» گفتار

هم‌صدا علیه فساد

اقناع وجدانی شهروندان، به عرصه عمومی‌کشاندن مسائل مبارزه با فساد، دیوار شیشه‌ای‌داشتن در این روند، اطمینان‌بخشی به افکار عمومی و مجاب‌سازی در مصمم‌بودن، لاپوشانی‌نکردن، نداشتن فساد خوب و بد و شفافیت، بی‌استثنا یک امر واجب مسلم است. با حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد، از سرمایه‌های اجتماعی به‌عنوان مانعی در برابر فساد استفاده می‌شود. بینش امیدوارانه برای تغییر باید به مردم پمپاژ شود. جامعه ناامید بن‌مایه حرکت برای تغییر ندارد. باید با ‌تبلیغات علیه فساد و بروز عینی عزم سیاست‌مداران به کاهش دامنه‌های فساد، زمینه امیدواری و خوش‌بینی به روندها را به‌ وجود آورد. کاهش معنادار گستره فساد، مولود کوچک‌سازی دولت است. دولت چاق و کرخت همه نیروها را مصرف اداره اندام خود و امور یومیه و تمشیت جاری می‌کند. گویی رمق حرکت برای تغییر نیست. کاهش شاخص‌های معرف اندازه دولت باید در صدر اولویت‌ها باشد

واقعیت تحریم‌ها!

تردیدی نیست که دولت ترامپ با قاطعیت در پی تغییر رفتار دولت ایران از راه اعمال حد اکثر فشار اقتصادی است و برای دستیابی به هدف خود، روز به روز بر شدت فشارها خواهد افزود. در این میان، مجموعۀ کشورهای منتقد خط مشی دولت ترامپ در صحنۀ جهانی، نه از وحدت و هماهنگی لازم برای ایستادگی در مقابل او برخوردارند و نه از این جهت نفع مشترکی می‌برند. بنابراین تحرکات آنها پراکنده، بی‌برنامه، ناهماهنگ و در مجموع فاقد اهمیت لازم برای خنثی کردن اثرات تحریم‌ها خواهد بود؛ بنابراین مسئولان ایرانی نباید به برخی لفاظی‌ها در این باره دل خوش کنند

اینا همش نواره!

تنها حکومتی که آمریکا نقش اصلی را در تصمیم‌هایش دارد حکومت ایران است. چون گذشته و آینده کشور را چنان به دشمنی با او گره زدیم که کوچکترین حرکتش بر همه تصمیم‌ها و سیاست‌های ما تاثیر می‌گذارد؛ برخلاف حکومت‌های عاقل که ترازوی تصمیم‌شان «منافع ملی» است نه دوستی و دشمنی با این و آن!

خودانتقادی اصلاح‌طلبانه

واقعیت این است که بسیاری از اصلاح‌طلبان امروزی سیاست‌ورزی را در ابتدای جوانی بدون هرگونه تجربه بلافاصله پس از وقوع انقلاب، در فضای حذف رقیب و پشت میزهای دولتی تجربه کرده یا آموخته‌اند. بنابراین برای برخی از آنها سیاست ورزی خارج از قدرت و در جامعه مدنی امری محال بنظر می‌آید

عبدالفتاح سلطانی، وکیل بلا عزل مردم محروم

عبدالفتاح در منظری زیبایی‌شناسانه از هستی استقرار یافته و از مدار تلخ روزمرگیِ عارضی، نفع‌طلبانه، سودجویانه، قدرت‌مدار و لذت‌پرست به تمامی فاصله گرفته و بیش از همه، سخن آن نویسنده بزرگ را دریافته است که ما، ما مردمِ هر روزه و در همه جا و همیشه به یک شکل و صورت، “بسیار بد زندگی می‌کنیم”

مرثیه‌ای برای اخلاق

ماجرای پرسروصدای نامه رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به یک مرجع را به یک فرصت برای تقویت اخلاق در حوزه‌های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم تبدیل کنیم و مطمئن باشیم که با تکیه بر اخلاق است که می‌توانیم بنیان‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را تقویت کنیم و تمام مشکلات جامعه را برطرف نمائیم.

مهندسی و دموکراسی: داستان بخشی از بدبختی‌های ما

نمایندگان، اداری‌ها و مهندسان، برای سرمایه‌های ما تصمیم می‌گیرند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند برای ما جاده بسازند (صرف‌نظر از این‌که ما متقاضی جاده هستیم یا نیستیم)، تصمیم می‌گیرند برای ما سد بسازند (مهم نیست مسأله توسعه منطقه ما سد هست یا نیست)، درباره آموزش و پرورش نسخه می‌پیچند (مهم نیست به سر بچه‌های ما چه می‌آید) و همین طور الی آخر. آن‌ها درباره تصمیم‌هایشان به ما توضیح نمی‌دهند، گزارش منتشر نمی‌کنند، و درباره آن پول‌هایی که به اختیار خودشان از کیسه ما برایش در ردیف‌های بودجه چاله می‌کنند، توضیح نمی‌دهند

سخنی با آقایان علما

می‌بینیم که سردمداران مناسک دینی جایگاه و منزلتی برتر حتی از علمای دینی و علمای اخلاق و معنویت پیدا می‌کنند. آنان تبدیل به پایه‌های قدرت می‌شوند. کسانی که به‌شدت مناسکی هستند و در این راه هر روز نوآوری (یا بدعت) می‌کنند و گام به گام، علمای دین را به عقب می‌رانند و جالب اینکه به نسبت بهره کمتری را از آموزه‌های اصلی دین، یعنی اخلاق و ادب و معنویت و سایر ارزش‌های اصلی دینی دارند. اخیرا یک نوار از جلسات داخلی برخی از متولیان مشهور دینداری مناسکی! شنیدم که از فرط بی‌ادبی و ابتذال نتوانستم بیش از چند دقیقه آن را بشنوم.

انتخابات آزاد در دو گام!

در این شرایط کافی است که اصلاح طلبان و تحول خواهان از دولت روحانی یا اعضای فراکسیون امید و نمایندگان مستقل که هردو وام دار این جریان هستند، مصرانه بخواهند که برای اثبات حسن نیت خود، به صورت منفرد یا مشترک، لایحه یا طرح “حذف نظارت استصوابی” را به خانه ملت ببرند و فارغ از جوسازی ها و شانتاژ تمامیت خواهان، از جمله روحانیون اقتدارگرای حوزه، إمامان جمعه یا اعضای شورای نگهبان آن را تصویب کنند

اولویّت بهانه‌ست؛ اصلِ حکومتِ قانون نشانه‌ست

آن‌چه معاون رئیس‌جمهور و مخالفانِ پیش‌گفته در نظر ندارند آن است که مهم‌ترین دلیلِ مقاومتِ اهالیِ جامعه‌یِ مدنی برابرِ جلوگیری از “حضور زنان در ورزشگاه‌ها” و منعِ “برگزاریِ کنسرت‌ها” و قبیله‌ای مثال از این قبیل، آن است که به روشنی و سادگی اصلِ “حکومتِ قانون” که می‌توان از آن به عنوان مهم‌ترین دستاورد جنبش مشروطه به این سو یاد کرد، زیر پا گذاشته می‌شود. قانون، هیچ‌گاه ورود زنان به ورزشگاه‌ها را منع نکرده است. قانون، به روشنی فرآیندِ اجرایِ کنسرت‌ها را تعیین و اعلام کرده است. حال چگونه ممکن است با این بهانه که موارد پیش‌گفته در اولویّت نیستند، از وقوع‌شان جلوگیری کرد؟

درباره نامه اقای محمد یزدی

آیا دیگران هم می توانند چون آقای یزدی برای یک مرجع چنین نامه ای بنویسند و تحت تعقیب قرار نگیرند؟ اگر بتوانند؛ در این صورت ایرادی به کار اقای یزدی نیست و اگر نتوانند که قطعا نمی توانند باید مشکل را در این تبعیض ویرانگر جستجو کرد. این تبعیض ریشه همه نابسامانی ها و اظهار سخنان نسنجیده است. که اتفاقا کسانی بیشتر قربانی این تبعیض میشوند که از ان بهره مند هستند

راهکار پیشنهادی فرشاد مؤمنی برای مقابله با تحریم‌ها

معتقدم در سطح نظری باید «بلوغ فکری» حاصل شود، که عنصر بیرونی، عنصر تعیین‌کننده نیست. ما با یک «خلأ معرفتی جدی» در زمینه شناخت مسائل‌مان روبه‌رو هستیم و به‌همین خاطر در مواجهه با عامل بیرونی همواره افراط و تفریط را تجربه می‌کنیم. یکی از استراتژیست‌های برجسته ژاپنی در عصر میجی می‌گوید متغیرهای بیرونی در کنترل ما نیستند و ما نمی‌توانیم به آنان رهنمود دهیم که مطابق میل ما خود را تنظیم کنند

پیروزی در حصر

تا این حصار برپاست کسی ادعای دینداری از شما را نخواهد پذیرفت، چه گفته بود و یا چه کرد که در حصارش کردید الا اینکه به قانون و رای مردم و عدالت و صداقت و آزادی و حق می خواند و از تحجر و خرافه و دروغ و زنجیر و خود را فراتر از قانون انگاشتن پرهیز می داد و نه در سخن که رفتار او از پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب تا به امروز شاهدی است بر آن

شورش پابرهنگان

اگر با شورش پابرهنگان رو به رو شویم دو راه داریم : یا باید سکوت کنیم و یا اینکه دست به سرکوب خشونت‌بار بزنیم اما این پایان کار نیست زیرا تفاوت اعتراض دانشگاهیان و طبقه متوسط شهری با شورش‌ پابرهنگان این است که دو مورد اولی رهبری پذیر هستند اما این نه !!

دو اتفاق و دو پرسش

من نمی‌دانم که آیا معامله‌گران محکوم به اعدام از راه‌های قانونی اقدام به خرید و فروش سکه کرده‌اند و یا در این مسیر زد و بندهای ناسالم و فسادآلود داشته‌اند؟ این البته به عهدۀ حقوق‌دانان و صاحب‌نظران اقتصادی است که در مورد اینگونه احکام، عافیت‌طلبی را کنار بگذارند و برای جامعه روشنگری کنند.

دوران عسرت

جوانمردی و روشنگری و بینش و ایمان و اسلام و وفای به عهد و اندیشه مردم و آزادی و …. را نمی توان از اینان انتظار داشت، زبیری عمل می کنند؛ حاضرند برای رسیدن به قدرت و یا حفظ قدرت خود با قاتلان امام حسین بر سر یک سفره بنشینند، اما انتظار می رود اصلاحطلبان و دوستان و آنانکه به آینده مردم و جامعه و نظام و ایران و بالندگی اسلام می اندیشند با هر امری که پیش آمد می کند و یا بازی براندازان و بی ریشه ها و حرامخواران و تندروها هم بازی نشوند و بسرعت به روحانی و هزینه داده های اصلاحطلب نتازند

خودتحریمی اینجاست

نتیجه چه شده است؟ اتلاف منابع زیاد برای این شبکه‌هایی که دیر یا زود تعطیل می‌شوند. چون بر بستری واقعی شکل نگرفته‌اند، منابع مالی اندک جامعه را برای آنها تلف می‌کنیم. میان مردم ایجاد بدبینی کردیم که سیاستگذاران را ضد خود و منافع خودشان می‌بینند. اینکه مردم به این نتیجه برسند که تعدادی اندک در اتاق‌های در بسته برخلاف نظرات و خواست میلیون‌ها نفر تصمیم می‌گیرند و شکست هم می‌خورند و نتیجه‌ای جز ایجاد شکاف میان مردم و حکومت ندارد و مصداق‌ آش نخورده و دهان سوخته خواهد بود

شفافیت!

بسیار خوب! برای «شفافیت»، آقای خامنه‌ای از خودش آغاز کند و برای نخستین بار در ۳۰سال رهبری‌اش، یک کنفرانس مطبوعاتی آزاد و «شفاف» برگزار کند تا خبرنگاران «بدون لکنت» سوالات‌شان را بپرسند. تضمین هم بدهد که کسی پس از خروج از جلسه، تعقیب یا بازداشت نمی‌شود. این «بدون لکنت» را هم امام علی می‌گوید در نامه۵۳ نهج‌البلاغه

نیاز مبرم به برخاستن یک «صدای ملی»

صدایی که بگوید تجربه تاریخی به او آموخته که «روش» هم به همان اندازه «هدف» اهمیت دارد. بگوید از طریق حداکثر مسالمت و عدم خشونت و با حداکثر فراگیری جامعه اهدافش را دنبال می کند؛ بدنبال قطبی سازی های بحران ساز در میان مردم نیست، برایش استقلال، همبستگی اجتماعی و کیان ملی و میهنی نیز ارزشهایی آرمانی هستند، صدایی که بگوید نمی خواهد نردبان قدرت هیچ شخص و گرایش تمامیت خواهی باشد و مارگزیده ای است که از ریسمان سیاه و سفید برخی جاه طلبان ایرانی و سلطه جویان خارجی بیمناک است

لوگوها و عروسک‌های شکسته

فرزندان ما به هر حال بر ما غلبه خواهند کرد. اما غلبه تام و تمام سویه زندگی بر سویه معطوف به مرگ، زندگی را دستخوش بحران‌هایی از سنخ دیگر می‌کند. بحران‌هایی که دوباره سویه مرگ را فراخوان خواهد کرد و دوباره نسلی مشابه نسل ما را متولد خواهد ساخت. باید به توازن اندیشید. ما می‌توانیم پیش از مرگ، به توازن جامعه کمک کنیم. نسل جدید را به رسمیت بشناسیم، راه را برای او بازکنیم، به تدریج به نفع او عقب بنشینیم، دنیای آنان را جدی بگیریم، به جد منتقد دنیای خود باشیم، تا آنها به ما اعتماد کنند. آنوقت از ما خواهند شنید که مسیر زندگی گاهی به نقطه‌های بحرانی خواهد رسید و عبور از آن نقاط، جز با فداکاری، از خود گذشتگی، و پذیرش قهرمانانه مرگ امکان پذیر نخواهد بود.

‍ هیات نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی و ضربه به منافع ملی

این موضوع بر بی‌ثباتی و شدت وضعیت عدم قطعیت در بازار که منجر به افزایش نرخ ارز خارجی و کاهش ارزش پول ملی و فقیر شدن ملت ایران می‌شود اثر فوری می‌گذارد واثر مستقیمی بر حمل‌ونقل بین‌المللی؛ اعم از دریایی، هوایی؛ ریلی و جاده‌ای می‌گذارد و در صورت باقی‌ماند ایران در لیست سیاه حتی امکان حمل‌ونقل ابتدایی با کشورهای همسایه با چالش‌های بسیار بزرگ و پرهزینه مواجه خواهد ‌شد و در صورت تعلیق موقت، هرگونه سرمایه‌گذاری سنگین داخلی و خارجی در ایران تا رفع این وضعیت در بوته‌ی اجمال و بی‌تصمیمی باقی خواهد ماند.

توسعه یافتگی شوخی نیست!

حقی که شاه ایران و بن سلمان و بقیه دیکتاتورها از آن غفلت می کنند، که در این صورت ره به جایی نمی برند و دیر یا زود سقوط خواهند کرد و یک جامعه عقب مانده از خود به یادگار می گذارند. خلاصه آنکه در جهان مدرن، توسعه یافتگی همه جانبه و موزون است نه تک بعدی و ناموزون

چرا شاه نتوانست؟

امّا و صدامّا در پایان این مقال و مخلص کلام اینکه آدمی در حیرت و تعجب می ماند از اینکه برخی مقامات کنونی حاکم درجمهوری اسلامی ایران، که خود درک و تجربه دوران شاه و مبارزه با آن رژیم را دارند، چگونه امروز در مسند قدرت همان روش و شیوه رژیم سابق را در برخورد با منتقدان و مخالفان و معترضان، که همگی مدعای اصلاح طلبی و نه براندازی دارند، در پیش گرفته اند؟ این درس تاریخ و تجربه نه چندان دور ماست که اینگونه عملکرد رژیم سابق باعث براندازی و اسباب سقوط اش شد و نه عملکرد منتقدان و مخالفان، و آن رژیم اگر صدای مخالفان و نقد هایشان را اگر می شنید و به اصلاحات لازم تن می داد، راه براندازی و سقوط را بروی نظام مستقر می بست، و این است پاسخ اینکه « چرا شاه نتوانست؟ »

یک بام و دو هوا در روایت جنگ/ بودجه‌های عجیب در جنگ هشت‌ساله

سردار رضایی در گفتگویی که سال۹۳ با او داشتیم درباره‌ی نامه‌ی مشهورش در پایان جنگ که آن را طرحی پنج‌ساله برای پیروزی در جنگ می‌دانست، معتقد بود هزینه‌های طرح و امکانات فراوانی که در آن درخواست شده نه تنها برای شکست صدام که برای بیرون کردن آمریکا از خلیج‌فارس هم بود و «نهایتا ۴ میلیارد دلار نمی‌شد.»

حجاب دارند، گشت ارشاد ندارند

چند سالی است که مسئله حجاب و بی‌حجابی و بدحجابی، تبدیل به یکی از معضلات و مشکلات اصلی کشور شده است و حتی گشت‌هایی مخصوص حجاب در شهرهای مختلف راه افتاده است و این مسائل نشان می‌دهد یک جای کار می‌لنگد. کاش برخی مسؤولان فرهنگی و اجتماعی کشور که دستی در زمینه حجاب دارند را راهی اندونزی و دیگر کشورهای مسلمان می‌کردیم تا ببینند و بشنوند که چرا در این کشورها با مشکلاتی مانند ما روبرو نیستند.

شرایط جدید و وظایف تحول خواهان

بحث گذر و گذار از إصلاح طلبی به تحول خواهی هر چند بحث جدیدی نیست، اما در شرایط کنونی به ویژه پس از اعتراض های خیابانی دی ماه ٩۶ و کنش و واکنش های طیف های مختلف إصلاح طلبان در قبال آن و رویدادهای محتمل آینده، توجه و پرداختم به آن جای طرح بیشتری دارد، به خصوص أن گاه که بسیاری از دوستان إصلاح طلب حرفه ای و کارکشته ی ما هنوز نمی توانند بپذیرند که می توان ” در هدف انقلابی بود و در شیوه و عمل إصلاح طلب”!

عربستان و جمال خاشقجی؛ جنایت و مکافات

«جمال خاشقجی»، هر که بود و هر گذشته‌ای داشت، از سال‌های اخیر به یک روزنامه‌نگار غیرقابل خرید تبدیل شده بود. صدایی مستقل که به خود حق می‌داد از بن‌سلمان و سیاست‌های خارجی و داخلی رژیم عربستان انتقاد کند و از آنجا که قدرت‌های مافیایی از وجود چنین کسانی احساس خطر می‌کنند چاره‌ی کارشان مرگ است

آسمانی که همه جا همین رنگ است

پس از یک هفته اما با موج جستجوی جهانی برای کشف سرنوشت او، منفعل شدند تا سرانجام وزیر کشور عربستان ⁩ «صدور دستور قتل» را تکذیب کرد اما اصل قتل را نه! به نظر می‌رسد قدم بعدی‌شان این باشد که «کار نیروهای خودسر بوده» و “سعید امامی”شان را قربانیِ ولیعهد کنند. به ویژه اینکه یکی‌شان هم گفته: «در ماجرای جمال خاشقجی دست القاعده در کار بوده‌»!

رسانه های سلولی و فیلترینگ

علیرغم پیچیدگی فزاینده پدیده رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی در این زمان، روش های بسیط و کهنه مانند فیلترینگ و گرفتن و بستن، تغییر نکرده است. تلاش ناکام و پرهزینه سال گذشته برای مسدود کردن تلگرام باعث نشد که مخالفان این وضعیت به تدبیر دیگری از جمله تجدید نظر در نگرش ها و روش های خود بیندیشند و اخیرا دوباره برای فیلتر کردن اینستاگرام خیز برداشته اند؛ بدون اینکه به آثار مشروعیت زدای آن و آثار اقتصادی منفی بر زندگی مردم هم بیندیشند

خرافه یا بیماری؟

ممکن است پرسیده شود که مرز میان کلاه‌برداری، رمالی و خرافه و… چیست و کجا باید با آنها برخورد کرد؟ هرچند پاسخ صریح دادن سخت است، ولی تا هنگامی که حقوق عمومی و نظم اجتماعی در خطر قرار نگرفته‌اند، نمی‌توان هرچه را که نمی‌پسندیم خرافه بدانیم. فراموش نکنیم مخالفت با ایده‌های درست نیز از همین زاویه آغاز می‌شود، که صاحبان قدرت آنها را نادرست و حتی خرافه قلمداد و معرفی می‌کنند