرض درستی راهبرد هسته‌ای رهبری هیچ عاقل فهمیده‌ای در این کشور نبود که وقوع چنین روزی را پیش بینی نکند و احتمال ندهد که با اتخاذ چنین راهبردی باید در انتظار تحریم گسترده بین المللی باشیم....


کلمه – علی محمد شمس:

در حالی که فشار تحریم‌ها هر روز بیشتر از پیش می‌شود، همه شواهد و قراین از عدم آمادگی و بهتر بگوییم بلاتکلیفی و بی‌برنامگی مجموعه حاکمیت برای مقابله با تحریم‌ها حکایت دارد. اظهار نظرهای متضاد دولتی‌ها در راه‌اندازی بورس ارز همزمان با سقوط ناگهانی ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی طی دو هفته گذشته، تنها یکی از نشانه‌های این بلاتکلیفی و بی‌برنامگی‌ است. همزمان با دور اول افزایش شدید نرخ ارز در ماه‌های گذشته دولت با افزایش قیمت ارز دولتی ادعا کرد ناپایداری قیمت ارز را کنترل و آرامش را به بازار ارز بازگردانده‌ است اما سقوط آزاد ارزش ریال در چند ماه بعد بی اعتباری این ادعا را ثابت کرد. ورود بی‌نتیجه دستگاه امیتی به بازار ارز در مرحله نخست صعود قیمت ارز‌های خارجی در ماه‌های قبل و دستگیری گسترده دلالان ارز و بستن چندین صرافی و ورود ناکام‌تر سپاه پاسداران در مرحله دوم صعود قیمت ارز طی هفته‌های اخیر به روشنی نشان می‌دهد حاکمیت هیچ درک مشخصی از این بحران ندارد.

در سال‌هایی که قطعنامه‌های شورای امنیت یکی پس از دیگری علیه ایران صادر و تحریم‌های اقتصادی و بانکی هر روز گسترده و گسترده‌تر می‌شد، شاهد تصویب پر ریخت و پاش‌ترین بودجه‌‌ها و بی‌سابقه‌ترین گشاده‌ دستی‌ها و بذل و بخشش‌ها در داخل و خارج کشور بودیم. مقامات افغانستانی از دریافت چمدان‌های دلار خبر می‌دادند و خبر کمک‌های چشمگیر ایران به کشورهای آمریکای لاتین از جمله نیکاراگوئه و ونزوئلا و بولیوی در جریان سفرهای متعدد احمدی‌نژاد به این کشورها با آب و تاب نقل می‌شد. امروز پس از آنهمه ولخرجی‌ها و گشاده دستی‌ها و درحالی که سنگین‌ترین گوش‌ها نیز صدای تحریم‌های بین المللی را می‌شنود و پس از آن که درآمدهای نفتی ایران به یک سوم کاهش یافته است، اعلام اقتصاد مقاومتی از سوی رهبری حکایت از آن دارد که این غفلت و یا تغافل منحصر به دولت نبوده است.

برای این که تصویر روشن‌تری از وضعیت اقتصادی کنونی کشور داشته باشیم کافی است به عنوان یک نمونه به این خبر توجه کنیم که کارخانه‌های تولید خودرو اکنون ماه‌هاست که به علت تحریم‌ها با ۴۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کنند و تولید ایران‌خودرو از روزی سه هزار اتومبیل به روزی چند صد اتومبیل کاهش یافته و در برخی روزها به رکورد تولید پنجاه اتومبیل‌هم رسیده است.

براساس گفته برخی مسؤلان ایران خودرو از همین تعداد اتومبیل تولیدی نیز تعداد زیادی به علت نقص قطعات به بازار عرضه نمی‌شوند. سهم مصرف برق در بخش تولید و صنعت اما شاید گویاترین شاخص برای آگاهی از وضعیت تولید کشور باشد. زمانی که احمد نژاد دولت را تحویل گرفت سهم مصرف برق صنعتی(بخش تولید) حدود ۵۵ درصد کل مصرف انرژی برق کشور بود. این رقم امروز به کمتر از ۲۵ درصد کاهش یافته است. این به معنای نرخ منفی توسعه صنعتی و تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی و در نتیجه کاهش تولید و افزایش بیکاری و فقر و گرانی است. وضعیت اندوه بار و بحران زده اقتصاد کشور که شرح مختصری از آن به دست دادیم در شرایطی ایجاد شده که درآمد ایران از محل فروش نفت طی هفت سال گذشته به بیش از پانصد میلیارد دلار بالغ می‌شود. اگر این حجم از درآمد را با درآمد ارزی کشور طی هشت سال دوره اصلاحات مقایسه کنیم مسئله روشن‌تر می‌شود. بودجه ارزی هزینه شده طی هشت سال دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ میلیارد دلار بود و خاتمی در شرایطی دولت را تحویل داد که موجودی صندوق ذخیره ارزی حدود ۱۹ میلیارد دلار بود.

قصد ما در این نوشتار ارزیابی عملکرد اقتصادی حاکمیت کنونی نیست و نمی‌خواهیم خوانندگان را با ارائه آمارهای خشک اقتصادی خسته کنیم. در این نوشتار در پی پاسخ به این سؤال هستیم که مسؤولیت این وضعیت اندوهبار بر عهده کیست؟ اصولگرایان مخالف و منتقد احمدی‌نژاد این روزها می‌کوشند که این وضع را نتیجه مدیریت و عملکرد دولت او در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی معرفی کنند. اما این همان آدرس غلط و جدید‌ترین دروغی است که حاکمیت دروغ، دست درکار ساختن و رواج آن است. واقعیت این است که احمدی‌نژاد چه در حوزه اقتصادی و چه در حوزه سیاست خارجی بر همان مسیری حرکت کرد که ایده‌آل و مطلوب رهبری بود. او دست کم در این دو حوزه دیدگاه‌هایی کاملاً هماهنگ و نزدیک به رهبری را به اجرا گذاشت. در دوره اصلاحات دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی رهبری در سطح دولت نفوذی نداشت و در سطح سران قوا نیز آراء رهبری در اقلیت قرار داشت، بنابراین شاخص‌های اقتصادی روندی مثبت را نشان می‌داد و البته ایشان بی‌توجه به روند رشد و توسعه کشور در دیدارهای عمومی و یا در سفرهای استانی بر نظرات خود پای می‌فشردند، اما با شکل گیری مجلس هفتم و قرار دادن حداد عادل در رأس آن و سپس روی‌کار آوردن احمدی‌نژاد، اوضاع تغییر کرد. در شرایط جدید دیدگاه‌های اقتصادی و سیاسی رهبری نه در دولت، مهجور بود و نه در سطح سران در اقلیت قرار داشت. در این دوره احمدی‌نژاد با اتخاذ مواضع و اظهارنظرهایی کاملاً مورد تأیید رهبری در حوزه‌های اقتصادی و سیاست خارجی، ایشان را از موضع‌گیری در این دو حوزه بی‌نیاز می‌کرد. ذکر چند نمونه صحت این ادعا را به اثبات می‌رساند. رهبری در اواخر دوره اصلاحات بر توقف اجرای پروژه‌های ملی و زیربنایی و در عوض توزیع امکانات رفاهی میان مردم و اقشار محروم تأکید داشتند. ایشان در آن زمان در سفر به کرمان تصریح کردند «اجرای طرح‌های زیربنایی کافی است و مردم باید پول نفت را بر سر سفره‌هایشان مشاهده کنند». این سخن به راهبرد دولت احمدی‌نژاد در حوزه اقتصادی تبدیل شد. او بلافاصله پس از روی کار آمدن، سازمان برنامه و بودجه و شوراهای عالی نظارتی و تصمیم‌گیری در حوزه اقتصاد را منحل و سفر‌های استانی خود را آغاز کرد و بودجه کشور را به صورت بی‌حساب صرف طرح‌های کوچک، زودبازده و غیر توسعه‌ای نظیر برق رسانی و آب لوله کشی به روستاها و خانه سازی برای روستائیان کرد. این طرح‌ها پیش از دولت احمدی‌نژاد هم اجرا می‌شد، اما محور راهبرد اقتصادی دولت‌های پیشین نبود. راهبرد اقتصادی دولت‌های قبل و به طور مشخص دولت اصلاحات توسعه محور بود. استدلال این بود که با اجرای طرح‌های عمرانی و آماده ساختن زیرساخت‌ها مانند توسعه راه‌ها و ساختن سدها و نیروگاه‌ها و ایجاد واحدهای تولیدی، مقررات زدایی و کاستن از حجم دیوان سالاری، اشتغال و تولید شکل گرفته و به طور نهادینه فقر کاهش یافته و جامعه ثروتمندتر می‌شود. اما دولت احمدی نژاد به دنبال اجرای طرح‌ها و پروژه‌هایی بود که ماهیت توسعه‌ای نداشت، نه بر تولید می‌افزود و نه اشتغال را افزایش می‌داد، اما طبقات محروم و دارای درآمد محدود را موقتاً راضی می‌کرد.

این تنها احمدی‌نژاد نبود که به عرصه فعالیت اقتصادی چنین نگاهی داشت. همان‌گونه که گفتیم رهبری نیز از این ایده حمایت می‌کرد. رهبری حساسیت شدیدی نسبت به راهبرد توسعه و حتی لفظ توسعه داشته‌اند. این حساسیت چنان بود که پس از دوره اصلاحات براساس رهنمودهای ایشان دولتیان دیگر در اسناد رسمی خود واژه «پیشرفت» را جایگزین لفظ اصطلاح تعریف شده «توسعه» کردند. در نگاه رهبری عدالت به معنای توزیع ثروت در میان اقشار محروم حامی حکومت، محور راهبرد اقتصادی است و این همان راهبردی است که دولت احمدی‌نژاد طی هفت سال گذشته در دستور کار خود قرار داده است. پس از پایان دولت اصلاحات رهبری سفری به یکی از استان‌ها داشتند. یکی از مدیران وقت استان از این سفر خاطره‌ای شنیدنی نقل می‌کند.او می‌گوید در این سفر چند تن از وزیران اقتصادی رهبری را همراهی می‌کردند. درجلسه شورای مدیران استان که با حضور رهبری و وزرای مذکور برگزار شد چند تن از مدیران به جای طرح‌های کوچک و بی اهمیت مثل لایروبی فلان نهر و یا آب رسانی به فلان روستا یکی دو پروژه بزرگ عمرانی را که مطالعات کارشناسی و فنی آن طی سال‌های قبل انجام شده بود و در صورت اجرا بر اقتصاد استان تأثیر زیادی داشت، مطرح کردند. اما رهبری فرمودند این طرح‌ها را فعلا کنار بگذارید و طرح‌های زودبازده را مطرح کنید.

هدف این بود که جامعه به خصوص اقشار محروم با رفتن دولت اصلاحات رنگ رفاه و پول ببینند و به این نتیجه برسند که اصلاح طلبان مانع برخورداری آنان بوده‌اند. احمدی‌نژاد نیز در سفرهای استانی خود با همین منطق عمل می‌کرد. او به اداره کشور همان نگاهی را داشت که به شهرداری تهران و تصور می‌کرد با حذف نهادهای برنامه ریز و ناظر مانندسازمان برنامه و بودجه می‌توان کشور همچون شهرداری با مدیریت شخصی و ساختن چند دور برگردان در محل اتصال خیابان‌ها با اتوبان‌های اداره می‌شود و مردم احساس می‌کنند به نفع آن‌ها کاری صورت گرفته است. این دیدگاه مخرب عاقبت کار خود را کرد و درآمدهای افسانه‌ای نفت که در صورت مدیریت صحیح می‌توانست جهش اقتصادی بی‌سابقه‌ای برای کشور به ارمغان آورد، با تزریق بی‌حساب و کتاب به جامعه در قالب سیاست‌های انبساطی مالی و پولی از جمله توزیع خیریه‌ای در جامعه تحت عناوین سهام عدالت و صندوق مهر رضا و یا در سفرهای استانی و در انبوه طرح‌های عامه پسند غیر توسعه‌ای و واردات بی‌رویه کالا و یا بخشش‌های بی رویه به دولت‌‌های‌خارجی هزینه شد تا مردم پول نفت را سر سفره خود احساس کنند! به این ترتیب طلایی ترین فرصت‌های رشد و توسعه از دست رفت و آن درآمد عظیم به جای توسعه چشمگیر، حجم نقدینگی کشور را تنها طی سال‌های ۸۴ و ۸۵ به دو برابر افزایش داد و چنان که امروز شاهد هستیم برای کشور تورم و گرانی و کاهش تولید و فقر و بیکاری را به ارمغان آورد. از یاد نبرده‌ایم که اساتید و اقتصاددانان کشور در سال‌های آغاز به کار دولت برکشیده رهبری، با ارسال نامه‌های جمعی این عملکرد را مورد انتقاد قرار دادند و نتیجه آن را برای کشور فاجعه بار ارزیابی کردند. در آن زمان این تنها احمدی‌نژاد نبود که به این انتقادها و هشدارها اعتنایی نمی‌کرد، رهبری نیز در حمایت از سیاست‌ها و عملکرد اقتصادی دولت در برابر انتقادها و هشدارها می‌فرمودند:«ما به جزئیات امور کشور اشراف داریم. این انتقادها نوعاً ناشی از حسادت و یا غرض ورزی است».

آن‌ها که از اخبار پشت پرده خبر دارند می‌دانند که طی این سال‌ها بسیاری از شخصیت‌ها و مدیران گذشته نظام در دیدار با رهبری نسبت به روند اقتصادی کشور هشدار ‌داده‌اند و نامه‌ها نوشته‌اند. بسیاری از عالمان و روحانین دلسوز و آگاه مناطق مختلف کشور به ایشان متذکر ‌شده‌اند که محل رجوع مردم هستند و آثار نامطلوب سیاست‌ها و عملکرد اقتصادی دولت را در زندگی مردم می‌بینند. اما رهبری که یک تنه در حمایت از سیاست‌های اقتصادی احمدی‌نژاد ایستاده بودند به همه اطمینان می‌دادند علت نگرانی آن‌ها نقص اطلاعات است و ایشان که به مسائل کشور اشراف کامل دارند، می‌دانند که جای نگرانی وجود ندارد. ایشان در آن سال‌ها در برابر انحلال سازمان برنامه بودجه و شوراهای عالی نظارت و تصمیم گیری اقتصادی احمدی‌نژاد سکوت کردند و از سفرهای استانی احمدی‌نژاد و تصویب فله‌ای طرح‌های بی‌اثر اقتصادی و ریخت و پاش‌های دولت وی دفاع کردند و روش دولت را در ماجرای هدفمند‌کردن یارانه‌ها تأیید کردند و …

بی‌کفایتی و بی‌تدبیری دولت در اداره امور تحت حمایت‌های مقام رهبری البته به لطف درآمدهای هنگفت نفت در طول این سال‌ها پنهان ماند. مسئله خیلی پیچیده نبود اگر کاهش تولید موجب کم شدن عرضه و تشدید گرانی می‌شد،‌ ارز کافی برای واردات بی رویه کالاهای خارجی و تنظیم بازار فراهم بود. اگر توقف واحدهای تولیدی به بی‌کاری می‌انجامید، ارز کافی برای تبدیل کردن به ریال و توزیع در میان محرومان به صورت نقد و سود سهام عدالت و … وجود داشت. درهر موردی هرجا که لازم بود کافی بود احمدی‌نژاد طی نامه‌ای از رهبری درخواست کنند چند میلیارد دلاری خارج از بودجه، ارز در بازار بفروشند تا کمبودها جبران شود و رهبری نیز بلافاصله به عنوان حکم حکومتی موافقت می‌کردند.

امروز البته احمدی‌نژاد تا حدودی از مواضع شعاری در عرصه اقتصاد دست برداشته و یا فرصت طلبانه ترجیح می‌دهد خود را پیش‌مرگ رهبری نکند. در ماجرای خانه نشینی یازده روزه، او به کسانی که به وساطت به ملاقاتش رفته بودند سخنانی به این مضمون گفته بود: «من این همه به رهبری خدمت کردم، اصلاح طلبان را حذف کردم، در برابر مراجع تقلید به خاطر رهبری ایستادم، هر نظری داشتند به نام خودم اجرا کردم و فحش‌ها را به جان خریدم. این بود دستمزد من؟» امروز او به این نتیجه رسیده است، حال که قرار است دستمزدش این باشد بهتر است رهبری خود دیدگاه‌هایش را مطرح کند و هزینه‌اش را هم بپردازد. به همین دلیل است که می‌بینیم اگر احمدی‌نژاد در سال‌های اولیه می‌گفت جمعیت ایران باید به ۱۲۰ میلیون نفر برسد، امروز دیگر نه تنها این حرف را تکرار نمی‌کند، بلکه وقتی رهبری می‌فرمایند جمعیت ۱۵۰ میلیون هم برای ایران کم است، او آگاهانه و به نحو معنی داری سکوت می‌کند. اگر در آن سال‌ها هر زمان مشکلی پیش می‌آمد احمدی‌نژاد پیشقدم می‌شد و با گرفتن احکام حکومتی از رهبری قانون را دور می‌زد و برای پنها کردن آثار بحران هر قانونی را نقض می‌کرد، امروز به رغم بحران ارزی و افزایش‌های ناگهانی و شدید قیمت ارز، سکوت می‌کند و دست روی دست می‌گذارد، تا همه بدانند مواضع هسته‌ای ایران که رهبری آن را مدیریت می‌کند چه هزینه‌هایی برای کشور دارد. او که تا پیش از این حتی گران شدن قیمت گوجه فرنگی را به توطئه بیگانگان نسبت می‌داد، امروز دیگر بهتر از هرکس می‌داند هیچ توطئه ای درکار نیست، و بحران‌های موجود نتیجه سیاست‌های اقتصادی و دیپلماسی خارجی کنونی است. از این رو اگر قیمت ارز به یکباره افزایش می‌یابد، به رغم این که می‌داند دست‌های پنهانی در کار نیست، به جای وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران تحت امر رهبری را مأمور کشف توطئه و دستگیری عوامل دشمن می‌کند تا همه بفهمند برخلاف نظر رهبری دشمنی درکار نیست، بلکه مشکل اصلی راهبرد هسته‌ای رهبری است که مدیریت او را نیز با مشکل مواجه ساخته است. او حتی در موارد متعددی در دیدار با افراد مختلف که چندان هم به او نزدیک نیستند گفته است اصلاح طلبان راست می‌گفتند اینجوری نمیشه کار کرد. او در اظهار این انتقادات درگوشی تعمد دارد و به کسانی می‌گوید که یقین دارد آن را برای دیگران نقل می‌کنند.

به هر حال بخت‌یاری حاکمیت اقتدار به پایان رسیده است. اگر تا دیروز به لطف درآمد افسانه‌ای نفت، نتایج سوء مدیریت مردم‌فریبانه در عرصه اقتصاد پنهان می‌ماند، امروز براثر تشدید تحریم‌های نفتی، درآمدهای ارزی کشور به شدت کاهش یافته و دیگر آثار آن بی‌کفایتی ها و بی‌تدبیری‌ها قابل پنهان ساختن و انکارکردن نیست. اما تحریم‌های بین المللی به نوبه خود معلول بی‌تدبیری و بی‌کفایتی در عرصه سیاست خارجی است. جالب این که سیاست خارجی احمدی‌نژاد طی سال‌های گذشته بسیار بیشتر از سیاست‌های اقتصادی او مورد حمایت رهبری قرار داشت. رهبری دیدگاه‌های وی در حوزه سیاست خارجی را کاملاً تأیید می‌کردند. احمدی‌نژاد در اولین سخنرانی خود در جمع سمینار نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج کشور به صراحت به آنان ‌گفت ما باید رسالت انبیاء الهی را ادامه بدهیم آن ها برای تغییر دنیا آمدند و ما نیز باید در جهت تغییر دنیا بکوشیم. گرفتن ژست‌های شجاعت و شهامت البته به خرج و هزینه ملت که محور سیاست خارجی احمدی‌نژاد را تشکیل می‌داد، دقیقاً همان چیزی بود که رهبری می‌خواست. سخنرانی‌های تند و آتشین در مجامع جهانی و یا رفتارهای قذافی گونه نظیر دستگیری ملوانان انگلیسی و دیدار با آن ها در برابر دوربین‌ها و آزاد کردن آن‌ها با هدایای مختلف، دقیقاً ترجمان همان چیزی بود که رهبری از آن به عنوان «عزت» یاد ‌می‌کردند. رهبری از ضرورت دشمنی و مبارزه بی‌امان با آمریکا و اروپا می‌گفت احمدی‌نژاد با سفر به کشورهای آمریکای لاتین و کمک‌های بی‌حساب و کتاب به آن‌ها باز هم از جیب ملت این رهنمودها را در عمل ترجمه می‌کرد. رهبری از ایستادگی بر مواضع هسته‌ای می‌گفت و دولت اصلاحات را به بزدلی و تنازل در برابر آمریکا و اروپا متهم می‌کرد و احمدی نژاد با عباراتی نظیر این که «آن قدر قطعنامه بدهند که قطعنامه دانشان پر شود»، شجاعت مورد نظر رهبری را به نمایش می‌گذاشت. اما در یکی دو سال اخیر که رابطه‌ها تیره شد، احمدی‌نژاد همانند حوزه اقتصاد که شرحش گذشت، در حوزه سیاست خارجی نیز دست به چرخشی آشکار زد. او که دیگر دلیلی نمی‌بیند پیش‌مرگ رهبری شود، امروز به جای فحش به آمریکا و پریدن به این و آن، پیام‌ها و پیک‌های دوستی و گفت و گو برای آمریکاییان و اروپاییان می‌فرستد و برای حل مشکل هسته‌‌ای اعلام آمادگی می‌کند. رهبری که تا پیش از این به علت مواضع احمدی‌نژاد نیازی به موضع‌گیری و پرداخت هزینه نمی‌دیدند، امروز با عقب نشینی و چرخش وی، چاره ای جز این نمی‌بینند که شخصا به صحنه بیایند، و خود سیاست خارجی و پرونده هسته‌ای را مستقیماً مدیریت کنند. اکنون نوبت رهبری است که شعارهای وی را تکرار کند. اگر احمدی‌‌نژاد در سال‌های اول هلوکاست را نفی می‌کرد و خواهان نابودی اسرائیل می‌شد اکنون رهبری پس از هفت سال آن شعارها را می‌دهند.

امروز احمدی‌نژاد در برابر تهدید‌های اسرائیل دیگر شعار نابودی اسرائیل سر نمی‌دهد بلکه به خبرنگاران آمریکایی می‌گوید: «چرا باید مدیریت جهانی به گونه‌ای باشد که یک کشوری با سابقه تاریخی و فرهنگی مانند ایران را به حمله تهدید کنند؟» و به این ترتیب خود را کنار می‌کشد و میدان جنگ طلبی را برای سرداران سپاه مرید رهبری و شخص رهبری باز می‌گذارد تا پشت سر هم از آمادگی برای جنگ و نزدیک بودن رویارویی نظامی سخن بگویند و کشور را در حالت ناپایدار نه جنگ و نه صلح قرار دهند. امروز احمدی‌نژاد برخلاف هفت سال پیش، در سخنرانی درمجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه با تلویزیون‌های آمریکا، به جای این که همه جنایت‌ها را به آمریکا نسبت دهد،‌ به صراحت می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران، آمریکا را به رسمیت می‌شناسد و آمادگی دارد تا چنان چه دولت آمریکا قدمی برای تفاهم بین دو کشور بردارد،… کمک کند تا سریع‌تر روابط دو کشور بهبود یابد» (تارنمای رسمی دولت) به این ترتیب به همگان می‌گوید که این نه من بلکه رهبری و مریدان ایشان هستند که وجود آمریکای دشمن را شرط بقای خود می‌دانند و خواهان بقای این دشمنی هستند. حتی فیلم موهن علیه پیامبر اسلام نیز احمدی‌نژادی سوپر رادیکال دیروز و بشر دوست و صلح طلب امروز را مجبور به دشنام به آمریکا نمی‌کند او ترجیح می‌دهد در این مورد نیز میدان شعار‌های ضد آمریکایی را به رهبری بسپارد تا انتشار فیلم موهن علیه پیامبر اسلام را بهانه شعارهای ضد آمریکایی کند و به صراحت بگوید که این فیلم و محکوم کردن آمریکا به خاطر آن، محور مراسم حج امسال قرار گیرد. امروز واکنش احمدی‌نژاد به کشته شدن خبرنگار پرس تی‌وی در دمشق در آمریکا تنها این است که اظهار تأسف کند و از همه کشورها ازجمله آمریکا بخواهد این حادثه را محکوم کنند تار رهبری خود مثل هر ماجرای دیگر به میدان بیاید و این ماجرا را جنایت جدید آمریکا بنامد و بر طبل جنگ بکوبد.

آری امروز که احمدی نژاد از صدور انقلاب به دنیا سخن نمی‌گوید و بهار عربی را «بیداری انسانی» می‌خواند رهبری مجبور است که خود به صحنه بیاید و بهار عربی را «بیداری اسلامی» و طنین انقلاب اسلامی در جهان عرب معرفی کند و جنبش وال استریت را نشانه رسیدن «امواج انقلاب اسلامی به قلب اروپا» بخواند. امروز که احمدی‌نژاد آگاهانه در مورد سوریه موضع دو پهلو می‌گیرد و بعضاً از رفتار رژیم اسد با مردمش انتقاد می‌کند رهبری مجبور می‌شود خود در حمایت از رژیم بعثی سوریه علیه مردمش به صحنه بیاید و هزینه‌اش را نیز بپردازد. در جلسه افتتاحیه نشست نم همگان شاهد بودند درحالی که احمدی‌نژاد از مدیریت انسانی جهان سخن می‌گفت و اسرائیل و آمریکا را به فراموشی سپرده بود، حمله به این دو اصلی‌ترین محورهای سخنرانی رهبری را تشکیل می‌دادند. ذکر همه این نمونه‌‌ها، موجب ملال خواننده شده ما را از هدف این نوشتار دور می‌کند.

نتیجه این دیپلماسی، امروز، تیرگی روابط با همسایگان، از دست دادن موقعیت منطقه‌ای، انزوای جهانی و بدنامی در میان ملل مسلمان به خاطر مواضعی غلط نظیر حمایت از رژیم دیکتاتور و سرکوبگر سوریه است. این بدنامی چنان است که از راشد الغنوشی در تونس گرفته تا اخوان المسلمین در مصر برای این که در انتخابات پیروز شوند، ناگزیرند در برابر افکار عمومی جامعه خود سوگند بخورند که قصد ندارند تجربه ایران را در کشورشان تکرار کنند. و احمدی‌نژاد که دیگر قصد ندارد سپر بلای رهبری باشد، با اتخاذ مواضع کاملاً متضاد با گذشته فریبکارانه می‌کوشد به گونه‌ای رفتار کند تا همه دریابند مسؤل این دیپلماسی و نتایج مخرب و ویران‌گر شخص رهبری است. این رهبری است که جنگ می‌خواهد و کشور را به سوی ویرانی می‌برد. اگر نماینده مجلسی چنگ و دندان نشان دادن فرمانده سپاه برای جنگ را محکوم کند بلافاصله مریدی مانند رسایی پیدا می‌شود که به صراحت بگوید سخنان سردار جعفری بیان نظر رهبری بوده است.

نکته‌ای که رهبری معظم از آن غافلند این است که شعارهای حماسی ایشان علیه آمریکا و اروپا امروز دیگر در دنیای اسلام جذابیتی ندارد، زیرا سلفی‌ها و وهابی‌های افراطی ضد شیعی آن شعارها را با صراحت بیشتر و عاری از تناقض‌هایی که جمهوری اسلامی بدان دچار است، سر می‌دهند. اگر رهبری علیه آمریکائیان شعار می‌دهد سلفی‌ها و وهابی‌ها در بنغازی عمل می‌کنند و سفیر آمریکا را می‌کشند. بنابراین در دنیای اسلام کسانی که اصالت را به رویارویی و جنگ با آمریکا می‌دهند، سلفی‌ها و وهابی‌های افراطی را دراین زمینه صادق‌تر می‌یابند.

آن‌ها مانند رهبری مجبور نیستند دوگانه و متناقض سخن بگویند، از یک سو مبارک و قذافی را کافر بخوانند و از سویی دیگر بشاراسد بعثی را مسلمان انقلابی معرفی کنند. از یک سو تقریباُ در تمامی سخنرانی‌های داخلی خود از رژیم سوریه حمایت کنند و از سوی دیگر در سخنرانی در اجلاس سران غیر متعهد که هر سخنرانی مهم‌ترین مسائل جهان و منطقه را مطرح می‌کند، از همه چیز بگویند، جز از سوریه! از یک سو آمریکا و اروپا را دشمن بدانند و از سویی دیگر روسیه و چین را یاور محرومان و انقلابیون جهان تبلیغ کنند! آری این مواضع به ظاهر آتشین برخلاف گذشته، برای رهبری و جمهوری اسلامی ایران محبوبیتی کسب نمی‌کند، اما در کنار آن سیاست‌های اقتصادی تشدید تحریم و افزایش خطر جنگ و در نتیجه رشد اقتصادی منفی و تشدید فقر و بیکاری و گرانی و تورم را به ارمغان می‌آورد.

در باره دیپلماسی ویرانگر و فاجعه بار حاکمیت کنونی طی هفت سال اخیر، سخن بسیار گفته شده است. در این نوشتار قصد تکرار آن را نداریم. رهبری در دیدار با خبرگان رهبری و نیز در دیدار با کارکنان دولت سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی را صحیح و مطابق اصول انقلابی و دینی و منطبق با منافع و مصالح ملی توصیف کردند. این دفاع و تأیید البته کاملاً قابل فهم است زیرا امروز نه احمدی‌نژاد بلکه ایشان پرچمدار سیاست خارجی کشور هستند، بنابراین مسئولیت هرگونه نقص و خطایی در سیاست خارجی و راهبرد هسته‌ای به شخص رهبری بر می‌گردد و نقد آن یعنی نقد عملکرد رهبری. البته چنین چیزی امکان ندارد زیرا فرض اشتباه و خطا و کاستی در عملکرد رهبری فرضی محال است! بنابراین ایشان ناگزیر باید بی‌تفاوت به تشدید روز افزون فقر و بیکاری و گرانی که جامعه را به ستوه آورده است، و بی‌اعتنا به آلام و رنج‌های بیش از نیمی ازجمعیت ایران که زیر خط فقر رفته اند، وضعیت کشور را مطلوب، سیاست خارجی را اصولی و و صحیح و راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را موفق ارزیابی کنند.

حال اجازه بدهید با رهبری همراه شویم و بپذیریم که عملکرد و راهبرد ایشان در سیاست خارجی کاملاً صحیح بوده است و چنان که فرموده‌اند «ما در مسیر رسیدن به قله هستیم و آمریکا و اروپا اتوبوسی را می‌مانند که ته دره گرفتار بهمن شده است». به رغم این امروز رهبری هم پذیرفته‌اند ظاهراً شرایط در نزدیکی‌های قله چندان بهتر از شرایط ته دره و در زیر بهمن نیست و تحریم‌ها مشکلاتی را برای کشور فراهم آورده است آن گونه که باید در برابر آن به «اقتصاد مقاومتی» متوسل شد. آماری که ما در ابتدای این مقاله ارائه دادیم نشان می‌دهد که مشکل بسیار مهم و وضعیت بحرانی است. آری بیایید فرض کنیم راهبرد رهبری در عرصه سیاست خارجی بی‌عیب و نقص است و تنها کافی است که نتایج ناگوار آن و مشکلات کنونی را در کوتاه مدت بپذیریم و در برابر تحریم‌ها تا پای جنگ محکم و استوار بایستیم و پیروزی نهایی با ماست. اما چنان که پیش از این گفتیم وقوع بحران‌ها و مشکلات اقتصادی به عنوان نتیجه چنین راهبردی کاملاً قابل پیش بینی بود.

از سال‌ها پیش اصلاح طلبان و دلسوزان کشور و انقلاب هشدار می‌دادند که درصورت ارجاع پرونده هسته‌‌ای به شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های تحریم، ایران با بحران روبرو خواهد شد. آنان همچنین طی نامه‌ای از رهبری خواستند جام زهر را سرکشد و در سیاست‌های داخلی و خارجی تجدید نظر کند. در طول این سال‌ها دلسوزان و علاقمندان به کشور بارها و بارها نسبت به تشدید تحریم‌ها هشدار دادند. بنابراین با فرض درستی راهبرد هسته‌ای رهبری هیچ عاقل فهمیده‌ای در این کشور نبود که وقوع چنین روزی را پیش بینی نکند و احتمال ندهد که با اتخاذ چنین راهبردی باید در انتظار تحریم گسترده بین المللی باشیم.

اگر چنین است، عاقلانه آن بود که رهبری طی سال‌های گذشته نظارت می‌فرمودند بخشی از درآمد افسانه‌ای نفت برای روز مبادای امروز ذخیره می‌شد تا کشور قادر به مقاومت در برابر تحریم‌ها و ادامه راهبرد رهبری در سیاست خارجی باشد. چنان که گفتیم درآمد ارزی کشور طی این هفت سال بیش از پانصد میلیارد دلار بوده است. کل هزینه ارزی هشت ساله دوره دولت اصلاحات با احتساب بیست میلیارد دلار ذخیره ارزی حدود یکصد شصت میلیارد دلار بوده است. بنابراین حتی اگر دو برابر این مبلغ در این هفت سال هزینه می شد، نهایتاً دویست میلیارد دلار باقی می‌ماند تا به پشتوانه آن کشور بتواند در برابر تحریم‌های بین المللی بر روی مواضعی که رهبری آن را صحیح می‌داند، بایستد و به مردم فشاری وارد نشود. رهبری در جایی فرموده‌اند که «این جنگ جنگ اراده‌هاست اگر ما یکسال مقاومت کنیم آن‌ها کوتاه می‌آیند».

با فرض صحت این نظر ذخیره‌ای دویست میلیارد دلاری می‌توانست حداقل کشور را برای چند سال در برابر تحریم‌ها سرپا نگه‌دارد. اگر به واقع رهبری قصد ادامه این سیاست را داشتند چرا اجازه حیف و میل این درآمد بادآورده را دادند و هر زمان با صدور حکم حکومتی ریخت و پاش‌های بی حساب و کتاب ارزی را تأیید کردند تا امروز کفگیر به ته دیگ بخورد و ارزی در اختیار نباشد که با آن نرخ ارز را کنترل کرد و دولت مجبور باشد به قیمت فشار آوردن بر اقشار دارای درآمد ثابت و کارمندان دولت ۳۰ درصد از بودجه خود بکاهد و هر روز با افزایش قیمت‌ها کمر اقشار محروم را زیر بار گرانی خرد کند؟

رهبری که نماینده خداوند بر روی زمین هستند و به قول نماینده ولی فقیه در سپاه «باید رهبری کل جهان به ایشان سپرده شود» و «با معصوم در ارتباط هستند»، آیا قادر نبودند مانند همه آگاهان وقوع چنین روزهایی را پیش بینی کنند تا امروز مجبور نباشند شعار بی‌محتوا و موهوم اقتصاد مقاومتی را مطرح نمایند؟ این سؤال را نه مریدان ساده لوح که عقلی برای اندیشیدن ندارند، بلکه کسانی نظیر حضرت آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان باید پاسخ دهند که معتقدند «وظیفه خبرگان حفظ چنین رهبر عالم و آگاهی است و نه نظارت بر کار ایشان».


88 پاسخ به “چه کسی مسوول بحران اقتصادی و هسته ای کشور است؟”

  1. علی گفت:

    باور کنید خدا هم از دست اراجیف اینها نالان شده باور کنید نفرین موسوی و …و زندانیان موثر بوده و چنان کرده که خداوند مستقیمآ دست به کار شده تا فصل الخطاب را بی آبرو کند.
    وقتی رهبری در اواسط دوران هاشمی میگفت که هر جا مشکلی باشد با سر انگشت !! تدبیر رهبری حل میشود” حالا بفرمایند با سر انگشت تدبیر از کاغذ پاره شدن پول ملی که به فقر مضاعف ملی بدل گشته جلوگیری کنند ؟

  2. ناشناس گفت:

    حاج اکبر! هم میهن گرامی! سلام اگه یک دقیقه تحمل کنی و چند خط نظراتم رو بخونی و منطقی فکر کنی، ممنون می شم،
    1- اگه از سرداران سپاه یا دیگر آقایان یا منسوبان آنها هستی که میلیاردی جیب هات پر می شه که نوش جونت و کاملا به شما حق می دم که با این حرارت و عشق!، مدافع مقام عظمای بصیرت باشی و جانت رو هم فدا کنی.
    2- اگه از اون دسته ارازل و اوباش یا اون فیوج هایی هستی که روزانه بین دویست تا پانصد هزار تومان بهت می دن که با زنجیر، قمه، باتوم، تسمه، شلاق و… مردم رو بزنی و تحویل بسیج و یگان ویژه بدی که ببرن زندون و بهشون تجاوز کنن و شکنجه و …. که عزیز دلم باید بهت بگم که آدم خودش رو به این قیمت ها نمی فروشه و بالاخره این روزها تموم می شه و به پرونده همه رسیدگی می شه! و اما …
    3- اگه از اون دست افرادی هستی که مثل بقیه مردم آه در بساط نداری که با سودا کنی و از اعتقاداتت سوء استفاده می کنن و در مسجد و بسیج، واقعیت ها رو پنهان کرده و همه چیز رو وارونه جلوه می دن و با دروغ هایی از قبیل : اینها ضد انقلاب هستن و عامل استکبار و می خوان دین شما رو نابود کنن و….. سیدعلی نایب امام زمانه و با خود خدا در ارتباطه و… از این خزعبلات و …
    باید بگم که تو فقط برای آتیش جهنم خودت داری هیزم جمع می کنی و عشقش رو دسته اول می کنن و به ریش تو و من هم می خندن! آره عزیزم! هم به ریش تو می خندن که مزدور بی جیره و مواجب شده ای و هم به ریش من که ایول! خوب هر دو دسته رو به جون هم انداختیم و ما هم با خیال آسوده داریم کیف دنیا رو می کنیم و مردم و مملکت رو چپاول !!!!!!
    خود دانی، فقط کمی فکر کن و سعی کن از این به بعد بخواهی که بدونی و بفهمی. حرفم فقط اینه که سعی کنی واقعیت ها رو ببینی و بیشتر مطالعه و تحقیق کنی، همین !

  3. من چشمام از اشک پر شده وقتی میبینم این ملت چطور از سید علی دوری میکنن و همه مشکلات مملکتو به پای اقام سید علی میریزن اقا بنازم به صبرت بنازم به نامردی ملتت بنازم به استقامتت همون ملتی که یه روز جان به تو تقدیم میکردن الان یه کم مشکلات مالی براشون پیش اومده مثل مردو کوفه دوروبرتو خالی می کنن وای بر شما ایرانی جماعت وقتی رهبری مثل اقام دارید باید با بقیش کاری نداشته باشید و حتی اگه یه جاهایی از اراده اقام سید علی خارج شد دست های غیبی به کمک فرزند فاطمه میان پس همه با هم بخونیم ای اقای من سید علی خامنه ای ای که تویی مقتدای من ای رهبر ازاده و رهبر کل جهان این جان ناقابل من و تمام ملتت به پای تو کاشکی پرنده بودم و بر فراز تو اوج می گرفتم اقا ببخش این مردمو که نمی دانند چه می گویند اما تو با صبرت ثابت کردی هنوز هم مقتدا و امیری ببوسیم خاک پایش را یا حق سید علی.

  4. ناشناس گفت:

    دولتی که که با سازمان برنامه و بودجه را حذف ميکند و هرگونه نظارت را غير قابل قبول ميداند و همه مديران را برکنار و فاميل و دوستانش را مجري امور ميکند و پولها خارج از بودجه مصوبه و بدون هيچ طرحي خرج ميشود ، مجلسي که همه چي را با يک تشر تاييد و تصويب ميکند، قوه قضايي و دستگاه امنيتی که هرگونه منتقد و معترض را زنداني ميکند، و همراهی و تاييد و به به کنان آقايان ، بايد مملکت هم به اين ورشکستگی برسد…..

  5. reza گفت:

    mashalah ye mosht nabeghe daran keshvaro edare mikonan.in sharayet rouz be rouz badatr mishe va belakhare monfajer mishe az iran hitchi baghi nakhahad mound

  6. حسين گفت:

    به نظر مي رسد وضعيت موجود نتيجه عملكرد تمام افراد و جرياناتي است كه در راس حاكميت فعلي قرار دارند. از دولت و مجلس و قوه قضاييه گرفته تا سپاه و بسيج و مجلس خبرگان رهبري و بيت رهبري و شخص رهبري و فرزندانش. البته سهم التقصير هر كدام متفاوت است ضمن اينكه در هر دوره ايي مكن است سهم يكي كمتر يا بيشتر شده باشد. بعنوان مثال درست است كه احمدي نژاد در يم دوره ايي كاملا گوش به فرمان بود و همانند غلامان خانه زاد عمل مي كرد و بوسه بر دست مي زد، ليكن نمي توان تقصيرات او را ناديده گرفت و صرفا رهبري را مقصر دانست. هر چند كه رهبري هم سهم اصلي را در بروز اين وضعيت دارد بلكه غرض اين است كه مقصر بودن ديگري رافع مسئوليت ديگري نيست. تمامي جريانات، گروهها، افراد و نهادهايي كه از انان اسم برده مي شد مسئول هستند و بايد پاسخگو باشند. بايد توضيح بدهند طي حدود 8 سال گذشته با 600 ميليارد دلار درامد نفتي و 200 تا 300 ميليارد دلار ساير درامدهاي اين كشور چه كرده اند و انرا در كجا هزينه كرده اند؟ قطعا اين سئوال پاسخ مي خواهد و قطعا بايد تمام مسئولان 8 سال گذشته بدان پاسخ بدهند.

  7. ناشناس گفت:

    یک سئوال: آیا رهبری وابسته به سرویس های خارجی نیست؟ یا بتوسط اطرافیانش در جهت منافع آنها هدایت نمی شود؟ بالاخره نمی توان تضور کرد ما هرچه اقدام میکنیم منافعش به امریکا و اسرائیل میرسد و ما مخالف این دو هستیم. لطفا” فکر کنید بر اساس شواهد و قرائن

  8. قاسم گفت:

    عزیزان چرا ناراحت می شویید یک نفر مثل اکبر آقا از عشقش که همان عشق به ولایت و رهبری است سخن گفته اگر شما ها واقعا منطقی و اندیشمند و فهمیده اید خودتان باید بدانید ایشان نیت درونی و فکر خودش رابیان داشته و تا آخرین نفس هم از مرام و عقیده خودش دست بر نمی دارد حتی به قیمت جان و مالش باشد و این آقای شمس که این همه تحلیل می کند و تمام مسائل را به رهبری و شخص مقام معظم رهبری نسبت می دهند آیا به این فکر کرده اند در زمان دولت به اصطلاح اصلاحات چه گلی بر سر مردم زدنند که حالا نزده باشند قبلا کارهای دیگری می شد فساد و فحشا و زورگیری و غیره تقریبا تا آنجا که من یادم میآید در همین دوره رواج یافت فیلمهای بی محتوا به اسم آزادی و دموکراسی فساد را در جامعه رواج می دادید من خودم وقتی در دانشگاه قدم می زدم در هر گوشه دختر و پسری را در آغوش هم می دیدم خصوصا عصرها جلوی خوابگاهها آن زمان بقای خودشان را در این مسائل می دیدند و شاید در این دوره در مسائل دیگر بهر حال هیچ کس نمی گوید ماست من ترش است شاید اگر آنها هم بودند الان وضعیت کشور همین بود آیا سیاست دیگری داشتند ؟
    زمانی آقای خاتمی و هاشمی بر مسند حکومت بودند فقط نزدیکان و دوستان خود را در پستهای حکومتی بکار می گماشتند کاری که هر دولتی تقریبا تا بحال انجام داده در زمینه سیاست خارجی مخصوصا مسئله هسته ای مشکل که از همان زمان آغاز شد آیا آنها قصد داشتند در برابر این حق مسلم ملت سکوت و عقب نشینی کنند بدانید در صورت تحقق این امر خواسته آنها به این تمام نمی شد و آنها به دنبال گرفتن امتیازات بیشتری خواهند بود مانند سرهنگ قذافی

  9. ناشناس گفت:

    اقای میر هادی خیلی پررویی بابا تو برو جان فدای رهبرت شو وفقط به حرفش گوش کن اقا گفته از فیلتر شکن استفاده نکن . توکه نمتونی به یک حرف کوچک اقا گوش کنی از همه خیانت کارتر هستی .به امید ازادی زندانیان سیاسی درود بر موسوی

  10. Ekhtiari گفت:

    با درود

    یک کلام :جمهوری اسلامی از بالا تا پایین

  11. ناظر گفت:

    انحلال سازمانهای نظارتی هم خواسته رهبری بود ، رهبری الهی نظارت بردار نیست . خداوند ناظر است که آنهم در تهجدات شبانه رضایتش جلب میشود . هزینه جنگ حزب الله با اسرائیل و ایجاد بست حزه علمیه در خارج از کشور را که نمیشود در ردیف بودجه آورد . سینه زنان زیر علم آقا هم باید دستشان باز باشد . مگر کسی توانست یا میتواند بر اسکله های تحت اختیار برادران قاچاقچی نظارت کند . بسط هر چه بیشتر ید ولی فقیه به بسط ید ذوب شدگان در ولایت انجامید و شد آنچه شد .

  12. eisa گفت:

    خامنه ای بر خلاف نظر دوستان نه بی بصیرت است نه طرفدار رمالی و ……. بلکه خامنه ای تشنه قدرت؛ وهرچه زمان میگذرد تشنگی او افزون میگردد ؛وهر کار که از دستش بیاید برای محکم کردن بایه های قدرت خود خواهد کرد ؛فعلا تا اینجا که ثابت کرده باهوشترین دیکتاتور زمان است

  13. ناشناس گفت:

    در پاسخ به سوال کامنت گذار فوق که ایا : آیا رهبری وابسته به سرویس های خارجی نیست؟
    شخصا اعتقاد ندارم که اوعمله خارجیان است اما از کسی چه پنهان که امکان دارد وابستگان به بیگانه بقول معروف هندوانه زیر بغل رهبر بگذارند که بله تو نماینده مهدی هستی تو از همه فهمیده تری تو نایب امامی اصلا مشخصات شما در کتابها بوده و الی اخر او را بسمت انطاط بکشانند و این امر کاملا محتمل است امام خمینی گفت انگلیس 30 سال برای شما کار میکند و مرجع درست میکند حالا بنظر شما عمله های انگلیس باعث تقویت ایران میشوند یا تضعیف ایا غیر از تیم اقای خامنه ای چه کسی توانسته این مملکت را تا بدین حد تضعبف کند

  14. ناشناس گفت:

    باز آقایان بگوینند تحریم ها بی اثر است … البته برای آنها بی اثر کمر مردم بیچاره زیر بار تورم گرانی میشکنه نه آنها …

  15. ناشناس گفت:

    دزدی و بی لیاقتی مسئولین !

  16. ناشناس گفت:

    دیگه امیدی به زندگی نیست

  17. ناشناس گفت:

    مدیریت جهانی اصولگرا ها ! دلار 3000 تومن !!! شما ها از اداره یک نانوایی هم بر نمی آید مدیریت ایران و جهان پیش کش

  18. ممد گفت:

    آقای خامنه ای قرار بود به انرژی هسته ای برای رفاه مردم برسیم نه اینکه هستی مون رو براش بگذاریم(که با توجه به اسرار مسئولین قطعا ما هم به تبلیغ خارجیها میرسیم که حکومت دنبال بمب هسته ای است)
    قرار نبود انقلاب کنیم و شاه رو سرنگون کنیم و هشت سال بجنگیم و شهید و جانباز بدیم و بهترین مغزها رو از دست بدیم تا شخص شما یگانه قدرت کشور باشید تا همان سلطنت اینبار بدتر در لباس دین و اسلام بوجود آید
    البته تقصیر خودت نیست وقتی 20 سال صدات کنن نماینده خدا در زمین و رهبر مسلمین جهان قطعا هر کسی بود اینطوری خودشیفته و مغرور میشد و انجام هرکاری که دلش میخواست را اجرایی میکرد
    میدونمم که دیگه تغییر نمیکنی چون قرآن فرموده سن توبه تا 60 سالگیه (من اینجور شنیدم) یعنی یک شخص از سن 60 سالگی به بعد دیگر تغییر پذیر نیست و چه بسا بخاطر زوال عقل و اختیار کارهای بدتری انجام دهد
    در کل همه مشکلات کشور تقصیر شخص رهبر است رهبری که شخص آقای … منصوبش کرد!

  19. صراف قدیمی باکو گفت:

    اقای بهمنی ,لطفا ازبشار اسد بپرسید پدروپسرچگونه لیرسوریه را۳۰سال به قیمت۱دلار۴۵لیرنگهداشتند،وبعداز۲سال جنگ داخلی وتحریم وویرانی نصف مملکت ۱دلار۱۰۰لیره شده یعنی ارزش پولشان نصف شده به زبان ساده تر دلار۷تومان شده ۱۵تومان !!!!!!؟؟؟؟؟.

  20. ایمان گفت:

    قبل از اینکه متن شما رابخوانم جوابم به تیترشما این بود:
    1-سید علی حسینی خامنه ای
    2- پاچه خوران منفعت طلب و سرداران سپاهی قاچاقچی و رانتخوار هم در هدایت سیدعلی خامنه ای به دره ژرفی که او-با توهم خود- قله می نامد، نقش موثری داشته اند.

  21. nuclear bomb گفت:

    (میزان تولید نیروگاه اتمی بوشهر در بهترین حالت تولید یک پنجاهم تولید برق ایران است اری برای اضافه نمودن یک لامپ به ۴۹ لامپ اینهمه تحریمها را به مردم تحمیل کردند . ایا مدعیان بصیرت از بصیرت بویی هم بر ده اند)
    نقل قول
    ای بابا شما واقعا نمی فهمید یا واقعا نفهمید؟!!!
    اگر شما نمی فهمید ایرادی نداره ولی خارجی ها نفهم نیستند!!!
    مطمئن باشید انرژی هسته ای چیزی جز تهیه بمب نیست،اخه سی ساله دارند نفت مملکت رو می چاپند و هزینه اهدافشون می کنند،آخه یکی نیست به شما مردم بگه چرا حالا به فکر انرژی هسته ای افتادن،حالا که قدرت نفوذشون در منطقه بسیار کم و حامیانشان هم دارند سرنگون می شوند(مثله بشار اسد..) و مهم تر از آن آیا واقعا فکر می کنید این همه تحریم و تهدید را فقط برای چند هزار مگاوات برق اضافه تحمل می کنند….
    شما اگر متوجه نیستید واقعا نادان هستید….

  22. ناشناس گفت:

    فردی متوهم به مقایسه علی خامنه ای با علی ع پرداخته و با چشمانی پر اشک از بی وفایی مردم کوفه زمان سخن می گویند. ای انسان یک لحظه تو را به خدایی که می پرستی درنگ کن. رفتار و کردار این فرد مستبد و زورگو را با مولایمان مقایسه کن. به شرافت قسم گاهی اوقات فکر می کنم رفتار این فرد که ظالمانه و به ناحق بر مدرم حکومت می کند به مراتب از معاویه بدتر است. اگر بخواهم از فضایل مولا علی و از رذایل این فرد سخن بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ می خواهد. فقط این جمله کافی است تا ببینی علی که به حق بود و جانشین پیامبر فرمود حکومیت برای من از آب بینی شتر کم ارزش تر است و یا بعد از 25 سال خانه نشینی، قسم خورد که اگر نبود بیعت مردم, حکومت را نمی پذیرفتم. خوب حالا در همین دو مورد خامنه ای را با مولا مقایسه کنید. خامنه ای تشنه قدرت است. او برای بقای خود یک دستگاه عریض و طویل جیره خوار تشکیل داده است. از صدر تا ذیل حکومت را نوکر و پابوس خود می داند. به هیچ کس و هیچ مقامی پاسخگو نیست. خبرگان رهبری و شورای نگهبان منصوب خود او هستند. هرکس که او را به مقام خدایی برساند همچون مصباح یزدی, او را مقامی بس نکو می دهد. او رئیس پژوهشکده امام خمینی است که بودجه اش سر به فلک می زندو پای خامنه ای را بوسید. همان شخصی که او را برابر با امامان معصوم می داند (کفر گویی بسیار روشن)- دروغ که نگو. برای حفظ خود نه اسلام دروغ واجب است.خیانت جایز است. شکنجه منتقدان مباح است و کشتن مخالفان نیز جایز است. هر کس از او انتقاد کند در زیر شکنجه جیره خواران جان سالم به در نخواهد برد. بگذریم از اینکه عامل فقر و فلاکت و تباهی زندگی مردم شده است. به خاطر حفظ غرور خود که نمی خواهد جام زهر را نوش جان کند. خوب اگر مردم در زیر بار مشکلات اقتصادی مردمند خیالی نیست. مهم این است که به غرور او خدشه ای وارد نشود

  23. Saeed گفت:

    آقا 33 سال حکومت افراد متوسط از خامنه ای تا خاتمی از ملی مذهبی تا انصار حزب الله مملکت را به این روز انداخت اکنون اگر راست میگوئید تا

    قبل از تجزیه ایران بروید کنار بگذارید نخبگان واقعی این سرزمین کشور را نجات دهند

  24. pejman گفت:

    برای شما متاسفم! برای همه تون! شما حکومت الهی و اجرای احکام اسلامی را به خاطر افزایش قیمت دلار، گرانی ها، گرسنگی مردم، گسترش فقر، افزایش آمار خود کشی، انزوای بین الملی ایران، جنگ ،… نمی پسندید. وای بر شما!

  25. khosrow گفت:

    با گوشه و کنایه نمی‌شود باید صریح بیان کرد که دولت احمدی نژاد عمدا مردم را در تنگنا قرار میدهد که بتواند از حاکمیت باج بگیرد، که مثلا جوانفکر را آزاد کند و کاندیدای خودش را برای ریاست جمهوری معرفی‌ کند، و به اهداف دیگر خودش برسد. مقدار زیادی از بازار آشفته ی ارز و گرانی اجناس نشان از همین باج گیری احمدی نژاد از خامنه‌ای دارد. ولی‌ متأسفانه روزنامه های ایران از انعکاس صریح آن عاجز هستند.

  26. ناشناس گفت:

    از جاسوس کا گ ب شوروی همین کارها انتظار می رود.

  27. هوادار شبز رضا گفت:

    مسئولیت این وضعیت اسف بار استبداد دینی و رانت خواران حکو متی و چند اخوند در باری که به پست مقام و پول از سر خون شهیدان رسیده اند و شخص بابصیرت در راس این ها است . که تا روز اخر مرگ حاضر نیستند ارز پست های باد اورده و جاه و جلالی که با زور دارند نگه می دارند . پائین بیایند مگر یک شورش همگانی در سراسر کشور این دزدان انقلاب را به پائین بکشد

  28. shahin گفت:

    استبداد همیشه جاده صاف کن دخالت خارجی بوده است تنها راه رهائی انتخابات آزاد است بدون شورای قیم نگهبان

  29. عاشق موسوی گفت:

    کسانی که در مقام خدایی دیکتاتور ویرانگر از صد حمله مغول سخن از عشق می گویند اگر نگوییم جاهل هستند، در خوش بینانه ترین حالت افرادی مثل حمله کنندگان انتحاری هستند که توسط بن لادن و ایمن ظواهری تربیت شدند و برای رسیدن به این عشق جنایتکار و آلوده به خون هزاران انسان حاضرند بر روی تمام فضایل اخلاقی و انسانی خط بکشند. دیگر برای من ثابت شده است که حاکمان ویرانگر ایران عزیز 1 اپسیلوم منطق ندارند. برای پیشبرد اهداف خود تنها از احساسات مردم ساده بهره می برند. معاویه زمان حقیقتا به آخر خط رسیده ای. حقیقتا هر روز پس از کودتای خونین, بی آبرو تر شده ای. می دانی چرا؟ یک کلام خیانت و در نهایت جنایت. بدترین اعمال را بر علیه مردم بی دفاع و مظلوم و معترض به کودتا با دستان خالی را پیاده کردی. اگر پیش خدا بی آبرو نشوی نعوذ به الله باید به عدالت خداوندی شک کرد. خدایا تو را شکر می گویم . هزاران بار تو را شکر می گویم که خون جوانان ما بیهوده بر سنگفرش خیابان ها ریخته نشد. هیمنه یک بت بزرگ به شدت شکسته شد. او در گرداب یک انسان ابله که هاله نو را جستجو می کرد فرو رفته است.

  30. بیدار گفت:

    مقاله‌ی تحلیلی و خوبی بود. سپاس. فقط استفاده از فعل جمع برای خامنه ای غیرحرفه‌ای است و چیزی است که رسانه‌های وابسته به حکومت رواج داده اند

  31. فرزاد گفت:

    امیدوارم بجای انتقادهای بی اساس فرزانگان مسئولین کشوررایاری دهندتاباتجدیدنظردرسیاستهای پیش روراهی برای برون رفت ازاین وضعیت نابسامان پیداشود به عنوان یک شهروند پیشنهاد می کنم رهبرانقلاب مشاورین بی کفایت مخصوصا کسانی که دردوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی وزارت ومدیریت بخشی ازجامعه راعهده داربوده اندرابه کنارنهند وبه جای آنها بانخبگان جوان ودوراندیش استفاده نمایند اطمینان دارم رهبرانقلاب بهترین گزینه وباهوشتری فردبرای رفع مشکلات کشوراست زیراخادم صالح ولایق است به دنبال آشوب طلبی نباشید به نفع هیچکس نیست امنیت ووحدت چندین هزارساله اقشارمختلف جامعه راکه باعث بقای سرزمین ایران شده است را به مخاطره نیندازید آب به آسیاب دشمنان قسم خورده داخلی وخارجی نریزید ازمسئولین بدگوئی نکنید آبروی مملکت نبرید بالجاجت وکینه توزی وانتقامجوئی کاری ازپیش نخواهیدبرد همه ی تبهکاران سیاسی ومترصدان فروپاشی چشمانشان را به مادوخته اند منتظرگل آلودکردن آب زلال انسجام سرزمین ایران هستند تاکشور راتجزیه کنند

  32. علي گفت:

    شكر خدا همه شما امتحان خودتون رو پس دادين.ايكاش از خيانتهايي كه به نام اصلاحات به مردم كردين هم مينوشتين

  33. ناشناس گفت:

    مطمئن باشين اگه شما سركار بودين وضعمون بدتر از اين ميشد.همه مردم واقعيت ها رو ميدونن احتياجي به مقالات توهمي شما نيس.امثال شماها نذاشتين آقاي خاتمي كار خودش رو بكنه حالا اون ور آب نشستين و دارين برا ما نسخه ميپيچين ؟

  34. منطق گفت:

    چه کسی مسول است؟ همان کسی که در راس قدرت است. شما چرا خودتان را به کوچ علی چپ می زنید؟ مگر همین کودتا با فرمان کور کردن چشم فتنه نبود که خود را تثبیت کرد. تصور بفرمایید مقام معظم رهبری نوک سوزنی درایت داشت و نقش بی طرف را بازی می کرد، آنوقت جهان میتوانست با ما چنین کند؟
    مشک کشور ما این است که در دو یست سال گذشته افرادی در راس قرار گرفته اند که شعور لازم را برای هدایت این کشور ندارند. نتیجه اش هم فرار نخبه ها از کشور است و قیمت های سرسام آور.

  35. سبزاندیش گفت:

    یک مبارزه منفی بصورتی که در راهپیماییها حاکمیت را در جهت سرکوب خلع سلاح نماید:
    شعارهای حکومتی البته اینبار از زبان مخالفان و در نقد و هجو این شعارها:
    مانند مرگ بر آمریکا
    مرگ بر اسراییل
    استقلال آزادی جمهوری اسلامی
    و….

  36. irandokht گفت:

    اگرایرانیان خارج از کشور اینقدر با هم من منم نداشتند 33سال ما چاپیده نمیشدیم!!ملت آنقدر مزخرف شنیده که کلامی از این متجاوزین قبول نخواهد کرد.فکر نمیکنید که ما به همدلی وپشتیبانی نیاز داریم .تا کهریزکی دیگر بوجود نیاید! وریشه پوسیده اینها که ننگ تاریخ ما هستند کنده شود.واقف باشیم که امروز وحدت کلمه یک امر ضروریست ودنبال کناهکار گشتن وانگشت اتهام را به همدیگر اشاره کردن اشتباه است.سال ا75 اینان با اتحاد موفق شدند..

  37. آزادی گفت:

    بازخوانی این تحلیل مصطفی تاجزاده که مربوط به سه ماه و اندی پیش است در شرایط کنونی خالی از لطف نیست: “از این پس چنان که علائم آن از هم‌اکنون پیداست، تلاش خواهد شد تمامی این نابسامانی‌ها و ناکامی‌ها به دولت کنونی که آفتابش به لب بام رسیده، نسبت داده شود و با تبلیغات انحصاری و همه‌جانبه ملت در آخرین شب‌های عمر دولت دهم، رؤیای فردایی امیدبخش ببیند. اما چه کسی است که نداند این دولت ناکارآمد و بی‌کفایت خود معلول روش خاصی از کشور داری است که طی دهه اخیر به قیمت سنگین‌ترین هزینه‌ها و خسارت‌ها بر کشور و نظام تحمیل شده است. روشی که در ساده‌ترین تعبیر می‌توان از آن با عنوان روش حکومت مطلقه فردی یاد کرد. دولتی که خود محصول این روش حکومت‌داری و مولود اراده قدرت مطلقه بوده و اگر هنری داشته است، تحکیم و تقویت همین روش بوده‌ است. دولتی که بزرگترین مزیت و نقطه قوت رئیسش آن بود که دیدگاههایش از همگان به رهبری نزدیک‌تر است. او بود که در تبلیغات انتخاباتی به تعبیر رهبری شعارهای انقلاب را زنده کرد، او بود که به تعبیر رهبری مانع رشد گرایش‌های لیبرال و تجدید نظر طلبانه در مدیریت کشور شد، او بود که به تصریح رهبری از موضع عزت با قدرت‌های خارجی برخورد کرد و او بود که با سفرهای استانی و توزیع پول نفت میان مردم و دادن وام‌های بی‌حساب و اجرای طرح‌های کارشناسی نشده و غیر توسعه‌ای به قیمت تعطیلی طرح‌های ملی و زیربنایی و … کوشید خواسته رهبری را که در سفر به استان کرمان در دوره اصلاحات ضمن انتقاد تلویحی به دولت اصلاحات فرموده بودند«دیگر طرح‌‌های زیربنایی کافی است از این پس مردم باید اثر پول نفت را در سفره‌هایشان ببینند» عملی کند.”

  38. ناشناس گفت:

    شخص رهر مسوول است. رهبرى ثابت كرد روساى جمهور در ايران دكور هستند. البته ايشان اين دكورها را براى فرار از مسووليت خودش و قربانى كردن آنها لازم دارد