امکان اشتباه ولی فقیه
چکیده :وی گفت: در بحث حکمرانی فقیه عادل باید به این موضوع اشاره کرد که عدالت به تنهایی نمیتواند ضامن تشخیص اهم از مهم در سیاست گذاری و صدور حکم باشد؛ زیرا عدالت یک حاکم بیشتر وی را از ارتکاب گناهان و نفسانیات باز میدارد و نه تشخیص صحیح در موارد خاص؛ پس در این زمینه برای ولی فقیه شاخصههای دیگری ذکر شده است که برخورداری از آن شاخصهها درصد اشتباه و تشخیص وی را در امور مختلف کاهش میدهد و درصد درستی تصمیمات او را بالا میبرد که از آن جمله میتوان به توان تحلیل رویدادها، نگاه جامع و به روز، سیاست، مدیریت، درایت، فقاهت و... اشاره کرد. ...
حجت الاسلام محمد سروش محلاتی، در نشست تخصصی مبانی کلام فقه اجتماعی که در قم برگزار شد ، با بیان این که دایره فقه اجتماعی، بسیار بسیط و گسترده است، افزود: مساله عصمت در فقه و مبانی کلامی اجتماعی، تأثیرگذاری بسیاری دارد؛ زیرا در این عرصه فرض بر این است که شخص حاکم و امام از هر گونه خطا، انحراف، گناه و بی عدالتی مصون و مبری است و بر این اساس، پایهریزی نظریههای حکومتی و اعتقادی در راستای پذیرش ولایت این شخص در حوزه دیگری بررسی میشود که به طور کلی با جوامع و شرایع دیگر متمایز است.
استاد حوزه علمیه قم، به بیان جلوه عصمت امام در مساله حکومت پرداخت و گفت: البته باید مبحث عصمت در فهم، درک و بیان شریعت را جداگانه از عصمت در بخشهای موضوعی مورد مطالعه قرارداد که متاسفانه پژوهشهای زیادی درباره عصمت به شناخت و تشخیص موضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… صورت نگرفته است.
وی تصریح کرد: یکی از استدلالاتی که از سوی علمای بزرگ شیعه از جمله شیخ طوسی در زمینه عصمت امام در مباحث حکومتی مطرح میشود، این است که یک حکومت برای جلوگیری از بروز انحراف، گناه و آلودگی و رهنمون کردن جامعه به سوی نیکی و خیر و دوری از فساد است؛ پس حاکم و رهبر آن نیز باید شخصی باشد که فارغ از هرگونه بیعدالتی، گناه، انحراف و فساد، بتواند بهترین تصمیمات و احکام را برای اداره جامعه اتخاذ کند.
سروش محلاتی ادامه داد: بر پایه این استدلال، امام معصوم تنها کسی است که میتواند این حکومت را اداره کند؛ زیرا هیچ گونه انحراف، فساد و شکی در تصمیمات ایشان نیست، ولی در این حال نیز نمیتوان از امرا و یا استاندارانی که از سوی امام منصوب میشوند، انتظار عصمت داشت و اگر گناه و انحرافی مرتکب شدند، باید با آنها برخورد کرد.
وی اضافه کرد: با چنین استدلالی، این سوال مطرح میشود که اگر امام معصوم در غیبت بود، باید از حکومت صرف نظر کرد؟ گاهی شاید چنین به نظر برسد که این دسته علما برای زمان غیبت، چارهای نمیدیدند؛ زیرا در برخی اقوال ذکر کردهاند که گناه نبود امام در جامعه، به واسطه عملکرد مردم است و باید این مجازات را نیز تحمل کنند که اگر این فرضیه را بپذیریم دیگر تکلیفی بر فقها برای اداره جامعه بار نمیشود.
سروش محلاتی خاطرنشان کرد: فقیهی که بتواند از این گردنه حساس که پذیرش حکومت دینی در عصر غیبت است، بگذرد میتواند نظریه حکومت دینی را نیز به شکل کاملا شفاف و کاربردی ارایه دهد که در این زمینه، امام خمینی(س) با ضروری دانستن تشکیل حکومت دینی در زمان غیبت، از این گردنه عبور و نظریه ولایت فقیه را در عصر غیبت، به عنوان نظریه فقهی خود مطرح میکنند.
این پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه امام راحل(س) توانست مشروعیت حکومت در عصر غیبت را با فرض پذیرش ولایت فقیه، ثابت کند، عنوان کرد: در این نوع حکومت با پذیرش مشروعیت و تنزل از عصمت به فقاهت و عدالت در اداره جامعه، پایه نظریه ولایت فقیه شکل میگیرد.
به گفته وی، در این نظریه فرض گرفته میشود که بین عصمت و عدالت، فاصله وجود دارد و نکته متمایز کننده، این است که امکان اشتباه و انحراف در مورد این حاکم در نظر گرفته میشود، ولی به منظور کاهش این انحراف، سیستم نظارتی خاصی بر آن وضع میشود؛ همانگونه که اسلام برای فقیه عادلی که به قضاوت میپردازد، شرایطی از جمله تحریم اهدای هدیه، قضاوت نکردن در گرسنگی، عصبانیت، خواب آلودگی و کسالت را وضع میکند تا درصد خطای وی را کاهش دهد، پس میتوان پذیرفت که این شخص نیز مصون از اشتباه و انحراف نیست.
وی گفت: مرحوم آیت الله نایینی(ره) نیز با پذیرش حکومت در زمان غیبت و اهمیت به کار گیری دین در سیاست، به وجود قانون اساسی و مجلس برای تقلیل احتمال فساد در یک حکومت اسلامی تاکید میکند.
سروش محلاتی، با بیان این که علامه طباطبایی(ره) در خصوص عصمت در شریعت و عصمت در تشخیص موضوعات، موضع یکسانی ندارد، اظهار کرد: در بیش از ده مورد در نوشتههای مرحوم علامه میتوان تفاوت نگاه ایشان نسبت به عصمت در درک و بیان شریعت و تشخیص موضوعات را رصد کرد که همین مساله میتواند، موضوع پژوهشی بسیار خوبی برای طلاب و پژوهشگران حوزوی باشد و این موضوع از نقطه نظرات مختلف مورد واکاوی قرار گیرد.
وی گفت: در بحث حکمرانی فقیه عادل باید به این موضوع اشاره کرد که عدالت به تنهایی نمیتواند ضامن تشخیص اهم از مهم در سیاست گذاری و صدور حکم باشد؛ زیرا عدالت یک حاکم بیشتر وی را از ارتکاب گناهان و نفسانیات باز میدارد و نه تشخیص صحیح در موارد خاص؛ پس در این زمینه برای ولی فقیه شاخصههای دیگری ذکر شده است که برخورداری از آن شاخصهها درصد اشتباه و تشخیص وی را در امور مختلف کاهش میدهد و درصد درستی تصمیمات او را بالا میبرد که از آن جمله میتوان به توان تحلیل رویدادها، نگاه جامع و به روز، سیاست، مدیریت، درایت، فقاهت و… اشاره کرد.
منبع: جماران














من نمیدانم چرا حضرات روحانیونی که میخواستند با تشکیل حکومت اسلامی ( که من ترجیح میدهم آن را حکومت فقهی بنامم ) مردم ایران را به سعادت دارین نائل کنند ، امروز میخواهند همه کاسه کوزه ها را سر آقای خامنه ای بشکنند ؟ آقا طبق ضوابط فقهی عادل است ، نماز میخواند ، روزه میگیرد ، نماز شب هم میخواند و به عبارت دیگر مرتکب کبیره نمیشود و اصرار بر صغیره ندارد و میگویند آلودگی مالی هم ندارد. مجتهد هم هست (من نمیدانم ، شماها میگوئید) و مجتهد باید به تشخیص خود عمل کند و تقلید یعنی عمل کردن به نظر دیگران بر او حرام ، بله حرام است . دارد طبق تشخیص خود عمل میکند . چون احساس تکلیف شرعی در خدمت به اسلام میکند ، اگر کنار برود هم مواخذ است . از جان آقا چه میخواهید .
مرد حسابی پیامبر و حضرت علی گاهی به تشخیص خود عمل نمیکردند و بر وفق نظر جمعی تصمیم میگرفتند. تو حالا عمل بر طبق نظر دیگران را حرام میدانی؟ گیریم حرف شما درست ولی نظر ایشان مگر خودساخته است؟ آیا بواسطهی رای و نطر دیگران- که با آنان مشورت میکندنیست؟ پس چرا خود را موظف میبیند که به سخن گروهی گوش دهد و گروهی دیگر را واگذارد. شما دارید دین را به شکل یک عامل خفقانآور در میآورید که در هیچ کجای قرآن و سنت ما ندیدهایم. اگر حکومت قرنها پیش به دست شما افتاده بود، حالا از دین خبری نبود…..
ولی فقیه که سهل است بالاتر از او هم اشتباه کرده اند. اما خوب شهامت به خرج داده فورا از این عمل اشتباه خود پوزش خواسته اند. مگر اوباما بارها پوزش نخواسته است؟
عزیزان برادر سلام
بله مترقی ترین شیوه حکومت در زمان امام معصوم ، حکومت ولی فقیه است. حال باید دید حکومت ولی فقیه چگونه است و چه نظارتی برشیوه حکومتی او است. اولا فقیه باید طبق قران و سنت ( نه فرقه ای ) عمل کند. قران می گوید ” ای پیامبر تو فقط بشارت دهنده هستی ، اگر مردم قبول نکردند بر تو وظیفه ای نیست ما خود بهتر می دانیم” بنابر این در حکومت اسلامی که فقیه یا فقها در راس آن هستند مردم تحت حکومت از نظر اعتقادی آزاد هستند و نمی توان شخص یا اشخاصی را به صرف اعتقادی مورد بازخواست قرار داد یا از خدمات حکومتی منع کرد .( که البته الان در ایران اینچنین نیست. مثلا معتقدین به ادیان انحرافی اسلام ، یا مادیگرایان و یا …. آزاد نیستند) و یا در باب سنت ، مردم می توانند و باید به آن سطح از بصیرت مذهبی رسیده باشند ، که ولی فقیه را نقد کنند و فقیه در مورد عملکرد خود توضیح دهد همانگونه که مولا علی(ع) و پیامبر اکرم(ص) در شیوه حکومت داری داشتند با آنکه معصوم بودند.(که البته فعلا در ایران اینچنین نیست و کسی جرات شکایت و یا انتقاد به رهبریت و دیگر خطوط قرمز را ندارد.
ثانیا ، غیر از نظارت مردم ، خبرگانی که بواسطه همین مردم انتخاب می شوند بر اعمال ونظرات رهبری نظارت می کنند و تذکر می دهند و در نهایت رهبر یا شورای رهبر ی را بر کنار می کنند .که لازمه آن استقلال کامل شورای خبرگان رهبری است.( که این مسئله هم در ایران با نظارت استصوابی شورای نگهبان نمایندگان رهبری و تایین فقیهانی توسط خود رهبر به دور باطلی تبدیل شده که اکثریت موافق رهبری وارد خبرگان رهبری خواهد شد که عملا استقلال را از شورای خبرگان گرفته است )
اگر فقهای شیعه به خود بیایند و تا دیر نشده به دستورات اسلام ( قرآن و پیامبر و اهل بیت رسول ال…) عمل کنند و نظارت اکمل بر رهبری داشته باشند و در تمامی مسائل سیاست خارجی ، اقتصاد ،مسائل اجتماعی – فرهنگی و ….. دقت نظر داشته باشند و با مشورت صاحب نظران دانشگاهی و حوزوی ، به مو قع هشدار دهند ، و رهبریت هم با نظارت خبرگان آزاد بر قوای سه گانه نظارت داشته باشدو به موقع هشدار دهد، آنوقت می توان نتیجه عملی از حکومت ولی فقیه گرفت و الا حکومت ولی فقیه کنونی به مثابه همانی است که علامه نائینی فرمود ” استبداد مذهبی از استبداد سیاسی بدترو خطر ناکتر است”
در نهایت باید گفت برای شروع حکومت واقعی اسلام پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) کار هایی که لازم است انجام گیرد.
1- بر داشتن نظارت استصوابی
2- استقلال واقعی قوه قضائیه ( تا مثل حکومت علی(ع) بتواند امیر المومنین را نیز محاکمه کند) و شورای خبرگان رهبری
3- آزادی زندانیان سیاسی و بستن زندانهای سیاسی ( زیرا ما در اسلام محمد(ص) و علی(ع) زندانی سیاسی نداریم و هر کس با هر اعتقادی با ائمه خدا مناظره می کرد و با استدلال قوی ائمه از عقیده خود دست بر می داشت و شیعه می شد بنابر این اگر ما در مناظره با عقاید مخالف و یا غیر مذهبی شکست می خوریم باید خود را از نظر اعتقادی قوی کنیم نه آنکه دشمن را زندانی کنیم چون ما ضعف داریم)
4- اساس روابط خارجی را دوستی با تمامی کشور ها بر اساس رافت اسلامی بگذاریم و منافع ملی ( همانگونه که پیامبر عمل کرد ، در آغاز حکومت نامه به دو قدرت بزرگ زمان نوشت که اسلام بیاورید تا رستگار شوید ولی آنهارا به اسلام اجبار نکرد و می دانست حکومت نو پای اسلام به زمان نیاز دارد تا به بار بنشیند و انسانها را ازآزاد سازدو یا حتی مولا علی (ع) هنگامی که به حکومت رسید دستور قطع جنگ های خارجی را داد – جنگ هایی که در زمان سه خلیفه شروع شده بود وتا سرحدادآفریقا پیش رفته بود- . اینکه ما با دستان خودمان برای خود دشمن تراشی کنیم تا بهانه تحریم و یا خدای نکرده فکر تجاوز داشته باشند، جز ضربه به اقتصاد و علم و ایمان مردم و برداشت جنگ طلبی ایران در بین ملل دیگر ، چه سودی برای مادارد.)
5- هر کس در هر مقامی اشتباه خود را بپذیرد و آنرا تقصیر آمریکا یا دیگران نیندازد.( از ابتدای انقلاب هر ضعف و نارسایی را تقصیر آمر یکا و ایادیش و یا دشمنان داخلی انداختیم و نخواستیم اشتباه خود را بپذیریم و دلیل آنرا در یابیم تا دیگر بار تکرار نکنیم )
جانم فدای حضرت سید علی
بهتر بود می نوشتی رهبر هم اشتباه می کند کمااینکه کرد. نه اینکه امکان اشتباه رهبر. به عنوان نمونه نیز پاره ای از صدها اشتباه او را گوشزد می کردی تا طرف فکر نکند که اشتباهاتش را کسی نمیداند.
قوام جامعه به وحدت افراد آن جامعه هست.وحدت جامعه در گرو عزت و مورد تبعیت بودن رهبر آن جامعه هست.این اساس است.ریشه هست.تضعیف این اساس و ریشه به هر عنوانی که باشد تضعیف جامعه و مردم هست.امکان اشتباه فقیه یا حتی وقوع اشتباه فقیه و رهبر جامعه بحثی ژورنالیستی نیست.مواظب باشیم که چه می گوییم و برای چه میگوییم.
استدعا دارم مبحث ولایت فقیه را به طور جدی و البته به گونه ای که برای مردم عادی قابل بیان باشد به بحث بگذارید و حتما نظرات مراجع تقلید در طول تاریخ را به گونه ای مستند و مشخص اعلام فرمایید.
همه اشتباه میکنند، مشورت با خوبان ونخبگان اشتباهات را کم میکند،و مرور درکارها وتامل درخروجیها راههای جدید را میگشاید،علی(ع)ادعا نکرده که مصون از اشتباه است(نهج البلاغه)و قران در مواردی به رسول الله(ص)تذکر میدهد،هیچ کدام از مراجع وعلما همانند با امامان نیستند،بنابراین بایستی کارهای ایشان ارزیابی شده وبا قران وقانون قیاس گردد.ایا اگر امام جماعت در نماز اشتباه کند نماز را مانند او اشتباه میخوانید ویا اینکه به او تذکر داده تانمازش را اصلاح کند.
اگر درقرآن آمده است:” ای پیامبر تو فقط بشارت دهنده هستی ، اگر مردم قبول نکردند بر تو وظیفه ای نیست ما خود بهتر می دانیم”پس این کسانی که کاسه های داغتر از اصل هستند از کجا این قضیه “امر به معروف و نهی از منکر” را آورده اند؟ اصلا فروع دین از کجا آ»ده است که این اندازه قربانی گرفته است. با توجه به آنجه قرآن میفرماید:” ای پیامبر تو فقط بشارت دهنده هستی ، اگر مردم قبول نکردند بر تو وظیفه ای نیست ما خود بهتر می دانیم”به اعتقاد من اگر به این فرمایش قرآن توجه می شد اسلام یکی از مترقی ترین و آزاد اندیش ترین ادیان دنیا بوده است و متولیان آنرا به این صورت فعلی درآورده اند. آیا وظیفه کسانی که خواهانش گسترش پیروان دین اسلام هستند، آیا این نیست که همین آیه را شعارخود قراردهند و چهره آزادی خواه و مترقی اسلام را تبلیغ کنند؟