بسیار شنیدهایم و گفتهایم دانشگاه باید به مثابه «عقل نقادِ» جامعه نقشآفرین باشد و اعضای خود را- چه استاد و چه دانشجو- به سخن درآورد و به کنشگری دعوت کند. اما جای این پرسش همچنان باقی است که آیا نهاد دانشگاه امروز توانسته است به این نیاز پاسخ دهد و در جان دانشجویانش چنین مضمونی را وارد کند؟
» هادی خانیکی
جامعه ایمن در گرو روزنامه نگاری امن
جامعه ارتباطی، جامعه تماشاگر نیست، جامعه کنشگر است. پس اگر گوشهای شنوا در فضای رسانهای به سخنان اساسی کم شد و آنان که سخنان بحق دارند و سنجیده سخن میگویند، از این میانه به حاشیه رفته اند و به جای آنان، رسانه هایی که درشتگویی میکنند و باج میخواهند و بر طبل تفرقه و نفرت میکوبند، میداندار شدهاند باید احساس خطر کرد که جامعه ارتباطی، دچار سستی و ضعف شده است
هادی خانیکی: در مسائل زنان بهجای راهحل صورتمسئله را پاک کردهایم
باید ببینیم برای زن چه نقشی قائل هستیم، آیا برای زن فقط در خانواده نقش قائلیم یا فقط در اجتماع یا برای او نقشهایی قائل هستیم که بخشی از آن در جامعه است و بخشی از آن در خانواده. با یک نگاه انتقادی میتوانیم بگوییم که نگاه انفعالی یا محافظهکارانه که تغییرات را به رسمیت نمیشناسد، این است که نوعی سادهگزینی کند و زن را فقط در خانواده ببیند، درحالیکه اگر این پارادوکس بین اجتماع و خانواده را برای حضور مؤثر زن در جامعه در نظر بگیریم؛ یعنی زنی که مشارکت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد، به این معنا نیست که در خانواده نقش ندارد؛ او وقتی در خانواده بهعنوان مادر، همسر و دختر مؤثر است، میتواند در تحولبخشی به خانواده نیز مؤثر باشد
بیاعتمادی اجتماعی؛ تبعید به درون خویشتن
فساد ناشی از بیاعتمادی و بیاعتمادی ناشی از فساد یکی از آسیبها و دامهای اجتماعی است که جوامع زیادی از جمله ایران درگیر آن شدهاند. وی سپس با تاکید بر جدی بودن مساله نسبت بین بیاعتمادی اجتماعی و فساد، به بیان مشکلات ناشی از ارتباط دامهای اجتماعی با نهادهای سیاسی، فرهنگ، عقلانیت، حافظههای جمعی و رسانه، اعتماد و ظرفیت گفتوگو به عنوان مسائل پیش روی جامعه ایران پرداخت و توضیح داد که در رابطه بین دامهای اجتماعی و نهادهای سیاسی اعم از حاکمیتی، دولتی و مدنی چهار مولفه مهم است؛ یکی اینکه این نهادها خود از تثبیتکنندگان اعتماد هستند و به میزانی که نسبت به آنها اعتماد وجود داشته باشد دامهای اجتماعی کمتری پیدا میشود
هادی خانیکی مدیرعامل مؤسسه بین المللی گفت وگوی فرهنگ ها و تمدن ها در گفت و گویی، از مذاکره هسته ای به عنوان موضوعی یاد کرد که نشان داد گره مسائل بین المللی هرچقدر هم پیچیده باشد، نهایتا با سرانگشتان تدبیر مردانی که صاحب فن مذاکره هستند، باز خواهد شد
گفت وگوی تمدن ها، اخلاق و سیاست
یکسال پس از «سال گفتوگوی تمدنها» با وقوع حادثه 11سپتامبر و خشنشدن فضای سیاست، ایده «گفتوگوی تمدنها» و اهمیت آن بهلحاظ کاربردی در میان جهانیان بهویژه روشنفکران و فرهیختگان، بیش از زمان طرح آن، موردتوجه قرار گرفت. زیرا بهعلت فضای غبارآلود سیاستهای جهانی، لزوم بازاندیشی درباره ایدهها و پیشنهادهای مداراجویانه بیشتر احساس شد و از سویی پرسشهای ناشی از برخی نظریهها نیز جدیتر شد که آیا مرزهای هویتی پررنگتر از گذشته ظاهر خواهند شد یا هویتها، منعطفتر و متکثرتر میشوند؟
هادی خانیکی: امنیت و درآمد یک روزنامهنگار مخالف دولت بیش از یک موافق دولت است
در فضای رسانهای، بین رعایت حقوق شهروندی، حقوق اساسی و مدنی، آزادیهای مطبوعاتی، سیاسی، آزادی بیان و اخلاق یک رابطه مستقیم وجود دارد. یعنی جامعه آزاد یک جامعه اخلاقی است و به همان میزان که آزادی محدود شود و انسداد سیاسی به وجود آید، به همان میزان هم بیاخلاقی رسانه یی رواج پیدا می کند.
استیضاح وزیر علوم و مسأله «رکود تورمی» و تئوری «پنجره شکسته»
آنچه از سوی دستگاههای رسمی و مشخصاً وزارت علوم کمتر بیان شد، گزارش واقعیت و سرگذشت عملی سیاستها و مدیریتهای دانشگاهها در آن هشت سال است. کاش گفته میشد که وقتی دانشگاه اندکی به زبان آمد و پس از انتخابات ۹۲ هیأتهای کارشناسی به برخی دانشگاهها رفتند، چه دیدند و چه شنیدند؟
هادی خانیکی: باور كنيم نقش شبكههاي اجتماعي فراهم آوردن تغييرات است نه ساختن تهديدات
خانيكي معتقد است: جايگاه شبكه اجتماعي در كشور ما هنوز تعريف مشخصي ندارد. ما هنوز اطمينان نداريم شبكههاي اجتماعي بايد وجود داشته باشند يا بايد از سپهر ارتباطي حذف شوند. به همين دليل است كه در تصميمگيريهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي نظر واحدي نسبت به شبكههاي اجتماعي وجود ندارد.» دكتر خانيكي بر اين باور است كه زمينه و بستر هر جامعه است كه ميتواند جايگاه شبكههاي اجتماعي را در درون خودش تعريف كند.
سخنان رئیس جمهوری در نشست رؤسای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری نقطه آغازی در گفتوگوی انتقادی میان دولت و جامعه دانشگاهی کشور به شمار میآید. آنچه ضروری به نظر میرسد، توجه به نکات کانونی این سخن است که مثل همیشه در چرخه منازعات سیاسی مخالفان دولت گرفتار آمد.
هادی خانیکی: انقلاب اسلامی انقلاب رسانههای کوچک بود
مشاورمطبوعاتی دولت اصلاحات بابیان این مطلب که انقلاب اسلامی ایران، انقلاب رسانه های کوچک بود، افزود: نقش نوار کاست در مقابل رسانه های دولتی شاه و در عرصه پیروزی انقلاب نقش بزرگ و تاثیر گذاری است.
هادی خانیکی: این دولت به جامعه مدنی قویتری نیاز دارد
گرفتاری درست کردن های بیهوده، احضارهای بی جهت و همیشه مفتوح ماندن پرونده ها چیزی است که خطر بازگشت مجدد قدرت نیروهای افراطی را بیشتر میکند./ دولت مواظب باشد که رسانه بزرگی مانند صدا و سیما در اجرای برنامه هایش ایجاد اخلال نکند. در واقع باید از هر امکانی برای تقویت رابطه خود با حامیانش استفاده کند.
خانیکی: انتخابات سال 92 حاصل يك نوع ائتلاف ملي بود
در اين ائتلاف اصلاحطلبان و بخشهاي قابل اعتنايي از اصولگرايان معتدل سهيم بودند و جريان تركيبي كه يك پا در اصلاحات و يك پا در اصولگرايي دارد نيز سهم داشته است. حاصل آن مقايسه دو گفتمان است. يك گفتمان دال مركزياش اعتدال است و ديگري اصلاحات. مشتركات اين دو گفتمان بسيار زياد است. در برنامههاي آقاي خاتمي سال 80 ايشان روي اعتدال تاكيد داشت. برنامههاي اعتدالي اين دولت هم رويكردها، برنامهها و چشماندازهاي اصلاحطلبانه دارد.
هادی خانیکی: نسبت میان دانشگاه، سیاست و فرهنگ نامتناجس است
جامعه ما دوره پرشتابی را از نظر صورت بندی های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تجربه می کند و شکاف و گسستی در سیاست و فرهنگ دیده می شود و دانشگاه به دلیل ویژگی های درونی و مناسبات بیرونی خویش دست خوش تغییراتی پرشتاب است.
هادی خانیکی: دولت خوب کمتر مداخله گر است
این دولت است که باید خودش را متناسب با نیازهایی که در جامعه وجود دارد و تحولاتی که جامعه میخواهد و طلب میکند، اصلاح و سازگار کند. در واقع اصلاحات را باید از طریق نظام اجرایی و دولت پیش برد.
پیروز انتخابات با کمترین برخورداری از فرصتهای رسانهای توانست موفق شود و از دورترین روستاها تا مراکز شهری، خانواده شهدا، نخبگان، دانشجویان و امثال اینها به او رای دادند. در برخی جاها که صندوق سیار وجود داشت، مثلا در استانداریها، صددرصد به روحانی رای دادند.
واقعیت آن است که در جامعه امروز ما که انتخابات پیشرو خواه ناخواه صحنهای از آرایش سیاسی جریانهای موجود در آن میشود. نقشها و کارکردهای رسانه به طور عام و رسانه ملی به طور خاص موضوعیت یافته است. جریان اصلاحطلب به عنوان بدنه بزرگی از این جامعه سهمی درخور از رسانهها ندارد ولی با همین تهیدستی پا به عرصه انتخابات نهاده است. پرسش اساسی این است که چون سهم این جریان از ظرفیتهای رسمی رسانهای اندک است، جایش هم که در میانه افکار عمومی خالی است؟ گذشته از این، مگر میتوان در دورهای که «تشدید روابط اجتماعی» جهان را کوچکتر و «درهمتنیدهتر» ساخته، ظرفیتهای یک گفتمان را با چنین رویکردهایی تقلیل داد و نادیده گرفت؟ به نظر میرسد رسانههای کوچک، شبکههای اجتماعی و ارتباطات میانفردی از آنرو که ظرفیتهای بیشتری در «اعتماد» و «گفتوگو» و «نقادی» دارند، میتوانند به جای رسانههای بزرگ هم بنشینند. رسانههای بزرگ وقتی فضای آزادی برای گفتوگو باشند و به حوزه عمومی نزدیک شوند در عرصه ارتباطات بسیار تاثیرگذارند، اما اگر نتوانستند این نقشها را به خوبی ایفا کنند «کوچک زیباست».
امروز باید در دو سطح به مقوله گفت وگو به معنای عام و گفت وگوی ادیان به معنای خاص نگاه کرد. در سطح تاریخی نه مقوله گفت وگو و نه مقوله گفت و گوی ادیان هیچ کدام مباحث جدیدی نیستند. در طول تاریخ، دیالوگ به معنای دو یا چند نفر وارد مباحثه شدن و در باب اندیشه سخن گفتن مطرح بوده که شکل فلسفی آن در یونان قدیم به عنوان فرآیندی برای رسیدن به حقیقت از طریق مکالمه و پرسش و پاسخ شناخته شده است. وقتی به این نوع گفت و گو در وجه تاریخی آن نگاه میکنیم میبینیم که صورت بین ادیانی هم داشته است یعنی بین اندیشمندان و عالمان ادیان و مذاهب مختلف مباحثه، احتجاج و انواع دیگری از گفت و گو به وضوح و وفور دیده میشود.
زیستن در دنیای تو در توی سیاست، فرهنگ و دانش سخت است و جانکاه مگر آنکه لطف خداوند سینهها را گشادهتر کند و دیدهها را بازتر. به گمانم دکتر حبیبی توانست از این لطف خداوند به مدد سرمایه بزرگی که از ایمان و ادب داشت، برخوردار شود. درباره اندیشه و کار او میتوان از زوایای گوناگون نوشت اما از این «ادب» او به آسانی نمیشود گذشت. شاید مناسب باشد که در سوگ او هم از زبان شیرین و قلم دلنشین دوست دیریناش «گلآقا» در اینباره برای او مرثیهای بسازیم آنجا که کاریکاتور دکتر حبیبی به این سرمشق او مزین است که «ادبِ مرد به زِ دولت اوست» و چه کسی است که مشقهای نانوشته این ایام را باز نخوانده باشد که «ادبِ مرد به زِ دولت اوست».
ایرانیها به لحاظ فرهنگ عمومی مورد انتقاد قرار میگیرند که بی نظم هستند و مقررات را رعایت نمیکنند، وقتی در جامعهی غربی اقلیت میشونداز غربیها هم بیشتر رعایت میکنند.هر قوم مهاجری به دلیل مهاجربودن و محدودیتهایی که از مهاجرت بر او تحمیل میشود دچار آسیبهایی هست اما نهایتا وقتی تبدیل به یک جامعهی اقلیت میشود به خاطر اینکه زیر نگاه های جامعهی اکثریت است سعی میکند خطاهایش را کمتر کند.دریک قضاوت کلی میتوان نتیجه گرفت که جامعهی افغانها در ایران در این سالها به نسبت پیشتر از جنحه و جنایت شان کاسته شده است، ولی آن تصویر هنوز پا برجاست.
انتشار شماره جدید مجله «آیین» با موضوع آموزش و پرورش
شمارههای سيودوم و سيوسوم مجله «آيين» به مديرمسوولي محمدرضا خاتمي و با سردبيري هادي خانيكي منتشر شد. مجله «آيين» در این دو شماره که یکجا منتشر شده، به طور خاص به مقوله آموزش و پرورش از نگاه تئوريك پرداخته و درباره آن پروندهای را گردآوری کرده است.
امام موسی صدر سیاست را از ایجاد آگاهی و شبکه اجتماعی آغاز کرد
امام موسي صدر از طريق فعاليتهاي اجتماعي و ايجاد شبكهها و ساختارهاي اجتماعي راه را به پارلمان و دموكراسي گشود؛ يعني از سياست شروع نكرد بلكه از آگاهي شروع كرد و سپس به پارلمان رسيد. امام موسي صدر به عنوان يك روحاني روشنفكر پذيرفت كه نميخواهد حرفهاي روشنفكرانه بزند، بلكه ميخواهد در يك جامعه آسيبديده وارد ميدان عمل شود.









