سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

شبح سرگردان شریعتی بر روشنفکری

چکیده :همایش شریعتی و دانش تاریخ فارغ از همه نگاه‌های مخالف و موافق، مسلما موید این نکته است که شبح شریعتی همچنان بر سر روشنفکری ایران می‌چرخد و موجب دوباره به صحنه درآمدن بسیاری از داستان‌ها و نمایشنامه‌هاست، اما آنچه که شبح سرگردان شریعتی را بیقرار می‌کند از قضا همین اصرار برای بازگشت او به جایگاه نخستینش است: صندلی دانشگاه؛ اصراری که با تمام تلاش‌هایش در این راه به تمامی موفق نیست. سرسختی این شبح از قضا این است که او را باید با همان چهره واقعی‌اش خواند: شریعتی سیاسی....


همایش «دکتر شریعتی و دانش تاریخ»، جمع مخالفان و موافقان شریعتی بود. یکی از شریعتی جامعه‌شناس گفت، دیگری از شریعتی نویسنده، یکی از سیاست و دیگری از تاریخ، اما در این جدال میان «یکی» با «دیگری» غایب بزرگ، شریعتی مبارز بود. شریعتی آکادمسین یا شریعتی ایدئولوگ؟ شریعتی دانشکده ادبیات یا شریعتی حسینیه ارشاد؟ شریعتی اسلامیات یا شریعتی کویریات؟ این همایش دو روزه قرار بود به اینها و خیلی چیزهای دیگر بپردازد.

همایش با حضور جمعی از متفکران چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته (دوم و سوم اسفند) در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد. سخنرانی‌های متعدد با آرای گوناگون و پرسش و پاسخ‌های مخاطبان شکل‌دهنده درگیری با وجوه مختلف اندیشه علی شریعتی بود. نسبت آرای این متفکر با سیاست، دین، تاریخ، نظریه و جریان‌های روشنفکری از عمده مباحث مطرح در این همایش بود، اما جدا از سخنرانی‌های کوتاه در پنل‌های مختلف، بخش پایانی همایش از اهمیت خاصی برخوردار بود، چرا که این بخش در قالب میزگرد به نوعی به ایده محوری عمده سخنرانی‌ها پرداخت. این میزگرد تحت عنوان «شریعتی و آکادمی: نظریه‌پرداز یا ایدئولوگ» و با حضور محمدامین قانعی‌راد، سیدهاشم آقاجری، حسن محدثی و داریوش رحمانیان پرمناقشه‌ترین مساله بر سر چهره علی شریعتی را بررسی و تبیین کرد.

در ابتدای میزگرد داریوش رحمانیان، دبیر علمی همایش، نقدهای مخاطبان را مطرح و همایش را جمع‌بندی کرد. رحمانیان عنوان کرد که عده‌ای به برخی از تفسیرهای از تاریخ و تاریخ اسلام انتقاد کردند. در مقابل برخی مانند بیژن عبدالکریمی و احسان شریعتی بر زنده بودن فکر و راه علی شریعتی تاکید کردند و اینکه برای اکنون و آینده باید از آثار شریعتی بهره گرفت. پس از آن رحمانیان سوال محوری میزگرد را مطرح کرد: تا چه حد می‌توان علی شریعتی را یک چهره دانشگاهی و یک پژوهشگر آکادمیک تلقی کرد و تا چه حد یک ایدئولوگ و انقلابی.

محمدامین قانعی‌راد، سخنران اول میزگرد، با توجه به دوگانه دانشگاه و ایدئولوژی و این دعوی که باید شریعتی را به دانشگاه بازگرداند، معتقد بود بازگشت شریعتی به دانشگاه در واقع تبدیل یک «نهضت» به یک «نهاد» است. آن‌هم با توجه به دعواهایی که شریعتی میان فیلسوف و روشنفکر راه‌می‌اندازد. او این مساله را ظلم به شریعتی دانست و این سوال را مطرح کرد که پس باید با شریعتی چه کرد؟ قانعی‌راد در پاسخ به این سوال ابتدا عنوان کرد که عمده متفکران یک شیوه برای نظریه‌پردازی قایل هستند، آن‌هم نظریه‌پردازی از درون دانشگاه، اما امروز تنها این شیوه برای نظریه‌پردازی وجود ندارد و می‌توان از موضع مردم و حوزه عمومی هم نظریه‌پردازی کرد. درحالی‌که دغدغه دانشگاه دغدغه معرفتی و پارادایمی است، تعلق‌خاطر چهره‌هایی مانند شریعتی مردم و حوزه عمومی است. از نظر قانعی‌راد در مثلث فکری اسلام، اگزیستانسیالیسم و سوسیالیسم شریعتی، آن هم در فضای انقلابی آن زمان، ایدئولوژیک‌اندیشی بخشی از سرنوشت آن دوران بود. هرچند شریعتی در مواردی موفق شد از آن چارچوب‌ها بیرون بیاید. او سپس به کارکرد مفاهیم در تفکر شریعتی پرداخت و بر این باور بود که شریعتی از مفاهیمی استفاده می‌کرد که بتواند تخیل مردم را هم تحریک کند. حسن محدثی ولی مجددا میان نظریه و ایدئولوژی تمایزی جدی قایل شد. او درحالی‌که میان مخاطب ایدئولوگ و نظریه‌پرداز تفاوت می‌گذاشت ایدئولوژی را در برخورد با واقعیت ناتوان دانست: «تنها نظریه است که در تبیین و توصیف واقعیات اجتماعی کارآمدی دارد.» او از این منظر سراغ دوگانه شریعتی نظریه‌پرداز یا ایدئولوگ رفت: «در حالی‌که شریعتی ذهن خلاقی در مفهوم‌پردازی دارد بنابراین می‌توانست آکادمیسین بزرگی باشد اما به دلیل علاقه‌مندی به درگیری‌های اجتماعی ایدئولوژی‌پرداز هم شد.»

«هنگام طرح واژه ایدئولوگ باید منظورمان را از ایدئولوژی مشخص کنیم»، این جواب هاشم آقاجری به بحث محدثی بود. او تقابل نظریه و ایدئولوژی را به نقد کشید و بیان کرد آن تعریف قرن هجدهمی و نوزدهمی از علم (که آن را اید‌ه‌ای قطعی مطابق با واقعیت می‌دانست) امروز، بالاخص در زمینه تاریخ و علوم اجتماعی، پذیرفته نیست: «مرز میان علم و ایدئولوژی لرزان شده‌ است.» آقاجری درحالی‌که علم را یک پارادایم تعریف کرد و آن را در چرخش‌های پارادایمی متغیر دانست به سراغ مرزبندی دانش و ارزش در تفکر دورکیم و وبر رفت و گفت به‌نظر نمی‌رسد که این مرزبندی قطعی امروز وجود داشته باشد. او علم را مانند سایر گفتمان‌ها مثل ایدئولوژی در ارتباط با دوران تاریخی و قدرت دانست. آقاجری با مثالی از بحث‌های علی شریعتی ادامه داد که در حالی‌که علم قدیم در خدمت مشروعیت‌بخشی و قدرتمندکردن کلیسا و فئودالیسم بود علم جدید علمی است برای مشروعیت دادن و قدرتمند کردن بورژوازی و دولت مدرن و درنتیجه ایدئولوژی و دانشگاه، ارزش و دانش آن‌قدر درهم آمیخته‌اند که نمی‌توان آنها را تفکیک کرد. واقعا نمی‌توان گفت که مارکس، فروید، نیچه، فوکو و هابرماس ایدئولوگ بودند یا آکادمیسین. دیدگاه هابرماسی رویکردی بود که آقاجری برای بررسی نقش تاریخ در اندیشه شریعتی انتخاب کرد. «هابرماس در کانون علم انتقادی علم رهایی‌بخش تاریخ را قرار می‌دهد.» او بر اساس تقسیم‌بندی علوم هابرماس به سه نوع پوزیتیویستی، تفسیری و انتقادی رسیدن از تفسیر به مرحله انتقادی و رهایی‌بخش را لازمه علم تاریخ دانست. «نگاه شریعتی به تاریخ نگاه یک آکادمیسین به معنای مصطلح آن نیست» از این رو آقاجری به دانشجویانش تاکید کرد که ایدئولوژی و نظریه هر کدام نسبت متفاوتی با تاریخ دارند و باید دقت کرد پروژه ایدئولوژیک با پروژه تاریخ‌پژوهی خلط نشود.

میزگرد البته با سخنان دبیر علمی همایش به پایان رسید. رحمانیان در حالی‌که ردپای ایسم‌های مختلف را تشخیص می‌داد بر سویه انتقادی و پویای شریعتی تاکید کرد: «تعریف شریعتی از ایدئولوژی تعریف خاصی است.» رحمانیان بر این باور بود که شریعتی ایدئولوژی را به عنوان بسته خشک‌شده و جامد و غیرپویا در مقابل فرهنگ قرار می‌دهد و در نهایت کنش شریعتی در مجموع در مقابل نگاهی قرار می‌گیرد که علم را صرفا در دایره خود علم می‌بیند. همایش شریعتی و دانش تاریخ فارغ از همه نگاه‌های مخالف و موافق، مسلما موید این نکته است که شبح شریعتی همچنان بر سر روشنفکری ایران می‌چرخد و موجب دوباره به صحنه درآمدن بسیاری از داستان‌ها و نمایشنامه‌هاست، اما آنچه که شبح سرگردان شریعتی را بیقرار می‌کند از قضا همین اصرار برای بازگشت او به جایگاه نخستینش است: صندلی دانشگاه؛ اصراری که با تمام تلاش‌هایش در این راه به تمامی موفق نیست. سرسختی این شبح از قضا این است که او را باید با همان چهره واقعی‌اش خواند: شریعتی سیاسی.

منبع: روزنامه شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.