سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مطهري‌شناسي و مقتضيات زمان

چکیده :درخصوص طرح انديشه‌هاي مرحوم مطهري در زمانه فعلي، چند نكته مهم وجود دارد؛ اولا شيوه طرح انديشه‌هاي مرحوم مطهري به ويژه از طريق رسانه‌ها طوري است كه ممكن است مجال مواجهه فكري با افكار ايشان را سلب كند. تبديل شدن آثار ايشان به دستمايه‌اي براي مسابقات و سوالات تستي و جايزه دادن‌هاي غيرمتعارف و تكرارهاي كم‌ثمر ممكن است بيش از آنكه مفيد واقع شود، از درگير شدن جدي‌تر ذهن‌ها با تفكرات ايشان پيشگيري كند. ثانيا حيات و بقاي يك انديشه فلسفي به اين است كه بتواند مورد بحث و نقد واقع و پايه‌اي براي فراروي، تصحيح و تكميل شود. اين در صورتي است كه فضا براي چنين كاري فراهم و از چنين مواجهه‌اي استقبال شود. به گمان من هنوز چنين فضايي كمتر در محافل فكري ما حاكم است. ما هنوز در مواجهه با افراد و افكار مطلق‌انگار هستيم و برخوردمان از نوع همه يا هيچ است. اميدواريم بتوانيم چنين فضايي را فراهم كنيم. ...


سیدمحمدرضا حسینی بهشتی

1- دوره‌اي كه در آن معدودي از تحصيلكردگان فاضل حوزوي، از جمله مرحوم استاد مطهري به موضوعاتي روي آوردند كه در عرصه علمي و به‌ويژه اجتماعي آن ايام مساله روز تلقي مي‌شد، يكي از جالب‌ترين دوره‌ها در تاريخ انديشه ديني جامعه ماست. سيطره انديشه‌هاي علم‌گرايانه (ساینتيستي) با نتيجه‌گيري‌هاي فراعلمي و فلسفي شتابزده از يك‌سو كه با ورود نو به نو دستاوردهاي علمي و به ويژه تكنيكي روز از جاذبه بالايي هم برخوردار بود و در حيطه زندگي فردي و اجتماعي تاثيرات قابل توجهي را به‌جاي مي‌گذاشت و تاييدشان را بيش از ناحيه استدلالي و فكري، از نو و كارآمد بودن‌شان، مي‌گرفتند، زمينه‌ساز توجيه نظري اين نتيجه‌گيري‌ها را فراهم مي‌كرد. در مقابل، به نظر مي‌رسيد كه انديشه ديني آن ايام اساسا در فضايي سير مي‌كند كه با اين تحولات به طور كامل بيگانه است. به‌علاوه، با ورود و پا گرفتن انديشه‌هاي ماركسيستي در ميان قشر تحصيلكرده ايران كه علاوه بر ارايه تبييني غيرديني و ماترياليستي از جهان، آرمان‌هاي حق‌طلبانه‌اي را نيز مطرح مي‌كرد، فراتر از جاذبه‌هاي نظري، نوعي جهت‌گيري منسجم در حيطه عمل اجتماعي را پيش روي جوانان تحصيلكرده مي‌گذاشت كه تقريبا در غالب شوون زندگي افراد وارد مي‌شد و صورت مسايل بي‌سابقه‌اي را فراروي اين قشر قرار مي‌داد. اين در حالي بود كه ماركسيسم، با طرح مساله حركت تكاملي و به ويژه ماترياليسم تاريخي مبتني بر دستگاه تبييني ماترياليسم ديالكتيك، همه اين مسايل را به نحو ارزشي بر پايه چيزي كه آن را «تبيين علمي» مي‌خواند، مورد داوري قرار مي‌داد و براي اين پرسش‌ها، پاسخ‌هاي از پيش تعريف‌شده‌اي داشت. لبه تيز برخي از اين انديشه‌ها متوجه سنت و فرهنگ پيشين جوامع غيرماركسيستي به‌طور عام و جوامع داراي تفكر ديني به‌طور خاص بود. تحولات قابل توجه در عرصه حيات اجتماعي و سياسي دنيا و جامعه ما كه با گسترش امكان خبرگيري و رواج فزاينده اقبال به رسانه‌هاي آن ايام همراه بود، عاملي براي ورود ناگزير اين انديشه‌ها، حتي فراتر از قشر خاص تحصيلكرده، در ميان عامه مردم مي‌شد. طبيعي است كه اين دگرگوني‌هاي قابل ملاحظه نمي‌توانست بر تحصيلكردگان حوزه‌هاي ديني نيز بي‌تاثير بماند. واكنش‌ها در قبال ورود اين انديشه‌ها را به چند دسته مي‌توان تقسيم كرد:

الف: جذب و پذيرش منفعلانه و رويگرداني از تكيه بر انديشه‌هاي ديني، خروج از حوزه‌ها، تغيير لباس و برگزيدن شيوه زندگي ديگر كه با نمونه‌هاي آن به ويژه تا دهه‌هاي 20 و 30 روبه‌رو هستيم.

ب: مقابله‌هايي از روي احساس و عاطفه كه خود را در قالب خشم يا قهر و تحريم آشكار مي‌ساخت. به ويژه اينكه در برابر حملات پي‌درپي و در موارد بسياري غيرمنصفانه نسبت به دين كوششي بر اين بود تا علت تمامي «عقب‌ماندگي‌ها»ي جامعه ايران را به تكيه بر دين بازگردانند.
ج: واكنشي تدافعي كه مي‌كوشيد با جست‌وجوي مشابهت‌هايي ولو اندك، نگرش‌هاي جديدي كه در صحت‌شان بي‌چون و چرا به تصريح و غالبا به تلويح پذيرفته شده بود، با عناصري از انديشه‌ ديني مطابقت دهد يا بر اساس شناختي سطحي از انديشه‌هاي نو، تركيبي از اين انديشه‌ها با تلقي آن ايام از آموزه‌هاي ديني ايجاد كند كه در مواردي با دليل ناهمخواني‌هايش به «التقاط» مي‌انجاميد.

د: كوششي براي فهم عميق‌تري از انديشه‌هاي نو و مسايلي كه جامعه در پي با آنها روبه‌رو مي‌شد و تلاشي براي ارزيابي و تحليل آنها از منظر انديشه ديني. اين كوشش، زمينه‌اي براي مواجهه‌اي عالمانه‌تر با اين مسايل را فراهم مي‌كرد و علاوه بر آن، به بازسازي انديشه سنتي ديني در پرتو طرح اين صورت مسايل مي‌انجاميد. بنابراين با حركتي روبه‌روايم كه هم متاثر از فضا و محيط خويش است و هم تاثيرگذار بر آن. تلاش مرحوم استاد مطهري از موضع عالمي ديني است كه دردمندانه در پي دركي از مضامين ديني است كه بتواند روزآمد باشد و انبوه پرسش‌هاي مطرح‌شده را به‌نحوي پاسخ بگويد.
1- بعضا اين سوال توسط برخي افراد مطرح مي‌شود كه آيا شناخت مرحوم مطهري از پديده‌ها و انديشه‌هاي نو آن ايام در حد كافي بود؟ پاسخ به اين سوال نياز به تفصيل دارد. حركت مرحوم استاد مطهري يك تلاش بود كه اولا در بستر زماني و مكاني و تاريخي خاصي شكل مي‌گرفت و معنا پيدا مي‌كرد و ثانيا طبيعتا مانند هر تلاشي به توانايي‌ها و امكانات ايشان در آن ايام بازمي‌گشت. ترديدي نيست كه مرحوم استاد مطهري از ذهني فعال و وقاد و استعدادهايي قابل ملاحظه برخوردار بود. به علاوه، در جديت و پيگيري موضوعات همت بلندي داشت.

از طرف ديگر دسترسي محققان در آن ايام به منابع دست‌اولي كه خاستگاه اين انديشه‌ها بود، محدود بود؛ به‌خصوص آنكه مرحوم مطهري ناگزير بودند از برگردان عربي يا فارسي اين منابع استفاده كنند و اين در دريافت از متون و انديشه‌ها تاثير خود را به‌جا گذاشته و در مواردي موجب داوري‌هايي ناكافي هم شده است كه نمونه‌هايي از آن را مي‌توان در مواجهه با انديشه‌هايي از فيلسوفان پيش‌سقراطي، شكاكان، افلاطون، ارسطو، كانت و هگل به روشني نشان داد. البته، چنين پديده‌اي را می‌توان در مورد انديشه همه انديشمندان بازيافت.

3-ترديدي نيست كه كوشش مرحوم مطهري برخورد علمي با موضوعات بوده است، هرچند انگيزه‌ ايشان همه‌جا صرفا تبيين علمي نيست و در مواردي تدافعي است. طبيعي است كه صبغه علمي و تدافعي همه‌جا يكسان نيست و از اين جهت تفاوت‌هايي ديده مي‌شود. گاهي به نظر مي‌رسد كه انگيزه تدافعي، پرررنگ‌تر از علمي است. در اين ميان بايد توجه داشت حركتي كه جمعي از فضلاي حوزه آغاز كردند و مرحوم استاد مطهري هم در آن نقش برجسته‌اي را ايفا كردند، مستقيما درون حوزه صورت نگرفت و در مورد ايشان اتفاقا بيشتر مربوط به دوره‌اي است كه ايشان در تهران بودند. فضاي عمومي حوزه با چنين حركت‌هايي هنوز ناآشنا بود و بعضا نسبت به آن چندان هم خوش‌بين نبود. مرحوم استاد مطهري براي درسي به قم مي‌رفتند كه درس رسمي حوزوي نبود و در حاشيه آن انجام مي‌گرفت. در تهران هم، جلسات تفسير يا سخنراني‌هاي ايشان در مناسبت‌ها يا حلقه درس ايشان بود يا مقالاتي در نشريات كه باز مستقيما از نوع فعاليت معمول در حوزه‌ها نبود. گفتارهاي ايشان در حسينيه ارشاد و محافل ديني همانطور كه با توجه برخي افراد علاقه‌مند روبه‌رو مي‌شد، با انتقادها و در مواردي با طعن‌هايي هم همراه بود كه گاهي از جانب گرايش‌هاي سنتي صورت مي‌گرفت. مثلا به خاطر دارم كه كلاس‌هاي ايشان براي خانم‌ها در تهران دستمايه بعضي افراد براي طعن و طرد شده بود. البته در ميان پيروان انديشه‌هاي غيرديني يا آنچه در اين نوشتار از آن به التقاط تعبير شد نيز گاهي اوقات با واكنش‌هايي روبه‌رو بوديم كه از حد يك تعاطي فكري فراتر بود و گاهي رنگ نوعي تخاصم را به‌خود مي‌گرفت، به‌خصوص در بعضي از برخوردهاي تدافعي.

4- از مرحوم استاد مطهري به عنوان يكي از نظريه‌پردازان انقلاب ياد مي‌شود. اينكه ايشان و ساير نظريه‌پردازان نظير مرحوم دكتر بهشتي چقدر احتمال پيروزي نهضت اسلامي را مي‌دادند يا اينكه آيا دكترين مشخصي براي اداره كشور توسط آنها تدوين شده بود، نيازمند تامل در چند نكته است. نهضت اسلامي به منزله آرماني بود كه همه انديشمندان و علاقه‌مندان به انديشه‌ها و ارزش‌هاي ديني آن را دنبال مي‌كردند. البته با قاطعيت عرض مي‌كنم كه هيچ‌كس احتمال وقوع اين نهضت را در زماني كوتاه پيش‌بيني نمي‌كرد. شرايط اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن ايام و ناتواني رژيم گذشته در ارايه اهداف و چارچوب‌هاي قابل قبول براي جامعه ما در عرصه زندگي فردي و جمعي باعث شد كه اين پديده بسيار زودهنگام رخ دهد. به همين دليل، تلاش‌هايي كه در جهت رويارويي نظري با پديده‌اي مثل اداره كشور صورت مي‌گرفت، هيچ‌كدام در حد آن نبود كه بتواند با اين سرعت غيرمنتظره به يك «دكترين» مبدل شود. از اين جهت مي‌توانيم اين تلاش‌ها را صرفا تمهيداتي براي رسيدن به چنين مرحله‌اي بدانيم و نه بيش از آن. تبلور يافتن برخي از انديشه‌هاي ديني در قالب يك دكترين اجتماعي و سياسي كاري است كه در يك مرحله به‌طور نسبي در تدوين قانون اساسي و بر پايه تلاش‌هاي فكري پيش و به ويژه پس از انقلاب صورت گرفت. زمان تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي پس از شهادت ايشان است، هرچند در برخي زمينه‌ها با حضور اين انديشه‌ها روبه‌رو هستيم. به همين دليل، به ويژه وجه انضمامي اين نظريه‌ها چندان برجسته نيست و به محك دشواري‌هاي مقام عمل گذاشته نشده است.

5- در انديشه فيلسوفاني كه «مبدع»‌اند و بازگوكننده صرف آراي پيشينيان خود نيستند، نبايد انتظار آن را داشته باشيم كه همه انديشه‌هاي آنان در قالب اصطلاحاتي چكش‌خورده و جاافتاده قرار گيرند و حتي لزوما بتوان آنها را تحت نظام‌مندي واحد كاملا درون سازگاري درآورد. در پاره‌اي از موارد، اينها به منزله نقطه عزيمت‌هاي جديدي به شمار مي‌آيند كه موضوعات را از دريچه نويي مي‌نگرند و پيامد‌ها و تناسب‌ها و احيانا ناهمخواني‌هاي آنها با آراي ديگر همين انديشمند هنوز براي خود او نيز چهره ننموده است و مرحوم استاد مطهري را نيز بايد بي‌ترديد در نقاطي داراي توانايي «ابداعي» دانست.

6- درخصوص طرح انديشه‌هاي مرحوم مطهري در زمانه فعلي، چند نكته مهم وجود دارد؛ اولا شيوه طرح انديشه‌هاي مرحوم مطهري به ويژه از طريق رسانه‌ها طوري است كه ممكن است مجال مواجهه فكري با افكار ايشان را سلب كند. تبديل شدن آثار ايشان به دستمايه‌اي براي مسابقات و سوالات تستي و جايزه دادن‌هاي غيرمتعارف و تكرارهاي كم‌ثمر ممكن است بيش از آنكه مفيد واقع شود، از درگير شدن جدي‌تر ذهن‌ها با تفكرات ايشان پيشگيري كند. ثانيا حيات و بقاي يك انديشه فلسفي به اين است كه بتواند مورد بحث و نقد واقع و پايه‌اي براي فراروي، تصحيح و تكميل شود. اين در صورتي است كه فضا براي چنين كاري فراهم و از چنين مواجهه‌اي استقبال شود. به گمان من هنوز چنين فضايي كمتر در محافل فكري ما حاكم است. ما هنوز در مواجهه با افراد و افكار مطلق‌انگار هستيم و برخوردمان از نوع همه يا هيچ است. اميدواريم بتوانيم چنين فضايي را فراهم كنيم.

*عضو هيات علمي گروه فلسفه
دانشگاه تهران

منبع: شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.