سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برگزاری همایش «دکترعلی‌شریعتی و دانش تاریخ»...

برگزاری همایش «دکترعلی‌شریعتی و دانش تاریخ»

چکیده :سخنان آغاجری پیرامون تبیین و نقد آرای شریعتی با استقبال مخاطبان روبرو شد. وی تاریخ را از منظر شریعتی «علم رهایی‌بخش» نامید و بزرگترین نیاز زمانه را بازخوانی نقادانه آرای شریعتی دانست....


روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، دوم و سوم اسفندماه؛ همایش «دکترعلی‌شریعتی و دانش تاریخ» توسط جمعی از محققان در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.

دکتر داریوش رحمانیان استاد تاریخ دانشگاه تهران، دبیری علمی همایش مذکور را بر عهده داشت .در روز اول پانزده سخنران در قالب چهار پنل تخصصی به ایراد چکیده مقالات خود پرداختند. دکتر سیدهاشم آغاجری، دکتر مقصود فراستخواه، دکتر فریدون الهیاری، دکتر سیمین فصیحی، دکتر مصطفی مهرآیین، به همراه جمع دیگری از پژوهشگران پیرامون جنبه های مختلف اندیشه دکتر شریعتی به ایراد سخنرانی پرداختند: “از تاریخ تا متا تاریخ”، “بررسی مفهوم پراکسیس در اندیشه شریعتی”، “قدرت و سیاست در اندیشه تاریخی شریعتی”، “شریعتی و گفتمان های هویت ایرانی در قرون نخستین اسلامی”، و..، از جمله موضوعات پنل های چهارگانه روز نخست همایش بود که مدیریت این پنل‌ها را به ترتیب دکتر غلامرضا ظریفیان، دکتر حسینعلی نوذری، دکتر حسین مفتخری، و دکتر هادی خانیکی عهده دار بودند.

روز دوم همایش نیز در سه پنل تخصصی برگزار گردید. در پنل اول که مدیریت آنرا دکتر عباس منوچهری عهده دار بود سخنرانان موضوعاتی همچون “بررسی دین شناسانه دکتر شریعتی”، “تعریف شریعتی از تاریخ”، “تاریخ و فراتاریخ در اندیشه شریعتی”، و “تاثیر برخی ایسم‌ها در تاریخ‌نگاری شریعتی”، را مورد بررسی قرار دادند.

در پنل های دوم و سوم نیز با مدیریت دکتر محمدامین قانعی‌راد و دکتر سیدهاشم آغاجری سخنرانان این دو بخش؛ دکتر حسن محدثی، دکتر حجت فلاح تونکار، دکتر علی مرادی، دکتر تورج رحمانی، دکتر بیژن عبدالکریمی، و دکتر احسان شریعتی موضوعاتی همچون: “خرد تاریخ نمادین در اندیشه شریعتی”، “شریعتی و جامعه شناسی تاریخی”، “شریعتی و هرمنوتیک ژرفایی در تفسیر تاریخ”، “پدیدار شناسی دین” و “نسبت تاریخ و فلسفه در اندیشه شریعتی” را مورد بررسی قرار دادند. برگزاری جلسات پرسش و پاسخ در پایان هر پنل تخصصی به بحث و تبادل نظر قابل توجه بین سخنرانان و شرکت کنندگان انجامید.

سخنان آغاجری پیرامون تبیین و نقد آرای شریعتی با استقبال مخاطبان روبرو شد. وی تاریخ را از منظر شریعتی «علم رهایی‌بخش» نامید و بزرگترین نیاز زمانه را بازخوانی نقادانه آرای شریعتی دانست.

رحمانیان، دبیر علمی همایش در میزگرد پایانی تبادل آرای بوجود آمده را سازنده نامید و اذعان داشت که نمی توان در ظرفی به کوچکی یک همایش دو روزه، بحر عظیمی از تضارب آراء را گنجانید. وی در جمعبندی مباحث این همایش، شریعتی را حکیمی به معنای واقعی کلمه نامید که در عین اینکه به برخی آراء و نظرات ایشان انتقاداتی نیز وارد است، از این جهت که به مخاطبان خود پرسشگری و تفکر و حرکت را یادآوری و تاکید می نماید، در رشد فکری جامعه ایرانی بسیار موثر بوده است. رحمانیان با اشاره به قرائت های مختلف از شریعتی، یادآور شد که در حوزه نظریه پردازی ما دیگر یک شریعتی نداشته و با شریعتی‌ها روبرو هستیم که جریانی مستمر خواهد بود. رحمانیان همچنین تفکیک بین علم و ایدئولوژی را تفکیکی دقیق و جامع ندانست و یادآور شد هر کس از جمله شریعتی را باید در یک پروسه دید نه اینکه با تکیه بر یک اظهار نظر یا یک کتاب خاص، حکمی قطعی در مورد آن صادر نمود .دبیر همایش در پایان ضمن تشکر از تمامی اساتید و شرکت کنندگان و پژوهشکده تاریخ اسلام که امکان برگزاری چنین برنامه‌ای را فراهم نمود تقدیر نمود و همچنین از شرکت‌کنندگان و خانواده شریعتی بابت کاستی های احتمالی برنامه پوزش خواست و ابراز امیدواری نمود روح شریعتی از برگزاری چنین تلاش هایی در بازخوانی و تبیین نظریاتش راضی باشد. مجموعه مقالات همایش مذکور متعاقبا منتشر خواهد شد.

به گزارش کردانه، احسان شریعتی با تشکر از مبتکران و مجریان این همایش که تلاش نموده‌اند تا با بازخوانی اندیشه‌ی تاریخی دکترعلی‌شریعتی، او را به محیط نقد-و-بررسی علمی و دانشگاهی بازگردانند، یعنی به همانجا و همان نقطه‌ی عزیمتی که شریعتی کار خود را از آن آغاز کرده بود (دروس تاریخ تمدن، ایران، ادیان، و اسلام در دانشگاه مشهد)؛ شریعتی را «شایعه‌ای منتشر» و غایبی حاضر خواند که هنوز تمامی ابعاد شخصیت، متون و اندیشه‌اش شناخته نشده است.

وی در سخنرانی فشرده‌ی خود پیرامون «نسبت تاریخ و فلسفه» نزد شریعتی، وارد ساختن ساحت تاریخ در پژوهش‌های جامعه‌شناختی و بویژه در پدیده‌شناسی دین را مهمترین نوآوری‌ شریعتی برشمرد. اما این نواندیشی تاریخی در برابر نگرش سنتی و ایستای کلامی- متافیزیکی او را به «تاریخی‌گری» بیمارگون پوزیتیویستی-ساینتیستی به تعبیر نیچه، گرفتار نساخت، زیرا تاریخ در اندیشه‌ی شریعتی نه تنها «گذشته»‌ای است که تا به حال پیش آمده و به سوی آینده در حرکت است، بل اساسا، گذشته خود چیزی نیست مگر نوعی «ازسرگیری» توسط آینده که ارزش آن در این نهفته که آبستن آینده و همواره معطوف به پیش بوده و در اکنون جاری و پدیدآورنده‌ی حال حاضر است. آنگاه، با اشاره به تز معروف “چهار زندان” دکتر شریعتی اظهار داشت که رسالت دانش تاریخ از اتفاق فراهم آوردن شرایط آزادی انسان از زندان گذشته است (همچنان‌که «علم» امکان رهایی از سیطره‌ی طبیعت را فراهم می‌آورد، و مبارزه‌ و پراکسیس اجتماعی امکان رهایی از اشکال گوناگون سلطه را، و خودآگاهی عرفانی-مذهبی شرایط رستگاری و فلاح از زندان روانی خویشتن را). در یک کلام، مفهوم “تاریخ فردا” چنین انتظاری از نگرش و مطالعات تاریخی را، در خدمت زندگی و رهایی در راه و فردا، نزد شریعتی بیان می‌کند‌. در پایان، احسان شریعتی سخنان خود را با یادآوری این نکته‌ی «کلیدی» به پایان برد که مهمترین خصلت بینش تاریخی شریعتی در هر دو بعد تاریخ ملی-فرهنگی و دینی-عقیدتی، نگرش از حاشیه به متن و از پایین به بالا بود و بزرگترین ممیزه‌ی آن‌را فراهم آوردن فرصت سخن برای خاموشان محروم از ذکر تاریخ دانست.


یک پاسخ به “برگزاری همایش «دکترعلی‌شریعتی و دانش تاریخ»”

  1. آق مرتضا گفت:

    هربلایی سرما آمده به سبب عقاید و سخنرانی های دکتر شریعتی است. با آن چهره ای که او از اسلام نشان داد، ما باخودمان گفتیم پس دیگر اسلام بنی امیه و بنی عباسی وصفوی از بین رفته و حال می توانیم به این وجه از اسلامی که دکتر شریعتی به ما می نماید، روی آوریم. چه اشکالی دارد. آنچه او ازاسلام میگوید بسیارهم پسندیده است. کسی مجبور به کاری نیست که دلخواهش نباشد. هرکس مسئول کارهای نیک و بد خودش است و مسئولیت اعمال و وظایف دینی به عهده اوست. کسی را به اتهام عدم اعتقاد به اسلام یا شیعه آزار نخواهند داد. لباس و حجاب اجباری نیست. خورد و خوراک و نماز و روزه اجباری نیست. هرکس درگورخودش خواهد خوابید. دیگر اسلام و خرافات با هم عجین نخواهد بود. پس به این ترتیب من سست مذهب میتوانم با رفیق مسلمانم با مسالمت کنار آیم و با او دوستی یا همکاری داشته باشم. به این ترتیب بود که اسلام با چهره شریعتی در دلمان نشست و ناگهان زبانه کشید و کلی طرفدار پیدا کرد. اما وقتی حکومت اسلامی سرکار آمد. دیدیم اگر مرحوم شریعتی زنده بود، اول خود او را دراز کرده و به اعدام می کردند. این اسلام که سرکار آمد اصلا با آن اسلامی که او وعده داده بود تشابهی ندارد و حتا از اسلام صفوی هم بدتر است. به همین جهت من می گویم زنده یاد شریعتی به طور غیر مستقیم مسبب این بدبختی های مردم است. خدا ازگناهانش بگذارد و روحش شاد باشد اگر مانده بود و به دست اینها اعدام نشده شده بود، حتما علیه اینها قیام میکرد و مردم راعلیه اینهایی که سرکارهستند می آغالانید.