بیاعتمادی اجتماعی؛ تبعید به درون خویشتن
چکیده : فساد ناشی از بیاعتمادی و بیاعتمادی ناشی از فساد یکی از آسیبها و دامهای اجتماعی است که جوامع زیادی از جمله ایران درگیر آن شدهاند. وی سپس با تاکید بر جدی بودن مساله نسبت بین بیاعتمادی اجتماعی و فساد، به بیان مشکلات ناشی از ارتباط دامهای اجتماعی با نهادهای سیاسی، فرهنگ، عقلانیت، حافظههای جمعی و رسانه، اعتماد و ظرفیت گفتوگو به عنوان مسائل پیش روی جامعه ایران پرداخت و توضیح داد که در رابطه بین دامهای اجتماعی و نهادهای سیاسی اعم از حاکمیتی، دولتی و مدنی چهار مولفه مهم است؛ یکی اینکه این نهادها خود از تثبیتکنندگان اعتماد هستند و به میزانی که نسبت به آنها اعتماد وجود داشته باشد دامهای اجتماعی کمتری پیدا میشود...
هادی خانیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی در سمینار تحول ساختار رسانه و مساله اعتماد اجتماعی که اخیرا با عنوان «اعتماد اجتماعی در ایران» توسط موسسه رحمان برگزار شد، با تاکید بر نقش موثر رسانهها در ایجاد اعتماد اجتماعی گفت رسانه میتواند با افزایش ظرفیت گفتوگو و باز کردن جامعه به سوی یکدیگر کمک کند، افراد و گروهها یکدیگر را ببینند و بر اساس آن میزان اعتماد نیز افزایش پیدا کند. امروز با وجود اینکه رسانهها گسترش یافته و جامعه گستردهتر شده اما باز به تعبیر رایزمن نزدیکتر شدهایم که به جای نهادهای قدرتمند، انبوه تنها شکل گرفته است چرا که هر وقت نهادها قوی شوند اعتماد نیز بالا رفته و هر گاه جامعه به درون خود پناه برد، سطح اعتماد پایین میآید. در نتیجه، دشوارترین شکنجه برای ما این بود که یک یک به درون خویش تبعید شدیم.
بریده از گذشته، فارغ از آینده
خانیکی سخنان خود را با قرائت شعری از شفیعیکدکنی آغاز کرده و گفت شیواترین و واقعیترین تصویری که از جامعه ایران میتوان ارایه داد در این شعر استاد شفیعیکدکنی خلاصه شده است: «عمری پی آرایش خورشید شدیم/ آمد ظلماتِ عصر و نومید شدیم/ دشوارترین شکنجه این بود که ما/ یک یک به درون خویش تبعید شدیم». وی پس از تاکید بر اینکه برای شناخت جامعه ایران باید ابتدا شعر را شناخت گفت در واقع این شعر فراز و فرود جامعه ما را نشان میدهد و اینکه چقدر زود انقلاب توقعات فزاینده شکل میگیرد و چقدر زود نیز انقلاب سرخوردگیهای فزاینده به وجود میآید. بنابراین به جامعهای بدل میشویم که دچار درونگرایی شده و بر اساس آن قدرت شناخت دیگران، اعتماد و ارتباط با آنها را از دست میدهد.
وی چهار تصویر از وضعیت اجتماعی در ایران ارایه کرد؛ رسانه و مساله گذار تاریخی توسعه، رسانه، مشارکت و اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مصرف کنونی رسانه در ایران و گفت: بر اساس تحلیلها در نتیجه تاثیر شگرف رسانهها، ما از گذشته بریده و فرصت اندیشیدن به آینده را نیز از دست دادهایم. در زیر رگبار اخبار و اطلاعات رویدادهای ازهمگسیخته، جهانبینی ما جهانیبینی ازهمگسیختهای شده است که در آن بزرگترین دوراندیشی؛ سوداندیشی، چیرهترین احساس؛ آزمندی و محسوسترین حاصل؛ بیگانگی از خویشتن خویش، از دیگر انسانها و طبیعت است.
وی افزود مقایسه نتایج تحقیق علی اسدی و منوچهر محسنی در سال ۵٣ درمورد میزان استفاده از رسانهها، چگونگی گذران اوقات فراغت، خرسندی از زندگی، آرزوها و نیازها و رفتارها و گرایشهای خانوادگی و مذهبی، روابط اجتماعی، ارزشهای اخلاقی و اعتقادات بهداشتی ایرانیان و پژوهش محسن گودرزی و همکاران در سال ٨٣ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همان مولفهها، حاکی از روند تغییرات ارتباطی و اجتماعی و آسیبهای جامعه ایرانی طی ٣٠ سال اخیر است. مصرف رادیو در جامعه ایرانی رو به کاهش بوده است.
با افزایش سواد، سطح رضایت از برنامههای تلویزیونی کاهش یافته، افزایش سطح آموزش، تاثیری بر میزان مطالعه مطبوعات نگذاشته و کتابخوانی به عنوان مهجورترین شکل مصرف فرهنگی در سالهای ١٣۵٣ و ١٣٨٣ بدون تغییر مانده است. همچنین مهمترین منبع کسب خبر از رادیو به تلویزیون تغییر یافته و میزان مشارکت اجتماعی و عضویت در نهادهای مدنی و شبکههای اجتماعی در هر دو مقطع پایین بوده است.
اما در رابطه با اعتماد اجتماعی، تحلیلها نشان میدهد با افزایش تحصیلات بر میزان بیاعتمادی افزوده میشود که خود نشانهای از بدبینی و یأس گروههای تحصیلکرده نسبت به شرایط اجتماعی است. از میان چهار عامل تحصیلات، موقعیت و نفوذ خانوادگی، ثروت و پشتکار فردی در سال ۵٣ تحصیلات و در سال ٨٣ پشتکار فردی مهمترین عامل پیشرفت برای شهروندان ایرانی بوده است. این روند نشانگر رشد فردیت و نزول جایگاه پیشین جامعه و ارتباطات اجتماعی در تصورات فردی است که میتواند منجر به کاهش سرمایه اجتماعی، شکنندگی، پرهزینگی و کمدوامی جامعه شود.
خانیکی عناصر عمده اجتماعی را کنشهای متقابل اجتماعی، تعاملات بین افراد، گروهها و اجتماعات، تعهدات و انتظارات، هنجارها و ضمانتهای اجرایی موثر، ظرفیتهای بالقوه اطلاعات، اعتماد اجتماعی، انواع روبط، پیوندها، انسجام اجتماعی و استفاده از منابع و منافع مشترک دانست و گفت: اکنون بیشترین تاکید بر دو مولفه اصلی اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی است.
این دو مفهوم که امروز در سطح سرمایه اجتماعیشناختی (رابطهای) و سرمایه اجتماعی ساختاری (نهادی) نیز مطرح هستند، مبتنی بر تعهدات و ارتباطات اجتماعی بوده و نسبت وثیقی با شبکههای پایدار و نهادی شده در روابط اجتماعی دارند. وی همچنین گفت بر اساس پژوهش ملی سنجش سرمایه اجتماعی در ایران در سال ١٣٨۵ بررسی گونهها و سطوح مختلف سرمایه اجتماعی بر اساس مقیاسهای پنج بعدی روابط انجمنی (شبکه روابط با گروهها و نهادها)، هنجارها و اعتماد اجتماعی، پیوندها و اعتماد بین فردی، همبستگی و انسجام اجتماعی و نیز حمایت اجتماعی حاکی از آن است که کل سرمایه اجتماعی در ایران پایین و رو به متوسط است.
سرمایه اجتماعی در بعد روابط انجمنی از قبیل همکاری با نهادهای مدنی ضعیفتر و در بعد پیوندهای بین فردی، مثل رفت و آمد با دیگران قویتر است. سرمایه اجتماعی درونگروهی (قدیم) بیشتر از سرمایه اجتماعی بینگروهی (جدید) است و با حرکت از سطح خانواده به سطوح بالاتر میزان سرمایه اجتماعی کاهش مییابد. میانگین سرمایه اجتماعی در مراکز استانهای توسعه یافته مثل تهران و اصفهان پایین و در مراکز استانهای کمترتوسعهیافته مثل سیستانوبلوچستان و ایلام بالاتر است. بنابراین جامعه ایرانی با فرسایش سرمایه اجتماعی قدیم و عدم جایگزینی سرمایه جدید روبهرو است. یافتهها در مجموع حاکی از پایین بودن سطح ارتباطات اجتماعی و مناسبات مدنی در کشور است که عملا دال بر وجود آسیبهای ارتباطی است.
جامعه ما، جامعهای نظارهگر
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی، همچنین به مصرف کنونی رسانهها اعم از رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر و کتاب و مطبوعات اشارهای داشت و افزود: بر اساس آخرین آمار سایت:
www.internetworldstate.com تا ١۵ نوامبر ٢٠١۵ تعداد کاربران اینترنت در ایران ۴۶ میلیون و ٨٠٠ هزار نفر بوده و تعداد کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک ١٢ تا ١٧ میلیون برآورد میشود که سه میلیون نفر از آنان کاربر فعال حرفهای هستند.
طبق آخرین آمار وزیر ارتباطات نیز (٣ آبان ١٣٩۴) تعداد کاربران ایرانی نرمافزار پیامرسانی تلگرام ١۴ میلیون نفر برآورد شده است. وی تعدد و تراکم آسیبهای اجتماعی؛ قابلیت تبدیل مسائل اجتماعی به آسیب، آسیبها به تهدید و تهدیدها به بحران؛ بیاعتمادی به عنوان مقدمه آسیبهای اجتماعی، گستره بیاعتمادی در سطوح عمودی و افقی، فردی و نهادی؛ بیاعتمادی و نظارهگری اجتماعی و بیاعتمادی به مثابه تله و دام اجتماعی را حد مساله اعتماد اجتماعی در ایران دانسته و گفت بدقوارگی در مصرف رسانه در ایران به بدقوارگی در گرایشهای فرهنگی و اجتماعی نیز میرسد و اکنون یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما این است که بیش از کنشگر بودن نظارهگر است. وی ادامه داد منطق بشری به طور کلی درگیر دامهای اجتماعی است و این میتواند وضعیت خطرناکی پدید آورد. دام اجتماعی وضعیتی است که وقتی بهره کوتاهمدتی در اولویت قرار میگیرد، در درازمدت کنشگر زیان میبیند. بنابراین حل مساله دامهای اجتماعی در گرو ایجاد اعتماد و سرمایه اجتماعی در جوامع است. استقرار هر نظام نظارتی در غیاب اعتماد، بسیار هزینهبر است و نیز اینکه افراد به تنهایی قادر نیستند از دامهای اجتماعی بگریزند. برای گریز از دامهای اجتماعی، اعتمادی لازم است که فراتر از اخلاق فردی، بر بنیانهای نهادی استوار شده باشد. همچنین به توافقی نیاز است که نمیتواند بر مبنای نفعجویی و رقابت فردی حاصل شود و به نظام هنجارینی که تعادل مبتنی بر همکاری را ممکن میسازد.
وی در توضیح بیاعتمادی و منطق دامهای اجتماعی افزود: روتستاین برخلاف رابرت بانتام و دیدگاه سرمایه اجتماعی وی، اعتقاد دارد که سرمایه اجتماعی نه از چگالی و گستره شبکههای اجتماعی جامعه مدنی بلکه از بالا و بر اثر اقدامات خاص دولتها ایجاد میشود. برای خلق نهادهایی که قادر به خلق اعتماد باشند، گفتوگو و دموکراسی مبتنی بر گفتوگو ضروری است. پیدایش نهادهای فراگیر، بیطرف و منصفانه که مولد اعتماد باشند دشوار است و کشورهای معدودی در جهان توانستهاند چنین نهادهایی را خلق کنند. فقدان اعتماد در نظام اجتماعی باعث بروز فساد بیشتر میشود، گسترش بیاعتمادی در جامعه، تحمل رفتار فاسد را افزایش میدهد و در نتیجه مشارکت در عمل فاسد آسانتر میشود.
بنابراین فساد ناشی از بیاعتمادی و بیاعتمادی ناشی از فساد یکی از آسیبها و دامهای اجتماعی است که جوامع زیادی از جمله ایران درگیر آن شدهاند. وی سپس با تاکید بر جدی بودن مساله نسبت بین بیاعتمادی اجتماعی و فساد، به بیان مشکلات ناشی از ارتباط دامهای اجتماعی با نهادهای سیاسی، فرهنگ، عقلانیت، حافظههای جمعی و رسانه، اعتماد و ظرفیت گفتوگو به عنوان مسائل پیش روی جامعه ایران پرداخت و توضیح داد که در رابطه بین دامهای اجتماعی و نهادهای سیاسی اعم از حاکمیتی، دولتی و مدنی چهار مولفه مهم است؛ یکی اینکه این نهادها خود از تثبیتکنندگان اعتماد هستند و به میزانی که نسبت به آنها اعتماد وجود داشته باشد دامهای اجتماعی کمتری پیدا میشود.
دوم، کارآمدی در حل اختلاف آنهاست. وقتی که حس دولتداری و دولتمندی در جامعه ضعیف باشد و افراد خود عهدهدار حل مساله خود شوند بیاعتمادی به وجود میآید. سوم، نهادهای حاکمیتی قانونی است، به میزانی که اعتماد به قانون کم میشود به همان میزان نیز بیاعتمادی تشدید میشود و در نهایت، به میزانی که مبارزه با اعتماد سیستماتیک یا فساد سیاه یا ریشهدار در جامعه و در سطوح مختلف به خصوص سطوح حاکمیتی جدی گرفته شود اعتماد افزایش مییابد و بالعکس همان طور که گفته مرحوم دکتر شریعتی نیز تایید میکند وقتی که مصلحتاندیشی فراگیر شده و قبح خود را از دست میدهد، خطر بروز و ظهور پیدا میکند.
استفاده ابزاری از عناصر سازنده فرهنگی
خانیکی در ادامه تشریح مسائل پیش روی جامعه ایران به نسبت بین فرهنگ، عقلانیت و دامهای اجتماعی پرداخت و گفت که در این رابطه دو رویکرد رایج وجود دارد؛ رویکرد فرهنگی که طبق آن باید بررسی کرد این مساله تا چه حد در بن مایههای فرهنگی ما رسوخ کرده است. در برابر آن، نگاه انتخاب عقلانی وجود دارد که میگوید در برابر جامعه در حال تغییر، شما باید دست به انتخاب بزنید و انتخاب شما معمولا پیشفرضهای شما را اصلاح میکند. ما باورهایمان را با گونهای که زندگی میکنیم تطبیق میدهیم نه اینکه بر اساس باورهایمان زندگی کنیم. ما اول زندگی و بعد تغییر میکنیم و بعد بر اساس تغییرمان تئوری تغییر را ارایه میدهیم. این مساله بیان میکند که نباید هیچ یک از این دو را به تنهایی مبنا قرار داد بلکه گاه میتوان عاملیت و گاه ساختارها را در نظر گرفت.
مساله مهم دیگر اعتماد و حافظههای جمعی است. به دلیل ضعف انباشت تاریخی در جامعه، ما نسبت به گذشته یا به شکلی افراطی افتخارآمیز یا با تنفر برخورد میکنیم. در حالی که جامعه ایران جامعهای است که عناصر مختلفی در آن میتواند همبستگی و ارتباط را تقویت کند اما به دلیل استفاده ابزاری که از عناصر سازنده فرهنگ مثل دین، سنت و گذشته داریم نتوانستهایم این عناصر را در خدمت اخلاقیتر کردن جامعه و بالاتر بردن ارزشهای اجتماعی در همه جا قرار دهیم و در نتیجه این چندپارگی است که گاه مساله واکنشی نیز میشود و در نتیجه آن به حاشیهراندگی و حذف به وجود میآید. این نشان میدهد که اگر ما حافظه تاریخی و جمعی داشته باشیم قدرت تصفیه و استخراج منابع گذشته را پیدا میکنیم اما در دیدگاه واکنشی که نسبت به تاریخ و سنت وجود دارد اگر نظری سطحی و غیرعالمانه درباره مسالهای ذکر شود گویا آن نظر نسبت به گذشته جدیتر، مدرنتر و قابل استفادهتر است. این یعنی نداشتن همان حافظه تاریخی و باز در معرض دامهای اجتماعی قرار گرفتن. مساله آخر اینکه رسانه میتواند با افزایش ظرفیت گفتوگو و باز کردن جامعه به سوی یکدیگر کمک کند افراد و گروهها یکدیگر را ببینند و بر اساس آن میزان اعتماد نیز افزایش پیدا کند. وی در پایان تاکید کرد در شرایط امروز با وجود اینکه رسانهها گسترش یافته و جامعه گستردهتر شده اما باز به تعبیر رایزمن نزدیکتر شدهایم که به جای نهادهای قدرتمند، انبوه تنها شکل گرفته است چرا که هر وقت نهادها قوی شوند اعتماد نیز بالا رفته و هرگاه جامعه به درون خود پناه برد، سطح اعتماد پایین میآید. در نتیجه، دشوارترین شکنجه برای ما این بود که یک یک به درون خویش تبعید شدیم.













