• صفحه اصلی
  • » طرح سبز/ اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم...

» میرحسین موسوی

طرح سبز/ اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

طرح سبز/ اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

عکس/ میرحسین موسوی در کنکور سراسری سال ۶۴

من همان میرِ حسینِ موسوی ام

تو گفتی من همان مرد غیورم
که بر سیل مصیبت ها صبورم
تو می دیدی افق تاریک و تار است
سرِ آزادگی بالای دار است
تو دیدی داغِ خواهرزاده ات را
ستم بر مردم آزاده ات را
قفس را بر هوس ترجیح دادی
به سازش با شروران تن ندادی
تو فرزندِ زمانِ خویش هستی
خروش سبز را در پیش هستی
منم هستم، ولی شرمنده ی تو
بمیرم گر نبینم خنده ی تو

از وبلاگ ها/ مرد بلند گوهای دستی در خرداد های جنجالی

قاب اول: سیاه و سفید. مرد با بلندگوی دستی اش ایستاده و مردان روبرویش دست برافراشته اند و او سخن می گوید. خونین شهر است. شهر خون و حماسه… قاب دوم: رنگی، همان مرد است، فقط موها و ریش هاش سفید شده و در میان انبوه دست های برافراشته ایستاده، با بلندگوی دستیش. این بار خونین شهر تهران است. باز هم شهر خون و حماسه…

میرحسین؛ فراتر از کلیشه‌های اصولگرا – اصلاح طلب

موسوی نیز از جمله پدیده‌های سیاسی جامعه ماست که به راحتی در این کلیشه‌ نمی‌گنجد و زمانی که تلاش می‌کنیم او را با معیارهای آن بسنجیم دچار سوء‌تفاهم می‌شویم و به تعاریف غیردقیق و ناکافی از او می‌رسیم. آیا او با رویه‌ای که در پیش گرفته است و با اشاره به نقاط تحریک‌پذیر این چهارچوب اصرار نمی‌کند که وی را با معیارهای خودش مورد شناسایی‌قرار دهیم؟

گزارش به مردم: صد روز ممنوع الملاقاتی؛ یک ماه بی خبری مطلق از موسوی و رهنورد

نزدیک به یک ماه است که دختران موسوی و رهنورد به طور مطلق از وضعیت پدر و مادر خود بی خبرند و هیچ تماسی با آنها نداشته اند. عدد روزهای محرومیت آنها از ملاقات با والدین خود نیز تا اواسط هفته جاری به 100 می رسد؛ روزهایی که با فشارهای مضاعف بی سابقه ای بر فرزندان میرحسین همراه بوده است. تنها به این جرم که حاضر نشدند درباره آزارها و فشارهای ماموران حکومتی علیه رهبران محصور جنبش سبز، سکوت کنند.

هشدارهای امنیتی میرحسین موسوی؛ چهار سال قبل

میرحسین موسوی اکنون از «بیدار شدن غول فساد» و «تبعات امنیتی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها» و ….سخن می‌گوید و هشدار‌های او برای همیشه در تاریخ می‌ماند. او با ظرافتی تمام به تجربه ی عبرت آموز سیاست های خطرناک پولی و مالی دوران پایانی عمر رژیم گذشته اشاره می کند که منجر به فروپاشی این نظام شد و از این طریق نسبت به تبعات بازتولید این سیاست ها در شرایط امروز کشور هشدار می دهد.

نقاش رویاهای ما در بند نمی‌مانَد/ فیلمی منتشر نشده از میرحسین موسوی

این فیلم که مربوط به چند روز قبل از حصر کامل خانگی میرحسین است، او را را در کارگاه هنری‌اش نشان می‌دهد که در حال نقاشی است. تمام آثاری که او در این فیلم به نمایش می‌گذارد، پس از هجوم ماموران امنیتی برای بازداشت خانگی وی و همسر اهل هنرش زهرا رهنورد، به مکان نامعلومی منتقل شدند. شاید خیال می‌کردند اگر میرحسین را از فرزندان معنوی‌اش جدا کنند، تمام می‌شود. اما ندانستند و هنوز هم نمی‌دانند که هنر ِ هنرمند در تکثیر تصویر اوست. هنر را نمی‌توان توقیف کرد و به بند کشید، و نقش خیال هنرمند را نیز.

انقلاب اسلامی به روایت میرحسین موسوی: عدم مشروعیت، عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد است

اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد.

میرحسین موسوی؛ نخست وزیری که با کتاب دوست بود

میرحسین در سال 1360 در حالی که وسایل زندگی اش در حد اندکی بوده و هیچ سرمایه مالی قابل توجهی هم نداشته، 10 هزار جلد کتاب در خانه اش داشته است، که البته در سال 1368 هم بر تعداد آنها افزوده می شود. اما برخلاف او که حتی در دوران جنگ هم نگذاشت حوزه فرهنگ و کتاب با مشکل ارزی رو به رو شود، خبرهای حاکی از آن است که دولت فعلی، بودجه کتاب را صرف واردات میوه کرده است.

میرحسین به همین یک دلیل باید در حصر بماند + سند

این سندها که صورت اموال نخست وزیر امام در دو مقطع زمانی قبل و بعد از مسئولیت نخست وزیری و ریاست دولت را نشان می دهد، مشخص می کند که ساده زیستی میرحسین حرف امروز و دیروز نیست، او از سال ها قبل وارستگی را به جای وابستگی انتخاب کرده و هنوز هم همان چهره مردمی دوران دفاع مقدس است که بود، تنها با این تفاوت که سربند دفاع از کشور در برابر دشمن مهاجم، جای خود را به پیشانی بند دفاع از مردم در برابر غاصبان انقلاب داده است.

بازخوانی بیانیه هفدهم میرحسین: با ملاطفت و احترام به ملت بحران را حل کنید

میرحسین خردمندانه راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می داند. او باو دارد که از هر جایی جلو ضرر گرفته شود برای ملت سود به همراه خواهد داشت فلذا باز هم تاکید می کند هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند.

سیزده آبان؛ سبزترین روز سال

از منظر میرحسین نقش مردم، هدایت و رهبری جامعه است، فلذاست که از آنان می خواهد که نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنند. و در این میان با تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی به سوی فرداها حرکت کنند. موسوی سیزدهم آبان را میعادی می داند تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند و آن را همان آرزوی بزرگی می داند که امام برای مردم داشت. امامی که ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

میرحسین موسوی: چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم

اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت. اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهی دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.

گسترش آگاهی؛ چشم اسفندیار خودکامگان و اقتدارگرایان

میرحسین موسوی معتقد است که همین کارهای به ظاهر ساده ای مثل “تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات” می تواند آگاهی بخش باشد و مردم را به هم پیوند بیشتری دهد. میرحسین بر این باور است که “لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی” از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته، به دست می آید و موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.

از خرداد تا خرداد/ منشور جنبش سبز؛ راهکار و هویت

امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.

از خرداد تا خرداد/ روان کردن نهرهای پاکیزه و روان برای حل بحران

موسوی می داند که مردم چه می خواهند به عنوان یک همراه جنبش سبز می گوید که ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. او سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده دین می داند.

از خرداد تا خرداد/ اجرای بی‌تنازل قانون اساسی؛ راهبرد کلیدی

به نظر نخست وزیر دوران جنگ، اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. او چنین راهبردی را نورافکن مسیر عقلانی جنبش سبز می داند که به رهروان این راه کمک می کند در تاریکی قدم نگذارند و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل ندهند. وی می گوید که ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد، به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟

پیشنهاد میرحسین برای حل مشکلات خارجی کشور چه بود؟

نمی توان با کشورهای مختلف مذاکره کرد و مراجع و روحانیون عالیقدر، نمایندگان مجلس، اعضای مجمع، رسانه ها و اصحاب جراید و حتی مخالفان و… و خلاصه عامه مردم را در جریان نگذاشت؛ نمی توان در خفا بر سر حقوق مردم معامله کرد… برای کسب منافع ملی، اصل بر ارتباط با همه کشورهاست و قطع ارتباط، کاهش روابط و… تنها در مواقع ضروری امری کوتاه مدت است، نه یک پدیده همیشگی. روابط با آمریکا را نیز مانند دیگر کشورها است، نبایستی آن را ایدئولوژیک، عین دیانت و معادل انقلابی بودن دانست و فضا را بر هر تفاهمی در راستای منافع ملی بست.

از خرداد تا خرداد/ راه سبز امید را زندگی کنیم

این رهبر جنبش سبز برای توصیه ای که به عبرت گیری از سرنوشت دیگر ملتها می کند، راهکار نیز دارد و آن “پایبندی به شعارهای زرین جنبش سبز” است. برای موسوی “بازسازی هویت و وحدت ملی” اصلی است که نباید با هیچ کلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد خدشه دار شود. او “اسلام رحمانی” را درمان دردهای جامعه می داند و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود، پوستینی وارونه تلقی می کند.

از خرداد تا خرداد/ شبکه های اجتماعی؛ راه سبز امید

اکسیر حیات بخش موسوی برای حل معضلات پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. او می داند که تنوع قومی و فرهنگی در ایران آنقدر گسترده است که چاره ای نیست همچون شیوه پیامبران الهی بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود فراهم شود. موسوی باز توجه همگان را به تاریخ معطوف می کند سرنوشت حکومتهایی که تعرض کردند به تنوع ملتها و و به دامن استبداد افتادند و منجر به بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم شدند.

از خرداد تا خرداد/ امید بذر هویت ماست

موسوی به مردم یادآوری می کند که در چنین عرصه و زمانه ای مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود.

از خرداد تا خرداد/ پیگیری تقلب انتخاباتی؛ وظیفه ملی و دینی

موسوی وقتی با دروغ پردازی و شعبده بازی حاکمیت در قلب واقعیتها رو به رو می شود، به آنان یادآوری می کند که او با چنین ترفندهایی از صحنه بیرون نمی رود. او پیگیری تقلب انتخاباتی را یک وظیفه ملی و دینی می داند و به دروغگویان و متقلبان هشدار می دهد که او نمی تواند از آنچه اصل نظام و میراث امام را هدف قرار داده، به سادگی بگذرد و با تهدید و اتهامات عقب نشینی کند.

از خرداد تا خرداد/ تجمع ۲۵ خرداد؛ صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت

برخلاف آنان که سعی داشتند حرکت عظیم جنبش سبز مردم ایران را اقدامی علیه نظام جلوه دهند، میرحسین موسوی پس از تجمع عظیم و بی سابقه روز 25 خرداد صراحتا گفت که این تجمع “در دفاع از حق و صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام ” انجام گرفت و برای همین بود که اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند.

از خرداد تا خرداد/ تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شوم

میرحسین موسوی از همان فردای انتخابات در برابر “شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما” به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان معترض می شود و می گوید که “تسلیم این صحنه آرایی خطرناک” نخواهد شد. وی هشدار می دهد که این اقدامات غیرقانونی نتیجه ای جز “تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران” و “حاکمیت دروغ و استبداد” ندارد.

خواسته های کارگران و معلمان؛ منزلت اجتماعی و معیشتی

مساله ای که میرحسین موسوی بعنوان فردی که از پیش از انقلاب همراه مردم بود به آن توجه ویژه دارد، ” منزلت اجتماعی” معلمان است. شان و منزلتی که این قشر همواره در میان مردم داشته است. او در پیام خود از خاطراتش می گوید. مجلسی که پس از انقلاب شکل گرفت “شهید رجایی و شهید باهنر و شهید مطهری ” که هر سه معلم بودند نمایندگان واقعی مردم در مجلس شدند. منزلتی که دو معلم شهید رجایی و باهنر را به ریاست جمهوری و نخست وزیری رساند. قشری که آنقدر مورد اعتماد مردم بود که تمام امور کشور را به دستشان سپرده بود.

حکمت، تدبیر و خیرخواهی پیش شرط خروج از بحران

موسوی که چیزی برای از دست دادن ندارد. او همان معمار دهه پنجاه است. هشت سالی کشتی هدایت کشوری در بحرانی ترین شرایط به دستش سپرده بودند و او سالم به سر منزل مقصد رسانده و باز برگشته بود به همان خانه قدیمی بن بست اختر که این روزها وسعتش به همه عالم رسیده است. او که از مرگ و شهادت برای خود و خویشانش ترسی ندارد که چون دزدان تیر بر خواهر زاده اش می زنند و می گریزند.

بازخوانی پیام دو سال قبل میرحسین به مناسبت روز دانشجو: در خیابان با سایه‌ها می‌جنگند…

موسوی می داند که حاکمیت در برخورد با حرکت اعتراضی مردم راه را به اشتباه رفته و سرکوب راهکار مقابله با حرکت عظیم مردمی نیست که برای احقاق حق خود به خیابان آمده اند. او خیرخواهانه به آنها یادآور می شود «در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟»

من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…

موسوی چه می گفت که حصر تنها راهکار حاکمیت برای خاموشی اش شد؟ مگر بازگویی شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی “جرم” بود که سزایش دیوار بود و حبس.؟ چه شد که کلام نخست وزیر بحرانی ترین روزهای این مرز و بوم آنچنان بر “نظام!” گران آمد که چاره ندید جز نرساندن این پیام؟ عصاره این پیامها و بیانیه ها چه بود که حاکمیت را به تنگ آورده بود؟

امید به آینده، صدای اعتراض ما و بقای هویت ما

میرحسین موسوی در ترسیم دورنمای این جنبش و خیزش مردمی، با زیباترین واژه “اعتراض” را فریاد کرد و گفت: “امید به آینده رساترین اعتراض ماست.” وی با نگاهی به تاریخ گذشته و سابقه دیرینه تمدن ایران زمین، این حرکت را بخشی از تجربه بشریت دانست که در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت است، و نوشت: “آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است.”