سپنتای ایرانی، دریفوس فرانسوی
چکیده : آقایان جنتی و یزدی ظاهرا خود نیز می دانند که نظر جدیدشان چقدر بی مبنا و برخلاف خواست عمومی است. به همین دلیل اصرار دارند که بگویند هر دوازده عضو شورا به آن رای دادند و قطعیت و غیرقابل تغییر بودن بدعت تازه خود را به رخ ملت میکشند. غافل از آنکه در ایران عصر ارتباطات نمیتوان اقدام غیرقانونی و برخلاف خواست ملت را با تاکید بر اجماعی بودن آن مصوبه، قانونی و شرعی خواند و منتقدان را با تهدید ساکت...
سید مصطفی تاجزاده
یکم
۱. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا لغو عضویت منتخب زرتشتی مردم یزد قانون شکنی آشکار است. آن شورا خود مصوبه مجلس درباره نحوه برگزاری انتخابات شوراها و چگونگی تشکیل آنها را تایید و آن را به قانون تبدیل کرده است.
۲. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا اجرای هر قانونی تا زمانی که تغییر نکند، برای دولت و ملت حق و مسئولیت ایجاد میکند.
۳. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا حق تفسیر قوانین عادی به عهده مجلس است. آن شورا مفسر اصول قانون اساسی است.
۴. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا اکثریت رای دهندگان در دارالمومنین یزد به یک هم وطن زرتشتی خود، پس از یک دوره چهار ساله مجددا اعتماد کردند و به او رای دادند. لغو عضویت منتخب مردم حق الناس را نقض میکند.
۵. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا چنین نظری نه تنها ما را به دوران ماقبل مشروطه برمیگرداند، همچنان که آقای خاتمی گفت، بلکه اساسا تاریخ ایران را نادیده میگیرد. کیست که نداند ایرانیان در طول دوران اسلامی از شایستگان مسیحی و یهودی و زرتشتی در بخشهای مختلف حکومتی استفاده میکردند؟
۶.شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا حتی اصولگراها نیز به آن اعتراض میکنند. درست است که قالیباف و رییسی و حداد و جلیلی سکوت کردهاند، ولی اعتراض بخشهای مهمی از اصولگراها علنی شده است.
۷. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا لغو عضویت سپنتا نیکنام به دلیل زرتشتی بودن معنایی جز آپارتاید دینی ندارد.
۸. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا اتفاقی نیفتاده است که لازم آمده باشد که اعضای آن مقابل قانون و افکار عمومی و نیز آنچه در سطح جهان میگذرد، قیام کنند.
۹. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا به نام آن می گویند که اگر کسی برخلاف نظر شورا سخن بگوید، گویی قصد براندازی دارد و در هر حال علیه نظام اقدام کرده است.
۱۰. شورای نگهبان اشتباه میکند زیرا اکثریت قاطع ایرانیان با هرگرایش و سلیقه سیاسی و با هر دین و مذهبی با نظر تازه و در حقیقت با بدعت جدید آقایان جنتی و یزدی مخالفند و آن را غیرقانونی، وهن اسلام، ضد همبستگی ملی و ترسیم کننده چهرهای طالبانی_داعشی از ایران و ایرانیان ارزیابی میکنند.
دوم
۱.چه اتفاقی افتاده است که تمام اعضای شورای نگهبان ناگهان به این نتیجه رسیدهاند که عضویت مجدد یک هموطن زرتشتی در شورای شهر یزد، صرفا به دلیل مسلمان نبودن، برخلاف موازین قانونی و شرعی است، آنهم در عصری که ما به دلیل مشکلات عدیده و نیز تهدیدهای ترامپ بیش از همیشه به جلب رضایت و اعتماد و مشارکت آحاد ایرانیان نیاز داریم.
۲. در دورهای شاهد اصرار بر اعمال آپارتاید دینی هستیم که مسلمانان در کشورهای غیراسلامی به مناصب حکومی دست مییابند، و ایرانیان مهاجر نیز یکی پس از دیگری به پارلمانها و بخشهای اجرایی کشورهای مزبور راه مییابند.
۳. اینکه شیخ محمد یزدی برای تحقق دیدگاه خود به تهدید متوسل شده است، ایرانیان را به یاد انذار آیت الله طالقانی درباره “استبداد نعلین” میاندازد. او متوجه نیست که گفتن اینکه “نظر ما قانونی، شرعی، قطعی و غیرقابل تغییر است” و “مخالفت با آن در حکم براندازی و مخالفت با اصل نظام است” جز دیکتاتوری شورای نگهبان مفهومی ندارد.
۴. آقایان جنتی و یزدی ظاهرا خود نیز می دانند که نظر جدیدشان چقدر بی مبنا و برخلاف خواست عمومی است. به همین دلیل اصرار دارند که بگویند هر دوازده عضو شورا به آن رای دادند و قطعیت و غیرقابل تغییر بودن بدعت تازه خود را به رخ ملت میکشند. غافل از آنکه در ایران عصر ارتباطات نمیتوان اقدام غیرقانونی و برخلاف خواست ملت را با تاکید بر اجماعی بودن آن مصوبه، قانونی و شرعی خواند و منتقدان را با تهدید ساکت کرد.
۵. این نظریه زودتر از آنچه جنتی و یزدی تصور می کنند، طرد خواهد شد. زیرا ایرانیان داعشیگری از هر نوع خود را برنمیتابند، اگرچه ممکن است به زور دگنک مدتی آن را تحمل کنند.
سوم
داستان حذف سپنتا در ایران از یک منظر شبیه ماجرای محکومیت دریفوس در فرانسه است. تا لغو این نظریه غیرقانونی و خطرناک که تثبیت آن انتخابات را بیمعنا و جمهوریت نظام را هدم می کند، باید که از پا ننشین.













