» علی شریعتی
وضعیت نامساعد علی شریعتی و دیگر زندانیان سیاسی در بند 8 زندان اوین
دومین دادگاه علی شریعتی، نهم شهریور به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد. این زندانی سیاسی که 20 تیرماه سال جاری بعد از 5 ماه نگهداری در بازداشتگاه 209 به بند 8 منتقل شده، به علت شلوغی این بند و علیرغم داشتن مشکل سیاتیک، کف خواب شده است.
بازداشت علی شریعتی، فعال مدنی
صبح روز چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۳ ماموراني كه خود را از وزارت اطلاعات معرفي می كردند، به منزل شخصی علی شریعتی فعال مدنی مراجعه کردند و بعد از پس از چند ساعت تفتیش منزل، او را بازداشت کردند و به مکان نامعلومی انتقال دادند.
آئین هشتادمین زادروز دکتر علی شریعتی در بند 350 زندان اوین
مراسم گرامی داشت هشتادمین زادروز دکتر علی شریعتی با عنوان “شریعتی پس از هشتاد سال” شنبه شب دوم آذرماه ۱۳۹۲ در بند ۳۵۰ زندان اوین برگزار شد.
گلایه های دختر دکتر شریعتی: اتهامهایی که به پدرم وارد میکنند مضحک است
سوسن شریعتی در این نشست درباره پدرش گفت: من همیشه سعی کردهام مساله ژنتیک و نسبت خانوادگیام با شریعتی را در حرفها و نظرهایم دخیل نکنم. اما وقتی بعضی از اتهامها را در مورد او میشنوم، احساس میکنم حالا باید به عنوان دختر شریعتی از حیثیت و آبروی پدرم دفاع کنم.
دکتر شریعتی از نگاه شهید چمران: چه خوب سوختی و چه زیبا نور تاباندی + فایل صوتی
ای علی! همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم ! ای علی! من آمده ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!…خوش داشتم که وجود غم آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نی وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی
حسن روحانی: دکتر شریعتی خوش فکر، خوش قلم و خوش بیان بود
واقعیت این است که نسبت به مرحوم شریعتی معمولا با افراط یا تفریط قضاوت میشود. شریعتی فردی خوش فکر، خوش بیان، خوش قلم و دارای مطالعات وسیعی بود و نسبتا اطلاعات خوبی در مورد تاریخ اسلام و برخی احکام اسلامی داشت. کمبود اصلی شریعتی، نداشتن مطالعات عمیق اسلامی، عدم اطلاعات از علوم حوزوی و اندک بدبینی نسبت به روحانیت بود.
برگزاری یادمانِ سی و ششمین سالروز درگذشت علی شریعتی در سکوت
رسم بر این بوده است که هر سال موضوعی برای نشستهای هماندیشی و بزرگداشت یادمان آموزگارمان تعیین کنیم. موضوع امسال ترسیم «الگوی تعهد اجتماعی-سیاسی روشنفکر» بود. جلساتی که در این ایام ادامه داشته و خواهند یافت.
امروز اما، ما با سکوت (و نوشتن) «پیام خون» را فریاد میزنیم و دیگربار، با برافروختن یادِ شمع، هراس از تاریکی را در دل میسوزانیم. و با درود و بدرود به تکتکِ یارانِ در بند و در هجرت و در پرواز و ..در انتظار …
شریعتی و چمران
این روزها مدام فکر می کنم این دو نفر اگر بودند، کجا بودند و بعد می اندیشم که شاید مصلحت خداوند بوده که این پایه گذاران فکری و معنوی انقلاب اسلامی نباشند و این روزهای دشوار را نبینند؛ روزهایی که کسانی داعی بزرگداشت این دو روشنفکر و پیشرو مسلمان را دارند که در فکر و عمل هیچ نسبتی با آنها ندارند و بیشتر نان این نام ها را می خورند.
پدرم، «معلم شهید» انقلاب ما!
امروز اما شما متهماید! خیلی بیشتر از زمانی که «در قید حیات» بودهاید. معمولاً با زمان آدمها و حرفها به حاشیه میروند. در مورد شما جریان برعکس است. نقشتان بزرگ و بزرگتر میشود و سهمتان بیشتر. از تنهایی مینالیدید اما بیشمار گرونده داشتهاید، گروندگانی که فردای پس از شما را رقم زدهاند. متنی که به یمن تجربة انقلاب منفجر شد، تکههایی پراکنده در دستان این و آن، در کولهبار همگان. میراثی که متولیان بسیاری یافت و وارثان را در برابر هم نشاند. بیداد جوانمرگی در همین است، بی وصیتنامه میروی.
حقیقت پروژه «شریعتی» کدام بود؟
اما همین توفیق راه سوءبرداشتها را هم میگشاید: پروژه نقد ایدئولوژیک سنت موجب سوءتفاهم در مورد پروژه کلی او میشود که همان نوزایی و دینپیرایی است. به ایننحو که با توجه به ابهامات مفهوم «ایدئولوژی» از آن به سیاسیشدن ابزاری امر دینی و ورود دین به عرصه عمومی – اجتماعی تعبیر میشود و بهاینسان نواندیشی دینی به حاشیه رانده میشود. از بحث «آگاهی – رهبری» و تاکید بر نقش سیاسی روشنفکر، این سوءبرداشت میشود که گویی او پیشزمینهساز نوعی تئوکراسی بوده است. حال آنکه شریعتی خود همواره در به راه انداختن جنگ فکری با گرایش سنتی و اسلام منهای نهاد رسمی یا گرایشات منحط قهقرایی تاثیر داشت و علتالعلل همه بدبختیها را در یک بیماری میدانست: استحمار هرچند در دو شکل نو وکهنه آن.
در حوزه فلسفه تاریخ، شریعتی متهم به اشاعه بینش «مانوی» یا دوقطبیسازی سادهانگارانه میان دو قطب هابیلی – قابیلی میشود؛ خوانشی ایدئولوژیک و شبهمارکسیستی از اسطوره انشعاب پس از هبوط میان فرزندان آدم.
شبح سرگردان شریعتی بر روشنفکری
همایش شریعتی و دانش تاریخ فارغ از همه نگاههای مخالف و موافق، مسلما موید این نکته است که شبح شریعتی همچنان بر سر روشنفکری ایران میچرخد و موجب دوباره به صحنه درآمدن بسیاری از داستانها و نمایشنامههاست، اما آنچه که شبح سرگردان شریعتی را بیقرار میکند از قضا همین اصرار برای بازگشت او به جایگاه نخستینش است: صندلی دانشگاه؛ اصراری که با تمام تلاشهایش در این راه به تمامی موفق نیست. سرسختی این شبح از قضا این است که او را باید با همان چهره واقعیاش خواند: شریعتی سیاسی.
برگزاری همایش «دکترعلیشریعتی و دانش تاریخ»
سخنان آغاجری پیرامون تبیین و نقد آرای شریعتی با استقبال مخاطبان روبرو شد. وی تاریخ را از منظر شریعتی «علم رهاییبخش» نامید و بزرگترین نیاز زمانه را بازخوانی نقادانه آرای شریعتی دانست.
دوستدار یا شیعه علی؟!
بنابراین ما یك ملت «دوستدار علی (ع) » هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »! چراكه شیعه علی (ع) همچنان كه گفتم علی (ع) وار بودن، علی (ع) وار اندیشیدن، علی (ع) وار احساس كردن در برابر جامعه، علی (ع) وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علی (ع) وار زیستن، علی (ع) وار پرستیدن و علی (ع) وار خدمت كردن است.
دکتر شریعتی از منظر شهید بهشتی
آنچه مىتوانم در رابطه با دكتر بگويم دو نكته است: يكى اينكه بر حسب برخوردهايى كه داشتيم و تاحدى كه شنيده و يا نوشتههايش را خواندهام، دكتر همواره رو به اصالت اسلامى پيش مىرفت؛ يعنى هر چه جلو مىرفت به اصالت اسلامى نزديكتر مىشد. دوم اينكه، برعكس آنچه گاهى درباره او گفته مىشد كه آدمى است كه حرف ديگران را نمىپذيرد، او حرفهاى مستند و منطقى افرادى را كه صاحبنظر بودند مىشنيد و گوش مىداد و مىپذيرفت، بهشرط آنكه آن طرف در آن سطح و در آن حد از قدرت فكرى و قدرت تحليل باشد كه بتواند مشكلى را براى او بگشايد و مطلبى را برايش باز كند.
شریعتی و چمران
این روزها مدام فکر می کنم این دو نفر اگر بودند، کجا بودند و بعد می اندیشم که شاید مصلحت خداوند بوده که این پایه گذاران فکری و معنوی انقلاب اسلامی نباشند و این روزهای دشوار را نبینند؛ روزهایی که کسانی داعی بزرگداشت این دو روشنفکر و پیشرو مسلمان را دارند که در فکر و عمل هیچ نسبتی با آنها ندارند و بیشتر نان این نام ها را می خورند.
احسان شریعتی: امام حسین در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادند، شهادت را برگزید
شهادت کاری آگاهیبخش است؛ در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادهاند، و مهمتر از خون، پیام است و کاری که زینب انجام میدهد. / در دیدگاه سنتی این بحث که چرا حسین قیام کرد، مطرح نبود. بلکه این دیدگاه نواندیشی است که این سؤال را مطرح میکند. الان هم بیشتر به جو سنتگرایی برگشتهایم، که شور مذهبی و احساس عاطفی بر آن حاکم است. / مشکلی که امروز در بزرگداشت عاشورا مطرح است، این است که ادراک مذهبی ما در بسیاری از موارد پوستینوار است و فقط ظواهر را حفظ میکنیم و باطن آن را نمیفهمیم. / اسلام برخلاف مسیحیت که پیامبرمحور است، کتابمحور است. روح اسلام یک روح انقلابی است، چون میخواهد تغییر ایجاد کند. با این همه، بسیاری از سنّتها را هم حفظ میکند.
عید قربان، روز تعالی ایمان و کمال انسان
و اکنون، تو ای که به منی رسیده ای، ابراهیم وار، باید قربانی ات را آورده باشی، باید، از هم آغاز، اسماعیلت را برای ذبح در منی انتخاب کرده باشی ! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد. تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت… من نمی دانم ، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد؛
هر چه تو را ، در انجام مسؤولیت، در کار برای حقیقت، سد شده است، بند آزادیت شده است، پیوند لذتی شده است که تو را به ماندن با خویش می خواند، همچون غل جامعه به زمین استوارت بسته است. نمی گذاردت بروی، همان که با ابلیس همداستان می شود تا نگهش داری. همان که گوشت را، در برابر پیام حق، کر می کند و فهمت را تار و دلت را چرکین، همان که برایت عصیان در برابر فرمان ایمان و فرار از زیر بار مسؤولیت سنگین و دشوار را توجیه می کند، هر چه و هر که تو را نگه می دارد، تا نگهش داری…!
یک بار بخوانید، عاشق میشوید
اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، میشود به “حسین” ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانهاش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق میشوید…
شریعتی وظهور
«مذهب انتظار» یک «فلسفه مثبت تاریخ» ، یک «جبر تاریخ» ، یک «خوش بینی فلسفی»، در طول قرون است. اصل انتظار به معنای کلی ، نه انتظار خاص شیعی ، دو نوع است : « انتظار منفی » و « انتظار مثبت » .این دو انتظار درست ضد یکدیگرند: یکی بزرگترین عامل انحطاط است و دیگری بزرگترین عامل حرکت و ارتقاء . یکی تن دادن به ذلت و توجیه وضع موجود ، دیگری پیش برنده و آینده گرا. مشکل این مسئله و این بحث نیز از اینجا ناشی می شود که هر دو « انتظار » است.