آنچه مى بینم اینست كه گفتار منسوب به دختر پیغمبر پر از آرایش معنوى و لفظى است، از استعاره، تشبیه، كنایه، طباق، سجع. اگر خطبه از چنین آرایشها برخوردار باشد زیور آنست، سخنى است كه براى جمع گفته مى شود. باید در دل شنونده جا كند. در چنین گفتار، خطیب در عین حال كه به معنى توجه دارد به زیبائى آن، و نیز به آرایش لفظ باید توجه داشته باشد. اما گفتگوى گله آمیز زن و شوى چرا باید چنین باشد؟ مگر دختر پیغمبر مىخواست قدرت خود را در سخنورى به شوى خویش نشان دهد؟ به هر حال به قول معروف در این اگر مگرى مىرود و حقیقت را خدا مى داند.
» اندیشه
حاکمیّتها در اشتباهند که فکر میکنند با بیخبری از انسان محروم و مشکلات فقر و کمبودداری، حاکمیّتهایی مطلوب هستند. اینکه در تعالیم اسلامی، بر معاشرت با محرومان و اطّلاع یافتن از حال و روز آنان تأکید شده است، بیحکمت نیست … باید رجال سیاسی بر اعصاب خود مسلّط باشند، و حتّی با مخالفان و دشمنان، از حدّ ادب و احترام نگذرند. و این موضوع، تأکید بیشتری پیدا میکند، اگر رجال سیاسی، جنبة دینی و معنوی و روحانی هم داشته باشند! باید حاکم صالح و اسلامی، حقپذیر باشد نه مستبد و خودرأی… و باید کسانی را دور خود جمع نکند که کارهای نادرست او را تأیید کنند، و برای سوء استفاده به او نزدیک شوند… اگر کسانی تصوّر کنند، که با اِعمال زور و سرکوبگری میشود حکومتی صالح داشت، و نظامسازی اسلامی کرد، سخت در اشتباهند. اینگونه برخوردها اسلامی نیست. و اسم اسلام، و ادّعای مسلمانی، برای اسلامی شدن، و مسلمان بودن کفایت نمیکند.
پیام امام هادی(ع) به همه دیکتاتورهای تاریخ
آری! ای متوکل که اکنون بر اریکه قدرت تکیه زده ای و تنها و تنها به قدرت و شوکت خود می اندیشی و تنها دغدغه و نگرانی تو تخت و تاج و حکومت است، به گونه ای که کافی است اندک سوء ظنی برایت ایجاد شود تا وقت و بی وقت به خانه مردمان هجوم آوری و آنان را در بند کرده یا حصر و حبس نمایی و از هیچ آزار و اذیتی کوتاهی ننمایی! بدان و هشیار باش که این وضعیت هرگز دوام نخواهد آورد و از آن مقام ظاهری بالا و با عظمت به زیر کشیده خواهی شد و خوار و خفیف خواهی گردید.
محمدعلی ایازی مقدمه یکی از مباحث مطرح در حوزه فلسفه تاریخ، شناسایی افول و سقوط دولتها و قوانین حاکم بر آنها است. این موضوع در قرآن کریم و برخی منابع حدیثی مطرح شده است. یکی از این منابع حدیثی که به گستردگی بیان شده، نهج البلاغه سید رضی است که گسترده ترین مباحث افول و […]
ما با وضعیتی رویارو هستیم که در آن عرصههایی که تولیدکننده معنا و فرهنگ هستند، بیقدرت یا بیکانون شدهاند. عرصه های زندگی روزمره، دانشگاه و روحانیت دچار نوعی به همریختگی و بیکانونی شدهاند و این وضعیت به نوبه خود سبب شده که نیروهای اجتماعیای که برای پالایش و شفافسازی حوزههای فرهنگی و ارتقا بخشیدن به عرصه معنا، فرهنگ و گفتوگو از درون این عرصه بیرون میآمدند، اکنون یا کار نمیکنند، یا بدکار شدهاند و یا کمکار.
کتاب های ضاله و حدود آزادی بیان از نگاه شهید بهشتی
شهيد بهشتي آزادي را اصل اوليه دانسته و محدوده آزادي را مغايرت آن با آزادي واقعي انسان و يا در صورتي كه مانع آزادي ديگران گردد، ترويج افكار باطل، خرافي و گمراه كننده منافات با آزادي دارد زيرا آزادي همانطور كه در ابتداي بحث مطرح شد براي ارتقاي انسان قرار داده شده است نه تحميق مردم و منحرف كردن آنان از راه صحيح و رشد.
درخصوص طرح انديشههاي مرحوم مطهري در زمانه فعلي، چند نكته مهم وجود دارد؛ اولا شيوه طرح انديشههاي مرحوم مطهري به ويژه از طريق رسانهها طوري است كه ممكن است مجال مواجهه فكري با افكار ايشان را سلب كند. تبديل شدن آثار ايشان به دستمايهاي براي مسابقات و سوالات تستي و جايزه دادنهاي غيرمتعارف و تكرارهاي كمثمر ممكن است بيش از آنكه مفيد واقع شود، از درگير شدن جديتر ذهنها با تفكرات ايشان پيشگيري كند. ثانيا حيات و بقاي يك انديشه فلسفي به اين است كه بتواند مورد بحث و نقد واقع و پايهاي براي فراروي، تصحيح و تكميل شود. اين در صورتي است كه فضا براي چنين كاري فراهم و از چنين مواجههاي استقبال شود. به گمان من هنوز چنين فضايي كمتر در محافل فكري ما حاكم است. ما هنوز در مواجهه با افراد و افكار مطلقانگار هستيم و برخوردمان از نوع همه يا هيچ است. اميدواريم بتوانيم چنين فضايي را فراهم كنيم.
عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن
در ایران اسلامی که قرار است رهبرانش دنیای اسلام را رهبری کنند و مدیرانش به مدیریت جهان بپردازند، سکوتی مرگبار درباره توهین به قرآن و پیامبر اسلام دیده می شود. نه از رسانه های رسمی، نه از مدعیان حکومتی و نه از کفن پوشان حرفه ای؛ از هیچ یک صدایی بلند نمی شود. بهانه قرآن سوزی هم ناشی از این بوده که مستبدان حاکم به نام دین، برای آنکه بی کفایتی خود و ناتوانی مبلغان رسمی دینی را جبران کنند، به برخوردهای امنیتی و قربانی گرفتن از کسانی رو آورده اند که زشتی های مدعیان دینداری را دیگر نتوانسته اند تحمل کنند و به انگیزه ی فرار از دین سیاست زده ی حاکم، به تغییر دین روی آورده اند.
هشتمین ویژگی استاد شهید ـ که برای هر خواننده آثار ایشان درسآموز است ـ بیادعایی ایشان در مطالب علمی است. تقریباً در هیچجا نمی توان از ایشان خودنمایی علمی دید که برای مثال نکتهای را یافته و آراسته اندیشه خویش به شمار آورد؛ به یاد آوریم که برخی با مدارج علمی پایینتر، چگونه خود را به سبب یافتن یا آراستن یک تفکر، شایسته تقدیر میدانند.
آقای مطهری به اینها ملتزم بود و به نظر بنده ما امروز بیش از هر زمان دیگری به این نگاه در مسائل دینی محتاج هستیم و خلأ وجود آقای مطهری را در این زمینه بیش از هر زمان دیگری احساس میکنیم که متأسفانه امثال ایشان را در اختیار نداریم یا در سطح ایشان، با جامعیت ایشان، با مجموعه امتیازاتی که ایشان داشتند، در اختیار نداریم نمونه آن این است که در حوزه امروزه به نام «دانشنامه» کتاب منتشر می کنیم ولی دانشنامه ی ما «فرهنگ نامه» است، بلکه حتی فرهنگ نامه هم نیست و صرفاً در حد یک گردآوری متون تاریخ یا حدیث درباره ی یک موضوع مثل امام حسین (ع) است. به نظر می رسد تا رسیدن به تحقیق در قلمرو مسائل دینی فاصله داریم، ما در بسیاری موارد با انبوه سازی تقلیدها، نام آن را تحقیق می گذاریم و تحقیق بدون پذیرفتن عقل بدون هیچ گونه محدودیت و قید و شرط، امکان پذیر نیست.
حرکت به سمت انتخاب آزاد و مبارزه با روشهای فاشیستی
اگر قرار شود حرکت انقلاب صرفاً به سوی سفت گرفتن هدایت شود، این خطرناک است. خطری که در آن نهفته این است که انقلاب ما به زودی به یک فاشیسم ضد اسلامی تبدیل میشود. به یک استالینیسمی که خود نوعی از فاشیسم است با ویژگیهای خاصش تبدیل میشود. ما نمیخواهیم اینطوری شود. نمیخواهیم چون نظامتان نمیخواهد. اسلام هم نمیخواهد. اسلام اساسش بر این است که انسان باید آزادانه و آگاهانه شکفته شود و تربیت معنایش همین است. اساس اسلام این است که انسان باید آزادانه و آگاهانه شکفته شود. کی گفته که ما باید اجازه دهیم در جریان انقلاب و حرکتهای پس از آن، زمینههای سنگرهایی آزادانه و آگاهانه رو به نابودی برود… باید راه را به یاری خداوند، برای حرکت به سمت انتخاب افراد باز نگه داریم و جلو بزنیم. حرکت ما به سوی نفی انتخاب آزادانه و آگاهانه، که یک پایه اصلی است، از پایههای انسان و اصلاً تنها پایه اصلی از پایههای انسان در اسلام و جهانبینی اسلام در رابطه با انسان است منحرف نشود.
گروگان گیری اقتصاد در دالان سیاست
اصولا خصلت نظامهاي ايدئولوژيك خصوصا در بستر اقتصاد نفتي، بروز و ظهورش در قالب موضوعي است كه به عنوان گروگانگيري اقتصاد از آن نام برده ميشود. به عبارتي در يك اقتصاد دولتي امكان گروگانگيري اقتصاد وجود دارد. در چنين شرايطي مديريت توسعه ميتواند در اغما فرو برود، چون مديريت توسعه ساختار خاص خود را دارد و اگر كشوري بخواهد به جايگاه توسعه برسد لاجرم بايد مديريت حاكم بر آن هم مديريت توسعهاي باشد. مديريت توسعه به اين معناست كه هدفهاي معين و مشخص توسعهاي وجود داشته باشد كه طبيعتا براي تحقق اين اهداف بايد يك ديد مشخص از توسعه وجود داشته و براساس آن حركت كرد تا بتوان به توسعه دست يافت.
در ميان ايرانيان درك مصالح كلان كشور بسيار ضعيف است. اين امر را ميتوان در قالب متون علم سياست به ناسيوناليسم و حس وطندوستي تعبير كرد. تمام مطالب پنج كانون قبلي در اين كانون جمع ميشوند. اگر اين كانون صحيح عمل كند، بقيه هم اصلاح ميشوند. در آلمان سراغ نداريم كسي دو ميليارد دلار اختلاس كرده باشد. حدس علمي من آن است كه قبل از آنكه يك آلماني نگران مجازات و قانون باشد، نگران احترام كشورش است. براي او، كشور خيلي اهميت دارد. اخيرا هم ديديم كه رييسجمهور آلمان وامي دريافت كرده بود كه به خاطر سمتش به راحتي اخذ كرده بود، يعني كار تسهيل شده بود. وقتي اين موضوع آشكار شد، او گفت چون اين امر ممكن است به پرستيژ آلمان لطمه بزند، از سمتش استعفا داد. يعني تا اين اندازه آلمان براي ايشان اهميت دارد. ما ديدهايم در ژاپن وقتي مديري اشتباه ميكند، بلافاصله از ملت عذرخواهي كرده، تعظيم ميكند و استعفا ميدهد. اما براي ما ايرانيها، خانواده خودمان و گروه سياسي و مالياي كه در آن هستيم بيشترين اهميت را دارد و وفاداري ما صرفا شامل اين گروهها ميشود. كشور براي ما تقريبا تعطيل است. اگر ما به كشورمان علاقه داشتيم تا اين حد، سواحل درياي خزر، جادهها و پاركها را آلوده نميكرديم. اگر هموطن براي ما احترام داشت، خودروي خود را دوبله پارك نميكرديم. اگر كشور مهم بود طي 10 سال، پنج سمت مختلف را قبول نميكرديم چون با قبول كاري كه با آن آشنايي نداريم ناكارآمدي ايجاد كرده و از منابع استفاده بهينه را نميكنيم. حس تعلق به خاك و كشور پيامدهاي بسيار مثبتي دارد مشروط به اينكه يك سيستم در كليت جامعه وجود داشته باشد. البته اين كانونهايي كه مطرح شد به هم تنيده هستند. در چه شرايطي كشور و حيثيت آن و گذرنامه آن مهم است وقتي زمان و درازمدت هم مطرح باشد.
چه چیزی فقط برای حاکم اسلامی حرام است؟
فرمانروایان، شهروندانی «حرف شنو» می خواهند که در پیروی کردن و اطاعت نمودن، «چون و چرا» نمی کنند. البته یکی از حقوق فرمانروای مشروع، همین حق اطاعت است که بر عهده رعیّت قرار دارد: «و اما حقی علیکم فالطاعة حین آمرکم» (نهج البلاغه، خطبه 34) ولی این «حق حاکم» از یک سو ذاتاً محدود و مقیّد است و از سوی دیگر «حق مردم» را برای «حرف زدن» نفی نمی کند. از این رو حاکم نمی تواند حق خود را بهانه ای برای سلب حق مردم قرار داده و به دلیل آنکه از مردم حرف شنوی می خواهد، به آنها اجازه «حرف زدن» ندهد.
هزینة زندگی خوب، خوش و معنادار یعنی زندگیی که بر مبنای موازین اخلاقی باشد، خوش باشد یعنی دارای سلامت روانی باشد و معنادار باشد؛ بیشتر از سودش نیست. این سه تلقی یا سه شرط است که میتواند زندگی فردی و اجتماعی انسان را به بهترین وجه بسازد. جامعهای با چنین شرایطی دارای یک زندگی اجتماعی، با کمترین درد و رنج خواهد بود. بدین لحاظ به نظر میرسد مناسب است وقتی با متفکران بزرگ روبرو میشویم، فرقی نمیکند شرقی باشد یا غربی کهن باشد یا نو، فیلسوف باشد یا عالم، باید از او پرسید که او چه برنامهای برای بهتر شدن زندگی ما دارد؟ باید دید او چه حرفی در این سه مقوله دارد؟ مولانا نیز یکی از همین متفکران بزرگ است. لذا میتوان این سه سؤال را از مولانا نیز پرسید.
دلالتهای معرفتی اندیشه سیاسی شهید بهشتی
در اندیشه شهید بهشتی، اندیشه ورزی انسان و ظرفیت عقلانی او، وی را مستعد انتخابگری و مسولیت در زندگی خود می کند. در دلالتهای هنجاری اندیشه سیاسی شهید بهشتی، آزادی و مسولیت سیاسی برجسته هستند. تعبیر وی از انسان بعنوان موجودی دارای اختیار و نیز آزادی از بارزترین تضمنات هنجاری در اندیشه او می باشند که برآمده از نگرش وی در باب رابطه عقل و وحی است. به تعبیر شهید بهشتی، تكيه اساسى اين آيات بر ” آگاهى گسترده انسان و انتخابگرى اوست”، که نقش قاطعی در شیوه زندگی انسان دارد
علاوه بر اخوان المسلمين، حزب التحرير الاسلامي هم كه توسط شيخ تقي الدين نبهاني فلسطيني، تأسيس شده بود و يكي از احزاب فراگير در دنياي عرب به شمار ميرود، نخستين هدف حزب را ايجاد و احياء خلافت اسلامي و بازگشت به سيره “سلف صالح” قرار داد. همچنين اين حزب كتابهايي را هم در رابطه با مسئله خلافت تأليف و منتشر ساخت كه هنوز هم مورد استفاده هواداران اين حزب است.
بنابراين، سلفي گري با اين مفهوم كلي و عام، در همه بلاد عربي در قرون پيشين هم وجود داشته و البته در يك قرن اخير دايره وسيعتري يافته و هواداران بيشتري در بلاد عربي ـ اسلامي به ويژه در مصر پيدا كرده است.
ابعاد مفهومی «فرار مغزها»؛ با نگاه به تجربه ترکیه
آمارها نشان میدهد که 5/1 میلیون ترک مقیم آلمان ظرف چند سال گذشته به ترکیه بازگشتهاند. در یک پیمایش 35 درصد از ترکهای مقیم آلمان گفته اند که زندگی آینده ما در ترکیه است و نه در آلمان. مهاجرت مغزهای ترکیه به کشورهای اروپائی با توجه به سیر بازگشتهای اخیر در عمل به چرخش مغزها و جذب تخصص و تکنولوژی انجامیده است. از سوی دیگر ترکیه به یک مقصد برای مغزهای سرگردان تبدیل شده است و در حال حاضر متخصصان از کشورهای عربی، سرزمینهای شوروی سابق، آسیای میانه و قفقاز به سوی ترکیه مهاجرت میکنند که مهاجرت احتمالی برخی از ترکان متخصص به خارج را نیز جبران میکند.
متأسفانه برخی فکر می کنند چون جامعه اسلامی است و نظام هم سیاسی است متولی تفکر مردم هم هستند و باید تلاش کنند که هیچ کس اشتباه نکند در حالیکه چنین تفکری از سر تا پا اشتباه است؛ قرار نیست در جامعه اسلامی کسی خطا نکند بلکه اگر اشتباهی کرد خودش متوجه خطای خویش شود.
به غیریتسازی در نگاه به جهان پایان دهیم
متاسفانه ما در سال 90 نه تنها شاهد رشد کشور در عرصه بین المللی نبوده ایم بلکه متاسفانه شاهد افول این جایگاه افول کرده است. این نمره از تیر 84 شروع به پایین رفتن کرده است و همچنان در حال افول است.
خاتمی هم دستاورد اقتصادی خوبی داشت و هم خطرات امنیت ملی ایران را کم کرد. ایران پیشقراول گفتوگوی تمدنها در سازمان ملل شد. شما اوضاع آن زمان را با حالا مقایسه کنید، در حالی که آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان گیر کرده و دولت بیش از پانصد میلیارد درآمد ارزی داشته و حکومت به قول محافظهکاران یک پارچه شده است، از رونق اقتصادی خبری نیست. تهدیدات بینالمللی علیه ایران زیاد شده و سازمان ملل تاکنون علیه منافع ایران چهار قطعنامه صادر کرده است. این مقایسه به خوبی نشان میدهد که حکومتهایی که مردمسالارانهترند در جهان امروز برای جوامعشان مؤثرتر و کارامدتر میتوانند کار کنند.
حوادثی که طی آن چند سال رخ داده، در زمان خود یگانه راه موجود بوده است، پس ما باید از پس بینی حوادث اجتناب کنیم، چون این پس بینی تنها راه انتقادی را میگشاید که طبیعتاً بر هر انسان و هر حادثهای در گذشته قابل تعمیم است. من تنها نظر کارشناسی خودم را بیان میکنم؛ برآیند نیروهای عظیم اجتماعی در ایران ما را به سمتی سوق میدهد که در آیندهای نه چندان دور از شرایط فعلی خارج خواهیم شد و برای رفع مشکلات اقتصادی درآمد حاصل از نفت را به جای اینکه صرف هزینههای جاری کنیم آن را در هزینههای توسعهای مصرف میکنیم و به نظر من این فرایند در حال رشدی عظیم است و جامعه ما در حال پوستاندازی است و از نفع گرایی و پوپولیسمی که در شعارها و افکار مردم است به سوی کار و پیشرفت در حرکتیم. البته من همواره وفادار به رأی اکثریتم و اگر باز هم مردم به دولت، به حکومت بگویند باز هم بده ما بخوریم، من تابع نظر مردم خواهم بود. با پایان پوپولیسم در ایران ما شاهد دولتهایی خواهیم بود که به سمت توسعه اقتصادی حرکت خواهند کرد و اگر به همین شکل پیش برویم دولتهای بعدی ما دولت کار خواهند بود نه دولت رفاه. لسترو تارو اقتصاددان آمریکایی در سال ۱۳۷۳ شمسی ابراز کرده اگر رشد اقتصادی آمریکا نسبت به کشورهای اروپایی به همین منوال پیش رود در سده بعدی اروپا نسبت به آمریکا، جهان سوم محسوب میشود؛ رشد اقتصادی در آمریکا در آن زمان همواره ۱ تا ۱/۵ درصد بیشتر از کشورهای اروپایی بوده است؛ زیرا جوامع اروپایی جوامعی پیر هستند و در نتیجه بیشتر به سوی دولت رفاه یا همان بده بخوریم، روی میآورند و نظرشان بیشتر به حقوق بازنشستگی و رفاه اجتماعی است؛ اما جامعه آمریکا، جامعهای جوان است و تمایل آن بیشتر به سوی دولت کار است؛ البته با توجه به شرایط، طبیعی است که جوامع جوان به آینده نظر داشته باشند و جوامع پیر حال را دریابند و همین موجب افزایش و کاهش بازده اقتصادی میشود. برای نمونه در فرانسه با روی کار آمدن سارکوزی مردم به تظاهرات و اعتراض پرداختند و مدت طولانی در خیابانها تجمع کردند، علت اصلی این حوادث آن است که دولت سارکوزی، دولت کار است نه رفاه، و برنامههایش به گونهای است که حقوق بازنشستگی مردم و بودجه این قبیل هزینههای جاری را پایین آورده است و برنامههای توسعهای دراز مدت را جایگزین آن کرده است که البته اعتراضات مردم تأثیر چندانی بر آن نگذاشته و او همچنان مسیر خود را پیش میرود. در رابطه با کشور ما نیز با توجه به اینکه جامعه ما در حال خروج از پوپولیسم است و جامعهای جوان محسوب میشود به زودی از توجه به دولتهای رفاه خارج خواهد شد و به جای «بده بخوریم»، به توسعه اقتصادی و برنامههای بلند مدت و افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) سوق پیدا خواهد کرد و در پی آن دولت بعدی، دولت کار خواهد بود. در زمینه نفت و ملی شدن صنعت نفت باید بگویم که من بر عکس بسیاری از دوستان هیچ چیز را صد در صد سفید یا صد در صد سیاه نمیبینم و به نظرم اگر شرایط آن دوره را درک کنیم میبینیم این حادثه نیز روال طبیعی خود را طی کرده و همه چیز در محدوده بین سفید و سیاه یعنی شرایط طبیعیاش پیش رفته است.
دانش و مهارت به ارز رایج اقتصاد جهانی در قرن بیست و یکم تبدیل خواهد شد، اما هیچ یک از بانک های مرکزی توان تبدیل این ارز گرانقیمت به پول را ندارد. کشورها خود تصمیم خواهند گرفت که چه مقدار از این ارز را در اختیار داشته باشند. مطمئناً، با در اختیار داشتن منابع عظیم مانند نفت، گاز و الماس، امکان خریداری حتی مشاغل نیز وجود خواهد داشت اما این کشورها جامعه خود را در دراز مدت تضعیف می کنند مگر آنکه از درآمد حاصل از این منابع در جهت ساختن مدارس و ایجاد زیر ساختهای مناسب برای توسعه فرهنگ یادگیری مهارتها در دراز مدت استفاده شود؛ چیزی که حرکت رو به جلو شما را تضمین خواهد کرد.
نیک خواهی و یا شفقت بزرگترین هنری است که آدمی می تواند داشته باشد. من برای اینکه نیک خواه بشوم، چه شرایطی را باید واجد شوم. چه زمینه ها و مجالهایی باید برای خودم پدید آورم تا بتوانم این نیک خواهی را محقق کنم. نیک خواهی به این معناست که من انسانهای دیگر را دوست بدارم. اگر فرض را بر این بگیریم که نیک خواهی به معنای دوست داشتن انسانهای دیگر است، حالا می شود گفت برای اینکه این نیک خواهی مراحلش پشت سر گذاشته شود، من لااقل پنج تا مقدمه را باید پشت سر بگذارم تا بتوانم نیک خواه بشر باشم و دوست انسانهای دیگر باشم.
خشايار ديهيمي: لزوما اصلاح از اصلاح نهاد حكومت بر نخواهد خاست بلكه از تقويت جامعه مدني برميخيزد. اگر جامعه مدني قوي داشته باشيم آنگاه ميتوان حكومت را مينيمال كرد. ديگر حكومت مسوول همه امور از توزيع و وضع قانون تا اعمال محدوديتها و غيره نخواهد بود، بلكه اين جامعه مدني است كه اين مسووليتها را بر عهده ميگيرد.
صالح نجفي: من عدالت برابريطلبانه را جزيي از يك «ايده ابدي» ميدانم: ايدهاي كه با شكلي از سياست در پيوند است؛ سياست رهاييبخش يا انقلابي.
علي معظمي: در همه يا دستكم اكثر شهرهاي بزرگ دنيا آدمهايي هستند كه در زبالهها دنبال مواد خوراكي ميگردند. ما هم كم از اين نمونهها نديدهايم. نهايت آرزوي اين آدمها شايد اين باشد كه يك كار كارگري با حداقل حقوق داشته باشند. همين آدم وقتي سرش را از سطل زباله بيرون ميآورد چشمش به برجي ميافتد كه در بالاترين طبقات آن بستنياي ميفروشند كه قيمت آن 30درصد از حقوق معمول آن كارگري كه او آرزو دارد باشد هم بيشتر است. اين آدم حق دارد از زندگي خود در اين اجتماع ناراضي باشد.
ما امروز بیش از هر زمان دیگر به بررسی های علمی دقیق و ژرفکاوانه درباب دین ورزی نیاز داریم. برمبنای آنچه درباب فضاهای پارادایمی متعدد گفته شد باید حوزۀ عمومی باز برای گفتگوهای آزاد محدود نشده وجود داشته باشد وبرنامه های پژوهشی متفاوت ومتکثر برای دین پژوهی آکادمیک وبویژه مطالعات میدانی مستقل غیر دولتی امکانپذیر باشد، وایدئولوژی ومذهب رسمی ِ دولتی مانع تجقیقات علمی بیطرفانه درباب وضعیت دین ورزی در ایران کنونی نشود، خط قرمز های سیاسی ونهادی، تحقیقات انتقادی را محدود نکند ومخصوصا آزادی برای بیان نتایج تحقیقات وچاپ وانتشار آنها وجود داشته باشد.
ضرورت عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی
قلم فرسودن در باب اهمیت و ضرورت عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی یا ذکر چندباره ی تاریخچه ی آن دست کم برای این گزارش زائد است همین قدر ناگزیر از تکرار به سبب طرح چند باره این موضوع در جامعه ی ایران هستم که هنوز هیچ حکومتی نه در طول تاریخ و نه عرض جغرافیایی نیامده است که تحقق بی چون و چرای عدالت، محو کامل فقر و نابرابری و کاهش شکاف طبقاطی را یک برنامه و رسالت بنیادین خود اعلام نکرده باشد. تفاوتش که بین انواع حکومتهاو دولتهاست، عمدتا در دو چیز است. نخست راه هریک در دستیابی به این آرمان و دوم میزان پای بندی عملی هر یک به مبانی و الزامات تحقق عدالت و گسترش برابری اجتماعی.
وی گفت: در بحث حکمرانی فقیه عادل باید به این موضوع اشاره کرد که عدالت به تنهایی نمیتواند ضامن تشخیص اهم از مهم در سیاست گذاری و صدور حکم باشد؛ زیرا عدالت یک حاکم بیشتر وی را از ارتکاب گناهان و نفسانیات باز میدارد و نه تشخیص صحیح در موارد خاص؛ پس در این زمینه برای ولی فقیه شاخصههای دیگری ذکر شده است که برخورداری از آن شاخصهها درصد اشتباه و تشخیص وی را در امور مختلف کاهش میدهد و درصد درستی تصمیمات او را بالا میبرد که از آن جمله میتوان به توان تحلیل رویدادها، نگاه جامع و به روز، سیاست، مدیریت، درایت، فقاهت و… اشاره کرد.
بانک و بانکدارى را از سياست زدگى داخلى دور کنيم فراموش نشود که درآمدهاى ارز صادراتى کشور درحال حاضر منبع مهمى براى کنترل بازار است که بانک مرکزى مى تواند با نرخ گذارى مناسب و بدون انتقال آنها به داخل در رفع محدوديت از آن استفاده نمايد.در اينصورت و هنگامى که بخشى از تقاضا را پاسخ داديم، فشار بر بازار ارز را کاهش مى دهيم. دربخش عرضه هم اگر حتى دسترسى عملى به ارز به شيوه سنتى برايمان سخت شده باشد به شيوه هاى مى توان به کاهش فشار بر عرضه کمک کرد. در اينصورت سفته بازان و خرده سرمايه گذارانى که به بازار ارز با نگاه سودآوريهاى روزانه رجوع مى کنند انتظارات خود را متحقق نمى بينند و اين بازار از رونق مى افتد و بازار را به تعادل نسبى مى رساند. البته انکار نمى کنيم که شرايط ويژه مى تواند هر لحظه اين تعادل نسبى را به هم بزند و اين ديگر بحث اقتصادى و بانکى نيست.
حزب النهضت با همه افكار، انديشهها، جمعيتها و طرفداراني كه دارد در خدمت مردم است. همه احزاب و گروههاي سياسي بايد تمام روابط عربي و بينالمللي خود را در جهت منفعت كشور به كار گيرند. تلاشهاي ما نيز در اين جهت است. هرگز به دنبال پستي، مقامي يا قدرتي نبودهايم. ما اصلا بلندپروازي رياست يا امارت يا خلافت را نداريم.
جنبشهاي اسلامي نيز بايد در چارچوب كشور خودشان فعاليت كنند نه در چارچوب يك دولت خلافت. يعني تابع قوانين اساسي كشورهايشان باشند. ما سعي ميكنيم اگر فعاليتي هست در چارچوب نهادهاي مغرب عربي و اتحاديه عرب و سازمان همكاري اسلامي عمل كنيم. اين اقدام در زماني كه اروپا، آسيا و آمريكاي لاتين متحد ميشوند، هيچ جرمي به حساب نميآيد.









