سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شورای هماهنگی راه سبز امید: رهبری نظام در سیاستهای کلان تجدیدنظر کند...
» بیانیه ای در اعتراض به وضع بحرانی اقتصاد کشور و معیشت مردم

شورای هماهنگی راه سبز امید: رهبری نظام در سیاستهای کلان تجدیدنظر کند

چکیده :عزم رهبر جمهوری اسلامی برای تغییر سیاست‌ها، گام نخست و اصلی و کم‌هزینه‌ترین روش برای تغییر شرایط است؛ فراهم ساختن وضعی که همگان امکان یابند در فضایی آرام و آزاد و امن، و بدون بیم از کینه‌ورزی و انتقام‌کشی، به نقد عالمانه و دلسوزانه‌ی سیاست‌ها و اوضاع جاری بپردازند، و خرد جمعی بر رأی و نظر شخصی فائق آید....


شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای به تداوم سیاستهای ویرانگر که باعث بحران اقتصادی و سختی در معیشت مردم شده است اعتراض کرد.

در این بیانیه با اشاره به حمایت های بی مرز رهبری از رییس دولت و سیاستهایش تاکید شده است که اگر در طول سه سال گذشته نخبگان و فرهیختگان عرصه‌ی سیاست و فرهنگ و اقتصاد بودند که هدف سرکوب قرار می‌گرفتند، اینک تداوم آن سیاست‌ها و برنامه‌ها، به شکلی مستقیم معیشت روزانه‌ی مردم و به‌ویژه لایه‌های فرودست و نابرخوردار و طبقه متوسط جامعه را هدف قرار داده است.

در این بیانیه همچنین تاکید شده است که عزم رهبر جمهوری اسلامی برای تغییر سیاست‌ها، گام نخست و اصلی و کم‌هزینه‌ترین روش برای تغییر شرایط است؛ فراهم ساختن وضعی که همگان امکان یابند در فضایی آرام و آزاد و امن، و بدون بیم از کینه‌ورزی و انتقام‌کشی، به نقد عالمانه و دلسوزانه‌ی سیاست‌ها و اوضاع جاری بپردازند، و خرد جمعی بر رأی و نظر شخصی فائق آید.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به‌نام خدا

هموطنان عزیز و آگاه

درحالی‌که عمر دولت غیرمنتخب هنوز به پایان نرسیده، شاهد بروز شوم‌ترین نتایج سیاست‌های مخرب و برنامه‌های ناکارآمد هستیم. بی‌کفایتی، فسادپروری، و تنش‌زایی داخلی و خارجی دولتی که از راه تقلب و خیانت در رأی مردم حاکم شده، از همان ابتدا بر تمامی کارشناسان مستقل کشور مشخص بود. سیاست رهبر جمهوری اسلامی حمایت از رییس دولتی بود که به‌تصریح خود، بیش از هرکس با رأس نظام قرابت فکری و عملی داشت. رهبری نظام آن‌قدر دست دولتمردان قانون‌گریز و خودکامه را باز گذاشت و امکان نقد قوه مجریه را حتی توسط حامیان و همراهان خود مسدود ساخت که اینک همه‌ی ارکان حکومت از نتایج سوء آن گرفتار بحران شده‌اند؛ بن‌بستی که خروج از آن به‌سادگی متصور نیست.

اگر در طول سه سال گذشته این نخبگان و فرهیختگان عرصه‌ی سیاست و فرهنگ و اقتصاد بودند که هدف سرکوب قرار می‌گرفتند، اینک تداوم آن سیاست‌ها و برنامه‌ها، به شکلی مستقیم معیشت روزانه‌ی مردم و به‌ویژه لایه‌های فرودست و نابرخوردار و طبقه متوسط جامعه را ـ که بیش از سه چهارم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند ـ هدف گرفته است.

امروز آن نوعروسی که حاصل سال‌ها پس‌انداز خود را برای خرید اندک جهیزیه به بازار می‌برد اما حتی از تهیه‌ی ابتدایی‌ترین وسایل زندگی نیز عاجز می‌ماند، با عمق جان درمی‌یابد که چگونه دولتمردان بی‌کفایت حاکم از حسن اعتماد او سوء استفاده کرده و ارزش پول ملی را از ورق پاره نیز کمتر ساخته‌اند.

امروز خیل کارگران کارخانه‌های ورشکسته که ماه‌هاست پرداخت حقوق‌شان به تعویق افتاده وقتی به‌علت افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها حتی از تأمین نان شب خانواده‌های نجیب و قانع خود ناتوان می‌مانند، به‌خوبی متوجه فریبی می‌شوند که شعور ملت را به بازی و تمسخر گرفته است.

امروز کارمندان شریف و بی‌پناهی که حتی توان تأمین هزینه تحصیل فرزندان خود را ندارند، شرم جانکاه ناداری در برابر خانواده‌ی خود را درحالی تجربه می‌کنند که خبر حیف و میل‌ها و اختلاس‌های عظیم و بی‌سابقه و چند هزار میلیاردی، جامعه را در بهت و حیرت فرو برده است.

امروز آن مادری که نتوانسته برای جگرگوشه‌ی سرطانی خویش دارو تهیه کند به خود حق می‌دهد که بانیان این وضع نابسامان و تورم افسارگسیخته را هدف نفرین قرار دهد، هرچند با غضب گزمه‌های سیر روبرو شود.

و امروز شاهد آن هستیم که اکثریت بازاریان شریف که همواره در کنار مردم بوده‌اند چگونه در برابر سیاست‌های خانمان برانداز حاکمان بی‌کفایت، صبوری را به کنار می‌نهند و با شعارهای آگاهانه‌ی خود نشان می‌دهند که ریشه‌ و علل اصلی بحران‌های کشور را به‌خوبی شناخته‌اند.

این وضعیت امروز مردم ایران است که غنی و فقیر، عالم و عامی، زن و مرد، و کوچک و بزرگ، آثار مخرب و زیانبار نحوه‌ی حکومت‌داری حاکمان اقتدارگرا و نتایج بی‌کفایتی و ناکارآمدی آنان را با تمام وجود در زندگی خود حس می‌کنند؛ تأسف‌بار آن‌که اغلب آنان متأثر از این وضع، امید به آینده را از دست می‌دهند و در ناامنی و اضطراب پیوسته زندگی می‌کنند.

سقوط بی‌سابقه‌ی ارزش پول ملی و گرانی کمرشکن در همه‌ی زمینه‌ها، به‌خصوص در زمینه‌ی نیازهای عمومی مردم، نشانه‌هایی بارز از ورشکستگی اقتصادی است. اگرچه نقش جهل و بی‌کفایتی و مهم‌تر از آن فساد گسترده‌ی درون دولت در بروز این وضع قابل انکار نیست، اما نباید تردید کرد که مسبب اصلی این فاجعه، چگونگی و سامان حکمرانی و رویکرد کلان در مدیریت کشور است؛ همان راهبرد و روشی که دولت کودتا را مستقر کرد و نقد و اعتراض دلسوزان ایران و شهروندان معترض را با مشت آهنین و زندان پاسخ گفت. نباید تردید داشت که همان سیاست‌ها، ایران و ایرانیان را به این وضع اسف‌بار کشانده است. چه کسی شک دارد که از مهم‌ترین عوامل وضع بحرانی کنونی، تحریم‌های بین‌المللی است؟ و چه کسی شک دارد که در این تحریم‌ها، سیاست خارجی و به‌ویژه سیاست هسته‌ای غیرمدبرانه و ماجراجویانه‌ی اقتدارگرایان حاکم نقش اساسی و عمده را دارد؟

ملت شریف ایران فراموش نکرده است آن زمان که دلسوزان و نخبگان علاقمند به کشور نسبت به عواقب بحران‌خیز تعقیب این سیاست‌ها هشدار می‌دادند،‌ یا به غرض‌ورزی و ناآگاهی و عدم بصیرت متهم‌، و منزوی و حذف می‌شدند، و یا به حبس و زندان گرفتار می‌آمدند. در طول این مدت به‌جای رعایت و پاسداشت قانون، و اعتراف به اشتباه و تجدیدنظر در عملکردها و جبران خطاها، و استفاده از درآمدهای افسانه‌ای نفت در تقویت زیرساخت‌ها و رشد و توسعه کشور، دلارهای نفتی به بازار سرازیر می‌شد تا آثار و نتایج بی‌کفایتی‌ها و ناکارآمدی‌ها پنهان بماند. اما اینک که تحریم‌های نفتی و بانکی بین‌المللی کارساز شده، عمق فاجعه‌ی چندساله‌ی حاکمیت کودتا رخ می‌نمایاند.

از همه تأسف‌بارتر این که در این وضع دشوار ملی که اکثریت مردم از آن به جان آمده‌اند، عده‌ای از تشنگان قدرت و منفعت‌طلبان به فکر تسویه حساب‌های شخصی برآمده‌اند. دولت تقلبی، مجلس سپاه‌ساخته و قوه قضاییه‌ی دست نشانده را متهم می‌کند، و در مقابل، مجلس فرمان‌بر، دولت فریب را عامل ورشکستگی کشور می‌خواند؛ و هیچ‌کس در حاکمیت جرأت ندارد در مقام جستجوی ریشه و علت اصلی بحران برآید و از آن بگوید. هیچ‌کس اجازه پیدا نمی‌کند بپرسد سیاست‌های رهبر جمهوری اسلامی، چه در عرصه‌ی داخلی و حمایت بی چون و چرا از دولت کودتا، و چه در عرصه‌ی سیاست خارجی و به‌ویژه برنامه‌های هسته‌ای که انحصارا در ید قدرت اوست، چه نقشی در کشاندن کشور به این وضع اسف‌بار داشته است؟

شورای هماهنگی راه سبز امید با ابراز همدردی و همراهی با مردم رنج‌دیده و نگرانی نسبت به آینده‌ی کشور، چاره‌ی اصلاح امور را در تجدیدنظر اساسی در سیاست‌های کلان نظام در عرصه‌های داخلی و خارجی توسط رهبری می‌داند. اعتمادسازی با مردم از طریق تغییر شرایط امنیتی کنونی، آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز، و برگزاری انتخابات آزاد و سالم در داخل، و تنش‌زدایی مدبرانه و شفاف در عرصه‌ی سیاست خارجی معطوف به تحقق منافع و امنیت ملی، سرفصل این تغییر سیاست‌هاست. بی‌گمان، خروج از بن‌بست موجود و بحران کنونی، با تغییر چهره‌ها و جابجایی مجریانی که به فرموده عمل می‌کنند، ممکن نمی‌شود.

اینک زمان آن فرارسیده تا همه‌ی عقلا و دانایان کشور و دلسوزان وطن ـ از هر جناح و تفکر و با هر ایده‌ی سیاسی و مشی اقتصادی ـ گرد هم آیند و با تکیه بر ملت، برپایه‌ی حکومت قانون و حقوق شهروندی و با درنظر داشتن منافع ملی، برای حل نابسامانی‌ها تشریک مساعی نموده و امور را به سامان آورند.

بار دیگر به اقتدارگرایان حاکم تاکید و تصریح می‌کنیم که به‌جای برداشتن گام‌هایی نامطمئن به‌سوی آینده‌ای بدفرجام، به‌سوی مردم بازگردند و بدانند که شهامت جبران خطا ستودنی‌تر از لجاجت و اصرار بر اشتباه و خودکامگی است. عزم رهبر جمهوری اسلامی برای تغییر سیاست‌ها، گام نخست و اصلی و کم‌هزینه‌ترین روش برای تغییر شرایط است؛ فراهم ساختن وضعی که همگان امکان یابند در فضایی آرام و آزاد و امن، و بدون بیم از کینه‌ورزی و انتقام‌کشی، به نقد عالمانه و دلسوزانه‌ی سیاست‌ها و اوضاع جاری بپردازند، و خرد جمعی بر رأی و نظر شخصی فائق آید. درعین‌حال این حق شهروندان است که با استفاده از شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز و قانونی، صدای اعتراض خود را نسبت به شرایط ناگوار کنونی به‌گوش حاکمان و دیگر هم‌وطنان برسانند و اجازه ندهند کشور بیش از پیش در دام بحران فروغلتد و بیش از این به‌سوی نابودی و فاجعه گام بردارد.

شورای هماهنگی راه سبز امید

20 مهرماه 1391


33 پاسخ به “شورای هماهنگی راه سبز امید: رهبری نظام در سیاستهای کلان تجدیدنظر کند”

  1. ابراهيم گفت:

    حتما

  2. میرزا گفت:

    درود بر درایت و هوشیاری آقای امیرارجمند
    که ریشه بحران را در این بیانیه به خوبی نشان داده اند و رهبری را مسئول اصلی فاجعه ای اعلام کردند که در همه شئون زیستی اکنون ما نفوذ کرده است. متاسفانه بخش اعظمی از اصلاح طلبان حاضر نیستند که ریشه بحران را در سیاست های رهبری و عملکرد او ببیند. رهبری بزرگترین مانع تحقق اصطلاحات در دوره خاتمی بود و یکه سالاری وی در این سالها به وضوح نمایان است. نقد رهبری و مقاومت در برابر بی قانونی های و یکه سالاری های وی یگانه راه خروج از این برون رفت است.

  3. ناشناس گفت:

    چه تجدید نظری؟ اگر تجدید نظری هم هست بر روی معدود سیاستهای عاقلانه نظیر کنترل حمعیت است.به آدم لجوجی که خود را به خواب زده است ونمایشهای رسوایی مثل 9 دی را به صورت وارانه و برعکس به خود باورانده است،افراد متملق اطراف اورا فراگرفته اند، امیدی نیست.مبنا سیاستگداری باید بر اساس ادامه لحاجت باشد مگر احیانا خلاف آن به وقوع بپیوندد

  4. علی آقا گفت:

    اصلاحات رو بی خیال بشید تو رو خدا. بذارین سقوط بکنه خلاص بشیم. از اول می سازیم

  5. احمد گفت:

    همه سیاست ها از روی ندانم کاری نبوده بلکه آگاهانه و هوشمندانه بوده است

  6. ناشناس گفت:

    حکومت طاغوت یعنی محمدرضا پهلوی نیز سیزده سال مداوم به حمایت امیرعباس هویدا که فردی نالایق و بی کفایت بود پرداخت . و پس از اینهمه مدت باز هم علیرغم علم به اوضاع نابسامان مملکت همچنان نمیخواست درس عبرت بگیرد . او به جای هویدایی که چندی بعد به جرم دزدی و اختلاس و فساد به همراه چند تن دیگر به زندان افکنده شد ٫ وزیر دارایی او یعنی جمشید آموزگار را که خود نیز شریک همان جرائم بود ٫جانشین او ساخت. این در حالی بود که مملکت پر بود از رجال سیاسی ملی و مردمی و میهن دوست که اغلب به علت سیاست های جابرانه و مستبدانه دستگاه حاکم بر کشور یا خانه نشین بودند و یا در حبس و تبعید. چنین بود که به جای اتخاذ ی سیاست درست و منطقی بر ادامه راه و روش سابق ادامه دادند و دودمانشان بر باد رفت.

    حال جا دارد که آقای خامنه ای از آنچه که بر رژیم پهلوی رفت بیاموزد .زندانیان سیاسی را به ویژه آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را از قید اسارت و حصر بدر آورد ٫ راه را برای کنار نهادن دولت کودتا توسط مجلس هموار سازد و زمینه را برای انجام یک انتخابات آزاد فراهم سازد.

  7. سبز گفت:

    نامه ای به رهبر عزیزم:

    سلام آغا
    امیدوارم دست راستتون خوب باشه. من ی جوون 26 سالم که فوق لیسانس داره ولی بی کاره. می خوام ازدواج کنم ولی نه کار دارم نه خونه نه زندگی. هر روزم وضع بدتر می شه. همه ی ائنایی هم که ازدواج کرده بودن به لطف داهیانه شما دارن طلاق می گیرن! ازتون می خوام از برادرای عرزشی بخواین اگر می شه دست از حمایت دیکتاتور که شما باشید بکشن. ممنونم باشی به خدا نمی سپارمتون

  8. ناشناس گفت:

    این اقا با این سخرانی اخیرش اب پاکی ریخت روی دست ملت متاسفانه دیگر هیچ امیدی اصلاح ایشون وجود نداره ومیبایست طرحی نو در انداخت.

  9. محمد گفت:

    دل خجسته ای دارین اونم گفت چشم از این به بعد

  10. ناشناس گفت:

    صحبتهاى اخير حضرت آقا در بجنورد نشون ميده چيزى عوض نميشه!

  11. ایرانی گفت:

    آقا جان ! بن علی باش نه قذافی !

  12. alireza گفت:

    اره اینا دم دمی هستن نباشن بهتره

  13. حقير گفت:

    هدف را درست گرفته ايد انحراف از اصل به حاشيه رفتن است.
    -تشكر-

  14. ساسان گفت:

    رهبر وتچدید نظر!!!؟بگذارید خیال همه راحت کنم آقای خامنه ای تا آخر پای صحبتها واعمالشون ایستادن،کلا خصلت دیکتاتورها همینه(قذافی که همه دیدیم)ایشون در باد فداییان ولایت خوابیدن ،اتفاقا درست هم تا حد زیادی فکر میکنن چنان مزدورانی پرورش دادن که در راه بقای حکومت رهبری حاضر به سر بریدن نزدیکترین افراد خود هستند،اما تاریخ بی رحم است وقطعا در مورد ایشان هم تکرار میشود شاید اینبار در قالب یه نیروی خارجی

  15. نوید گفت:

    رهبر انقلاب اگه عقل داشت که الان وضعیت مملکت این نبود.تا وقتی افکار شوم مقام عظما روی سر ایران سایه افکنده امیدی به برون رفت از این وضعیت اسفناک نیست.در جنایتهای رژیم در سال 88 متهم ردیف اول جنایتها خود خامنه ایست

  16. ناشناس گفت:

    بنده در اوايل شكل گيرى جنبش سبز به سهم بسيار اندك خودم جز خير خواهى و نصيحت
    مشفقانه براى رهبرى نداشتم. يعنى فكر ميكردم بالاخره هر انسانى اشتباه ميكند و خودم
    را جاى ايشان ميگذاشتم و با حسن ظن قضاوت ميكردم كه شايد ايشان واقعا هنوز متوجه
    نيست كه چه اشتباهى را مرتكب شده. ولى هر چه زمان گذشت بيشتر متوجه شدم كه
    بحث بحث اشتباه و غفلت و اين جور چيزها نيست بلكه خامنه اى به مرور زمان و شايد
    تغييراتى كه به علت كهولت سن در وى ايجاد شده دچار يك انحراف مبين و آشكارى شده
    است كه در روز روشن دانسته و عالمانه و عامدانه سخن و استدلال و موضع باطلى
    را مطرح ميكند و قاطعانه پاى آن ميايستد و هزينه آنرا هم يا از جيب ملت يا به قيمت
    بى اعتبارى اسلام و بى آبروئى ايران پرداخت ميكند. كار به جائى رسيده كه ايشان
    نسبت به سكولار شدن روحانيت و حوزه هاى علميه هشدار ميدهد!! خنده دار نيست؟
    در هر حال به اعتقاد بنده اين روزها خامنه اى شواهدى از يك بيمارى كلاسيك
    روانى را از خود بروز ميدهد. اگر اين در مورد آقاى خامنه اى درست
    باشد كه مطمئنم هست نامه نگارى و خطاب مستقيم ايشان كار عبث و بلكه خطرناكى
    است و هر چه به حجم اين نامه ها و انتقادات افزوده شود به رميدگى و عصيان و
    طغيان ايشان خواهد افزود. نامه سر گشاده از دوست و دشمن به ايشان مخصوصا
    در اين چند ساله اخير كم نبوده و بنده يك مورد و حتى يك مورد سراغ ندارم كه
    ايشان كوچكترين ترتيب اثرى به هيچ يك از آنها داده بأشد. حسين شريعندارى
    سر دبير روزنامه كيهان ( كه به نوبه خود روان پريش قدرى محسوب ميشود)
    سياست را رانندگى در خيابان يك طرفه در خلاف جهت با فرمان بريده ميداند!!
    و شك ندارم كه اين تعبير را از زبان مبارك يا سيره عملى حضرت به قول
    خودشان آقا دريافت كرده باشد. از اين منظر آقاى رفسنجانى و ساير اصلاح طلبان
    مانند آقاى خاتمى نبايد نسبت به تغيير رفتار خامنه اى خيلى اميدوار و منتظر باشند.
    مستقل از اينكه چه هزينه اى به مردم و انقلاب و ايران و اسلام تحميل شود آقاى
    خامنه اى راه خود را تا آخر طى خواهد كرد.

  17. koosha1 گفت:

    شورای هماهنگی باید خواستار برکناری  خامنه ای شود به خاطر
    اینکه شایستگی و لیاقت رهبر بودن را ندارد نه اینکه به او مشروعیت بدهد واز
    او درخواست کند. خجالت دارد که بعد از اینکه این هم جنایت کرده است از او 
    خواهش کنیم!!! کوشا   
     

  18. torang1977 گفت:

    این پیامهای دعوت بازگشت به مردم برای من خوشحال کننده است چون حکایت قطعی از پایان عمر دیکتاتوری دارد. اگر تاریخ معاصر را مطالعه کنید معمولاً بین توصیه های مشفقانه بزرگان مملکت به دیکتاتور تا کله پا شدن دیکتاتور فاصله چندانی نیست.

  19. Mohadi13000 گفت:

    با بصیرت تمام عیار رهبری اگر سفارت آمریکا مثلا در افغانستان درش را بسوی ایرانیها باز کند حتا خانواده ی شخص رهبری و هشتاد درصد خانواده ها ی ایرانی رهسپار پناهندگی به آمریکا خواهند شد. این بود معنای مبارزه ای که مرحوم خمینی با آمریکا آغاز کرد و رهبریت فرزانه این اعجوبه ی هزاره بیست و یکم انرا اینچنین ذلیل کرد. حالا بخوانید تا بدانید که وقتی میر حسین فتنه گر می شود دور و بر رهبری انقلاب را چه کسانی میگیرند. باور کنید فیروزآبادی و طائب و جعفری و فرماندهان سپاه و بسیج همگی در آن صف خواهند بود. لطفا خبر را بخوانید و از بصیرت رهبری کیفور شوید.
    پاس کاری فیلمبردار پناهنده شده به امریکا بین ریاست جمهوری و صدا و سیما

    نماینده مجلس پس از آنکه مدعی شده بود، فیلمبردار پناهنده شده به امریکا از کارکنان ریاست جمهوری است، اظهارات خود را تکذیب کرد!

    نماینده تهران در مجلس با تکذیب اظهارات خود مدعی شد: نگفتم که فرد پناهنده شده تصویر بردار صداو سیما نبوده است. اینجانب گفتم که فرد مذکور از تصویر برداران واحد مرکزی خبر نبوده است.

    هفته گذشته، بیژن نوباوه در گفت‌وگو با خبرنگار قانون، خبر منتشره درباره اینکه فرد پناهنده شده به آمریکا از فیلمبرداران صدا و سیما بوده است را تکذیب کرد و افزود: با توجه به تحقیقاتی که انجام داده‌ام فرد پناهنده شده به آمریکا، از اعضای هیات همراه احمدی نژاد و نهاد ریاست جمهوری بوده است و هیچ ارتباطی به سازمان صدا و سیما نداشته است.

    وی تاکید کرده بود که همه اعضای تیم صدا و سیما به کشور بازگشته اند و احمدی نژاد باید نسبت به پناهندگی یکی از کارکنان خود توضیح دهد.

    بیژن نوباوه نماینده تهران در مجلس در گفت وگو با بولتن نیوز با اشاره به درج مصاحبه ایی از قول وی در یک سایت خبری مبنی بر اینکه تصویربردار پناهنده شده به آمریکا، کارمند سازمان صداوسیما نبوده گفت: اینجانب چنین حرفی نزدم و خبرنگاری که با من مصاحبه کرده بود، خبر را بد تنظیم کرد!

    حسن گلخندان که به عنوان یکی از اعضای تیم خبری اعزامی صدا و سیما به همراه محمود احمدی‌نژاد به آمریکا سفر کرده بود، پس از پایان سفر ‌هیئت ایرانی، به تهران بازنگشت و به دولت آمریکا پناهنده شد.

    گفته شد که خانواده این تصویربردار صدا و سیما چندی پیش به ترکیه رفته‌اند. گفته می شود وی اطلاعات و عکس هایی از مراکز هسته ای کشور به همراه دارد.

  20. Damoon گفت:

    یعنی تو نظرات حتی مثل سایت های جهان و فردا و تابناک دمکراسی برقرار نیست فقط پسندیدم وجود داره؟ اگه نپسندم چی؟

  21. اردشیر گفت:

    همینکه هنوز از این بنده خدا انتظار دارین به راه راست هدایت شه باید از پشتکارتون تقدیر کرد!

  22. Mozaffar M گفت:

    حکومت طاغوت یعنی محمدرضا پهلوی نیز سیزده سال مداوم به حمایت امیرعباس هویدا که فردی نالایق و بی کفایت بود پرداخت . و پس از اینهمه مدت باز هم علیرغم علم به اوضاع نابسامان مملکت همچنان نمیخواست درس عبرت بگیرد . او به جای هویدایی که چندی بعد به جرم دزدی و اختلاس و فساد به همراه چند تن دیگر به زندان افکنده شد ٫ وزیر دارایی او یعنی جمشید آموزگار را که خود نیز شریک همان جرائم بود ٫جانشین او ساخت. این در حالی بود که مملکت پر بود از رجال سیاسی ملی و مردمی و میهن دوست که اغلب به علت سیاست های جابرانه و مستبدانه دستگاه حاکم بر کشور یا خانه نشین بودند و یا در حبس و تبعید. چنین بود که به جای اتخاذ ی سیاست درست و منطقی بر ادامه راه و روش سابق ادامه دادند و دودمانشان بر باد رفت.

    حال جا دارد که آقای خامنه ای از آنچه که بر رژیم پهلوی رفت بیاموزد .زندانیان سیاسی را به ویژه آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را از قید اسارت و حصر بدر آورد ٫ راه را برای کنار نهادن دولت کودتا توسط مجلس هموار سازد و زمینه را برای انجام یک انتخابات آزاد فراهم سازد.

  23. Irani گفت:

    مقام عظمای ولایت بالاخره از خدا وتاریخ بخاطر اتخاذ سیاست غلط کنترل جمعیت عذر خواهی کردند هر چند مردم را چون “صغار”هستند قابل ندانستند ولی سوال من “که یک صغیر هستم” این است که معظم له چرا به خاطر وضعیت فلاکت بار جوانان امروز که حاصل زمان اتخاذ سیاست صحیح عدم کنترل جمعیت هستند و عده ای از انان بخاطر بیکاری مهاجرت کردند عده زیادی هنوز بیکار هستند و عده زیادتری از انان در دام اعتیاد گرفتار شده اند عذر خواهی و طلب بخشش نمی کنند !

  24. ماهستیم گفت:

    ماهستیم
    خوب این مطالب را که مردم میدانند – حالا چی ؟
    شما بعنوان جانشینان میرحسین چکار می خواهید بکنید – شما یک دهم توانایی میرحسین را هم ندارید
    تا به کی می خواهید بنشینید و زجر روز افزون مردم را تماشاگر باشید – دائما فرصت سوزی میکنید . پس کی می خواهید به این رخوت ادامه دهید؟
    ماهستیم

  25. Dahi گفت:

    سخنرانی خامنه ای رو دیدید مثل بچه ها که با هم دعواشون میشه و لج میکنن برگشته به غرب میگه شما وضعتون بدتره یا ما مردم شما هر روز تو خیابون هستن .اخه بنده خدا تو اگه میزاشتی کسی بیا تو خیابون که دیگه حرفی نبود…

  26. Ama Ggg گفت:

    من به نظام جمهوری اسلامی پایبندم ، حتّی با رهبری آقای خامنه ای هم مشکلی ندارم ، امّا این جریانات حذفی را نمی پذیرم ، مهندس موسوی باید از حصر آزاد شوند و در مورد انتخابات آینده نظرشان را بگویند ؛ اگر انتخابات آینده انتخاباتی ناسالم و غیر دموکراتیک باشد ، باید به سراغ دوّمین انقلاب اسلامی رفت ، چرا که با توجّه به سال 88 ، آقای خامنه ای به 24 سال نظام و امام خمینی (ره) پشت کرد و خود این یعنی براندازی نظام جمهوری اسلامی و تبدیل کردن آن به حکومت اسلامی توسط آقای خامنه ای. (انتخابات آینده را ضربالاجل نظام میدانم ، یا بازگشت به راه و روش امام یا انقلاب دوّم اسلامی برای بازگشت به راه امام).
    خود نظام میداند که پایگاه اجتماعی بسیار ضعیفی نسبت به اصلاح طلبان و دولت احمدی نژاد دارد.
    (آیا موسوی واقعا در سال 88 پیروز انتخابات بود ؟)

  27. Amiri Ali گفت:

    شورای هماهنگی محترم رسا.با درود .درخواست تغییر رویکرد از مقام رهبری هرگز چاره ساز نبوده و نیست .دیکتاتورها با این درخواست ها راه خودشان را بنفع ملت تغییر نمیدهند .راه تغییر رویکرد فشار از پایین بصورتهای نافرمانی مدنی ، تظاهرات مسالمت آمیز خشونت پرهیز با برنامه ریزی و سازماندهی می باشد .جهت موفقیت باید تمام نیروهای دموکراسی خواه تحت یک منشور متحد شوند و مرزبندی های دشمن شاد کن را شجاعانه کناربگذارند .شورای ملی ایران جائی است که میتوانید اتحاد ملی محقق شود .لطفا اگر ایران و ایرانی را دوست دارید به این شورا بپیوندید و گرفتار وسوسه های خناسان آخوندمسلک در صف خودتان نباشید .اگر می خواهید سرنوشت ملت بدست خود تغییر یابد به این شورا بپیوندید وگرنه این خارجی ها هستند که سرنوشت یک ملت اسیر تفرقه را تعیین خواهند کرد .حکومت ولایت فقیه هم ثابت کرده که اصلاح پذیر نیست فقط سنبه پرزوز میتواند این حکومت جبار را به عقب نشینی وادارکند .دلتان را به این بیانیه ها واقعا خوش نفرمائید که عین خودفریبی است .به احتمال زیاد رهروان عزیز جنبش سبز هم در حصر خانگی ، به چنین نتایجی رسیده اند که فارغ از هرمرزبیندی باید صف مخالفان و منتقدان ( البته بجز مجاهدین خلق)را فشرده و متحد ساخت و با ایده های سکولاریسم به مبارزه مدنی پرداخت .با تشکر علی – مشهد -22/7/91

  28. Sara گفت:

    حهيچ کجاي دنيا مقامي بعنوان “رهبر” وجود ندارد، غيراز حکومت فاشيستي کمونيستي . کشورهاي آزاد يا ريس جمهور دارند يا نخست وزير که برآمده از با انتخابات آزاد و حزبي هستند و در صورت هرگونه خلاف جزيي مورد مواخذه پارلمان و سايل ارتباط جمعي قرار ميگيرند و هيچ فردي بدليل سياسي زندان نميشود.

  29. ناشناس گفت:

    شما در حدو اندازه اي نيستيد كه بخواهيد براي رهبر تعيين تكليف كنيد

    بعدشم رئيس جمهور منتخب مردم آقاي احمدي نژاد بود .البته من خودم به آقاي رضايي راي دادم. 

  30. Mohammad-sadegh گفت:

    سلام به اعضای بیدار شورای هماهنگی . الحمدالله شما در جایگاهی پذیرفته ای قرار داریدکه می توانید بخش های مهمی از خواست های جنبش سبز را طرح و در ایجاد آن ابرام  نمایید. انتظار داریم در خواستهای جنبش سبز را از طریق مجازی بگیرید و آن هارا از حاکمیت مطالبه کنید . یعنی شما  با نظرات مردم و پیشگامان جنبش همراه باشید. اگر مردم نمی توانند درخواست های خود را به حاکمیت اعلام کنند تا اعمال گردد. شما می توانید. بگویید بر اساس در خواست ملت و رهنمود بزرگان دینی و سیاسی و نخبگان علمی ، ما از … می خواهیم در این راستا به خواست مردم تمکین کنند. می توانید به این وسیله انسجام و وحدت نظر مردم را محقق سازید.هرچند در این راستا گامهای زیبایی بر میدارید، اما از کلی گویی  کم کنید وکاربرد های مقطعی را نیز از نظر دور نیندازید.مثلا در امر کوتاهی دولت مستقر در پیش بینی و تمهیدات لازم براز مقابل با بارش و سیل احتمالی درگیلان و مازندران و خسارات وارده ، جای دارد اعلام فرمایید مسئولان کوتاهی و وارد شدن خسارات به مردم  می باید معرفی و مجازات شوند و خسارت مردم جبران شود . این روش راه ورود مردم را به مبکزی که آرای مردم را نمایندگی می کند، باز می کند و گشترش می دهد. ادامه این حرکت  انشاالله حرکت ها و گام های موثر تری همراه خواهد داشت. انشاالله               یاحسین میرحسین.

  31. Asdsfdas گفت:

    خیلی شاکی ام، الان دیگه آماده ام عضو یه گروه چریکی بشم علیه جمهوری اسلامی بجنگم. حکومت زور رو باید با زور برداشت انگار.

  32. بنيامين گفت:

    جلبك هاى سبز بين تعداد اندك تان به خاله بازى تان ادامه دهيد تا عمرتان به سر آيد

  33. Ali گفت:

    اگر صدام و قذافی در سیاست های کلی خود تجدید نظر کردند انوقت امید داشتیم که اسد و مقام رهبری هم تجدید نظر کنند!