سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هادی خانیکی: امنیت و درآمد یک روزنامه‌نگار مخالف دولت بیش از یک موافق دولت است...

هادی خانیکی: امنیت و درآمد یک روزنامه‌نگار مخالف دولت بیش از یک موافق دولت است

چکیده :در فضای رسانه‌ای، بین رعایت حقوق شهروندی، حقوق اساسی و مدنی، آزادی‌های مطبوعاتی، سیاسی، آزادی بیان و اخلاق یک رابطه مستقیم وجود دارد. یعنی جامعه آزاد یک جامعه اخلاقی است و به همان میزان که آزادی محدود شود و انسداد سیاسی به وجود آید، به همان میزان هم بی‌اخلاقی رسانه یی رواج پیدا می...


هادی خانیکی مشاور امور رسانه و مطبوعات رییس‌جمهور در زمان دولت خاتمی معتقد است: امنیت و درآمد یک خبرنگار و روزنامه نگار مخالف دولت بیش از یک موافق دولت است. این وضعیت، وضعیت برابری نیست؛ دست دولت از خیلی جاها کوتاه است و محدودیت های موجود برای دولت، یکی از دلایلی است که شاید بتوان گفت بر مبنای آن، آهنگ پیشرفت اقدامات دولت در حوزه ی سیاست داخلی یا در حوزه ی فرهنگ به اندازه ی آهنگ پیشرفت آن در حوزه ی سیاست بین المللی نیست.

وی در گفتگو با خبرگزاری ایرنا گفت: نوع مقرراتی که در طول این سال ها وضع شده، نهادهایی که شکل گرفته و بسیاری از این اختیارها و اقدام ها از حوزه ی رسمی قوه ی مجریه خارج بوده است و از طرف دیگر بخش عمده یی از این مسایل به هم گره خورده است. به یاد داشته باشیم که موفقیت یا عدم موفقیت دولت را می توانیم با رویکردی که در انتخابات شکل گرفت، بسنجیم. به نظر من لازم است از انتخابات یک «رفتار شناسی» صورت گیرد؛ باید دید مردم چه می خواستند و چه نمی خواستند و حرکت دولت را بر همین اساس، سامان داد.

این جامعه‌شناس و استاد علوم ارتباطات  با بیان اینکه جهت گیری دولت درست بوده و خود آقای روحانی در صدر دولت، وعده های خود را فراموش نکرده است، ادامه داد: شاید بسیاری از دستگاه ها درگیر امور و مسایل روزمره ی خود شده اند، اما باید اذعان داشت که بلندترین صدایی که در دولت بر خواسته ها و برنامه هایش تاکید می کند شخص رییس جمهوری است. من در مجموع میانگین نمره ی دولت را از متوسط بالاتر می دانم.

او درباره فضای رسانه‌ای کشور نیز گفت: من به عنوان معلم ارتباطات متاسفانه باید بگویم در عصر گسترش کار رسانه، زمانی که کار رسانه با کار عملیات روانی آمیخته می شود، خیلی از جاها جریانی نادرست که چه بسا وجود خارجی ندارد، به حقیقت تبدیل می شود. به این ترتیب مخابره ی یک تیتر در یک وبسایت یا روزنامه ذهن سیاست ورزان در مجلس یا جامعه را به خود مشغول می کند.

خانیکی در پاسخ به این سوال که چگونه می توان بین این دو نگاه، سازش برقرار کرد؟ تاکید کرد: بخشی از این وظیفه به عهده ی دولت است؛ دولت می تواند به انتقال جریان آزاد اطلاعات و ارایه ی صورت واقعی مساله کمک کند. بخش دیگر این مسوولیت به پایگاه دولت وحتی شهروندان ایرانی ونهادهای مدنی، علمی و تخصصی بر می گردد. شخص رییس جمهوری از دانشگاهیان به خاطر حرف نزدن و سکوت انتقاد کرد؛ یکی از دلایل این سکوت این است که دانشگاهیان هزینه های حرف زدن خود را سنگین می دانند و این یک واقعیت است.

خانیکی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درخصوص عرصه روزنامه‌نگاری و سیر رعایت اخلاق و شرافت‌کاری در این عرصه، گفت: یکی از تخریب‌هایی که در جامعه ما در زمینه سرمایه اجتماعی صورت گرفته، تخریب اخلاقی بوده است؛ متاسفانه بی‌اخلاقی که به صورت رواج و توجیه دروغ، تهمت و تخریب دیده می‌شود، گریبانگیر رسانه‌ای ما نیز شده است. زبان معیار در رسانه‌ها معمولا از طریق بزرگترین و تاثیرگذارترین رسانه‌ها شکل می گیرد. در همه برنامه‌های تلویزیون به عنوان رسانه ملی- از خبر گرفته تا هنر، گزارش و حتی علم- صدای بخش بزرگی از جامعه شنیده نمی‌شود. سایه یک «دروازه بانی» خبری یا «گزینش‌گری» سیاسی، عده زیادی را محروم و عده زیادی را برخوردار می‌سازد؛ طبیعتا اتهامات زیادی به جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی، علمی و فرهنگی زده می‌شود، بدون این که پاسخی برای این اتهامات وجود داشته باشد. این بی‌اخلاقی در رسانه‌های رسمی یا مطبوعاتی که از تیراژ بالاتری برخوردار هستند، به رسانه‌های کوچک تسری پیدا می‌کند؛ من باور ندارم که نباید تفکرهای منتقد و مخالف اصلاحات، دولت یا هر جریان سیاسی دیگری در جامعه شنیده بشوند، اما وقتی که افراطی‌گری و بی‌اخلاقی از رسانه‌های رسمی دیده می‌شود، طبیعتا بی‌توجهی به امر اخلاقی رواج پیدا می‌کند. من معتقدم در فضای رسانه‌ای، بین رعایت حقوق شهروندی، حقوق اساسی و مدنی، آزادی‌های مطبوعاتی، سیاسی، آزادی بیان و اخلاق یک رابطه مستقیم وجود دارد. یعنی جامعه آزاد یک جامعه اخلاقی است و به همان میزان که آزادی محدود شود و انسداد سیاسی به وجود آید، به همان میزان هم بی‌اخلاقی رسانه‌ای رواج پیدا می‌کند.

او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا زبان سیاستمداران هم می‌تواند در تنزل منزلت اجتماعی قوه مجریه و تنزل وجهه و شان یک جامعه در سطح جهان موثر باشد؟ گفت: پاسخ مثبت است. زبان یکی از عواملی است که می‌تواند فرهنگ مدارا، گفت‌وگو، راستی و اخلاق را ترویج دهد. زبان می‌تواند جامعه را به عدم تحمل و خشونت یا گفت‌وگو و مدارا بکشاند. در عرصه بین‌المللی نیز به همین شکل است؛ جدای از مسایل سیاسی -که بدون جهت گیری نیست- زبانی که تحت عنوان «گفت و گوی تمدن ها» از ایران برخاست و در مجمع عمومی سازمان ملل به یک بیانیه با تعهد بین المللی نسبت به فرهنگ و تمدن ها تبدیل شد، ثابت کرد که زبان، توان ارتباطی و توانایی های سیاسی را بیشتر می کند. متقابلا اگر زبانی سوء تفاهم و تقابل ایجاد بکند، در خوشبینانه ترین شکل خود غیر قابل فهم خواهد بود و در بدبینانه ترین و انتقادی ترین شکل آن می تواند به فرهنگ و ارزش های دیگر بی توجه باشد و در نتیجه آن زبان ظرفیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را کاهش می دهد.

خانیکی افزود: نگاه و تفکری که به ایجاد یک قانون و نهاد منجر می‌شود، خیلی مهم‌تر از خود آن قانون و نهاد است؛ بین دو مقوله ی «حسن ظن» و « سوء ظن» نسبت به کار روزنامه‌نگاری و کار رسانه‌ای تفاوت وجود دارد؛ گاهی قانون برای مهار کردن رسانه‌های یاغی و گاهی برای حمایت مسوولانه از روزنامه‌نگاران، بالابردن مسوولیت‌های اخلاقی آن‌ها و جریان آزاد اطلاعات و نظایر آن وضع می‌شود. من فکر می‌کنم در وهله اول باید مطبوعات را به صورت خاص و رسانه‌ها را به طور عام، از یک «شر لازم» به یک «خیر لازم» تبدیل کنیم. من چندی پیش در خصوص شبکه‌های اجتماعی گفتم نخستین گامی که می‌تواند در جامعه ما به مفید واقع شدن شبکه‌های اجتماعی منجر شود، این است که آنها را به جای عامل «تهدید»، عامل «تغییر» بدانیم.

این استاد علوم ارتباطات ادامه داد: در مورد این لایحه نیز می‌توان گفت که باید در وهله نخست، با مشارکت خود اصحاب رسانه، نهادها و رسانه های مستقل و نهادهای صنفی آن ها تهیه شود و صرفا نگاه از سوی دولت و حکومت نباشد. تجربه هم نشان داده است که بهترین مدافعان هر حوزه ی تخصصی، دست اندرکاران همان صنف هستند؛ نظام پزشکی و نظام مهندسی در ایران موفق بوده، زیرا پزشکان و مهندسان در درجه ی اول به تخلفات خود پرداخته و با دولت و حکومت نیز همکاری داشته اند. اما فکر از بالا و از نهاد دولت- ولو با نگاه دلسوزانه به مطبوعات – و بهره مند نشدن از تجربیات و خواسته های نهادی آن ها، به مقبول واقع نشدن هر اصلاح یا تغییر و در نهایت ناکارآمدی آن لایحه خواهد انجامید.

او افزود: اساسا فلسفه هیات منصفه نیز همین بودکه این هیات، کمک کارشناسانه داشته باشد. توقیف برای یک نشریه در حکم اعدام برای یک متخلف است؛ یکی از عوامل مهم توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران، «جوانمرگی» مطبوعات است؛ در بحث گزارش نویسی، نمونه یی از ارزش های خبری «شگفت آور بودن» یک اتفاق است؛ من چندی پیش در یادداشتی برای روزنامه ی اطلاعات، عبور این روزنامه از مرز هشتاد سالگی را یک «خبر» در ایران توصیف کردم. متاسفانه بعضی از روزنامه ها و نشریات در کشور ما در بدو تاسیس، توقیف می شوند. البته دولت نشان داده حامی نقد و حتی حامی آزادی منتقدان خویش است. من به صحبت رییس جمهوری در این زمینه اشاره می کنم که گفت، ای کاش نشریات طرفدار دولت هم به اندازه ی نشریات مخالف دولت آزادی داشتند و با آن ها برخورد نمی شد.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.