سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برگزاری یادمانِ سی و ششمین سالروز درگذشت علی شریعتی در سکوت...

برگزاری یادمانِ سی و ششمین سالروز درگذشت علی شریعتی در سکوت

چکیده :رسم بر این بوده است که هر سال موضوعی برای نشست‌های هم‌اندیشی و بزرگداشت یادمان آموزگارمان تعیین کنیم. موضوع امسال ترسیم «الگوی تعهد اجتماعی-سیاسی روشنفکر» بود. جلساتی که در این ایام ادامه داشته و خواهند یافت.امروز اما، ما با سکوت (و نوشتن) «پیام خون» را فریاد می‌زنیم و دیگربار، با برافروختن یادِ شمع، هراس از تاریکی‌ را در دل می‌سوزانیم. و با درود و بدرود به تک‌تکِ یارانِ در بند و در هجرت و در پرواز و ..در انتظار ... ...


کلمه- گروه فرهنگی: احسان شریعتی فرزند شهید علی شریعتی همزمان با سی و ششمین سالروز شهادت پدرش نوشت: یادمانِ سی و ششمین سالروزِ شهادتِ آموزگارِ «آزادی، برابری، عرفان»، شریعتی، را امسال نیز، همچون چهار سال گذشته، در سکوت برگزار می‌کنیم. سکوتی سرشار از سخن‌هایی ریشه‌دار، و نه درایشِ حرف‌های هرز، خطاب به «نوع چهارم آدم‌ها»:آنان که وقتی نیستند بیشتر هستند تا وقتی که هستند!

علی شریعتی، جامعه شناس و اسلامشناس در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. بعدها دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود.

دکتر شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد محل برگزاری کلاس ها و سخنرانی هایش دفن کنند، ولی او در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب کبری، در شهر دمشق دفن شده است.

فرزند علی شریعتی در صفحه شخصی خود نوشته است: رسم بر این بوده است که هر سال موضوعی برای نشست‌های هم‌اندیشی و بزرگداشت یادمان آموزگارمان تعیین کنیم. موضوع امسال ترسیم «الگوی تعهد اجتماعی-سیاسی روشنفکر» بود. جلساتی که در این ایام ادامه داشته و خواهند یافت.

امروز اما، ما با سکوت (و نوشتن) «پیام خون» را فریاد می‌زنیم و دیگربار، با برافروختن یادِ شمع، هراس از تاریکی‌ را در دل می‌سوزانیم.
و با درود و بدرود به تک‌تکِ یارانِ در بند و در هجرت و در پرواز و ..در انتظار …

متن نوشته فرزند دکتر علی شریعتی به شرح زیر است:

یادمانِ سی و ششمین سالروزِ شهادتِ آموزگارِ «آزادی، برابری، عرفان»، شریعتی، را امسال نیز، همچون چهار سال گذشته، در سکوت برگزار می‌کنیم. سکوتی سرشار از سخن‌هایی ریشه‌دار، و نه درایشِ حرف‌های هرز، خطاب به «نوع چهارم آدم‌ها»:آنان که وقتی نیستند بیشتر هستند تا وقتی که هستند!

برغم این سکوت ظاهری و موانع‌تراشی‌های متنوع، خوشبختانه راه شریعتی همچنان در میان نسل جوان رهروان تازه نفسی می‌یابد و اندیشه و طرح او هر روز با خوانشی نو تعمیق و تداوم می یابد. اقبالِ جامعه را در آمار فروش آثار وی و در نمایشگاه‌های سالیانه‌ی کتاب می‌توان دید و سنجید.

ظرفیت، چندبعدی بودن، سرمایه‌ی معنوی، و استمرار و نوزایی شریعتی اما مربوط به خود اوست. اینک نوبت پویندگان «نوشریعتی» پروژه‌ی آن معلم است که سخنی نو آرند و در فصل تازه‌ی تحول‌خواهی و تغییرطلبی که در سرزمین ما آغاز شده است، میراث دیروز را به خدمت پیام فردا درآورند.
هر یک از ما به عنوان یکی از فرزندان معنوی شریعتی سبک مستقل خود را در اندیشیدن، گفتن، نوشتن، و کارهامان داریم، اما برغم همه‌ی تفاوت‌ها اعضای یک خانواده‌ی اعتقادی هستیم و نیروی عظیم این همسویی را امروز می‌باید به منصه ظهور برسانیم.

رسم بر این بوده است که هر سال موضوعی برای نشست‌های هم‌اندیشی و بزرگداشت یادمان آموزگارمان تعیین کنیم. موضوع امسال ترسیم «الگوی تعهد اجتماعی-سیاسی روشنفکر» بود. جلساتی که در این ایام ادامه داشته و خواهند یافت.

امروز اما، ما با سکوت (و نوشتن) «پیام خون» را فریاد می‌زنیم و دیگربار، با برافروختن یادِ شمع، هراس از تاریکی‌ را در دل می‌سوزانیم.
و با درود و بدرود به تک‌تکِ یارانِ در بند و در هجرت و در پرواز و ..در انتظار …

زندگى نامه علی شریعتی

دکتر شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در خا‌نواده‌ ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و… آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌‌ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌‌ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌‌ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌‌ها‌ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل ‌۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر مى‌پیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ مى‌پردازد. در سا‌ل ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ “به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌” را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱میلا‌دی‌ مقا‌له‌ “شعر چیست‌؟” سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ “گیوز” مصاحبه‌‌ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ “مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌” را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود ” و اگر “.خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .

خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د


10 پاسخ به “برگزاری یادمانِ سی و ششمین سالروز درگذشت علی شریعتی در سکوت”

  1. آموزگار پیر از تهران گفت:

    با سلام خدمت کلمه: دوستان شما در سایت خودتان علی شریعتی را شهید نامیده اید. اما تمامی نشانی ها دلالت بر مرگ طبیعی او دارند. درست که شاه آدم خردمندی نبود اما خردش در حدی بود که کسی چون علی شریعتی را نکشد. به علاوه ما از حکومت در دفن کشته شدگان جنگ در اماکن عمومی انتقاد می کنیم و حالا برای اینکه شریعتی در حسینیه ی ارشاد دفن نشده شکواییه صادر می کنیم. و اما دیگر اینکه دکترای جامعه شناسی و بقول فرانسویها سوسیولوژی علی شریعتی بسیار لنگ می زند. و بنده خودم که برای سفری تحقیقی به فرانسه و دانشگاه سربون رفته ام چنین دکترایی وجود خارجی ندارد و فقط ترجمه ای از یک شاعر صوفی مسلک قرن دوازدهم در آنجاست بنام تز. من فکر می کنم که شما دوستان باید خودتان و خصوصا فرزندان مرحوم شریعتی خودشان باید از پدرشان انتقاد کنند و سره و ناسره را روشن نمایند. در غیر این صورت آبروی شریعتی نازلتر از این خواهد شد. شریعتی خودش هم اگر زنده نسبت هم به نوشتار خودش حتما انتقاد داشت و هم کردار و گفتارش. ثمره ی شریعتی گری همین است که می بینیم.
    برقرار باشید
    آموزگار پیر از تهران

    • hamid54 گفت:

      سلام.
      آموزگاربودن و پیر بودن شما، احترام خاص خودش را دارد. اما درمورد مسائلی که مطرح کردید یه چند جمله عرض میکنم. اولا اینکه حدس میزنم با آثار دکتر شریعتی، حتی درحد روخوانی آشنایی ندارید؛ وگرنه مطمئنم نظرتون عوض میشه. نوشته هایی مثل “هبوط در کویر” و “فاطمه، فاطمه است” و…. هرکدومشون لایق یه دکترای افتخاریی هست که امروزه داریم می بینیم بصورت کیلویی به بعضی از آقایون داده میشه؛ چه از خارج از کشور و چه در داخل کشور
      ثانیا، مرگ دکتر شریعتی از روز اول و همون موقعها هم مشکوک بود. دکتر شریعتی، نه از طرف شاه که فکر میکنم بخاطر آزاداندیشی و افکارشون، از طرف تعدادی از روحانیون تندرو و فسیل طلب هم مورد مذمت و نکوهش بود.

      دکتر شریعتی، حتی امروز هم برای افکار آزاد حرف داره. که اگه اینطور نبود، حرفهای آیه گونش الان هم سینه به سینه منتقل نمیشد و با قابها و خطوط و نقشهای زیبا، به سینه ی دیوار زده نمیشد.دکتر شریعتی، به اندازه ی خودش بین مردم و در دنیا آبرو داره، هرچند بعد از انقلاب سعی شد، از نشر و توزیع آثارشون کاسته بشه، ولی وقتی مردم میخوان باشه، هست و خواهد بود

    • کهنممویی گفت:

      با سلام به آموزگار پیر و تایید نظر ایشان. شریعتی مدعی ست که با ژان پل سارتر دوستی و رفت و آمد داشته. این البته دروغ محض است. شریعتی بدبختانه از سادگی اطرافیان خو.دش استفاده می کرد و سخنهای بیجایی را بر زبان می آورد. شریعتی حتا در کتاب کویرش آنجا که به اویی ماسینیون می رسد خودش خودش را لو می دهد. برای اینکه در آنجا از «رفاقتش » با لویی ماسینیون می گوید و او را تا حد یک مقدس بالا می برد و در عین حال او را مثل پروانه بی حوصله نشان می دهد. اینطور که او می گوید می شود فهمید که اگر هم میخواسته با آن مرد با دانسته های زیاد بچسبد اما او حال و حوصله ی شریعتی را نداشته است. من در یک نشست که در تهران برگزار شد و در آن افراد مختلفی در مورد ماسینیون شرکت کردند از جمله پرفسر یان ریچار و دو فوشه کور وقتی با آنها صحبت کردم آنها نظرشان در مورد شریعتی بسیار جالب بود٬ آنها شریعتی را یک آدم بسیار معمولی می دانستند که در جامعه ی ایران گل کرده بوده و زبان فرانسه را هم در حد بسیار نازلی میدانسته. اما خب فراسی را خوب می نوشته و بقول آنها اوراتور٬ یعنی حراف بوده. همین. در هر حال یا ريشار می گفت که اصلا او دکتر سوسیولوژی نبوده و طبق اخبار موثقی که او و حتا خانواده ی شریعتی دارند او به هیچ وجه در اثر سو قصد درنگذشته. اما حیف که طرفداران و خانواده ی شریعتی بر دو دروغ بزرگ پای می فشارند که هر دو مثل روز روشن است. یکی اینکه او هرگز دکترای سوسیولوژی نگرفته و این دروغ را معلوم نیست چرزا ادامه می دهند و دیگر اینکه او به مرگ صد در صد طبیعی مرده و درگذشتش بقول نظر دهنده ای دیگر نه قتل بوده٬ نه شهادت و نه شهادت گونه!!! بقوی مسلمونها خدا بیامرزدش

  2. hamid54 گفت:

    سلام
    از لطف شما درمورد یادآوری سالگرد درگذشت شهادت گونه ی استاد علم و اخلاق، دکتر شریعتی، تشکر می کنم

  3. زهرا گفت:

    خدا این معلم بزرگ را با پیامبران و پاکان عالم محشور گرداند . زندگی ام را مدیون این معلم بزرگم . روحش شاد .

  4. فریاد روزگار ماست روح خدا گفت:

    شریعتی زنده است اگر چه کوته بینان و خودخواهان و قشری نگران نتوانستند یا نخواستند او را و انقلابیت او را و حسین ایثار او را و زینب صبر و آگاهی رسان او را و ابوذر او را و شاه عدالت او علی ع را بشناسند

    یا خود را به کوری و تجاهل زدند

    دکتر علی شریعتی معلم انقلاب بود حفر کننده خندق نفاق و مغالطه و سفسطه بود

    انقلاب ایران با روح خدا خمینی و نائب پیغمبران طلقانی و شریعتی بود و فقط بود

    فریاد زد سلام الله علیه
    فریاد روزگار ماست روح خدا

  5. شهرام گفت:

    دکتر علی شریعتی در بیمارستان ساوس هامپتون در 120 کیلو.متری لندن در اثر سکته قلبی در گذشت. هیچ مدرک و اثری که دال بر دخالت ساواک در این قضیه باشد در هیچ آرشیو و پرونده ای که بعد ار پیروزی انقلاب بدست دولت موقت و دولت جمهوری اسلامی ایران افتاد یافت نگردید. این شهادت سازی در دراز مدت هیچ کمکی به شخصیت او نکرد

  6. حسين گفت:

    سلام به معلم بير و شهرام افسوس وصد افسوس كه امروزه در حاليكه در دنيا نهضتى بر جمع اورى و بزرك نمودن اثار وانديشمندان دارند ما شاهد نقد انهم از جانب كسانى درباره اثار وشخصيت هاى خود هستيم كه در حد واندازه حتى تماشاكننده اثار ويا نوشته هاى انان نيستند خدا همتى بما بده تا قدرشناس و در حد واندازه خود اظهار نظر كنيم.

  7. مهرابی دانشجوجامعه شناسی تهران گفت:

    با سلام خیلی جالب است اصل و عطف به ما سبق و ما مستقبل کرده اند و شریعتی را نه تنها قربانی و شهید بدست ساواک می دانتد بلکه حتا او را شهید بدست روحانیت مرتجع هم معرفی می کنند.
    شاید هم بسیجیها و لباس شخصی ها او را شهید کرده باشند!!٬
    تا نشان سم اسبت گم کنند

    ترکمانا نعل را وارونه زن

    شما بگردید بدنبال نوعی شارلاتانیسم بیابید آن شارلاتان پایه گذار را.

    خدا شریعتی او را بیامرزد