فرسایش اجتماعی و هدر رفت نیروهای کارآمد و مدیران توانمند و خستگی و ملال مردم و آزردگی های پس از انتخابات و عدم تمکین بازندگان انتخاباتی به رای مردم خطری است که کثرت انتخابات باعث آن است و این یعنی سلامت سیاسی برقرار نیست ضمن اینکه در نظامهایی که بطور آشکار یا نهان امور در دست و نظر یک فرد قرار می گیرد که ورای قانون عمل می کند و پاسخگو به جایی نیست و قدرت مطلقه ای ساخته شده است، نه تنها انتخابات کارکرد مثبتی ندارد بلکه نوعی بیماری سیاسی ابتلا و استیلا یافته و در حال گسترش است
» گفتار
رقابت نامتقارن «عادیسازان» و «استثناطلبان»
یک جریان جمهوری اسلامی را یک نظام سیاسی نرمال میشمارد و میپسندد، نظامی که «پس از» رخداد ناگهانیِ انقلاب اسلامی، شکل گرفته است.
احمدی نژاد خود را در میدانی میبیند که یکی از حاکمیت دین و انقلاب سخن میگوید اما اعتبار خود را برای تحقق حاکمیت معنوی به هر دلیل از دست داده است و دیگری از حاکمیت عقل و دمکراسی سخن میگوید و او نیز اعتبار خود را برای تحقق این سنخ از سامان سیاسی از دست داده است.
اولویت اقتصاد: راه ویژه خواری به اسم انقلابی بودن بسته شود
برای تبدیل اقتصاد به اولویت نخست باید راه ویژهخواری به اسم متدین و انقلابی بودن افراد بسته شود، باید دستگاههای نظارتی و قضایی طوری رفتار کنند که عامه مردم باور کنند آنچه با آن مبارزه می شود «فساد» است نه «رقیب سیاسی» به بهانه فساد.
مهم این است که شهروندان می خواهند پرچم خود را بازپس گیرند و پرچم کشورها، دیر یا زود و به رغم خواست شبکه های قدرت، به دست مردمان آن باز خواهد گشت. این، قانون هستی است و سرمستان قدرت همیشه از درک آن ناتوان بوده اند. کتاب هستی که با نام خالق آن آغاز شده و به نام خلق ختم شده را باید به درستی تلاوت کرد تا امکان سازگاری و مطابقت خود با کنه آن، شنا کردن در جهت امواج آن، عمل کردن در چارچوب قانونمندی های آن و دستیابی به فلاح و رستگاری به عنوان عاقبت خیر آن، ممکن گردد.
محمدجواد اکبرین دو سال پیش در چنین روزهایی که مطبوعات دنبال «چهرهى سال» مىگشتند در یادداشتی نوشتم: «در سالى که گذشت ایران “چهره” نداشت. چهرهاش را با اسید از میان بردند و هیچکس نتوانست اسیدپاش را پیدا کند». ماجرا از این قرار بود که در نخستین ماه پاییز ٩٣، تعدادى از زنان جوان اصفهان که […]
دلایل تداوم نابرابری جنسیتی در ایران
واقعیت این است که زنان نه فقط در سطح روشنفکران و تحصیلکردگان بلکه در لایه لایه مردم، راههای مقاومت و مقابله را به انحای مختلف به کار گرفته و به ستیز حکومت علیه زن «نه» میگویند و بدیهی است که نه گفتن- بهویژه در واکنشهای هیجانی و عصبانیت- گاه ناخواسته از مدار حرکت معطوف به هدف و ثبات خارج شده و شاید به مدار پایین آسیبپذیری و پرخطر پرتاب میشود. هرچند باید تأکید کرد که عموماً زنان برای استیفای حقوقشان از مدنی و مسالمتآمیزترین شیوهها بهره میگیرند.
اصلاحطلبان و خطر سقوط پشتوانه مردمی
به باور من، طرح آشتی یا گفتوگوی ملی زمانی میتواند وجاهت داشته باشد که وجهی متمایز از زد و بند چند چهره قدرتطلب به خود بگیرد. تحقق این پروژه زمانی میتواند برای شهروندان اهمیت داشته باشد که در پس آن به بازگشت شفافسازی و شایستهسالاری به ساختار حقوقی و حقیقی قدرت را ببینند. اصلاحطلبان باید بدانند که تا ابد نمیتوانند از کیسه وجاهت شخصی سیدمحمد خاتمی هزینه کنند. اگر جریان اصلاحات نتواند ضعف آشکار خود در رویه ایجاد روال منطقی، عقلانی و شفاف مدیریتی را بازسازی کرده و به نمایش بگذارد، دیگر اصلا اهمیتی ندارد که درخواست دوستیاش پذیرفته شود یا نشود. تجربه سال ۸۴ نشان داد که همواره جریانهای آلترناتیوی وجود دارند که به سرعت از کنار ما عبور کنند و ما را غرق در خیالهای خود باقی بگذارند.
تیرماه سال ۸۶، در دومین سالگرد پیروزی احمدینژاد در انتخابات، سرداور انتخابات (آیتالله جنتی) شادباشانه گفته بود: «خدا خواست در بر آن پاشنه غلط نچرخد.» در بر پاشته درست چرخیده و احمدینژاد رییس جمهوری شده بود. ۸ سال بعد، آنچه بر جای مانده بود، زمینِ سوختهی متعفن بود.
این تاکید که سپاه «مانند گذشته» دخالت نمیکند نیاز به ترجمه دارد
شاید در نهایت روزی برسد که دستگاه قضایی به جای صدور احکام خشن همچون قصاص و اعدام که هیچ تأثیری در کاهش میزان جمله ندارد یا از دسترس خارج کردن آلات جرم مانند محدودیت فروش اسید و… که مجرم را به استفاده از آلات جدید و در دسترس تشویق می کند و یا بازداشت و زندانی کردن روزنامهنگاران و کسانی که اخبار جرایم را منتشر می کنند یا به افزایش جرایم اعتراض میکنند به ریشه یابی و آسیب شناسی جراح مختلف از جمله خشنونت علیه زنان در جامعه بپردازد.
یک پیش خطبه در نماز جمعه مشهد و پنج پرسش
علت انتخاب چنین فردی برای سخنرانی در مکانی متعلق به کل نظام چیست؟ آیا برای دیگر دیدگاهها همچنین امکانی برای طرح نظرات جناحیشان فراهم است؟ اگر نیست که نیست به چه حقی این تریبونهای متعلق به کل جامعه، به یک صدا تعلق میگیرد؟
اولین انتخابات در جمهوری اسلامی بدون هاشمی
هاشمی به مرور با واقعیات روبرو شد ولی توانست خیلی زود خود را با نظر مردم هماهنگ سازد و صدای اعتراض و انتقاد و حمایت از انقلابیون راستین شود. سابقه او در انقلاب و حضورش در مناصب متعدد و حساس و نزدیکی به امام، علیرغم فشارها و تهدیدها و هتاکی های، مهابت و مخافتی در مخالفین ایجاد و توطئه ها آنان را خنثی می نمود
یکی از ایرادات اساسی در نحوه اجرای طرح تحول سلامت، بیتوجهی و بیاعتنایی به قوانین بالادستی و سیاستهای کلی سلامت در قالب قانون برنامه پنجم توسعه و دیگر قوانین حاکم بر این حوزه بوده است. براساس چنین رویکردی، درمانمحوری بهجای توجه به پیشگیری، پزشکمحوری بهجای خدماتمحوری و بیمارمحوری بهجای سلامتمحوری مورد توجه وزارت بهداشت قرار گرفته که در کنار تعمیق شکاف درآمدی در کادر درمانی به بالارفتن سرسامآور هزینههای درمانی طرح تحول بهشدت دامن زده است
معنای واقعی آشتی ملی و سرمایهای به نام آقای خاتمی
اگر آشتی ملی میخواهیم و ایران از آن همه ایرانیان است باید یک دموکراسی تمامعیار را برای همه اتباع ایران از هر قوم و مذهب و مسلک دینی و سیاسی مطالبه کنیم و از حقوق برابر همگان دفاع کنیم نه آنکه رقابت سیاسی را به خانواده انقلاب و جریانات درون نظام منحصر کنیم و تنها این شرط را بیفزاییم که “ما” نیز درون نظام میگنجیم
برتری میرحسین موسوی بر روحانی در انتخابات
آنچه روحانی انجام داد به طور حتم به سود طبقه محروم بوده و هست. اما دولت روحانی از این ضعف عمیق رنج میبرد که زبان گفتگو و تعامل با طبقه محروم جامعه را بلد نیست
هاشمی رفسنجانی در آخرین ملاقات های خود به بهانه ستمی که بر امیرکبیر رفته بود، اشک ریخت. اشک های او نشانی از همان اندوه ها وعسرت های پنهان است. عمق تراژدی آنجا بود که در زمان حیاتش، کمتر کسی این گریه را جدی گرفت. کمتر کسی متوجه است که مردان انقلابی، بخت واقبال زیادی دارند، اما عسرت های چندی نیز روح و روان آنها را می آزارد.
لطف کنید، طرحتان را پس بگیرید
در بند اول طرح دوفوریتی مجلس برای مجازات برهمزنندگان مراسم رسمی که شامل یک ماده واحده است آمده: «هر کسی با هر اقدامی اعم از طرح سوال و یا غیر آن در مراسم سخنرانی اعم از مراسم رسمی یا مراسمی که عرفا بدون مجوز تشکیل میشود، موجب توقف یا جلب توجه به خود و یا تشنج شود به حبس از ۶ ماه تا دو سال محکوم میگردد.»
چنین سیاست ورزی همواره آماده است که آن دسته از تخاصمات و چالشهای پیشین را که در برابر حصول نوعی تعامل و توافق مفید مقاومت می کنند را به نفع آن خیر و منفعت عمومی که امید است از پس چنین تعاملی برآید، هر چند موقت به دست فراموشی بسپرد
وقتی قرار بر انجام یک کنش سیاسی- اجتماعی مبادلهای است بایستی معنای نظری و بخصوص معنای عینی و عملیاتی آن روشن و مشخص باشد تا معلوم شود اتخاذ این راهبرد موجب رفع چه محدودیتها و ایجاد چه فرصتهایی میگردد تا طرف مقابل بتواند درباره آن تصمیمگیری کند
سوگمندانه تاریخ معاصر ما پر است از این تجربههای تلخ و رفتوبرگشتهای سینوسی، و به همین دلیل هم هست که ما بهرغم همه تلاشهای انجامشده هنوز اندر خم یک کوچه دموکراسی خواهی و حقوق بشر و…ماندهایم و قطعاً با اینگونه عمل خواهیم ماند!
پایان گزارش را اعلام کنید لطفا!
آن روز دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: «نمیتوانیم درباره موضوع حصر صحبت کنیم و گزارش آن را بدهیم» چون گزارشِ ناگفتنی این بود که: حصر، تاوانِ ایستادنِ تمامقد در برابر آن «صحنهآرایی خطرناک» است. ششسال تاوان برای گفتنِ «چرا» به جای «چَشم» کافی نیست؟ پایانِ گزارش را اعلام کنید لطفا!
اگر رهبری و هوادارانش با همهی حذفها و حصرها و حبسها، باز هم چنین سرگردانند و از دستهای خالیِ کاربران شبکههای مجازی هم میترسند این یعنی رهایی از دیوار استبداد دینی و معماریِ آینده، «بولدوزر» نمیخواهد! دستهای زیرک و معماران شکیبا میخواهد که به تدریج و «خشت به خشت» این دیوار را بردارند و به جایش پُل بسازند
آنچه آیتالله خامنهای فراموش کرد
نکتهی غیرقابل اغماض، آزادی رسانهها و نخبگان و کارشناسان و شهروندان برای انتقاد از سیاست و نظر نفر نخست رژیم سیاسی در آمریکاست. آنجایی که از تجمع خیابانی و شعار گرفته تا انتشار بیانیههای امضادار و انتشار طنز و کاریکاتور و تحلیل صریح، دیدگاه و دستور ترامپ مورد انتقاد و حتی هجو و اعتراض و حمله واقع شده است. وضعی که در جمهوری اسلامی به رویا شبیه میماند
تاجزاده: «آشتی ملی» معنایی ندارد، جز اینکه نیروهای سیاسی یکدیگر را به رسمیت بشناسند
آشتی ملی یعنی همه با هم، یعنی پذیرش تکثر از موضع برابر و به رسمیت شناختن این موضوع که هیچ فرد ، حزب و جریانی نمی تواند بار سنگین آینده و ساختن ایرانی آباد و آزاد را به تنهایی بر دوش کشد
از آه مظلوم بترسید و شهناز اکملی را آزاد کنید
آزردن دل دیگران چنان سنگین است که برخلاف بسیاری از گناهان که کفاره داشته و قابل جبران است کفاره ندارد و قابل جبران نیست. فرزندان این عزیزان در همین کشور و به دست افراد تحت امر کشته شدهاند. اگر با آنان همدردی نمیکنید لااقل آزادشان بگذارید تا هرگونه که میخواهند سوگواری کنند. این مادر بزرگوار را آزاد کنید و از آه برآمده از دل شکسته اش بترسید
صلح مثبت درعرصه بینالمللی در سایه همکاری و تعاون دولتها و احترام آنها به حقوق بشر و ارزش های مشترک جامعه جهانی پدید می آید. صلح در این گفتمان خود نه تنها حقی بشری بلکه زمینهای است تا سایر حقوق انسان بتواند در آن بستر امکان تحقق و ارتقا پیدا کند
ضرورت گفتگو در تمامی سطوح و ابعاد جامعه
هر وقت مشکلی پیش بیاید که گفتگو راه حل مناسبی برای آن باشد حداکثر توصیه به گفتگو درون جامعه سیاسی میشود و حتی بیشتر مردم نیز انتظار دارند اختلافها با گفتگو درون جامعه سیاسی حل شود و از انتقال مشکل به جامعه مدنی و مشارکت در حل مشکل و درافتادن گفتگو درون جامعه مدنی ابا دارند و یا دست کم آنرا بی فایده و بی نتیجه میدانند. این امر نشان می دهد که همه ما یعنی توده مردم، کارشناسان، متخصصان، کنشگران و کارگزاران نظام سیاسی به اهمیت، کارکرد و ضرورت گفتگو درون جامعه مدنی و همچنین بین جامعه مدنی و جامعه سیاسی توجه کافی نداشتهایم و راحت از کنار آن گذشتهایم و همین غفلت و بی توجهی سبب گردیده بسیاری از مشکلات با وجود کهنگی همچنان زنده و حل نشده در جامعه ما باقی باشد و تا مردم، کارشناسان و مسئولان به اهمیت و ضرورت چنین گفتگوهایی پی نبرند و آموزش های لازم در این زمینه صورت نپذیرد و گفتگو در تمام سطوح و ابعاد جامعه به هنجار و روش ضروری غیرقابل جایگزین تبدیل نشود نباید انتظار حل مشکلات جدی و اساسی و برون رفت از آنها را داشته باشیم
اعتراض و مقاومت کارساز است حتی در یک حاکمیت یکدست
ده پیروزی و دستاوردِ اولیهی مقاومتهای مدنی در برابر فرمان ضدمهاجرتیِ ترامپ
فاطمه کروبی (که خود و همسرش از مبارزانِ بهمن انقلاب بودهاند) در نامهای به صادق لاریجانی (که هنگام پیروزی انقلاب، هجدهساله بود) آن تفاوت را چنین روایت میکند: «بیش از شصت نیروی امنیتی به منزل یورش آوردند و بدیهیترین مسائل انسانی و شرعی را در تفتیش رعایت نکردند و برخلاف ساواک که تنها به دنبال اسناد مهم و معتبر بود، به استثنای وسائل، هر آنچه درمنزل بود با خود بردند…دوستانی که پیش از انقلاب سابقهای دارند، میدانند که ساواک هیچگاه بدون حکم قانونی به حریم منزل اشخاص ورود نمیکرد. تجربهی شخصی اینجانب در موارد متعدد و سایر مبارزانِ آن دوران گواهی است بر این ادعا…حتی در زمان بازداشتِ سال پنجاهوسه که نیروهای ساواک مهدی کروبی را به اتهام مبارزه علیه رژیم ستمشاهی بازداشت کردند…» (شب دوم اسفندماهِ هشتادونُه)









