هادی خانیکی: حضور هاشمی باعث ایجاد گفتوگویی عقلانی در حاکمیت شد/جلاییپور: جامعه ایران «جنبشی» است نه «شورشی»
چکیده : پیروز انتخابات با کمترین برخورداری از فرصتهای رسانهای توانست موفق شود و از دورترین روستاها تا مراکز شهری، خانواده شهدا، نخبگان، دانشجویان و امثال اینها به او رای دادند. در برخی جاها که صندوق سیار وجود داشت، مثلا در استانداریها، صددرصد به روحانی رای دادند. ...
یک استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: با آمدن هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات ریاستجمهوری، دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و سطحی از هوشیاری و آگاهی را در جامعه شاهد بودیم، به شکلی که کمک کرد گفتوگویی عقلانی در بخشهایی از حاکمیت شکل گیرد.
به گزارش ایسنا، هادی خانیکی در سخنانی در نشست بررسی جامعهشناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به نظرسنجیهایی که قبل از انتخابات و روزهای منتهی به انتخابات انجام میشد، اظهار کرد: بسیاری از نظرسنجیها سمت و سویی که امروز شاهد آن هستیم را نشان میداد اما اعلام نمیشدند و معتبرترین نظرسنجیها متعلق به سازمان صداوسیماست که اتفاقا نتایج آن نشان میدهد سمت و سوی مردم به همان جهتی بود که در انتخابات حرکت کردند اما نتیجه اعلام نشد.
وی با اشاره به ظرفیتهای رسانهای گروهها و کاندیداهای مختلف در انتخابات اظهار کرد: پیروز انتخابات با کمترین برخورداری از فرصتهای رسانهای توانست موفق شود و از دورترین روستاها تا مراکز شهری، خانواده شهدا، نخبگان، دانشجویان و امثال اینها به او رای دادند. در برخی جاها که صندوق سیار وجود داشت، مثلا در استانداریها، صددرصد به روحانی رای دادند.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در سال 92 شاهد مجموعه ترکیبی از رسانهها بودیم که بر آراء مردم تاثیرگذار بودند. کاندیداها از فرصتهای محدودی که در کمال ناباوری تلویزیون در اختیار آنها قرار داد استفاده کردند و ارتباطات میانفردی و سیاسی با جامعه ایجاد کردند که به نوعی مبتنی بر دیالکتیک انتقادی بود. از یک سال پیش اصلاحطلبان با محدودیتهای امنیتی و سیاسی روبرو بودند و فضایی را نمیدیدند که بخواهند وارد عرصه انتخابات شوند و از همین رو آنها به سمت کاندیداهایی رفتند که خودشان رسانه بودند.
خانیکی افزود: با آمدن هاشمی، دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و خود به خود صفی از هوشیاری و آگاهی به وجود آمد که به بروز تصمیمات عقلانی در حاکمیت نیز کمک کرد و البته معتقدم نیستم که این تصمیمات به طور کامل عقلانی بوده باشد و آنچه بعد از انتخابات شاهد بودیم، شکلگیری گفتمان اصلاحطلبی یا اعتدالگرایی یا ترکیبی از این دو در کنار اصولگرایی معتدل بود.
وی با اشاره به برخی تحلیلها درباره وضعیت آراء اقشاری از جامعه گفت: برخی قبل از انتخابات معتقد بودند که فرودستان جامعه به اعتبار نوعی رسیدگی معیشتی که به آنها از سوی دولت شده بود رفتاری در برابر طبقه متوسط خواهند داشت اما چنین اتفاقی نیفتاد و فرودستان جامعه بیشترین اقبال را به شخص آقای روحانی داشتند، بویژه اینکه مناطق محروم و استانهای حاشیهای از شهرهای بزرگ در رای به آقای روحانی جلوتر بودند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: جامعه نسبت به سرنوشت عقلانیت و ثبات در آینده نگران شده بود و مطمئن نبود که اگر این عقلانیت اکنون شکل نگیرد آینده روشنی در انتظارش باشد. من در انتخابات یک کاندیدا را ندیدم که از وضع موجود در کشور دفاع کند و همه از این وضعیت نگران بودند و این یکی از ویژگیهای انتخابات 92 بود.
جلاییپور: جامعه ایران «جنبشی» است نه «شورشی»
جلایی پور عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، انتخابات 92 و رای به حسن روحانی را ناشی از پتانسیل جامعه ایران برای حرکتهای جنبشی دانست.
به گزارش ایسنا، حمیدرضا جلاییپور در نشستی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که عصر امروز (یکشنبه) برگزار شد، در بررسی جامعهشناختی رفتار مردم در انتخابات ریاستجمهوری 92، با طرح این پرسش که باید دید چرا روحانی در این انتخابات پیروزی قاطع و غیرمنتظره به دست آورد؟ گفت: از سال 88 تاکنون تندروهای مخالف اصلاحات کوچکترین امتیازی به اصلاحطلبان ندادند و به شرایط کنترلی جامعه افزودند و تا جایی که من میفهم، در تاریخ 100 ساله ایران چنین رویکردی سابقه ندارد.
وی یادآور شد: از یک سال پیش تمام کسانی که به نحوی میخواستند در انتخابات ریاستجمهوری فعال شوند شروع به تهدید و ارعاب اصلاحطلبان کردند به طوری که وقتی اصلاحطلبان میخواستند برای انتخابات آماده شوند و از کاندیدای مورد اجماعشان یعنی آقای خاتمی حمایت کنند، نتوانستند و خاتمی اولین کسی بود که گفت باید سراغ هاشمی رفت.
این فعال سیاسی با اشاره به ردصلاحیت بسیاری از کاندیداهای اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر و نیز انتقاد از آنچه کند شدن مستمر شبکههای اجتماعی و پارازیتهای وقت و بیوقت بر روی شبکههای ماهوارهای خواند، تصریح کرد: ما در چنین شرایطی به سمت انتخابات سال 92 پیش رفتیم؛ شرایطی که در آن بخش وسیعی از طبقه متوسط با توجه به اتفاقات سال 88 دیگر نمیتوانستند شکوفاییشان را بروز دهند چراکه ناکام و ناامید بودند. همچنین تعدد کاندیداها شرایطی را فراهم کرده بود که هر کسی با هر سلیقهای را میتوانست پوشش دهد.
این عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران افزود: اصلاحطلبان پیشبینی ورود به مرحله دوم را میکردند اما اصولگرایان معتقد بودند در همان مرحله اول پیروزند و اگر به دور دوم بروند یا ترکیب قالیباف – جلیلی است یا جلیلی – روحانی.
وی با بیان اینکه “انتخابات ریاستجمهوری 92 در نوع خود بینظیر بود و حتی از این نوع انتخابات در سوئیس نیز شاهد نبودهایم و در حالی این نتیجه به دست آمد که اتفاقات سال 88 را پشت سر گذاشتهایم”، افزود: معتقدم باید دلیل این رخداد را در پتانسیل جنبشی مردم ایران تحلیل کرد. البته موضوعاتی مثل گسترش نارضایتی اقتصادی یا نگرانی امنیتی از آینده کشور در تشدید این جنبش و گسترش آن دخالت داشتند اما دلیل اصلی آن نبود.
جلاییپور ادامه داد: برخلاف برخی، من معتقدم جامعه ایران جامعهای تودهای نیست اما عوامل مستعدکننده وجود دارند. بیش از آنکه جامعه ایران انقلابی و شورشی داشته باشد و در خود آدمهای سرخورده و مأیوس پرورش دهد، یک جامعه با پتانسیل جنبشی است. بعد از انتخابات همه شوکه شده بودند و حتی تحلیلگران آمریکایی کلاه از سر برداشتند.
این استاد جامعهشناسی با بیان اینکه “در بخش زیادی از جامعه ما فردیت شکل گرفته است”، اظهار کرد: در جامعه شاهد یک نوع فردیت نهادینه شده هستیم. هرکدام از افراد مثل یک سازمان و تشکل عمل میکنند و این برای جنبش انتخاباتی سال 92 امری تعیینکننده بود.
این عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همچنین به هوشیاری جمعی اصلاحطلبان و هوادارانشان اشاره کرد و گفت: معتقدم اصلاحطلبان هم واقعیت ایران را شناختند و هم ساختند. آنها روند نارضایتیها را تشدید کردند و فهمیدند که با وجود همه نارضایتیها مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد. آنها اعلام کردند که با وجود اینکه برخی مسائل سال 88 پاسخ داده نشده است، در انتخابات شرکت میکنند اما با کاندیداهایی که “تبلیغات سرخود” هستند یعنی افرادی مثل خاتمی و هاشمی که برای مردم و عموم جامعه شناختهشدهاند.
وی همچنین تصریح کرد: خاتمی برای نیامدنش به عرصه انتخابات دلایلش را گفت و هاشمی بر عرصه انتخابات پا گذاشت و معتقدم یکی از دلایل رخداد بزرگ انتخاباتی سال 92، ثبتنام این روحانی 79 ساله است. دو ساعت پس از ثبتنام هاشمی در تمام شهرهای ایران موضوع کاندیداتوری او مطرح شد و آثار جوانههای جنبش اجتماعی از ثبتنام هاشمی آغاز شد. اگر هاشمی در انتخابات میماند 30 میلیون رای میآورد و به گفته خودش اصلا در شورای نگهبان بحث سن و سال مطرح نبوده است.
این فعال نزدیک به اصلاحطلبان تاکید کرد: با ردصلاحیت هاشمی امید مردم تبدیل به یک نگرانی عمومی شد و فردی که تا آن موقع نماد اشرافیت بود مورد اقبال مردم قرار گرفت.
جلاییپور موضوع ائتلاف میان عارف و روحانی را از دلایل اثرگذار بر جنبش انتخاباتی دانست و گفت: معتقدم ائتلاف ابتدا کار جوانان شهرستانها در ستادهای عارف و روحانی بود. آنها شعار ائتلاف دادند و پای آن ماندند و از طرفی خاتمی نیز بر این موضوع تمرکز داشت. انتقادی که در سالهای گذشته به خاتمی وجود داشته این است که با وجود رهبریت اصلاحطلبان، رهبری نمیکند ولی ما دیدیم در این مقطع او این کار را کرد و ائتلاف عارف و روحانی را پذیرفت و به همین دلیل شاهد رای بالای مردم در روستاها و استانهای مختلف کشور مثل گیلان و سیستان و بلوچستان به آقای روحانی بودیم.
وی همچنین از رهبری به خاطر اینکه اجازه نداد در ساعات اولیه پایان رایگیری رایخوانی شود، تشکر کرد چراکه به گفته او این اقدام به آرامش در انتخابات و پس از آن کمک کرد.
این جامعهشناس و تحلیلگر مسایل سیاسی با طرح این مساله که برخی معقتدند در این انتخابات تبانی شده است، تصریح کرد: من این حرف را قبول ندارم. انتخابات سال 92 و جنبش انتخاباتی که به راه افتاد در قلب گرفته جامعه سیاسی ایران یک فنر گذاشت. خوشبختانه جامعه ایران به عمل قلب باز احتیاج نداشت اما این را هم دقت کنیم که فنر خاصیتهای خود را دارد.
این عضو هیات علمی دانشگاه در پایان خطاب به مسئولان و مدیران کشور تاکید کرد: باید اجازه داد تا پتانسیل جنبشی جامعه تخلیه شود. ما در سالهای 76، 88 و 92 شاهد تخلیه پتانسیل جنبشی جامعه بودهایم و عمیقا معتقدم جامعه ایران پتانسیل جنبشی دارد نه شورشی و انقلابی.
علی ربیعی: بعد از رد صلاحیت هاشمی لج ملی شکل گرفت
یک تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: در اغلب دورههای انتخابات بعد از جنگ، انتخابهای مردم انقلابگونه و انقلابوار بوده است.
به گزارش ایسنا علی ربیعی عصر امروز در نشست بررسی جامعهشناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعهشناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان اینکه “رفتارشناسی رایدهندگان در تمام دنیا برای نظامهای سیاسی مهم است”، گفت: پویایی جامعه، ثبات آن و همچنین فهم رفتار مردم در انتخابهای سیاسی آنها معنادار است.
وی با انتقاد از نحوه نظرسنجیها در کشور اظهار کرد: نظرسنجیها در کشور ما بیشتر توسط نهادهای شبهدولتی و با بار امنیتی انجام میشود و برخی از آنها نیز در آستانه انتخابات نیز مربوط به کاندیداهاست و جنبه تبلیغاتی دارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه “رفتارشناسی درستی در حوزه رفتاری رایدهندگان در کشور وجود ندارد و ما کتاب یا مقالههای زیادی در این زمینه نداریم”، تصریح کرد: معمولا نتایج انتخابات در چند دوره اخیر در کشور ما غیرقابل تصور و پیشبینی بوده است و این موضوعِ مفید و جالبی نیست بلکه نگرانکننده است.
ربیعی با بیان مثالی در این زمینه گفت: در انتخابات سال 76 آقای ناطقنوری که دوست محترم و بااخلاقی است، به ما میگفت مگر شک دارید که من رای میآورم؟ از طرف دیگر آقای خاتمی میگفت من آمدهام که فقط حرفم را بزنم و صدایم شنیده شود ولی دیدیم که نتیجه آن شد. در سال 84 نیز کسی فکر نمیکرد احمدینژاد بیاید و رییسجمهور شود و ما حد او را چنین نمیدیدیم ولی دیدیم که مردم او را انتخاب کردند.
این فعال سیاسی با بیان اینکه “در انتخابات اخیر نیز ترس و دلهره داشتیم و رفتار مردم برای ما قابل پیشبینی دقیق نبود”، گفت: این اصلا چیز خوبی نیست و من معتقدم که رفتار انتخاباتی مردم ما بر اساس جامعهشناسی اسکیپی است.
وی با بیان اینکه “ما باید علت واقعی رفتار مردم در عرصه انتخابات را دریابیم و به آن توجه کنیم”، اظهار کرد: ما در کشورمان سامان سیاسی نداریم و در یک بیسامانی سیاسی انتخابات انجام میشود؛ البته ممکن است برخی بگویند این بیسامانی سیاسی امر خوبی است ولی خوب نیست و این امر علتهای مختلفی دارد که برخی از آنها جنبه تاریخی دارد.
ربیعی با بیان اینکه کشورهایی که راه انتخابات را در پیش میگیرند یکسری لوازم را برای آن در نظر دارند که این لوازم را سامانه سیاسی آنها میسازد ولی ما در کشور با فقدان این موضوع روبرو هستیم، گفت: جامعه مدنی ما سامانه سیاسی برای انتخابات ندارد. در دیگر کشورها نتایج انتخابات تقریبا قابل پیشبینی است ولی در کشور ما اینگونه نیست و مثلا حدود 10 درصد را میتوان پیشبینی کرد و 90 درصد آن غیرقابل پیشبینی است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه “اغلب دورههای انتخابات در کشور ما بعد از جنگ با انتخابهای انقلابگونه و انقلابوار مواجه بوده است”، گفت: ساختار قدرت در کشور ما از زمان پهلوی تا الان علاقه داشته که با مردم به صورت مستقیم حرف بزند و رفتار تودهگرایانه داشته است به نحوی که میانجی بین مردم و حکومت وجود نداشته باشد. صرفنظر از این موضوع که این امر چه لذتها یا نالذتهایی دارد، اعضای جامعه مدنی در کشور ما دنبال منجی ناشناخته هستند.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود با بیان اینکه “نتایج انتخابات با این وضع برای ما غیرقابل پیشبینی بود”، خاطرنشان کرد: ما تصور چندان روشنی از اتفاقات نداشتیم.
ربیعی با اشاره به فضای موجود در کشور تا قبل از برگزاری انتخابات گفت: رسانهها بعضا در فشار بودند که حتی از آقای خاتمی و دیگر سران اصلاحطلب حرفی نزنند و حتی تا سه – چهار روز قبل از انتخابات ما شاهد چنین فشارهایی بودیم. از سوی دیگر هشت سال بود که تلویزیون آقای خاتمی را شطرنجی نشان میداد و ما با این دشواریها در عرصه انتخابات روبرو بودیم و با توجه به همین دشواریها وارد فضای انتخابات شدیم.
وی با بیان اینکه “آنچه که گل انتخابات ما را شکل داد، یک سامان در بینظمی یا به عبارت دیگر سامانه مبهم منجیخواه بود”، اظهار کرد: ما شاهد ایجاد یک موج در آستانه انتخابات در کشور بودیم که بر این موج، تحول ارزشی، تغییر و تحولخواهی سوار بود.
این فعال سیاسی با بیان اینکه “بعد از جنگ بر اساس تحول نسلی، موضع تحولخواهی در جامعه ما متفاوت شده است”، افزود: موضوع دیگری که در این زمینه مهم بود، یک لج ملی بود که ما بعضا شاهد شکلگیری آن در کشور هستیم و نباید آن را شوخی گرفت.
این استاد دانشگاه ادامه داد: ایرانیها وقتی احساس میکنند یک نفر مظلوم واقع شده است، بیشتر به سمت و سوی آن میروند و در واقع این موضوع یعنی لج ملی، در عرصه تصمیمگیری مردم در جامعه ما بعضا به صورت اثرگذار عمل میکند.
وی با اشاره به اهمیت میل تغییرخواهی در جامعه ایران گفت: من نمیخواهم در این عرصه به اصلاحطلبان نمره بالا بدهم و بگویم که آنها چنین موجی را ایجاد کردند و نقش اصلی را در این زمینه ایفا کردند. در کنار آن نمیخواهم با ذوق بگویم که عقلگرایی ایجاد شده در بین اصلاحطلبان نقش اساسی را ایفا میکرده، بلکه معتقدم این تغییرخواهی است که باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه با ذکر مثالهایی در این زمینه اظهار کرد: در مجلس سوم، دو سوم مجلس دست جریان چپ بود و در انتخابات مجلس چهارم مرحوم توسلی نفر سی و یکم شدند و آقای ناطقنوری به دور دوم راه پیدا کردند و در آن زمان محمدجواد لاریجانی که نماد مذاکره با غرب بود، آقای ابوترابی که نماد احترام به جنگ بود و همچنین آقای حسینی که نماد اخلاق در خانواده است، در انتخابات مجلس در تهران حائز رتبههای اول تا سوم شدند.
ربیعی با بیان اینکه از همان دوره موج تغییرخواهی ایجاد شد، گفت: در آن دوره هژمونی گفتمان چپ ضعیف نبود ولی تغییرخواهی به آن هژمونی «نه» گفت. در انتخابات سال 76 این تغییرخواهی نسبت به کانون قدرت و طبقه متوسط رو به بالای اقتصادی و فرهنگی شکل گرفت.
وی با بیان اینکه “در این زمینه کاریزمای آقای خاتمی و لج ملی نیز تاثیرگذار بود”، اظهار کرد: پدیده دوم خرداد بر اساس یک تغییرخواهی و تحولات اساسی ارزشی ایجاد شد و انتخاب خاتمی نتیجه این تحولخواهی بود.
ربیعی همچنین به انتخابات سال 84 اشاره کرد و یادآور شد: به اعتقاد من احمدینژاد نیز در سال 84 رای تغییرخواهی را آورد و در واقع رای واقعی آورد و جامعه به آن رای داد. او در مناظرهها گفت اینها باید بروند ولی نگفت که چه کسانی باید بیایند. وقتی که او گفت اینها باید بروند، ضمیرش را مشخص نکرد ولی جامعه متوجه ضمیر آن شد. گفتمان احمدینژاد علیه وضع موجود آن زمان و علیه 30 سال قبل بود.
این فعال سیاسی با بیان اینکه احمدینژاد بر روی موج تغییرخواهی نسبت به کانون قدرت و بزرگنمایی در مورد برخی از افراد سوار شد، گفت: البته جنس آن تغییرخواهی متفاوت بود.
وی در ادامه به انتخابات ریاستجمهوری 24 خرداد 92 اشاره کرد و گفت: در انتخابات کنونی هاشمی مظلوم واقع شده بود، جامعه ترسیده بود و سیاستهای احمدینژاد شکست خورده بود، فشار اجتماعی زیاد بود و جامعه نگران بود و اینها باعث ایجاد موج تغییرخواهی شد. ضمن اینکه جامعه احساس کرد که رأیاش اثرگذار است و این مساله بواسطه اطمینانبخشی صورت گرفته از ناحیه رهبری بود.
این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه “باید تحلیل کرد که چرا آرای اقشار مختلف جامعه از طبقات گوناگون به هم نزدیک بوده و این آرا به سمت یک نفر رفته است”، اظهار کرد: به نظر میرسد که این موضوع از یک ترس عمومی و دلشوره عمومی منشاء گرفته است.
وی با بیان اینکه “من احساس میکنم بعد از انتخابات، درگیریها و تنشها در بین مردم کمتر شده است”، خاطرنشان کرد: بر اثر این تحولاتی که در جامعه رخ داد و نقشی که آقای هاشمی ایفا کرد جامعه فهمید اثر فحشهایی که نسبت به شخص ایشان روا داشته شده دروغ بوده است که البته من معتقدم تمام این فحشها و حرفها دروغ بوده است.
ربیعی با بیان اینکه “مظلومیت آقای هاشمی، لج ملی و موج تغییرخواهی در ایجاد نتایج این انتخابات بسیار موثر بود”، گفت: وقتی هاشمی ردصلاحیت شد این لج ملی بیشتر شد و از طرف دیگر این تغییرخواهی که ناشی از وجود یک ترس در جامعه بود در پشت آقای روحانی قرار گرفت. جامعه در واقع ترسیده بود و شاهد نگرانی در بین مردم بودیم. هر روز ارزش پول ملی کمتر میشد و به نظر من در موج ایجاد شده اقشار و طبقات مختلف بسیار تاثیرگذار بودند.
این فعال سیاسی به تعطیلی دانشگاهها در آستانه انتخابات اشاره کرد و افزود: دانشگاهها تعطیل شدند و سه میلیون دانشجو به شهرها و روستاها یعنی محل سکونت خود رفتند و در راستای ایجاد این موج تغییرخواهی موثر بودند.
وی با اشاره به مناظرههای انتخاباتی تصریح کرد: مردم در مناظرهها احساس کردند که روحانی میتواند موج تغییرخواهی آنها را نمایندگی کند و در واقع حرفها و مطالبی را زد که حرف دل مردم بود و یا به قول ما کف خیابانی بود، مطالبی که مردم در زندگی روزمره خود با آن روبرو هستند.
ربیعی با بیان اینکه “اعتماد جامعه به آقای خاتمی نیز در ایجاد این نتایج بیتاثیر نبود”، گفت: در اینجا میتوانیم به تعقلگرایی اصلاحطلبان که توانست بازی را هدایت کند نمره بالایی بدهیم.
این استاد دانشگاه در پایان با بیان اینکه “در عرصه این انتخابات شاهد بودیم که تدبیر آقای هاشمی پشت سر آقای روحانی قرار گرفت”، اظهار کرد: این نیز یکی از عوامل موثر در استقبال عمومی به آقای روحانی و کسب رای بالا از سوی وی بود.
ربیعی در بخش دیگری از صحبتهای خود با بیان اینکه “من نگران این هستم که جریانی راه بیفتد که توقعات را از دولت بالا ببرد”، گفت: اگر چنین اتفاقی بیفتد و توقعات بالا برود و دولت نتواند به این توقعات پاسخ دهد، برای دولت مشکل ایجاد میشود.
این استاد دانشگاه در برابر اظهار نظر یکی از حاضران مبنی بر اینکه نهاد قدرت اجازه نمیدهد سامانه سیاسی در کشور ایجاد شود، پاسخ داد: در دورههای مختلف، کشور از افراط آسیب دیده است. در هر دورهای که نهالی را کاشتهایم، افراطیگری اوج گرفته و این نهال کاشته شده از بین رفته است. ما نباید اینقدر به مسائل بصورت داییجان ناپلئونی نگاه کنیم. وقتی که ما بر اساس افراط بخواهیم مسائل را تحلیل کنیم، تحلیل ما تحلیل درستی نخواهد بود.
وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره آرای سلبی در انتخابات نیز گفت: اگر شما آرای سلبی به کسی میدهید، در مقابل آن میخواهید چیزی را ایجاد کنید و در برابر هر سلبی، یک ایجاب هست.
ربیعی با اشاره به برخی تحلیلها مبنی بر اینکه انتخابات یک «نه» بزرگ به وضع موجود بود، اظهار کرد: در دل این «نه» یک مساله ایجابی نهفته است و در واقع شما تلاش دارید چیزی را جایگزین کنید و در برابر هر موضع سلبی یک مساله ایجابی وجود دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه با ذکر مثالی در این زمینه گفت: یک نفر به من گفت که چرا آقای خاتمی را دوست داری و من به او گفتم من آقای خاتمی را دوست دارم به خاطر اینکه خیلی کارها را نمیکند، مثلا آبروی مردم را نمیبرد، به زندگی خصوصی کسی نمیرود و دوست ندارد به مردم دروغ بگوید و من خاتمی را به خاطر خیلی از کارهایی که انجام نمیدهد، دوست دارم.














من امروز در این جلسه بودم و تازه متوجه شدم که مشکل اساسی ما چیه… امروز هیچ حرف بدرد بخوری از این دور عزیز نشنیدیم. چون از کوچکترین توان تحلیلی برخوردار نیستند و نشستی که قراره تحلیل جامعه شناختی باشه رو به یک نشست تبلیغاتی سیاسی تبدیل می کنند. چرا صحبت های رو گزینشی منتشر کردید؟ چرا از نقدهایی که به همین دوستان وارد شد و تا آخر جلسه برای اینکه بتونن یک جواب هرچند سطحی پیدا کنند تکاپو می کردند ننوشتید؟
اين کامنت شما شايد نادرستترين شکل برخورد با يک ديدگاه است. شما به جاي ابهام پراکني، به يک بخش کوچک از نقدهايي که گفته ايد اشاره مي کرديد تا قبول کنيم تکاپوي! اين دونفر بيهوده بوده است
آدم اگر دشمن دانا داشته باشد بهتر است . اينطور نيست؟
آقا یا خانم محترم
وقتی صحبت از تحلیل جامعه شناختی میشه من به عنوان یک دانشجو
1- انتظار دارم که سخنرانان با یک پشتوانه تئوریک قوی به بحث درباره چرایی پدیده های جامعه شناختی صورت گرفته بپردازن، حرفی تازه ارائه بدن و حرفاشون ارزش علمی داشته باش. نه اینکه کل تحلیلشون این باشه مردم به خاطر مظلومیت هاشمی یا رد صلاحیتش لج ملی کردن رفتند رای دادن، یا فلانی به فلانی رفت ائتلاف کرد خیلی خوب شد، یا مردم خیلی خیلی آگاهن، یا مردم تو سنندج و سیستان بلوچستان هر کدوم واسه خودشون تحلیل گر سیاسی و دمکرات ترین مردمن! هیچ کدوم ازاین حرف ها نه ارزش علمی داره، نه به تحلیل جامعه شناختی ربط داره و نه بعضا از واقعیت برخورداره. بحث کنش های دموکراتیک چون انتخابات در کشورهای پیشرفته به بهترین وجه داره تجلیل و نقد میشه ولی به ساده نگری داره باهاش برخورد میشه
2- نقدهایی هم که گفت در این راستا به این عزیزان وارد شد که چرا به جای برخورد علمی سخنگوی حزب و کار سیاسی تان شده اید، از آقای جلایی پور با سوابقشون انتظار میره که بتونن بین رسالت علمی و سیاسی شون حداقل تفکیک قائل بشن و بدونن که بین سخنانشون در دانشکده علوم اجتماعی و در ملاقات های سیاسی و کارهای حزبی و ستادی چه تفاوتی ایجاد کنند. انتخابات تموم شده، کسی قرار نیست دوباره بره رای بده که این دوستان به عنوان تحلیل گر به جای تحلیل فقط بیان تحسین و تمجید و تعریف کنن و به جای نقد و آینده نگری به دنبال سوت و دست و هیجان باشد و حرف هایی بزنند که از دیالوگ های مردم در فیس بوک فراتر نمی ره. و البته خوشحالم که رویکرد این عزیزان به انتقاد حضار هم مواجه شد که حداقل از این سخنرانان آگاهی بیشتری داشتند و تحت تاثیر هیجان نبودند
3- کسی دشمن من نیست من هم دشمن کسی نیستم، دشمن پنداری کار این دوستانه که وقتی از سوی یک سخنران یک نقد بهشون میشه به جای کمی فکر کردن به ماهیت حرفهاشون یا مباحثه درست تا آخر جلسه بخوان دنبال به کرسی نشاندن حرفشون باشن. و در آخر مدیر پنل هم کمال بی ادبی رو نشون بده و ه شعور همه حضار هم توهین کنه (شرکت کنندگان در این جلسه بهتر میدونن من درباره جی دارم حرف می زنم). مثل بحثی که در رابطه با آرا قومیت ها شد و ایشون با اینکه خودشون میدونن که در این باره کار پژوهشی و علمی تا بحال نکرده اند به کسی که کار علمی در این قضیه کرده و سواقش شناخته شده است میگه شما اقوام ما رو با قبایل افریقایی اشتباه گرفتی!!!
4- من واقعا از جریان اصلاحات نا امید شدم چون واقعا نظریه پرداز نداره . به دنبال ابهام پراکنی هم نیستم. تاز زمانی که این دوستان کمی سرشان را نچرخانند که ببینند در دینا چی می گذره، نتونن تحلیل های عمیق تری ارائه بدن (صرف نظر از اینکه آقای فلانی رفت به آقای فلانی گفت بیا نامزد و شد و اون با اون یکی ائتلاف کردن و مردم ما خیلی باحالن و ما حماسه خلق کردیم و هاشمی مظلومه و من به این دلایل خاتمی رودوست دارم و ….) هیچی چی عوض نمیشه. می بینید که تمام این حرفا رو من هم که متخصص نبودم بلد بودم و میتونستم برم پشت تریبون بیان کنم، انتظار داشتم که این عزیزان حدقال یک حرف تازه برای گفتن داشته باشند و کمی فارغ از هیجانات و دمت گرم گفتن ها و تحسین ها چشم اندازی برای آینده!
با سپاس
قا یا خانم محترم
وقتی صحبت از تحلیل جامعه شناختی میشه من به عنوان یک دانشجو
1- انتظار دارم که سخنرانان با یک پشتوانه تئوریک قوی به بحث درباره چرایی پدیده های جامعه شناختی صورت گرفته بپردازن، حرفی تازه ارائه بدن و حرفاشون ارزش علمی داشته باش. نه اینکه کل تحلیلشون این باشه مردم به خاطر مظلومیت هاشمی یا رد صلاحیتش لج ملی کردن رفتند رای دادن، یا فلانی به فلانی رفت ائتلاف کرد خیلی خوب شد، یا مردم خیلی خیلی آگاهن، یا مردم تو سنندج و سیستان بلوچستان هر کدوم واسه خودشون تحلیل گر سیاسی و دمکرات ترین مردمن! هیچ کدوم ازاین حرف ها نه ارزش علمی داره، نه به تحلیل جامعه شناختی ربط داره و نه بعضا از واقعیت برخورداره. بحث کنش های دموکراتیک چون انتخابات در کشورهای پیشرفته به بهترین وجه داره تحلیل و نقد میشه ولی اینجا با ساده نگری داره باهاش برخورد میشه
2- نقدهایی هم که گفت در این راستا به این عزیزان وارد شد که چرا به جای برخورد علمی سخنگوی حزب و کار سیاسی تان شده اید. از آقای جلایی پور با سوابقشون انتظار میره که بتونن بین رسالت علمی و سیاسی شون حداقل تفکیک قائل بشن و بدونن که بین سخنانشون در دانشکده علوم اجتماعی و در ملاقات های سیاسی و کارهای حزبی و ستادی چه تفاوتی ایجاد کنند. انتخابات تموم شده، کسی قرار نیست دوباره بره رای بده که این دوستان به عنوان تحلیل گر به جای تحلیل فقط بیان تحسین و تمجید و تعریف کنن و به جای نقد و آینده نگری به دنبال سوت و دست و هیجان باشد و حرف هایی بزنند که از دیالوگ های مردم در فیس بوک فراتر نمی ره. و البته خوشحالم که رویکرد این عزیزان با انتقاد حضار هم مواجه شد که حداقل از این سخنرانان آگاهی بیشتری داشتند و تحت تاثیر هیجان نبودند
3- کسی دشمن من نیست من هم دشمن کسی نیستم، برای همه این عزیزان هم احترام قائلم. دشمن پنداری کار این دوستانه که وقتی از سوی یک سخنران یک نقد بهشون میشه به جای کمی فکر کردن به ماهیت حرفهاشون یا مباحثه درست تا آخر جلسه بخوان دنبال به کرسی نشاندن حرفشون باشن. و در آخر مدیر پنل هم کمال بی ادبی رو نشون بده و ه شعور همه حضار هم توهین کنه (شرکت کنندگان در این جلسه بهتر میدونن من درباره جی دارم حرف می زنم). مثل بحثی که در رابطه با آرا قومیت ها شد و آقای جلایی پور با اینکه خودشون میدونن که در این باره کار پژوهشی و علمی تا بحال نکرده اند به کسی که کار علمی در این قضیه کرده و سواقش شناخته شده است میگه شما اقوام ما رو با قبایل افریقایی اشتباه گرفتی!!!
4- من واقعا از جریان اصلاحات نا امید شدم چون واقعا نظریه پرداز نداره . به دنبال ابهام پراکنی هم نیستم. تاز زمانی که این دوستان کمی سرشان را نچرخانند که ببینند در دینا چی می گذره، نتونن تحلیل های عمیق تری ارائه بدن (صرف نظر از اینکه آقای فلانی رفت به آقای فلانی گفت بیا نامزد و شد و اون با اون یکی ائتلاف کردن و مردم ما خیلی باحالن و ما حماسه خلق کردیم و هاشمی مظلومه و من به این دلایل خاتمی رودوست دارم و ….) هیچی چی عوض نمیشه. می بینید که تمام این حرفا رو من هم که متخصص نبودم بلد بودم و میتونستم برم پشت تریبون بیان کنم، انتظار داشتم که این عزیزان حدقال یک حرف تازه برای گفتن داشته باشند و کمی فارغ از هیجانات و دمت گرم گفتن ها و تحسین ها چشم اندازی برای آینده!
با سپاس