شرایط سیاسی دورانی که آقای مرتضوی در سمت رییس دادگاه مطبوعات و بعد از آن دادستانی تهران فعالیت میکرد، به او قدرتی فراتر از یک قاضی و دادستان بخشیده بود. احساس مطلقالعنان بودن، تنها مقام عصمت یا نزدیک به آن را از خطا بازمیدارد. بزرگ کردن او توسط برخی جناحهای سیاسی از او مقامی غیرپاسخگو ساخته بود و همین باعث سقوط او شد
» گفتار
چرا دستگاه دیپلماسی کشور که ماهیت کار آن سیاسی و دیپلماتیک است از این امر معاف گردیده و جامعه ورزش که ماهیت حرفهای آن ورزشی و رقابتیست ملزم به این امر گردیده است. شناگر ایرانی در المپیک پکن به دلیل حضور یک اسرائیلی در خط هفت مسابقه موظف به رعایت عدم شرکت در رقابت گردید اما دییلماتها نظام از بدو انقلاب تاکنون در نشستها و کنفرانسها و همچنین سازمانهای بینالمللی که نمایندگان رژیم غاصب اسرائیل در همان جلسه حضور دارد معاف از ترک جلسه گردیدهاند!!!
وقتی نه تنها افشاگران شکنجههای کهریزک و معترضان به انتخابات۸۸ سالها زندان رفتند بلکه هنوز عبدالفتاح سلطانی به جرم قبولِ وکالتشان و دفاع از آنها در زندان است! چرا بایدمُجرمِ کهریزک فقط ۲سال حکم بگیرد؟ چون ابراز ندامت کرده؟ یعنی گفته ببخشید که چند نفر شکنجه و کشته شدند؟…
سوال امروز و ابهامی که شاید وجود دارد این است که آیا بسیج امروز همان بسیج دیروز است؟ چرا عده ای نفوذ کرده اند و جوانان این کشور را به سمت و سویی سوق دادند که بسیج شد حامی فردی مانند احمدی نژاد و چفیه را بر گردن او انداختند و ارزشهای بسیج و بسیجی را در پای ابتذال اخلاقی و فرهنگی و دریدگی و هوچی گری فردی چون احمدی نژاد و یاران منحرفش قربانی کردند؟
بعد دیگر ماجرا بحث بار سنگین حرمت شرعی لعن کردن مومن است که چند تن از نویسندگان و علما نیز بدان پرداختند. لابد کسی مثل آقای وحید حقانیان، اقلا به واسطه نزدیکی به رهبری از حرمت لعنت کردن مومن مطلع است و میداند آنهایی هم که استثنا قائل شدهاند با شرایطی برای مومن فاسق یا متجاهر به فسق استثنا قائل شدهاند. علاوه بر این که بزرگان علما مکرر بر دوری از لعن و مخصوصا لعن مومن تاکید کردهاند که بهعنوان مثال خوب است از کتاب اخلاق مرحوم سید عبدالله شبر این را به یاد بیاوریم که نوشته است: «لعنت فرستادن ناپسند است اگرچه به حیوان یا جمادی باشد.» و از رسول خدا(ص) نقل کرده که «لعنت و غضب خدا را برای یکدیگر نخواهید.» باید پرسید آقای وحید حقانیان از این احکام و توصیهها بیخبر است یا خدای ناکرده این قدر آشکار به محرمات شرعی بیاعتناست و یا دلیل دیگری باعث شده که در این مورد خاص همه اینها را نادیده بگیرد؟
او از قتل ستار بهشتی انتقاد میکند اما نمیگوید که مدافع سرسخت مرتضوی، عامل اصلی کهریزک، بوده است. وقتی روح الامینی، جوادی [فر]، مقدم جان میدادند، وقتی سهراب اعرابی زیر شکنجه کشته شد؟ وقتی کهریزک به نمایشگاهی از ستم عریان علیه شهروندان معترض تبدیل شده بود احمدینژاد کجا بود؟اصلا وقتی که زهرا بنییعقوب آن نخبه ایرانی در سال ۸۶ در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و گشت ارشاد جان داد احمدی نژاد کجا بود؟
آقای نجفی نگران دلسرد شدن مردم از صندوق رای نیستید؟
برخی عملکردهای آقای نجفی و شهرداری تهران در زمینه مقابله با فساد ساختاری در شهرداری کاملا محسوس و قابل تقدیر است اما به آقای نجفی باید یادآور شویم بهترین برنامهها اگر مدیرانی پاک دست، متخصص و توانمند مجری آن نباشند راهی جز همان روالهای سابق را نخواهد پیمود و قطعا به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و بیشتر از اینکه بتواند باری از دوش مردم بردارد آخرین روزنههای امیدشان به اصلاح امور را ناامید میسازد. زمانی که مردم با گذر از هفتخوان دولت موازی و شورای نگهبان با رایشان جریانی را از صحنه مدیریت بخشی از کشور حذف میکنند دل خوش میدارند که رفتارشان و عملکردشان و اعتمادشان به صندوقهای رای موثر و مثمرثمر بوده است اما انتصاب افراد سرشناس و شناخته شده همان جریان در همان مناصب به معنی تفهیم این موضوع به مردم است که رای آنها تاثیری ندارد و تلاش مردم بیفایده بوده است.
سلبریتسم و زورخانه های قفل زده شده زلزله کرمانشاه
به سلبریتیسم فکر کنیم. اگر در دنیا ، سلبریتی موجودیتی است که فضای خصوصیاش را به تسخیر رسانه در میآورد و در مقابل، گاه چهرهی سنگیاش به درد جمع کردن کمک برای بحران هاییتی یا سیل پاکستان میخورد و پشتش مشاورانی هستند که کاری میکنند و چهره شان دیده نمیشود. در ایران سلبریتی موجودی است که فضای خصوصی خودش و ما را توامان به خطر میاندازد و مشاوری ندارد، و میل دارد فرهنگ شهری خودش را به هر جایی که میرسد تزریق کند …همین است که اشتباه پشت اشتباه روی میدهد. ما مردم اما حواسمان باشد یکی دو ماه دیگر که تب سلبریتی ها به عرق بدل شد و رفتند سر موضوع جنجالی بعدی برای چهرهتر شدن، این مردم زلزله زده و سرما میمانند و اضطراب و خستگی و البته …زورخانههای قفل زده شده تا ابد.
در نسبت علیرضا رجایی و علی شریعتی؛ در حاشیه حضور علیرضا رجایی در سمپوزیوم اکنون، ما و شریعتی
اخلاقیاتی که «دستش را قلم میکند و قلمش را از دست نمی گذارد،» اخلاقیاتی که با آن انسان «از سود و صلاح و واقعیت فراتر رفته است و می تواند معنی ارزش ، حقیقت و آرمان را فهم کند. حتی میتواند تا “ایثار” اوج گیرد.» اخلاقیاتی که حقیقت را فدای مصلحت نمیکند و ارزش میآفریند. علیرضا رجایی محصول تربیت اخلاقی آن سنت است. سنتی که باور داشت.
نتیجه اطلاعیه وزارت اطلاعات همچنان که آقای خاتمی حدس میزد، منتفی شدن قتل های زنجیره ای برای همیشه بود . بعد از آن دیگر کسی جرات نکرد به چنین روشی حتی نزدیک شود چه رسد به ارتکاب آن.
شهید آیتالله مطهری میگویند گروه خوارج منقرض شده ولی روح خارجیگری ممکن است در برخی از ما وجود داشته باشد. امروز نیز داعش رو به اضمحلال است ولی ممکن است روح داعشیگری در برخی از ما وجود داشته باشد.
خلاصه اینکه دادگاه را علنی کنید نه مجازات را ….
جناب رحیم پور (در شان یکی از صاحبان منابر و تئوریسین های رسانه) نفرمودند از آنجا که ما با بیست “نفر” مجرم طرف نبوده و با شبکه ی مفاسد اقتصادی روبروهستیم، در پرونده های کلان مفاسد اقتصادی، امکان دسترسی اصحاب رسانههای عمومی به جزئیات پروندهها، چه میزان روابط مافیایی و شبکه های فاسد اقتصادی درون ساختار را دچار تنش کرده و آیا ایجاد چنین امکان دسترسی بافتهای فاسد و سرطانی بازهم در ساحل امن و آسایش قرار خواهند داشت؟ (و چنین امکان و دسترسی را چه نهادی جز قوه قضاییه می تواند در اختیار ایشان قرار دهد؟)
عطش ماندن در قدرت موگابه نود و سه ساله را مجاب کرده بود که بار دگر در انتخابات ریاست جمهوری که تنها پیروزش اوست شرکت کند و همزمان برای پس از خود به دنبال بیعت در جهت انتقال قدرت به همسرش باشد. تلاش برای ماندن به هر قیمتی این انقلابی خوشنام دیروز قاره آفریقا را در شرایطی قرار داد که دیگر همحزبیهای خودش هم تاب تحمّل زیادهخواهیاَش را نداشتند
تا یادم میآید، همیشه شنیده بودم که تخم لقّ را میشکنند، خصوصاً در دهن کس یا کسانی. امروز که همهی حرف و حدیثها رنگ و بوی تخمِ لقّ گرفت، دیدم انواع فعلها را برای آن بهکار میبرند. از خود حقانیان که تخم لقّ را «گذاشت» تا دیگرانی که آن را «کاشتند» و حتا کسی آن را «کشت کرد» و چند نفری هم آن را «انداختند»
فروریختن ساختمان ها و مسوولیت سازمان ملی استاندارد
واقعیت این است که از منظر فنی بسیاری از ساختمان هایی که در حال حاضر به بهره برداری می رسند؛ از رده خارج و در شمار بافت فرسوده محسوب می شوند. تنها به این علت که به رغم ظاهر و نمای زیبا و گاه پرزرق و برق آن ها، اما ساختاری سست چون بافت فرسوده دارند و گاه با اندک زلزله ای فروخواهند ریخت. بخش بزرگی از این فاجعه به دلیل نقصان نظام بازرسی فنی و نظارت بر استانداردهای مرتبط است.
با اطمینان میتوان گفت «لعنت»ی که وحید نثار جهانگیری میکند متکی است بر «داده»ای که او از نظر شخص اول نظام در این موضوع دارد. وحید از موضع رهبر جمهوری اسلامی درباره سخنان معاون اول رئیسجمهور باخبر است، و مستظهر به آن، در برابر دوربینها، جهانگیری را هدف لعن و تهدید خویش قرار میدهد
حالا از راه دور، سه روز است که خبرهای زلزلهی غرب کشور را دنبال میکنم و گزارشهای دوستان خبرنگارم از مناطق زلزلهزده را میخوانم، اما هر چه بیشتر میگذرد میبینم انگار از تجربههای گذشته هیچ نیاموختهایم؛ نه در ساخت و ساز و نه در مدیریت بحران
آقای توکلی تا امروز کجا بودید؟
آقای توکلی ای کاش آن روزها که روزنامه های مستقل و منتقد یکی پس از دیگری بدون طی مراحل قانونی توقیف میشدند و روزنامه نگارانشان بازداشت و خانه نشین به این بیقانونی ها اعتراض می کردید و خواستار اجرای قانون و اصول قانون اساسی می شدید تا امروز حرفتان باور پذیر شود.
پروژه جدایی و استقلال کردستان عراق از جمله این امور بود که با شکست مواجه شد و تدبیر سیاسی ایران و همکاری منطقه ای اجازه پیاده سازی نقشه شوم مثلت آمریکا اسرائیل عربستان را نداد و بارزانی و کردهای عراق هم خیلی زود متوجه شدند که در یک بازی خطرناک قرار گرفته اند، حمایت بعضی از شخصیتهای سیاسی از همان ابتدا از استقلال کردهای عراق بلا وجه و بدون مطالعه و در نظر گرفتن پیامدهای این اقدام خطرناک بود
علیرضا کفایی: سردار شمخانی سخنانی ضد و نقیض و در تضاد با مطالبه عمومی که مشخصاً از سال ۹۲ تا کنون، قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری و در هر موقعیت و مناسبت دیگری از جمله تشیع مرحوم آیت الله منتظری و آیت الله هاشمی و دیگر موارد؛ چه جشن و چه سوگ، مطرح […]
مشکل حکومت ایران با رسانه های برون مرزی
احتمالا صدها نیروی جوان در پروژه های موسوم به “جنگ نرم” در حال کار کردن هستند که ادامه فعالیت آنها در طول سال ها، کوچکترین نقشی را در آموزش رسانه ایشان ایفا نمی کند. نیروهایی که در بزنگاه های رسانه ای -که روزنامهنگاران حرفه ای تعیین کننده هستند- مطلقا فایده ای برای جریان خود ندارند
آیا استراتژی انتخاباتی دو جناح رقیب (اصلاح طلبان و اصولگرایان) در انتخابات هایی که طی چند دهه گذشته در آن شرکت داشته اند، نشانی از چنین لوازم منطقی انتخابات های دموکراتیک داشته است؟ یا واقعیت این است که شهروندان این سرزمین، سال هاست که در هنگامه انتخابات، مجبور به رأی دادن به کسی یا فهرستی شده اند که نه به لحاظ هویتی و نه به لحاظ برنامه شناخته شده نیست، اما برای جلوگیری از به قدرت رسیدن رقیب، باید به او رأی داد؟
کوروش هخامنشی؛ از تهدید تا فرصت
مسئله علاقه و تمسک به افتخارات و شخصیتهای باستانی و گذشته دوردست، نه موضوع جدیدی در ایران است و نه صرفا تجربهای مختص کشور ما. با این همه به نظر میرسد که در دهههای اخیر، به خصوص در یک دهه اخیر، این موضوع ابعاد، دامنه و عمق اجتماعی، تبلیغاتی، سیاسی و فرهنگی جدیدی به خود گرفته و بخشی از کشمکشهای مختلف روزمره موجود رسانهای، در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور شده است
روزی برای پاسداشت منادی صلح، آزادی و حقوق بشر
کوروش و کردارش اﻣﺮوز در ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻫﺎ نمود پیدا می کند و اﺳﺒﺎب ﻓﺨﺮ و ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ اﯾﺮان و ایرانیان می شود! اما تاسفآور این است که ﻧﺎﻣﺶ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ در ﺳﺎﻟﻨﺎﻣﮥ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻧﺪارد. فکر نمیکنید اﯾﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ است در قبال مشی اعتدال و مشی صلح و آنچه که درست میپنداریم؟
کوروش با آن ادب و بزرگی و انسانیتی که تاریخ از او نشان میدهد؛ خواه یا ناخواه جای را بر آنانکه اصالتی ندارند و یا به مکر و فریب قدرت یافتهاند تنگ میکند و هر چه این نام آشنای ایرانی را محدودتر کنند بزرگی او پردههای نیرنگ را بیشتر کنار زده و حقیقت را عیانتر میکند که او در عین اینکه پادشاهی بزرگ و با عظمت بود اما بر آزادی انسانها و ادب و صلح و دوستی و نیکی و نیکوکاری بیشتر شهره بود تا پادشاهی و همین است که او را بزرگ می کند و اسطوره می سازد.
امام میگفت روحانیت مراقب اتهام استبداد دینی باشد/ اگر شورای نگهبان نمیتواند، مجمع تشخیص وارد شود
اندیشمندان و روشنفکران دینی از جمله شخصیت هایی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی بر حقوق اقلیت ها تاکید دو چندانی داشته باشند تا جایی که شهید مطهری عنوان می کند که در نظام جمهوری اسلامی حتی مارکسیست ها می توانند در دانشگاه ها کرسی داشته باشند و تدریس کنند و امام عنوان کنند که کمونیست ها در ابراز عقیده خود آزادند و تاکید نمایند که نارضایتی اقلیت ها در جامعه ایران به دلیل آن است که حکومت ها اسلامی نبوده اند و اگر آنها حکومت اسلامی را تجربه کنند، عدالت اسلامی و جایگاه محترم اقلیت ها را در آن شاهد خواهند بود
آقایان جنتی و یزدی ظاهرا خود نیز می دانند که نظر جدیدشان چقدر بی مبنا و برخلاف خواست عمومی است. به همین دلیل اصرار دارند که بگویند هر دوازده عضو شورا به آن رای دادند و قطعیت و غیرقابل تغییر بودن بدعت تازه خود را به رخ ملت میکشند. غافل از آنکه در ایران عصر ارتباطات نمیتوان اقدام غیرقانونی و برخلاف خواست ملت را با تاکید بر اجماعی بودن آن مصوبه، قانونی و شرعی خواند و منتقدان را با تهدید ساکت کرد.
در یکی از دیالوگهای فیلم، پس از آنکه دختر (مریم) از تجاوزِ دو پلیس شکایت کرده و راه سختی را برای ثبت شکایت و دفاع از حق و کرامتش گذرانده، سرانجام از یک مسئول امنیتی میشنود که از او میخواهد از شکایتش صرف نظر کند: «آیا تو تونس را دوست داری؟ آیا میدانی کشور در تهدید بیگانه و تروریستهاست؟ در شرایط حساس کنونی چطور میتوانی از پلیس کشورت شکایت کنی؟»
چرا رهبری افراد مسئله دار را عزل نمی کند؟
اختلاسهایی که در زمان احمدی نژاد واقع شد و هنوز هم جامعه درگیر آن است، معاونین و کارگزاران احمدی نژاد که زمانی رئیس جمهور بود یا در زندانند یا در راه دادگاه و یا خطابه هایی می کنند که حتی از دستگاههای قضایی و امنیتی کمتر می بینیم متعرض آنها شوند و خود احمدی نژاد که علیرغم انحرافی که پدید آورد و خسارتهایی که وارد نمود و حتی علناً در مخالفت با رهبری و با وجود آنکه از ورود به ریاست جمهوری نهی شده بود ولی ثبت نام کرد
در برج بلند دموکراسی دیکتاتوری نوین را تجربه میکنیم!
تاریخ گواهی می دهد که مردان بزرگ و تاریخ ساز که مورد احترام و اطمینان جامعه خود بوده اند و توانسته اند استبداد را به چالش کشانده و حرکتی نوین در جامعه ایجاد نمایند با قهر خودکامگان مواجه گشته و در اندک مدتی یا پای چوبه دار و در صف شلیک قرار گرفته اند یا به حصر و زندان افتاده اند و با انواع محدودیتها روبرو شده اند









