» کلمه

هرماندنی ماندن نیست!

لابدعقلای قم و قوم! می دانند سکوت وضعف مسولان دربرابرمهارتند روی تند روها درتضییع حقوق شهروندان،زندانیان، محصوران واکنون درگذشتگان!… حتما درهمین حد و به امثال هاشمی وخاتمی و… محدود ومحصورنخواهد ماند .
چشمی برای اصلاح به بیرون نداریم وتغیی ررا دردرون می جوییم. اما چه کنیم که سروکارمان با برادرانی افتاده است که به خواب زدگانی می مانند که درخوابی خوش، با هستی خود و ما بازی می کنند واگرآنها را با گزش چنین نوشته ها ونقدهای گزنده ای بیدارومتوجه اوضاع نکنیم، شاید همه چیزمان برباد برود ومی رود وخدا آن روزرا نیاورد.

داریم به خطا می رویم

همه کسانی که دراین هوای نسبتا سرد خود را به مرقد امام رسانده اند تا ضریح آینده سید شهیدان را زیارت کنند یا در این روزها در مسیر انتقال ضریح به عراق تا مرز شلمچه از این ضریح استقبال می کنند آیا به همین میزان نسبت به دهها مسائل مهم و فراموش شده نظیر رسیدگی به فقرای دور و بر خود، یا دفاع از مظلومین، یا مقابله با فساد و یا نظارت بر حاکمین و حکومت و دهها مساله مهم دیگر هم از خود حساسیت نشان می دهند؟

امویان هم می‌گفتند حسین از سران فتنه است

آری؛ حسین بن علی هم فتنه گر بود؛ آنگاه که در برابر عهدشکنی معاویه ایستاد که می خواست یزید را بر مسلمانان خلیفه کند. آری؛ حق با ولی امر مسلمین جهان، معاویة بن ابی سفیان بود که به حسین می گفت در برابر حکومت می ایستی و فتنه گری می کنی. و عجب از نواده رسول خدا بود که رو در روی خلیفه پیامبر ایستاد و گفت فتنه ای بزرگتر از این نیست که تو بر جایگاه ولایت امر نشسته باشی (این عین کلام حضرت است: ما اعلم فتنة اعظم من ولایتک امر هذه الامّه). آری؛ حسین بود که بر ولی زمان شورید و امویان به حق به مردم گفتند او را به خاطر همین خروج از نظام و خروج بر حاکم بکشند.

«یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت

اباعبدالله هم زمانی را برای حرکت عاشورایی خود برگزید که میوه سمی و هرز استبداد کاملا رسیده بود. جامعه، چه در فرض همراهی با قیام امام و چه در فرض ترس از سرکوب، متوجه عمق انحراف از مبدا شده بود و اتهام تندروی یا تعجیل بر خروج امام، قابل طرح نبود.

هفت طواف

و كربلا رمز جدال و انتخابى شد ميان عزت و ذلّت، تا مردمان بدانند اگر در میانه‌ی دارالإماره‌ى كوفه و مدينه ى پيامبر، راه را بستند كه «به پابوس امير برويد و راه بازگشتى نداريد» به ياد بياورند كه راه ديگرى نيز هست كه جايى در زمين و جانى در آسمان دارد، راهى كه از جُلجتا تا كربلا عزيزترين هاى خدا را بر محمِل صليب تا سِدرةُ المُنتهى برده است…
و عاشورا هم در روز دهم نماند… روز را با طلوع و غروب اش اندازه مى كنند و به ماه و ستاره‌ى شام‌اش تمام مى دانند و روزه داران به سحر و افطارش روزه مى گيرند؛
آفتاب عاشورا اما در دهم ماه محرم سال ٦٠ هجرى، طلوع نكرده بود كه همان روز غروب كند

عزت و سربلندی انسان، عجز و ناتوانی ستمکاران

انساني كه قدر و منزلت خويش را بشناسد قيمت واقعي را براي خود تعيين مي‌كند و در اين صورت است كه جباران و ستمكاران توان پرداخت ثمن او را ندارند. در چنان حالتي فرد چنان عزيز و قدرتمند مي‌شود. كه همگان بايد در مقابل او قد خم كنند و به عجز و ناتواني خود اعتراف نمايند. زندان‌ها و شكنجه‌ها و حصرها و حتي تهديد به شهادت و …. نمي‌تواند حتي لبخند را از او بگيرد، لبخندي كه به روي زيباي حقيقت زده شده است.

شِکوِه‌ای به بارگاه شکوه سالار آزادگان

ای حسین عزیز! ما داستان خود را در داستانت مکرر خوانده ایم. خوانده ایم که چگونه تنها پس از چند دهه، با لباس دین بر دین هجوم بردند و آن را از پیام پیامبرش تهی کردند و پوسته ای بیش برجای نگذاشتند. خوانده ایم که چگونه شریعت چون مومی در دست شریعتمداران و غاصبان جایگاه و لباس نیایت برای توجیه شرعی ستم بر امتش قرار گرفت و فتاوای فقیهان هر روز به اقتضای مصلحتی، حقیقتی را قربانی کرد، تا آنجا که خون تو را مباح دانستند، خارج از دین دانستندت، بیگانه و «غیرخودی» خواندندت، و از منابر خطابه ها خواندند تا قیامت برای احیای دین نیایت، تلاش برای بازگردان معنا به واژه های پوچ شده اش و جان به کالبد بی روحش را، «فتنه» نامیدند.

دنیاپرستان، یاوران تاریخی ظلم و فساد و تباهی

حكومت اموي فاسد است و از هر حربه‌اي براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌كند. اما تمام اين حربه‌ها در صورتي كارگر مي‌افتند كه افراد جامعه اسير دنيا باشند. يزيد انسان‌ها را مي‌خرد و ساكت مي‌كند و يا به خدمت مي‌گيرد. اما اين خريدن در صورتي ممكن است كه قيمت انسان‌ها ارزان باشد. اگر انسانيت در جايگاه خودش قرار گرفته باشد هرگز كسي مانند يزيد قادر به پرداخت هزينه گرانبهاي آن نيست… انساني كه فساد و تباهي و ظلم و ستم را مي‌بيند و به خاطر به دست آوردن چيزي از امور دنيا يا از دست ندادن چيزي از امور دنيا سكوت مي‌كند يا تباهي را توجيه مي‌كند يا حتي به ياري مفسد و ظالم بر مي‌خيزد، در واقع خود را مي‌فروشد و قيمتي ناچيز مي‌گيرد.

جامعه‌ای که در آن اخلاق مرده، جای زندگی نیست

امام(ع) مي‌فرمايد اساسا زندگي در جامعه‌اي كه در آن فضايل انساني و اخلاقي مرده است و رذايل حاكم است، زندگي نيست. زندگي در چنين جامعه‌اي زندگي حيواني يا بدتر از آن است و مرگ بهتر از اين زندگي است. يك انسان شريف، كه اندكي از فطرت سالم و روحيه انساني برخوردار باشد، حيات در چنين جامعه‌اي برايش جز زجر و شكنجه و آزار نيست. براي او چنين جامعه‌اي به معناي واقعي كلمه يك دوزخ است.

سکوت در مقابل حاکم ستمگر روا نیست

مطابق حديثي كه امام حسين(ع) از پيامبر(ص) نقل كرده، مردم نه تنها نبايد ستم بكنند و نه تنها نبايد ستمگر را ياري دهند و نه تنها نبايد به ستم ستمگر راضي باشند، بلكه بايد فرياد بزنند و هم با سخن و هم با عمل خود با او مبارزه كنند. مردمي كه در مقابل ظلم و ستم سكوت مي‌كنند مجرمند و همگي سزاوار عذاب الهي هستند. مردم در مقابل فساد حاكم و حكومت نبايد سكوت كنند و اگر چنين كنند در فساد او شريك هستند.

اوج قله آزادگی

قناعت به آنچه انسان دارد آزادي مي‌آورد و طمع به آنچه ندارد، بردگي؛ اما اين نيمي از آزادگي است. آزادگي انسان در صورتي كامل مي‌شود كه خود را نسبت به آنچه دارد نيز آزاد گرداند، چون دلبستگي به آنچه موجود است نيز مي‌تواند انسان ر ا به بند بكشد. انسان آزاد واقعي كسي است كه نه طمع به آنچه ندارد داشته باشد و نه اسير آنچه دارد باشد… يكي از سخت‌ترين و آخرين مانع آزادگي كه چشم پوشي از آن بسيار سخت است حب جان است. آخرين تهديد زورمداران نيز همين گرفتن جان از آزادگان است. اما انسان‌هاي بسيار بزرگ، جان خود را نيز هزينه آزادگي خود مي‌گردانند و به راحتي از آن نيز مي‌گذرند.

عاشورا؛ قیام اصلاحی با روش مسالمت‌آمیز

امام هرگز خشونت طلب نبود و هرگز در پي اين نبود كه با زور شمشير به هدف خود برسد. از اين به بعد تا روز عاشورا لشكر حر اجازه بازگشت به امام نداد تا اينكه جنگ بر امام تحميل شد. بنابراين هم اصل قيام و همه دست بردن به شمشير به امام(ع) تحميل شده است. امام(ع) نه در پي قيام بود و نه به دنبال خشونت و خونريزي. آن حضرت تنها ظلم و ستم و فساد و تباهي را تأييد نمي‌كرد.

کربلا؛ میدان مبارزه دنیاپرستان با یکتاپرستان

ميدان كربلا ميدان مبارزه دنيا‌پرستان با يكتاپرستان بود. در يك سو انسان‌هايي قرار داشتند كه خود را تسليم خداي خود كرده از همه چيز خود در راه حق‌پرستي گذشته بودند، و در سوی دیگر دنيا پرستان ذليل و حقيري قرار داشتند كه با اينكه حق و باطل را از هم تميز مي‌دادند اما اسارت و خفت و خواري شان آنان را وا مي‌داشت كه بر روي حق شمشير بكشند و حادثه كربلا را به وجود آورند.

امیر ارجمند: وضعیت موسوی و کروبی باید روشن شود؛ محاکمه علنی یا آزادی فوری

دو کاندیدای انتخابات چهار سال پیش اکنون در زندان هستند. وضعیت موسوی، کروبی و رهنورد را باید تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری بعدی مشخص کنند. حرف ما این است؛ یا فورا آنها را آزاد کنید، یا محاکمه علنی کنید… وضع بحرانی موجود در وهله نخست نیازمند تغییر جدی، سریع و شفاف سیاست ها از جانب شخص رهبری در عرصه های مختلف داخلی و بین المللی است. نصب یک رییس جمهور مطیع تر و به اصلاح آقایان ولایی تر هم کارساز نخواهد بود.

حق‌پرستی هزینه دارد

اگر قرار باشد كه حق پرستي و تسليم شدن نسبت به حق هيچ هزينه‌اي نداشته باشد، پس امتحان و آزمايش انسان بي‌معنا مي‌شود. اگر قرار باشد كه تسليم شدن نسبت به حق در اين دنيا همراه با لذت نفساني صرف و سود دنيوي باشد و هيچ سختي و مشقت يا زيان و ضرري نداشته باشد، پس حق‌پرستي و دينداري هيچ هنري نيست… انسان حق‌پرست به حق گردن مي‌نهد و به اين فكر نمي‌كند كه آيا اين حق‌پرستي نتيجه محسوس و ملموسي براي خود او دارد يا نه.

در مکتب حسینی

آيا روا و جايز است كه در زماني كه اعمال و سخنان حاكمان و سياست‌هاي آنان با مسلمات دين ناسازگار است، حاكماني كه خود را عمل كننده به متن دين و بيان كننده مغز دين معرفي مي‌كنند، انسان‌هاي ديندار و متقي سكوت كنند و عالمان دين، كه خود را پرچمدار دين مي‌شمارند، لب فرو بندند و هيچ اعتراضي نكنند؟ آيا دعوت امام حسين(ع) از مردم بصره دعوت همه دينداران تاريخ و مدعيان دينداري به اين نيست كه در زماني كه به نام دين اصول مسلم دين كنار گذاشته مي‌شود و بلكه عكس آنها عمل مي‌شود، فرياد اعتراض خود را بلند كنند و ساكت ننشينند؟ آيا فرياد «هل من ناصر» حسيني براي همه زمان‌ها و مكان‌ها نيست؟!

اقتدارگرایان و منطق چکش

نظام هایی که حراست از مردم سالاری و حفظ ثبات بادوام در صدر فهرست منافع ملی شان قرار دارد، نظامیان را از دخالت در سیاست و اقتصاد باز می دارند. نظامی اگر دید که نمی تواند صنعت نفت را اداره کند، آن را تعطیل می کند و شیرهای نفت را به هر بهانه ای می بندد. نظامی اگر دید در فضای باز سیاسی جایی برای نقش آفرینی ندارد، آن را می بندد و مهندسی انتخابات را در پیش می گیرد. نظامی اگر دید باز گذاشتن میدان برای آفرینش های هنری و بحث آزاد در مطبوعات عرصه را برای نقد عملکردش باز می کند، سینما را منحل و «اخراجی ها» می سازد، مطبوعات آزاد را تعطیل و انتشار کتاب را محدود می کند. نظامی هر مشکل را به مثابه یک میخ تلقی می کند که باید با چکش بر آن کوبید!

قتل ستار بهشتی؛ خطای رویه‌ای یا تخلف فردی؟

مسائل سه سال و نیم اخیر بر همه اثبات کرده که در دستگیری و بازداشت ها، بازجویان فعال مایشاء هستند و خود را صاحب هر نوع سرنوشت متهم، بدون تهدید و تحدیدهای قانونی می دانند. تکرار مکرر این گونه جنایات که پیشتر نیز سابقه داشته، بیش از هرچیز حاصل مبسوط الید بودن بازجوها در دوران بازداشت متهم بی پناه است. قتل دلخراش ستار بهشتی حاصل یک رویه جنایت ساز است که با محاکمه فرضی یک تا چند نفر، امکان تکرار آن منتفی نخواهد بود.

شهر مردگان؛ مدیریت پادگانی

در شهر مردگان، شهروندان «کالآلة» اند، دیگران آنها را «می برند» و همه مسئولیت ها هم متوجه دیگران است، بر خلاف شهر زندگان که شهروندان آن، خود «اسباب» تدبیرند و همه مسئولیت ها هم متوجه خود آنهاست. در شهر مردگان فقط یک صدا به گوش می رسد صدای کسی که بر سر گور نشسته و «تلقین» می خواند، و با آهنگ صدای او «مرده» را حرکت می دهند، ولی در شهر زندگان صداهای فراوان شنیده می شود، صدای کسی که «می پرسد»، صدای کسی که که «نظر می دهد»، صدای کسی که «اعتراض می کند»، در اینجا نه کسی در گور است، و نه کسی بالای سرش، چرا که اگر حتی زعامت با «پیامبر» هم باشد که عقل کل است، مأمور به، تدبیر به شیوه «عقل جمعی» است، و باید «در ردیف» دیگران قرار گیرد.

نامه دو سال قبل زهرا رهنورد؛ هشدارهایی که شنیده نشد

دو سال پیش زهرا رهنورد در نامه سرگشاده به رئیس قوه قضاییه، از زنانی نوشت که “به جرم آزادیخواهی، دموکراسی طلبی، حمایت از حقوق زنان و کودکان و فعالیت علیه تبعیض جنسیتی و فعالیت برای تصحیح قوانین ناقص و یا غلط خانواده که فرسنگها از دین و دنیای مدرن دور است، طرفداری از حقوق بشر، به جرم روزنامه نگاری، به جرم دفاع از حق تحصیل ،به جرم های ساختگی و من درآوردی و اتهامات قومی، فکری و اعتقادی و تهمت و افترا و پرونده سازی و به جرم سوال “رای من کجاست؟” و به جرم سوال “فرزند من کجاست؟” گرفتار خشونت سیاسی شده اند.”

کدام سیاست خارجی شاه‌سلطان‌حسینی بود؟

آقای خاتمی زمانی پذیرفت شنونده نطق افتتاحیه رئیس جمهور امریکا در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان ملل باشد که آقای کلینتون متقابلاً همان روز هنگام سخنرانی رئیس جمهور کشورمان در سالن مجمع حاضر شود. او حتی چند دقیقه بیشتر در ساختمان ماند بدان امید که با رئیس دولت اصلاحات دست بدهد. این صحنه‌ها را مقایسه کنید با صحنه‌های حقارت‌باری که در دوران پس از اصلاحات و به نام اصول‌گرایی شاهد آن بودیم. آقای احمدی نژاد، دست کم دو سال پای سخنرانی رئیس جمهور امریکا نشست بدون آن که هنگام نطق وی، حتی وزیرخارجه آن کشور در محل اجلاس حضور یابد. او پیروزی انتخاباتی آقای اوباما را تبریک گفت اما دریغ از پاسخی شفاهی به پیام مکتوب او. نامه‌های بدون پاسخ به سران کشورهای آلمان و آمریکا حتماً از خاطر مبارک نرفته است.

چه کسی مسوول وضع کنونی کشور است؟

چه کسی مسوول کاهش ۵۰ درصدی قدرت خرید مردم کشورمان در ظرف کمتر از یک سال است؟ چه کسی مسوول کاهش ارزش پس اندازهای کوچک و خرد میلیون‌ها نفر از هموطنانمان، ظرف چند ماه گذشته به کمتر از نصف است؟ چه کسی مسوول افزایش بیش از ۳۰۰درصدی نرخ دلار در کشور است؟ چه کسی مسوول کمبود برخی دارو‌ها ومواد غذایی وافزایش قیمت شدید آن‌ها ظرف چند ماه گذشته شده است؟

سیزده آبان؛ سبزترین روز سال

از منظر میرحسین نقش مردم، هدایت و رهبری جامعه است، فلذاست که از آنان می خواهد که نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنند. و در این میان با تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی به سوی فرداها حرکت کنند. موسوی سیزدهم آبان را میعادی می داند تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند و آن را همان آرزوی بزرگی می داند که امام برای مردم داشت. امامی که ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

میرحسین: باید به سیره علی (ع) برگردیم

اگر حکومتی نتواند همانند حضرت علی عمل کند باید حداقل گرایشی به سمت مشی ایشان در خود نشان دهد که متوجه شویم به آن سمت مایل است. هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا جامعه خود را با آن دوره و مشی مقایسه کنیم. آیا شرایط امروز برگرفته از زندگی و مشی حضرت علی است؟

رییشه اشتباهات اقتدارگرایان در کجاست؟

خط فاصل اقتدارگرایان و سبزها هم همین است. در حالی که اقتدارگرایان همواره سعی کرده اند با تقدس بخشیدن به رهبری و مصون از خطا شمردن وی، بر ادامه راه غلطی که در پیش گرفته اند پافشاری کنند، طرفداران جنبش سبز (اعم از اصلاح طلب و اصول گرا) دعوت به بازگشت به عقلانیت جمعی می کنند. آیا زمان آن فرانرسیده که اقتدارگرایان با توجه به اعترافشان به خطای بزرگ و خانمان برباددهی که مرتکب شده اند به خود آیند و روش و مسیر خود را اصلاح کنند؟

کمپین یک میلیون امضا؛ افزایش آگاهی و حساسیت

گرچه جمع آوری امضا یکی از اهداف این کمپین است اما هدف اصلی و مهمترش همچنان که در طرح کمپین پیش بینی شده افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت در میان زنان ومردان نسبت به تبعیض‌های قانونی است که نسبت به زنان روا می‌شود. داوطلبان این کمپین برای آگاهی بخشی اقدام به برگزاری کارگاههایی در شهر‌ها و روستا‌ها کرده‌اند.

برنامه هسته‌ای را به همه‌پرسی بگذارید

بدون تردید این وظیفه‌ی حکومت است که کشور را از وضعیت بحرانی که خود از مسببان آن است خارج کند. با وجود این، در مقطع حساس کنونی، مسئولیت تاریخی عظیمی بر دوش همه‌ی مردم ایران است و کشور ما در برابر تصمیمی حیاتی قرار دارد؛ تصمیمی که باید متکی به نظر اکثریت مردمان این مرز و بوم باشد. از این روست که پیشنهاد می کنیم به قانون اساسی (اصل پنجاه و نهم) و خرد جمعی مراجعه شود و در یک همه‌پرسی، ادامه یا تغییر مسیر کنونی به آرای عمومی گذاشته شود.

واقعیت‌هایی که توهم‌ها را در‌هم می‌شکنند‎

برخورد با واقعیت ها، باعث شده که مجموعه تصمیم گیرندگان کشور از خواب توهم آمیزشان بیدار شوند، هر چند شهامت در میان گذاشتن آن را با مردم خود نداشته باشند… رفع سایه شوم جنگ از سر ایران خبر خوبی است، اما از آنجایی که حاکمیت خودکامه ضرورتی برای پاسخگویی و شفافیت در مقابل مردم نمی بیند، بیم آن می رود که از طریق این توافق، ترکمانچای دیگری گریبانگیر ایرانیان شود.

میرحسین: سلام مرا به ملت ایران برسانید

این دیدار بدون حضور مشهود نیروهای امنیتی در منزل محصور میرحسین موسوی با حضور پدر و مادر خانم رهنورد و خواهران ایشان و خانواده شهید موسوی برگزار شد.

تکذیب‌های مداوم، اعتمادسازی متزلزل

مردم ایران زیر فشار شدیدترین تحریم‌ها قرار دارند وضعیت اقتصادی کشور در حال حاضر برای بسیاری از مردم قابل تحمل نیست. آمریکا و غرب از تاثیر تحریم‌های خود مطمئن هستند و بارها با اطمینان در این مورد سخن گفته اند. اما آیا می توانیم به حداقلی از تدبیر در حاکمیت امیدوار باشیم؟ و خیلی قبل تر از این، آیا حتی می توانیم به کوچکترین اظهار نظر سخنگوی وزارت امور خارجه اطمینان کنیم و فردا منتظر تکذیب آن نباشیم؟