به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه میرفت متدین تر بود. یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد
» گفتار
افسوس که اینک پس از گذشت سالیان بسیار، بیبرنامگی آفتی است که همچنان دامنگیر بازیگران عرصه سیاست کشور، و جریانات سیاسی آن، باقیمانده است. امیدی که با فرارسیدن هر انتخابات در دلم ظهور میکند و با پایان آن، به دیوار بلند ناامیدی برخورد میکند. گویی هیچگاه قرار نیست در این عرصه، گامی به توسعهیافتگی سیاسی نزدیکتر شویم. باوجود گذشت بیش از دو دهه از آن زمان، هنوز هم فهرست نامزدهای جناحهای سیاسی و احزاب موسمی، بیش از هر چیز بر پایه تقسیم قدرت و تسهیم منافع شکل میگیرد، نه اشتراک در برنامه و خطمشی
مهندسی انتخابات؛ فرق دارد خودی بگوید یا غیر خودی!
میرحسین موسوی در تاریخ ۳۱خرداد۸۸ در بیانیهاش نوشت: «میگویند شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنید اما این شورا بارها عدم بیطرفی خود را اثبات کرده و اصل در داوری، بیطرفی است». همان روز علی لاریجانی، رییس مجلس در مصاحبهی تلویزیونیاش گفت: «کاش برخی اعضای شورای نگهبان به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمی شدند»
شورای نگهبان، انتخابات ۹۶ و کودتای ۸۸
شورای نگهبان در سال ۱۳۸۸ ـ برخلاف موضع این نهاد در قبال روند برگزاری انتخابات اخیر ـ هیچ ضرورتی ندید که حتی یک مورد را به دستگاه قضایی ارجاع دهد. بماند که در فقدان قوه قضاییه مستقل و بیطرف، امیدی به رسیدگی حقوقی منصفانه نیز در کار نیست. طبل رسوایی کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ با همان بازداشت فلهای فعالان ستادهای موسوی و کروبی از شب انتخابات، نواخته شد و بعدتر، با شلیک گلوله بهسوی شهروندان معترض و سرکوب خونین جنبش مدنی بهقدر لازم جلوهگری کرد
استدلال لاریجانی سست تر از تار عنکبوت
برادران لاریجانی و همفکرانشان نتوانسته اند کمترین دلیل فقهی بر ممنوعیت شرعی ربنای شجریان پیدا کنند، و نهایتا عدم پخش آن را به دلیل شبهه ناک دانستن تلاوت ملحون از سوی برخی فقهای بزرگ – که البته اسمشان را اعلام نکرده اند! – دانسته اند. یعنی احدی تلاوت در دستگاههای موسیقایی را حرام ندانسته است! اگر فرضا کسی در چنین تلاوتی شبهه کرده باشد به فتوای بنیانگذار جمهوری اسلامی پخش و شنیدن موسیقی شبهه ناک شرعا جایز است، به طریق اولی تلاوت ملحون شبهه ناک نیز شرعا جایز است. البته بنا بر احتیاط مقلدان چنین مفتیانی چنین تلاوتی را نشنوند!
خوب است جناب آقای روحانی بدانند…
ایران در طول این یک سده همواره در قیاس با فرنگ تحقیر شده است؛ دور زمانی نیست که رفراندوم سوییس چوبی شد بر سر مردم ایران که به افزایش یارانه نه گفته بودند. یا مشارکت حداکثری فرانسویها را با شماتت به ایرانیان یادآوری میکردند. اما دیدیم که چطور ایرانیها نیز نه به افزایش یارانه رای دادند و نه بیتفاوت نسبت به سرنوشت کشور و منطقه و جهان خویش بودند. در حالی که فردای آن روز منتخب مردم ایالات متحده یعنی مهد مردمسالاری در نخستین سفر خارجی خود قدم به قلمروی تندروترین و افراطیترین حکام جهان یعنی سعودیها گذاشت و برای ملت خود با فروش چند صد میلیارد دلاری اسلحه، یارانه گدایی کرد
هر چقدر از معنویت فاصله گرفته شود همانقدر راه حقیقت پیش دیدگان انسان به تیرگی فرو خواهد شد و هدف اصلی خلقت دچار انحراف خواهد گردید. در میان عبادات پس از نماز، روزه جلوه تابناکی دارد و راز این ویژگی را در نتایج آن بایستی جستوجو کرد بازداری نفس از خوردن و آشامیدن و دیگر امور حلال برای خدا فضیلتی به شمار میرود که اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست
اخلاق پیروزی؛ گذر از سیاست پوپولیستی بهسوی سیاست برای زندگی
بازنده و برنده، ناگزیر، زود یا دیر، خواهند فهمید در بازی پوپولیسم پیچیده و فراگیر، هیچکس در مقیاس ملی و بینانسلی و میانمدت و بلندمدت برنده نیست. این بازی برای همه خودویرانگر است
امام جمعهٔ مشهد با استناد به آیهٔ «والله یعصمک من الناس» تودهٔ مردم را خطری بزرگ معرفی میکنند که ممکن است جریانهای سیاسی آنها را از دروازهٔ انتخابات و مردمسالاری در برابر دین و خدا و ولایت قرار دهند. بیان چنین مواضعی از سوی کسانی که سلیقه و جناح خود را عین دین و ولایت میدانند و مخالفانشان را با انواع اتهامها و دشنامها مینوازند چندان عجیب نیست؛ اما آنچه مایهٔ تأسف است و مجوزی برای سکوت باقی نمیگذارد، قرآنی دانستن دیدگاهی است که هرگز با آیات الهی سازگاری ندارد و قرآن کریم همواره بر نقطهٔ مقابل آن اصرار و تأکید میکند
آنان که مسیری بر خلاف راه ملت می پیماند بدانند که امروز پس از انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر گذاری اندیشه و گفتمان دوم خرداد و سید محمد خاتمی، فرصت مناسبی است تا با مردم همراه شده و فصل اساسی و نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی یعنی دوم خرداد را بپذیرند و به ممنوعیتها و حصر خانگی پایان دهند
افتخار دولت جدید که هم آقای جهانگیری و هم آقای روحانی بارها بر آن تأکید کردند این بود که دولت آنان قانون را از کشوی میز دولت سابق درآورد و آییننامههای اجرایی آن را نوشته و به اجرا گذاشته است. این افتخار مهمی برای دولت است ولی در این میان یک جای کار همچنان لنگ است
در ۸۴ وقتی احمدینژاد پیروز شد در منابر و محافل گفتند حاصل زیارت عاشوراهای مردم بود. ۱۰سال بعد وقتی در دو انتخابات همزمان شکست خوردند گفتند تقصیر لیست انگلیسی و رسانههای خارجی بود و حالا پس از شکست، در ویدئویی که از آقای رئیسی منتشر شده ایشان میگوید تقصیر «اتاقهای جنگ روانی ستاد روحانی» بود. اما نه پیروزی احمدینژاد ربطی به زیارت عاشورا داشت و نه شکستها تقصیر خارجیها و اتاقهای ویژه بود. آنچه نمیخواهند باور کنند تنوع و تکثرِ نسلی است که خواستههایی فراتر از تحمل و درکِ آنها دارد
اصولگرایان به این ۵ سوال پاسخ دهند
هنگامی که شورای نگهبان آقای روحانی را برای ریاست جمهوری صاحب صلاحیت دانست؛ باورش برای من ساده نبود؛ بخصوص اینکه از سوی هیچکدام از محافل “اصولگرا” صدای اعتراض و حتی پرسشی از شورای نگهبان بلند نشد که چرا یک آدم غربگرای نئولیبرال را واجد شرایط سخت و سنگین حضور در عرصۀ انتخابات ریاست جمهوری دانسته است!
برای رسیدن به یک اقتصاد پویا و پیشرو باید به توسعه سیاسی توجه نمود و اولین و اصلی ترین موردی که در این امر می بایست لحاظ شود دموکراسی است و برای تحقق دموکراسی باید توزیع قدرت کرد و توزیع قدرت از تمرکز ثروت در دست عده ای خاص جلوگیری می کند. تعدیل قدرت به تعدیل ثروت خواهد انجامید و رفاه نسبی و برابری را باعث خواهد شد
با انتخاب حسن روحانی، شیب توسعهی ایران مثبت خواهد شد اما سال۱۴۰۰ میتواند نقطهی عطف آن باشد؛ شیب را منفی کند و یا شتاب ببخشد. آنروز تنها راه نجات، گفتمانی است که فراگیر و نافذ باشد. حزبی که واقعی و سراسری و سرشار از نیروهای آماده به خدمت باشد. شبکهای که گرههای آن محکم و پیامهای آن خواستهی مردم باشد. جامعهای مدنی که نهادهای آن به آسانی فرو نپاشد. ۴ سال تا ۱۴۰۰ فرصت است که جامعهای مبتنی بر نهادهای مدنی بسازیم و به یاری آن نحسی «سیزده» را بدر کنیم
بهترین جشن پیروزی جناح پیروز ابراز احترام به دیگرانیست که مشرب دیگری را میپسندیدند. فردای ایران متعلق به همه ایرانیان است حضورگسترده مردم را قدر بدانیم و از همه انان برای ساختن ایران استمداد بجوییم. برجام ملی را به برجام یک اضافه کنیم و با طرح گفتمان گفتگو درمسیر ایجاد انسجام ملی بکوشیم و دیوار نفرت و منازعه را به بوستان همدلی مبدل سازیم و با کلید محبت قفل حصر بگشاییم
درباره سرگردانی یک جریان سیاسی
جریانی که یک عمر به جان موسیقی افتاد مجبور شد به پای موسیقی بیفتد. اما چون پیشتر «ربّنا» را فروخته بود چارهای نداشت جز اینکه با همهی حیثیتاش «جیگیلی» را بخرد و عجبا که ممنوعیت موسیقی در کشورمان دو بانیِ حقوقی و حقیقی داشت؛ اولی دستگاهِ قضائی بود و دومی جریانِ هنرستیز مذهبی
فردای انتخابات، تاریخ مصرف این بولتنهای میلیونی تمام میشود اما نه دروغهای این جماعت تمام میشود نه قصهی اسلامِ سکسزدهی آنها.
آیا رای دادن به نظام مشروعیت میبخشد؟ آیا شرکت در انتخابات به معنای حمایت بیشرط و طرفداری از یکی از نامزدها میباشد؟
با رایمان نگذاریم ایران سقوط کند!
باور دارم که آزادی، ثبات و صلح در قرن حاضر از خشونت حاصل نمی شود بلکه باید در صندوق رای و آرای عمومی آن را یافت حتی دموکراسی را. ما انتخابات آزاد، حقوق بشر، حقوق زنان و … را مطالبه می کنیم، فریاد می زنیم، زندان می رویم و در نهایت خواسته هایمان را بدست می آوریم. چون باور داریم حق گرفتیست
مرو به صومعه کآنجا سیاهکاراناند!
این همان مشی و منشی است که برای چشیدن ولو یک قطره از جام قدرت، تن به هر رذالتی میدهد. رذالت یعنی اینکه تبسم کنی به روی آنچه بدان باور نداری و گذشته و حالات شاهدی است بلیغ بر این ناباوری و ریاکاریات. به زبان قرآن، این رفتار را نفاق مینامند. «یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ»
شاید قدرت برآمده از اتحاد نهادهای انتسابی و موازی و کاسبین انقلاب و جنگ، نیرومندتر از آن باشد که در برابر اسامی بیرونآمده از رای مردم در پای صندوقهای رای تمکین کنند. اما من اینبار به آقای روحانی رای خواهمداد. زیرا باور دارم که راه او در امتداد مسیر آن مردیست که هشت سال پیش از این، از منتهای دل فریاد برآورد که (من آمدهام تا کرامت انسانی را پاس بدارم)
اینکه سعی نمائیم دولت فرضی آقای رئیسی را در آیندهی پس از انتخابات تجسم کنیم! وضعیت اقتصادی معیشتیاش، سیاست خارجیاش، آزادیهای سیاسی و اجتماعیاش و تولیدات فرهنگی و هنریاش را به تخیل در آوریم! سخنرانیاش را در نشست خبری بعد انتخابات و یا در جمع عمومی سازمان ملل از ذهنمان عبور دهیم! احساس دردناکی و استیصالآوری که از این تخیل به ما دست میدهد، در عالم واقع هم چندان دور از تصور نیست! اصلا باورم نمیشود اگر کسی بگوید ممانعت از چنین فاجعهای ارزش رأی دادن را ندارد!!
رهبری در مراسمی نظامی به مسائلی اشاره کردند و آنچه برجسته تر و در پیشانی سخنان ایشان قرار داشت عوامل اقتدار نظام و امنیت بود و عوامل اقتدار بخش را «سپاه پاسدارن، علم و پیشرفت علمی، اقتصاد قوی و مستقل، قدرت نظامی، عناصر نظامی فداکار، مجموعه های حافظ امنیت از جمله نیروهای مسلح» دانستند و با بر شمردن این عوامل، امنیت ملی و آرامش کشور را بسیار مهم دانسته و نامزدهای انتخابات را توصیه و یا هشدار و یا دستور دادند که «به خاطر خطای در تشخیص، گسل های اعتقادی، جغرافیایی، زبانی و قومی را تحریک نکنند و در مسیر طراحی دشمن قرار نگیرند و اعلام کردند که «اگر کسی بخواهد بر خلاف امنیت کشور اقدام کند قطعاً با سیلی سختی مواجه خواهد شد.»
سروش محلاتی: جرا باید در انتخابات شرکت کنیم
به نظر می رسد ضرورت حضور، به دلیل ضرورت صیانت از انتخابات است، یعنی با مشارکت در انتخابات می خواهیم خود انتخابات را حفظ و نگهداری کنیم. و این منظور، نه فائده، بلکه غایت، و بلکه غایه القصوای امروز انتخابات است. مخلص کلام این است که انتخابات در کشور ما نهادی به شدت آسیب پذیر است، و برای صیانت از آن چاره ای جز حضور بیشتر و قوی تر پای صندوق های رأی نیست و ما برای حفظ صندوق های رأی در نظام، راهی جز گرد آمدن در اطراف آنها نداریم.
آیا رئیسی با همان سناریوی ۸۴ رئیسجمهور میشود؟
تقریبا همه میدانند که از ۲۰ سال پیش، همواره نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز بوده که نماد مخالفت با کلیت وضع موجود باشد. مثل سیدمحمد خاتمی در سال ۷۶ که در برابر نامزد مورد حمایت رهبری یک پیروزی خیره کننده به دست آورد. پس بزرگترین سوال برای هسته قدرت همواره آن بوده که چطور نامزد خود را به شکل مخالف وضع موجود روانه انتخابات کند؟
فائده و غایت حضور در انتخابات چیست؟
ضرورت حضور، به دلیل ضرورت صیانت از انتخابات است، یعنی با مشارکت در انتخابات میخواهیم خود انتخابات را حفظ و نگهداری کنیم. و این منظور، نه فائده، بلکه غایت، و بلکه غایه القصوای امروز انتخابات است. حفظ نهاد انتخابات، به حضور مقتدرانه خود مردم بستگی دارد و با کمترین غفلت آنان، معلوم نیست که این نهاد چه سرنوشتی پیدا میکند
تجربه همگانی، شعور همگانی میشود
ما نمیتوانیم از مسئولیت خود در بهقدرت رساندن تازه به دوران رسیدههای سیاسی شانه خالی کنیم. ما با عدم شرکت خود و انتخاب نادرستمان در انتخابات ۸۴ عامل بهقدرت رسیدن احمدینژاد بودیم. عامل نطقهای نامربوط و غیرکارشناسی در سازمان ملل و تهدیدها، درشتگوییهای دولت مهرورز نهم بود اما عامل تشکیل دولت نهم ما بودیم و مسئول بروز نتایج آن نیز ما هستیم
ارزیابی عملکرد دولت روحانی در عمل به وعدهها
پس از گذشت سه سال و نیم از مسئولیت دولت روحانی، که آنرا ” دولت تدبیر و امید ” نامگذاری کرده است، و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری می توان به ارزیابی عملکرد این دولت در عمل به وعده های انتخاباتی اش در زمینه های مختلف پرداخت
مسیری وجود دارد که برای دیگران پروندهسازیهای دروغین میکند و آمران به شکنجه در بازداشتگاههای مخفیانه را تنها ۲۰۰هزارتومان جریمه میکند، مدعی مبارزه با فساد میشود اما خبرنگاری که فساد را افشا میکند به زندان میاندازد. مسیری که وعده حمایت از طبقات فرودست میدهد اما مشکل دستفروشی طبقات فرودست را با عملیات نظامی اراذل و اوباش حل میکند









