او پیوند دهنده قلب ها بود. اهل وفاق بود نه شکاف. از هشت سال گذشته هفت سال را در حصر بود، اما بیشترین حضور را داشت. در دو همایش انتخاباتی روحانی که از نزدیک دیدم، بیشترین حضور را داشت. نامش را با «یاحسین» به یاد می آورند و فریاد می زنند. از ریشه های سبز رایشان می گویند که روز به روز بیشتر می روید
» گفتار
دلربایی انتخاباتی با سرابهای اقتصادی
باید به حال علم اقتصاد گریه کنیم که یک علم ریشهدار شناخته شده به بهای گرفتن قدرت تا این اندازه توسط برخی نامزدها مورد بیتوجهی قرار گرفته و تمام بنیانهای آن نادیده انگاشته میشود. برخی از نامزدها براحتی در هر حوزهای ورود کرده و هر عددی که به ذهنشان میآید را در ارتباط با پدیدههای مختلف به زبان میآورند، غافل از اینکه بیان هر عددی در حیطه مسائل و علم اقتصاد نیازمند یک مبنای مطالعاتی و پژوهشی است
دروغگویی و عوامفریبی جعلی او تقلیدی از یکی از بدنامترین رجال سیاسی دهههای اخیر ایران یعنی محمود احمدینژاد بود. تعداد خلاف واقعهایی که وی در آن فرصت کوتاه گفت، شگفتآور است. امّا به نظرم مخرّبتر از همهی اینها رویکرد اصلی او بود که پشت شعار تقلیدی «نودوشش و چهاردرصد» پنهان شده است
موضوع انتخابات در فقه و کلام شیعه، سابقه زیادی ندارد. شاید برای اولین بار در دوره مشروطه بود که ذهن فقها به صورت جدی با این موضوع درگیر شد و عده ای در موافقت و عده ای دیگر در مخالفت با آن به بحث و جدل پرداختند. ولی بار دیگر این بحث در میان علما فروکش کرد تا عصر جمهوری اسلامی
تبریک به رهبری بابت عبرتگیری از سال ۸۸
بماند که دقیقا ۷۴روز پیش در دیدار با مردم آذربایجان گفته بودند: «اینکه اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود دروغ محض است» (۲۷بهمن۹۵) حالا همینکه معترفاند «سایه جنگ» بود ولی مردم بودند که دورش کردند کافی است! اصلا همین که سایه جنگ از سر کشور دور شود مهم است تقسیم غنایم و تعیینِ قهرمانش بحث دیگریست
احمدینژاد در نخستین دورۀ مناظرات
دیدن محمود احمدینژاد با کت و شلوار و موی بلوند و عینکی خوش فرم برای آنها که در آن هشت سال خون دل خوردند دشوار است و طاقت سوز، اما خوب است. باور بفرمایید خوب است تا همه ما از خاطر نبریم که احمدینژاد با نظارت استصوابی و این حرفها از بین نمیرود. حتی با یک انتخابات آزاد هم نمیشود از شرش راحت شد. او همه جا هست. کنار گوش همه ما. در درون ما نفس میکشد. باید همیشه و همه جا مراقب او باشیم. اتفاقا آن جایی که اصلا فکرش را هم نمیکنیم بیشتر سر و کلهاش پیدا میشود. یک لحظه غفلت موجب یک عمر پشیمانی است. این شعار را سر خیلی از پیچهای تند و خطرناک جادهها نوشته اند. این شعار را جدی بگیریم
ما تشنگان آزادی و آنها با کینهشان از آزادیخواهی
امروز برخی از همان کسانی که چنین باورهایی دارند برای تثبیت موقعیتشان پای به میدان نهادهاند. آمدهاند تا با قبضه کردن ارکان اجرایی کشور حضورشان را مستحکمتر نمایند. اینک ما، تشنگان آزادی و کرامت انسان و آنها با همه کینهشان از آزادیخواهی و مردمسالاری. این گوی و این میدان
قالیباف؛ تنهایی دم مرگ و هویدایی خویشتنِ خویش
قالیباف ۹۶ خودش است. خود خودش. خشمگین است. اتهام نادرست میزند. میخواهد رقیبش را با هر ابزاری خرد کند. پس از رفتارهای نادرستش، لبخندی رضایتبخش کودکانه بر لبش مینشیند. این یک قالیباف حقیقی است. نقابها و مشاطهگران کنار رفتهاند
انتخاب کدامیک؛ تولید ثروت یا توزیع درآمد؟
باید پرسید چرا برخی نامزدهای انتخاباتی در گذشته و حال این چنین شعار « توزیع درآمد » داده و می دهند؟ علتش درآمد نفتی است که در اختیار دولت است، در حالیکه در کشورهای دیگری که بسیار ثروتمنداند هیچگاه در رقابت های انتخاباتی شاهد اعلام چنین وعده هایی از سوی نامزدها نبوده ایم، و حتی اگر دولتی مثل دولت سوئیس بخواهد با اتکا به درآمد بالایی که دراختیار دارد اجرای چنین سیاستی، یعنی پرداخت یارانه نقدی ماهانه به میزان ٢٠٠٠ یورو را به رای عمومی گذارد، همچنانکه سال گذشته اینرا انجام داد، با رای منفی بیش از ٧٠ درصد شهروندانش پاسخ دریافت میکند چرا که اکثریت غالب مردم سوئیس دریافته اند راز ثروتمندی کشورشان در کار و تلاش و سرمایه گذاری و بهره گیری از دسترنج کارشان است، و از عمق وجود به این سخن سعدی باور دارند که نابرده رنج گنج میسر نمی شود – مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!
ما سابقهی داشتن شورا داریم؛ بگویند کدام عمل یا تصمیم غیرمسلمانها (مثلاً در شهر یزد) بوده که غیراسلامی بوده و بر مسلمانان تحمیل شده است؟ آیا جز این است که شورای شهر با تصمیمهای دینی کاری ندارد و حیطهی اختیاراتش خارج از حوزهی دین و بررسی مسائل شهری است؟ با این ترتیب میتوان برای دیگر مشاغل نیز -با همین استدلال- محدودیّت قائل شد
هر چند در دوران سازندگی و اصلاحات و به اصطلاح عدالت محور و اکنون دوران تدبیر، تفاوتهای بنیادی مشاهده می شود اما بجز در یک دوره ۸ ساله شباهتهایی می توان یافت که اصل و محور آن هم پیشرفت و عزت و اقتدار نظام و جامعه و حرکت رو به جلو بوده ولی در آن ۸ سال تباهی و عقب گرد و غارت و جنجال و ضعف و حتی باج گیری دول ضعیف از این ملت بزرگ را شاهد بودیم. از اینروست که می گوئیم باید با جدیت وارد انتخابات شد و فردی را برگزید که آینده را تضمین نموده و امید به بهبودی بیافریند
لطفا با روح و روان ملت بازی نکنید
وقتی احمدی نژاد می گفت من با فساد مقابله می کنم، آیا کسی از او پرسید که چگونه می خواهی چنین کاری کنی؟ الان که آقای ابراهیم رئیسی همین شعار را تکرار می کند باز هم همین پرسش مطرح است که چگونه؟ تو برای ۱۰ سال معاون اول قوه ی قضائیه بودی و بزرگترین فساد جهان در کشور ایران اتفاق افتاد، در آن مقام چکار کردی که حالا می خواهی با ریاست جمهوری خدمات ارزنده ات را تداوم ببخشی؟
تنها ۶ماه قبل از این «انشاءالله» ۶۰اقتصاددان کشور به احمدینژاد نامهای مفصل و تخصصی نوشتند و با هشدار نسبت به تورم ۲۹درصدیِ آن روز پرسیدند: «چگونه با این سیاست خارجی، تحریم، درآمدهای نفتی کمتر و نظام مالیاتی ناکارآمد، بودجه امسال و سال آینده قابل تامین خواهد بود؟»(۱۸آبان۸۷) اما هیچ صدایی در آن روزها شنیده نمیشد
به یاد بیاوریم که همین احمدینژاد که «تحمّل» میشد بعد از دوران ریاست خود به عضویّت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد ولی سیّدمحمّد خاتمی پس از سال ۸۴ به عضویّت حقیقی مجمع منصوب نشد. خاتمی پیش از جنبش سبز و آن همه مراعات شأن رهبر کنار گذاشته شد و احمدینژاد نافرمان خیر؛ پیدا کنید پرتقالفروش را
بنابر این کاش همه این انرژی، بحث و جدل و گفتگو به سمت و سویی می رفت که ایشان بپذیرند اگر اصلاحات را نپذیرند و به خواست ملت تن در ندهند خاطره خوشی از خود بر جای نخواهد گذاشت. من از سکوت ایشان در این روزها خاطره خوش ندارم. یاد انتخابات ۸۸ میافتم که در مناظرهها احمدینژاد هر چه خواست گفت و همه را متهم کرد تا به قدرت برسد و مقام عظما حتی کلامی بر زبان نرانده که رعایت ادب کنید. این روزها بعضی از کاندیداها توهین میکنند. دروغ میگویند و متهم میکنند دیگری را اما مقام عظما که خود را پدر معنوی ملت هم میخواند سکوت کردهاند
ابراهیم رئیسی و پروندههای ‘فتنه’: از انفجار ۸شهریور تا اعدامهای ۸۸
ابراهیم رئیسی از ‘جدیت’ دستگاه قضایی در پیگیری پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک خبر داد، اما مساله کهریزک را ‘حاشیهای’ دانست که ‘از متن اصلی که همان جریان فتنه و ظلم بزرگ به نظام اسلامی است فراتر رفته است’
کدخدایی پیشتر گفته بود که «نهی رهبر به منزلهی قانون است» که این نیز پذیرفتنی نیست لااقل برای کسانی که مخالف قدرت مطلقه و دخالت رهبر نظام در شئونی باشند که برای وی در قانون اساسی پیشبینی نشده است. خاصّه اینکه نهی رهبر مبنی بر «پرهیز از دوقطبیشدن» انتخابات بود که مطلقاً بیمعناست و طرفداران وی خود نیز نمیدانند آن را چگونه معنا کنند
پرونده احمدینژاد برای سبزها هنوز ناتمام است
بحث رد شدن یا تایید کردن هر نامزدی، تا وقتی به این صورت «سلیقهای» انجام شود هیچ گونه اعتباری ندارد. مادام که شورای نگهبان خود را موظف نداند که دلایل رد صلاحیت نامزدها را اعلام کند، معترضان به تصمیم شورا به همان میزان محق هستند که مدافعان آن
اگر بلوغ و توسعه به درستی در جوامع مختلف تحقق پیدا کند دیگر نیازی به سهیمه بندی نیست زیرا مردم بر اساس لیاقت و توانایی افراد در احراز مسئولیت ها تصمیم می گیرند نه بواسطه رنگ پوست، جنسیت، نژاد و یا دین و مذهب
تذکری به کاندیداها از آن مرد محصور
یکی از کاندیداهای انتخابات که ادعاهای «خدمتگزاری، ظلم ستیزی، عدالت جویی و بت شکنیاش» گوش فلک را کر کرده بود، با نشان دادن عکس همسر کاندیدای دیگر، او را از افشاگری درباره مدرک دانشگاهی همسرش ترساند تا سکوت کند و تسلیم شود و کاندیدای دوم که از این اقدام غیراخلاقی و کوته فکرانه به شدت خشمگین شده بود، یک جمله خطاب به او گفت: «ادب مرد به ز دولت اوست.»
بیانیه قالیباف به وضوح نشان میدهد که او فقط و فقط سودای ریاست دارد. در این بیانیه کمترین نشانی از آن ندارد که قالیباف اصول یا محورهای برنامه معین و روشنی برای اداره کشور دارد. این مشکلی است که در بیانیه ابراهیم رئیسی هم بخوبی نمایان است
موری بده ماری شده و آن مار گشته اژدها
امروز اما همین اصولگرایان ساز دیگری می زنند و در اعلام برائت از احمدی نژاد و حلقه انحراف از هم سبقت می گیرند. معجزه هزاره سوم و رئیس دولت امام زمان! به یکباره طور دیگری در تعابیر حضرات اصولگرا جلوه گر است. احمدی نژاد که همان است و همان کرد که از او انتظار می رفت، ظاهراً اصولگرایان طور دیگری شده اند و چون قافیه را باخته اند به جفنگ آمده اند و چون کوس رسوایی اشان بر سر بازار می زنند تلاش بی ثمر می کنند تا کمتر هزینه دهند اما این طشتی که از بام افتاده است آنچنان صدایی دارد که عالم و آدم شنیده اند و پنهان نتوانند کرد
کدام دولت توانست در شرایط تحریم و بحران و حتی پیش از توافق هسته ای اقتصاد و تورم افسارگسیخته را مهار کند؟ اگر معنای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاوم است، (که هست) پس چرا به دولت روحانی که بیشترین کارنامه عملکردی را در این زمینه دارد، در اجلاس خبرگان رهبری انتقاد کردید؟ آیا امروز شاهد تلاطم بازار ارز، مرغ، برنج، گوشت، طلا و قیمت خودرو هستیم؟ اگر نیستیم، (که نیستیم) پس انتقادتان به دولت درباره اقتصاد مقاومتی چه بود؟
ثبتنام احمدینژاد در انتخابات به رغم توصیه علنی رهبری، دهنکجی به این توصیه بود (و این بسیار مهم است) اما آنچه نباید از یاد برد این است که احمدینژاد از همان ابتدا (نه ابتدای ریاستجمهوری بلکه ابتدای شهردار شدناش) نشان داده بود حسابی پاک ندارد و اهل فیل هوا کردن و بیحیاست (لااقل واکنش تند و پرخاشگرانه او را به انتقاد سید محمد خاتمی از ترافیک تهران، به یاد آورید)
اگر این امکان وجود می داشت که تمامی لحظات زندگی خود را آگاهانه و به دقت باز بنگریم احتمالا همه ی نوشته هامان را از سر شرم نابود می کردیم. شرمندگی از آنرو که می دیدیم هر آنچه در لحظه ی نوشتن مغرورانه به خلاقیت خویش نسبت داده ایم، ردپائی از آنرا در گذشته و آثار و گفته های دیگران یافته ایم
توزیع «آرد متبرک» و انتشار عکس جناب رییسی کنار خانوادههای محروم مشهد، البته با روندی که مامون (خلیفه عباسی) برای سود بردن از وجاهت و نفوذ معنوی و نرم امام رضا علیهالسلام به کار برد، فاصله زیادی دارد ولی جوهر کار یکی است؛ «بر ساختن بنا روی پایگاه اجتماعی کسی که عزت دارد برای انتفاع کسی که پایگاه اجتماعی لرزانی دارد یا اصلا آن را ندارد.»
مجری خشونت از مفتی خشونت دستور گرفته است
جمعهی نیمهی شهریورِ۷۸ بود که مصباح با هشدار به «دگراندیشان و کسانى که در مواضع و اصول خویش تجدیدنظر کردهاند» از اعدام و ترور آنها دفاع کرد و گفت:«خشونت در حق کسی که قصد هتک حیثیّت مقدّسات اسلامى را دارد جایز و بلکه لازم است»
دخلوخرج رهبری از صندوق سرمایه اجتماعی
احمدینژاد همان نورچشمی رهبری که آیتالله خامنهای در مسیر حمایت از او سنگ تمام گذاشت و تمامقد خود را خرج احمدینژاد کرد، حالا همان نورچشمی در مقام نهی برآمده که رهبری را خرج کاندیدای خود نکنند
«کریم نور محمدی» بعد از سال ها دست و پنجه زدن با انواع دردها و بیماری های ناشی از مجروحیت در جنگ و در حالی که همسرش یک ماه قبل در کنار درب ورودی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران اقدام به خودسوزی کرده بود، آسمانی شد و پر کشید
بهار و باغچه خانه قدیمی بانوی نقاش
فخرالسادات محتشمی پور: بهار ۸۸ دور و بر خانه مان یک پارچه سرخ و زرد شده بود با گل های شقایق و گل های زرد خودرو. ستاد انتخاباتی مهندس موسوی که شکل گرفت مثل همیشه نتوانستم بیکار بمانم. منتظر شکل گرفتن ستاد مرکزی و ستادهای مناطق هم نماندم اولین جایی که پیشنهاد شد رفتیم بساط […]









