سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقایان! وقت برای نجات کشور تنگ است؛ مسئولیت پذیر باشید و کنار بروید...
» چاه بدر و توهم خیبر، مدیریت جهانی و دلار 3500 تومانی؛ به کجا می‌رویم؟

آقایان! وقت برای نجات کشور تنگ است؛ مسئولیت پذیر باشید و کنار بروید

چکیده :مدیریت شاه سلطان حسینی کشور در این سالها نه تنها همه ی سرمایه ها و درآمدها را به باد داد و سرنوشت درآمد 700 میلیارد دلاری را به ویران شدن زیرساخت های تولیدی و به یک سوم رسیدن ارزش ریال منتهی کرد، بلکه داشته ها و انباشته های سالیان قبل و بعد از انقلاب و سال های سازندگی و اصلاحات را هم چنان نیست و نابود کرد که بازیابی یا بازسازی آنها نه به زودی ممکن است و نه به سادگی. و نه فقط سرمایه های تاریخ معاصر، که اندوخته های فرهنگی و تاریخی میهن و آیین ما هم گویی در این سه دهه چنان خرج شد که دیگر معلوم نیست بتوان آن را زنده کرد و احیا. آیا قرار بود به چنین روزی برسیم؟ آیا انتظار بیجایی است که با این وضع بازار و کسب و کار و این حال و روزی که کشور را در معرض جنگ و ایران را در آستانه ویرانی قرار داده، مدیران اصلی کشور مسئولانه برخورد کنند و مسئولیت بپذیرند و کنار بروند؟ دیگر چه اتفاقی باید بیفتد که مسئولان یک کشور بپذیرند نبودن آنها بهتر از بودن آنهاست؟...


کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

ظاهرا حرفی برای گفتن باقی نمانده است. تقریبا همه چیز را همه می دانند. کارد از پوست و گوشت عبور کرده و به استخوان رسیده؛ درد تا مغز استخوان هم نفوذ کرده. قصه دیگر قصه ی مدیریت جهانی و کاغذ پاره های تحریم نیست؛ صحبت از ایران 1404 و چشم انداز بیست ساله و قدرت اول منطقه و قله های جهانی و تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی هم به یک شوخی تکراری می ماند؛ دروغ هایی برگرفته از کاریکاتور آرزوهای یک حاکمیت کودتایی، که کسی حتی با آنها خنده اش هم نمی گیرد.

اینها گوشه ای از آخرین خبرهای ناگفته ی امروز است: برخی کسبه بازار سنتی تهران، دیروز و امروز از بعدازظهر به بعد کار را تعطیل کردند. کاسبی با این حجم از بی ثباتی؟! ممکن نیست. تعطیل کنند بهتر از این است که در این هنگامه ی ضرر کردن و ضرر رساندن سهیم باشند. در بازار ورق و استیل هم فروش تعطیل شده. همینطور فروشندگان لوازم خانگی که نمی دانند جنس را چند بفروشند و چقدر گران تر باید بخرند. همچنین بازار کامپیوتر که تقریبا در کما فرو رفته، و بازار موبایل نیز. خرید و فروش خودرو نیز وضع مشابهی دارد و زمزمه های تعطیلی آن در روز سه شنبه (فردا) مطرح است. راسته های لوازم الکتریکی لاله زار و کاغذفروشی های ظهیرالاسلام و لوازم صوتی تصویری های جمهوری و … هم همین نگرانی ها را دارند. با ریال باید بفروشند و با دلار جنس بخرند. قیمت جنس، امروز چه باشد؟ قیمت دلار فردا چقدر است؟

اینها ذره ای از حجم وحشتناک واقعیت است، واقعیتی که حتی نای انکارش را هم ندارند. واقعی تر از وضع و حال بحرانی کاسبان آن سوی میز، وضع جیب و معیشت مشتریان این سوی میز است. واقعی تر از دلار ۳۴۰۰ تومانی، حقوق سیصد هزار تومانی کارگران است. از آن واقعی تر، ورشکستگی تولید و صنعت و کسب و کار در کشور. کار از فاجعه و بحران گذشته است. واژه ای دیگر باید ساخت برای توصیف واقعیتی که برای همه ملموس است و می رود که باتلاق وار همه را غرق کند. واقعیت محض است که آوار می شود بر سر همه ی ایرانیان که ناباورانه به سقوط سرمایه های شخصی و ملی خود می نگرند و به حال و روز میهن خود می گریند. به کجا می رویم؟ پایان این مسیر کجاست؟

خیلی وقت است که از آغاز خیابان جمهوری اسلامی حرکت کرده ایم، میدان جمهوری اسلامی را هم پشت سر گذاشته ایم. وقت تعلل و سرخوشی نداریم، نه در تقاطع باستان توقف می شود کرد و نه در گلشن. به جمهوری اسلامی ادامه می دهیم، چاره ای نداریم؛ خیابان یک طرفه است. سراغ آنجا را می گیریم که مرکز همه ی تحولات و تصمیم گیری هاست. می گویند باید از خیلی ها عبور کرد تا برسیم به آنجا، باید هم از کارگر عبور کنیم و هم از دانشگاه. به تقاطعی می رسیم به نام شهید کشوردوست؛ اسمی گویا و با مسما: از دوستان کشور کم نیستند آنها که شهید شده اند. باید انتخاب کنیم، به سمت راست برویم یا به راه راست ادامه دهیم؟ مرکز تحولات کجاست، و مرکز تصمیم گیری ها؟ از عابران می پرسیم؛ می گویند راه راست انحرافی است؛ ساکنان آن محله ی پایینی از مسیر جمهوری اسلامی دور افتاده اند. مقصد همان است که در پیش روست؛ مستقیم! اما حالا برای رسیدن به آن باید آرمان و ایمان را هم پشت سر گذاشت: از فلسطین و ولیعصر هم باید گذشت، و همچنین از حافظ، تا به چهارراه استانبول برسیم. اینجا نقطه پایان جمهوری اسلامی است؟ ظاهرا نه! اما معلوم هم نیست از اینجا به بعد کسی به این مسیر ادامه دهد و به سمت میدان استقلال برود.

ظاهرا در این خیابان شلوغ و یکطرفه باید همچنان برویم؛ بخواهیم یا نخواهیم. به نظر می رسد که تا اطلاع ثانوی وضعیت همین است. نه چاره ای هست و نه مجال چرایی، نه توقف و تغییر مسیری و نه غایت و چشم اندازی. هیچ کس از فردا خبر ندارد؛ هیچ کس! حتی آنها که هر روز دارند دلار می خرند و می فروشند، حتی آنها که کسب و کارشان از این وضعیت به خاک سیاه نشسته، حتی دولت که به بهترین نحو دارد حرکت کشور به سمت پرتگاه را مدیریت می کند، حتی رهبری که کشور را در وضعیت بدر و خیبر می بینند. این ثمره حاکمیت یک دستی است با وعده ژاپن اسلامی شروع شد و وعید دولت عدالت و ریشه کنی فقر و فساد ادامه یافت و تثبیت قیمت ها و سهمیه بندی بنزین و جشن های پیاپی هسته ای و سفرهای پرهزینه استانی و وام های هنگفت بانکی و حذف یارانه ها و آمارسازی های بی محابا و … را هم پشت سر گذاشت و حالا مردم باید قضاوت کنند که به بلندای عزت و سعادت رسیده ایم یا سراشیبی دهشتناکی که صدای هشدارهای ناشنیده ی بسیاری از دلسوزان درباره آن، هنوز در گوش ماست.

قوای مقننه و قضاییه و روحانیون درباری و رسانه های ابزار دست که برای دستمالی حاضرند قیصریه را به آتش بکشند و برای هر هیاهویی حاضرند امضا جمع کنند و بحران ایجاد کنند و این و آن را به تیغ و تیر بسپارند، حالا که پول ملی در حال تبدیل شدن به کاغذ پاره است و نتیجه ی سیاست های غلط حاکم بر کشور، پرتگاهی است که چند قدمی بیشتر به آن نمانده؛ نه امضایی می کنند و نه اعتراضی، و نه استیضاحی و نه محاکمه ای. مدعی العموم که از مجلس دعای کمیل احساس خطر برای امنیت ملی می کرد، حالا معلوم نیست به چه سرگرم است که زبانش نمی چرخد تا این حجم از صدمات وارد شده به امنیت ملی به دست مسئولان رده اول کشور را ببیند. نمایندگان و مسئولان قضایی پای پلکان هواپیما برای خیر مقدم حاضر به یراق اند، اما پای سوال و پیگرد که می رسد، پایشان می لنگد و می لغزد و دستشان می لرزد. در این فضا، چه راهی جز برکناری و استعفای دسته جمعی همه ی مسئولان اقتصادی و مدیران ارشد تصمیم گیر در کشور می توان برای حل بحران پیشنهاد کرد؟ و غیر از اعلام عدم کفایت جملگی مسئولان کنونی نظام، آیا راه دیگری هم باقی مانده است؟

چه کسی باید مسئولیت وضعیت امروز کشور را بپذیرد؟ چه کسی این سرنوشت را برای جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران هزار شهید است رقم زده است؟ چه کسی کار ایران را به اینجا کشانده است؟ از چه کسی باید انتظار مسئولیت پذیری و پاسخگویی داشت؟ از چه کسی و چه جریانی و چه مجموعه ای و چه طرز فکری باید توقع و انتظار داشت و مسوول حال و روز امروز ایران اسلامی اش دانست؟ آیا جز این است که همه ی پیش بینی های دلسوزان، اعم از میرحسین و دیگران، یک به یک محقق شده؟ و آیا غیر از این است که قدرت مطلقه و مدیریت فردی کشور و خودکامگی محض و بی حد و قید باعث شده که امروز نظام اقتصادی و مدیریتی به یک ویرانه بدل شده؟ و آیا چاره ی دلار 3500 تومانی و ساختار رو به ویرانی، جز تغییر اساسی و بنیادی و همه جانبه در مدیریت کلان کشور است؟

قصه ی سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور و قصه ی جدیدتر سقوط ارزش پول ملی، همان داستان شاه سلطان حسین است که همه به خاطرش دارند. همان که رهبری، دیگران را به آن تشبیه می کردند. اما شاید ماجرا از آن هم فجیع تر است؛ باید از آخرین خلیفه اموی صحبت کرد. باید از قصه ی کسی گفت که به خاطر هیچ، همه ی داشته ها را به باد داد. قصه ای که از فرط حقارت، بازگو کردنش در تاریخ هم فقط برای تمسخر بوده و نه حتی برای عبرت. الحق والانصاف؛ تاریخ درباره ی این دوره چگونه قضاوت خواهد کرد؟ این چه تجربه ای بود و چه سرنوشتی، که از آن همه آرمان و ایمان و آرزو و جهاد برای ایران برجا ماند؟

مدیریت شاه سلطان حسینی کشور در این سالها نه تنها همه ی سرمایه ها و درآمدها را به باد داد و سرنوشت درآمد 700 میلیارد دلاری را به ویران شدن زیرساخت های تولیدی و به یک سوم رسیدن ارزش ریال منتهی کرد، بلکه داشته ها و انباشته های سالیان قبل و بعد از انقلاب و سال های سازندگی و اصلاحات را هم چنان نیست و نابود کرد که بازیابی یا بازسازی آنها نه به زودی ممکن است و نه به سادگی. و نه فقط سرمایه های تاریخ معاصر، که اندوخته های فرهنگی و تاریخی میهن و آیین ما هم گویی در این سه دهه چنان خرج شد که دیگر معلوم نیست بتوان آن را زنده کرد و احیا. آیا قرار بود به چنین روزی برسیم؟

وقت تعارف و مجامله نیست. کار از تجاهل و معامله هم گذشته است. اینکه بگوییم آقا لطفا تدبیر کنید و خواهش می کنیم تغییری ایجاد کنید و … دیگر درمانگر این دردهای مزمن نیست. جامعه دیگر حوصله ی اینکه دلسوزانه از عقلای نظام خواسته شود جلوی گسترش بحران را بگیرند و به تصمیم گیران و این و آن هشدار داده شود، ندارد. اگر پیش از این هم فرصتی برای رفتن این و آمدن آن و پایین و بالا کردن یکی دو سیاست جزئی و بازی کردن با افکار عمومی و بازی دادن مردم و … بود، حالا دیگر گذشته و فرصتی نیست. امروز وقت تغییر است. فردا حتما دیر است.

مسئولان فعلی کشور باید مسئولیت عملکرد خود را بپذیرند، کنار بروند و کار را به کاردان بسپارند. مردان و زنان کاردان و پرتوان در این کشور کم نیستند. نخبگان ایران زمین بسیارند. مطمئنا رده های دوم و سوم آنها هم بهتر از مدیران و رهبران فعلی می توانند کشور را اداره کنند. لااقل اگر از عهده ی پیشرفت کشور و رقابت با همسایگان بر نیایند، مثل مدیران فعلی اینچنین هستی ملک و ملت را به باد نمی دهند.

امروزه حتی در کشورهای نه توسعه یافته بلکه در حال توسعه و همانند ما و حتی عقب تر از ما هم وقتی شائبه ای از سوء مدیریت مسئولان به میان می آید یا اتفاقی رخ می دهد که لازم است مسئولیت آن پذیرفته شود، استعفا می دهند. استعفا و کناره گیری، اولین قدم برای اصلاح است. آیا انتظار بیجایی است که با این وضع بازار و کسب و کار و این حال و روزی که کشور را در معرض جنگ و ایران را در آستانه ویرانی قرار داده، مدیران اصلی کشور مسئولانه برخورد کنند و مسئولیت بپذیرند و کنار بروند؟ دیگر چه اتفاقی باید بیفتد که مسئولان یک کشور بپذیرند نبودن آنها بهتر از بودن آنهاست؟

یادداشت های دیگری از همین نویسنده:

فرزندان آیت الله، پیش «بچه های مردم»؛ آقای هاشمی در خانواده بزرگ زندانیان سیاسی

نرمش حاکمیت یا نمایش رأفت؛ آیا آزادی‌های اخیر زندانیان، معنای سیاسی ویژه‌ای داشت؟

روزنامه‌ی بی‌روزنامه‌ها، رسانه‌ای برای هر شهروند

آیا قرار است پرونده اتهام جاسوسی مشاور احمدی نژاد هم «کش» پیدا نکند؟

پانصد روز مقاومت پر افتخار

مجلس به کجا می‌رود؟

فرزندان انقلاب در بند؛ قلم عفو رهبری بر جرایم جریان انحرافی

فریاد از راستگویان مصلحت‌نشناس آبروبر! کجاست میثم تمار؟

آن ۹۹ نفر و این ۱۰۰ نفر

کاری نکنید که دیگر ساختار قابل دفاع نباشد


125 پاسخ به “آقایان! وقت برای نجات کشور تنگ است؛ مسئولیت پذیر باشید و کنار بروید”

  1. یک آموزگار گفت:

    آخه کلمه جان زیادسخت میگیری!جای دوری نمی ریم.همین نزدیکیا،مممثلا افغانستان سی ساله ما ازبرادران افغان پذیرایی کردیم حالا یه چندروزی هم مامزاحم اونامیشیم. اونجا 2لار هم زیاده.دور میزنیم تحریما رو دیگه..

  2. ناشناس گفت:

    برچه اساسی و چه مستنداتی به رییس جمهور لقب سلطان اطلاق میشه ؟ ایا در قانون اساسی اختیارات سلطان برای رییس جمهورتعریف شده که قبلا به کنایه به خاتمی و امروز شما از این لقب برای احمدی نژاد استفاده کرده اید؟ چرا نا خود اگاه کمک میکنید تا این آدرس غلط کاملا در میان مردم جا بیفته ؟! بدبخت احمدی نژاد بزعم آیان بعنوان یک خدمتگزار مطیع و ولایت پذیر انتخاب شد حالا اگه نا خلف دراومده یه موضوعیست مجزا …؟! راستی نگفتین سلطان این مملکت کیه کاری به شاه سلطان حسین بودن یا شاه عباس بودنش کاری نداریم .اگه سلطان مشخص شه قطعا مردم عامل بروز این سیاستکذاری ها را درخواهند یافت

  3. ناشناس گفت:

    حالا بذارین پول یارانه ها رو جور کنن دوباره یه کم قیمت ارز رو می یارن پایین، از خودمون می دزدن و بعدش قسمتی از اون پولی که ازمون دزدیدن رو به عنوان گدایی میدن به خودمون، اقتصاد مقاومتی یعنی این

  4. khosrow گفت:

    برای احمدی نژاد که معیشت مردم ایران اهمیت ندارد، مهم رفیقش جوانفکر است، حالا هر چقدر هم دلار باشد. برای خامنه‌ای هم معیشت مردم ایران اهمیت زیادی ندارد مهم پیروزی در سوریه هست آن هم به هر قیمت، ….

  5. میری گفت:

    این کسانی که فکر میکنند دارند با اسراییل مبارزه میکنند. اگر اسراییل می خواست اقتصاد ایران را داغان کند بهتر از….. شما میتوانست این کار را بکند. الان معلوم نیست شما تندروها کدامتان مامور اسراییل هستید و کدامتان بی جیره مواجب از نابودی کشور دفاع میکنید.

  6. mohammad گفت:

    اون آقایی که دم از پیامبر و زمان ایشان می زنه باید بدونه که اصلاً زمان شناس نیستی اون زمان پیامبر که مؤسس اسلام بود با نان و نمک سر می کرد اما بعد ها، دوره امام صادق اصلا سخت نمی گرفت و متناسب زمان زندگی می کردند اما الان ما 70 میلیون ایرانی چوب یک اقلیتی که حتی جمعیتشون به میلیون هم نمی رسه(افراد بر سر کار) داریم می خوریم تحجر به خرج نده اگه تو زمان امام علی بودی به نظرم تو دسته خوارج بودی این افراد به اصطلاح اصولگرا واقعاً پیش خدا چی دارن که بگن پدر مردم در اوردن مملکتو به لجن کشیدن

  7. GermanJr گفت:

    مردم از حقشان دفاع نکنند

  8. ناشناس گفت:

    دم از کدوم اسلام میزنید شکم گرسنه اسلام اقا سرش نمی شه

  9. mani گفت:

    rahe avval va dovvmi vojood nadarad agar gofteed rahe sevvomesh chist?

  10. چی بگم گفت:

    تمام محاسبات حاکمیت اشتباه از اب درامد هر کاری انجام میدهند اشتباست و این به این معنی میباشد که شکست خورده اند
    تقلب در انتخابات بد جور یقه خودشان را گرفت و چقدر جالب است که زمانه بر عکس شده مردم عادی دارند برای
    ایت الله ها از خدا و پیغمبر میگویند و این دلیل خوبی میتوانند برایشان باشد که دین مردم از حکومت باید جدا گردد .
    ایا مردم میخواهند احمدی نژاد را تحمل کنند ؟ یقینا خیر پس این مسئله حق و الناس دارد و ایا برای حاکمیت حق الناس
    مهم نیست؟
    مردم خاتمی و هاشمی را میخواهند کسانی خدمتگذار مردم بوده اند و خواهند بود

    میگویند استاد فلسفه دانشگاه کلمبیا به شاگردانش گفت بیایید بریم با احمدی نژاد دیدار کنیم و به شما نشان بدهم که یک انسان در قرن 21 چطور در قرن 15 زندگی میکند و افکار قرن 15 را دارد .

  11. mani گفت:

    500.000.000.000dollar arzo gereftand oonvaght migand to sharaye bardim aya mohammad ham az in daramadha dasht?

  12. علیپور گفت:

    شمیم بصیرت اقا کشور را فراگرفته است.

  13. زهرا گفت:

    من یک پیشنهاد داشتم به حاکمان ایران برای برون رفت از وضع فعلی:خواهشا هرچی تواین سی سال از کیسه مردم چپاول کردید بردارید و از ایران برید .اگه مردم بیشتر از این عصبانی بشن هیچ کدومتون زنده نمی مونید .برای نجات خودتون هم شده قدرت رو رها کنید و به مردم بسپارید و جونتون و بردارید و برید.آن وقت این دفعه مردم می دانند چه کنند که کلاه گشادی که در سال 57 بر سرشان رفت این بار نرود.

  14. ناشناس گفت:

    مقصراصلی ما مردم هستیم که اجازه داده ایم یک حکومت نالایق​ ، دزد وشارلاتان سالها بر ما مسلط باشه. از ماست که برماست. واگر حمل بر توهین نباشد ملت بی بخاری هستیم.

  15. ناظر گفت:

    بهتر است ما دست از سر تاریخ برداریم . عبرت که نمیگیریم از تاریخ ، در تمثیل هم از آن استفاده نکنیم . اگر محمود افغان به اصفهان حمله نکرده بود ، امروز شاه سلطان حسین نمونه یک شاه دمکرات بود در تاریخ ما . بیچاره سلطنت میکرد و نه حکومت . بیش از تامین هزینه حرمسرایش هم ، نه توقعی از ملت داشت و نه تحمیلی به میکرد . کاش امام راحل شاه سلطان حسین را سرمشق قرار میداد و نه آغا محمد خان را ، نقل است که هر دو مجتهد بودند .

  16. رضا گفت:

    بنظر من ، احمدی نژاد می داند چه می کند. یعنی از ابتدا می دانست چه می کند. او با اعتقاد محکم در اجرای ماموریت خویش حرکت نموده و برای رسیدن به هدف، همه کاری انجام داده و می دهد. با توجه به اینکه به اهداف خود رسیده و دین، کشور و مردم ایران را نابود کرده، به پایان ماموریتش نزدیک شده و از هیچ عقوبتی هم هراسی ندارد. اسلام، ایران و ایرانیان را نابود کرد و همه را تحمیق و مسخره کرد و هیچ مقام مسئولی متوجه نشد و نفهمید. تنها کسانی که متوجه شدند و فهمیدند، مردم، فرهیختگان و نخبگان جامعه، اساتید و دانشجویان دانشگاه ها، نخبگان و میهن پرستانی همچون میرحسین، خاتمی، کروبی و… بودند که اعلام خطرهای آنان هیچ نتیجه ای نداده و سران حاکمیت و مقام عظمای بصیرت، چنان در توهمات خویش غرق و شیفته طنازی های ماهرانه احمدی نژاد شده بود که برای ماندن خویش، از فهم بدیهیات نیز عاجز ماند. اینک با توجه به نامگذاری سال ها توسط مقام عظمای بصیرت :
    سال 90 : سال جهاد جهاد اقتصادی = جهاد اختلاسی
    سال 91 : سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني = تعطیلی تولیدات ملی، بیکاری، بیکاری و نابودی سرمایه ایرانی
    از آن مقام عظمای الهی ، نایب خداوند در زمین استدعای عاجزانه دارم که :
    سال 92 را : سال تحکیم و بقای ولایت فقیه و تحکیم جمهوری اسلامی نامگذاری نمایند. همین!

  17. زمان بیداری گفت:

    امروز 11 مهر 91 ساعت 9.20 صبح قیمت دلار از مرز 3900 گذشت
    دوستان خوش باشند ما که عکسمون را گرفتیم و رفتیم

  18. محسن گفت:

    آقاي مير هادي عزيز.وقتي توني بلر روزي نيم ساعت قران مي خواند براي پي بردن به همين چيز هاست .مرد مومن 850 سال جنگهاي اسلام و مسيحيتو به سادگي تبديل به جنگهاي دنياي اسلام و يهود كردند.برادر من تا كي بايد تو سر خودمون و ديگران بزنيم. مقداري هم از اون مخ آكبندت استفاده كن تا قبل از اين كه بري زير خاك خوراك كرمها بشه.برو كتاب تاريخ تمدنو مطالعه كن

  19. chroo گفت:

    خلایق را هر چه لایق…خودتان را خسته نکنید….مردم ایران لایق همین زندگی و رهبر و ریس جمهور هستند…

  20. ایرانی گفت:

    دلم برای ایران عزیزم می سوزه. خدایا نگهدار ایران عزیز و ایرانی باش.
    پاینده باد ایران و ایرانی

  21. ناشناس گفت:

    خوب ماشاءالله ديگه داريم كم كم از شرايط شعب ابي طالب خارج مي شويم و عملاً وارد قبرستان بقيع مي شويم…….

  22. امیر گفت:

    خداوند سرنوشت هیچ قومی را تا زمانی که خودشان نخواهد تغییر نخواهد داد.
    راستی کی بود که گفته بود تخصص مال خر است ! اقتصاد مال خر است؟

  23. امیر گفت:

    ماشا الله خامنه ای داریم پیچ تاریخی رو رد میکنیم

  24. امیر گفت:

    کلمه جان عکس خبر رو یک کم باز تر مینداختی تا سمت چپی آقای احمدینژاد کامل می افتاد!

  25. ناشناس گفت:

    میرهادی موسوی،
    این را بدان که همین هایی که در فلسطین برادرت می دانی خرده های امپراطوری عثمانی هستند که می ریختند به ایران و شیعه می کشتند و الان هم ترکیه را آقایشان می دانند و به تو و من رافضی (از دین خارج) می گویند و سردسته شان می آید اینجا به سه خلیفه اول سلام می دهد و خیلیهایشان اگر ببینندت سرت را می برند.

  26. ناشناس گفت:

    سقوط چنان سرعتی گرفته که فرزانگی آقا فقط سرعتش را زیادتر می کند.

  27. محمد گفت:

    با سلام
    بايد بعد از اين مواظب سفر هاي خارجي احمدي و مشايي و اين ها باشيم اي بسا اين ها هم مثل فيلمبردارشون بروندوجايي و برنكردند
    محمدت

  28. mani گفت:

    یکی به آقا یگه : بصیرتت ما رو کشته.

  29. کمال گفت:

    یه افغانی (واحد پول افغانستان) 50 تومان !!! باید سرمونو بزاریم و …

  30. امین گفت:

    مرد حسابی میر هادی خان با بصیرت
    آیا قرآن گفته با دروغ و تهمت و حقه بازی و داغ و درفش و زندان حکومت کنید برا اینکه با بنی اسراییل بجنگید؟

  31. شیرازی گفت:

    شخص ناشناسی که در مورد نظر بنده موضع گیری کرده باید بهش عرض کنم که تا وقتی ما اینطور فکر کنیم هیچ مشکلی حل نمی شه ، من و شما کجا و کی از پشت صحنه ی سیاست خبر داشتیم که این بار دوممون باشه ما از کجا می دونیم که رهبری در پشت صحنه از همین هایی که نام بردی مخصوصا میر حسین عزیزمون مشاوره نگرفته و نمیگیره ، لطفا اسیر ظاهر سازی های دیگران نشیم دیگران خیلی حرف ها در مورد رهبری می زنند آیا شما اونها رو به چشم دیدی ؟ کاری نداره برو بیت رهبری و از خود ش سوال کن ببین جوابش چیه نمی شه که ما چند تا حرف بی پایه و اساس نقل شده از دیگران رو برای خومون حجت بدونیم ! اگر من گفتم این کارها انجام بشه نه در پشت صحنه که علنا اتفاق بیافته ، مردم هم در جریان باشند ، اینطور هست که به سمت همدلی و همراهی و اتحاد حرکت می کنیم ، اگر رهبری علنا بگه من با نمایندگان تمام گروه ها در ارتباط هستم من و شما هم اطمینان پیدا می کنیم که نماینده ی ما هم در ارتباط هست ولی امروز که در پشت صحنه خیلی اتفاق ها می افته و ما خبر نداریم حکم به خودکامگی افراد میدیم ، این کار درسته ؟ تمام حرف های شما به این دلیل هست که در کشور دو دستگی ایجاد کردیم و طرف مقابل هم جری تر شده ، اگر من و شما هم در قدرت بودیم و این حرف ها پشت سرمون بود و حرف روز جامعه حتما بدتر از رفتاری که آقای خامنه ای در برخورد با این جریانات و موضع گیری ها داشته ، داشتیم ، لطفا کمی واقع بین باشیم ، مناظره ی میر حسین و آقای کروبی رو هم ببین حتی موضع گیری های این دو فرد در زمان انتخابات همیشه از رهبری به نیکی یاد می کردند و در مناظره هم آقای کروبی گفتند مقام معظم رهبری ، پس بدون و مطمئن باش که در پشت صحنه هنوز هم اتفاقاتی می افته که من و شما ازش بی خبریم …

  32. ناشناس گفت:

    این آشفتگی و تناقض در رفتار ، ریشه در بصیرتی دارد که دیگران قدرت ادراک آن را ندارند!!
    کسانی که قدرت چشمشان را کور کرده وگوششان را کر،به زودی وعده های خلف نا پذیر الهی برای آنها محقق می شود.

  33. khosrow گفت:

    فکر کنم تا زمانیکه یاران احمدی نژاد در زندان هستند، و او نتواند کاندیدای ریاست جمهوری معرفی‌ کند، همچنان دلار نرخش افزایش پیدا می‌کند. مگر اینکه خامنه‌ای کوتاه بیاید و در مقابل احمدی نژاد تسلیم شود. و دستور آزادی دوستان احمدی نژاد را صادر کند و به او اجازه معرفی کاندیدای مورد نظر احمدی نژاد را بدهد.

  34. ناشناس گفت:

    شاه سلطان حسین رو خوب اومدین واقعا که تاریخ تکرار میشه

  35. مادرسبز گفت:

    اقای شیرازی یک عده هستند مثل شما همیشه مردم را به نداستن متهم می کنند از اتفاقات پشت صحنه می گویند و از بیخبری مردم اما اقای شیرازی نمی شود اتفاق پشت صحنه ای بیفتد و ما اثر آن را نبینیم؟! در این مدت چه اتفاق خوشایندی برای مردم فلک زده ی ما افتاده است که امید وار باشیم؟؟ هر روز بدتر از دیروز!! هیچ مسولی نیز این همه آشفتگی بازار را به گردن نمی گیرد؟ دلتان را به آن اتفتقات پشت صحنه خوش نکنید که اگر اتفاق خوبی بود خیرش به ما می رسید.

  36. محمد گفت:

    در جواب شیرازی : 1) از خیر خواهی شما ممنونم! اما پیش فرض استدلال شما اشتباه است ! 2) بحث وحدت که اکنون دیر شده است! امری است طرفینی ! و در معنا از باب ” مفاعله” ! و به همان اندازه هر کدام که قدرت و امکاناتش بیشتر است! نقشش پر رنگتر است ! و البته مسئول تر! نمیشود یک طرف که قدرت دارد تمام قد ظلم کند و طرف دیگر دم برنیاورد! و فریاد اتحاد سر دهد ! این بر خلاف اموزهای دینی و عقلی ماست! که ما را دعوت به استقامت در مقابل ظالمین کرده است ! 2) بزرگان زیادی به خدمت اقای خامنه ای رسیده اند! و او را به چنگ انداختن (اعتصام) ریسمان وحدت فرا خوانده اند! اما او زیر بار نرفته است ! به عکس او امرانه از انها خواسته است ! طلب بصیرت کنند! و از گناه ناکرده استغفار کنند! این را که نقل میکنم عینا یکی از بزرگان که به خدمت او رسیده است! برایم نقل کرد! اخیرا نیز ترکیب بیت حضرت اقا انقدر امنیتی شده است! که دسترسی بزرگان به او بسی دشوار شده است! ایت الله موسوی اردبیلی که خود از بزرگان نظام است! با ان وضع معلولیت پس انتخابات از قم پا شد رفت تهران خدمت حضرت والا ! و او را به حفظ وحدت و رعایت حقوق معترضین فرا خواند! اما بعدا انگونه که خود نقل میکنند ! : ” با دست خالی برگشته اند”! اکنون بسیاری از بزرگان و عالمان از او قطع امید کرده اند! بزرگی می گفت : ” او خود را بر جای خدا نشانده است! ” به قول میرکبیر موسوی : ” فراعنه زمانی به خود میایند که دیگر دیر شده است ” ! اندکی صبر سحر نزدیک است!

  37. ناشناس گفت:

    یک روده راست تو شکمش نیست (ا.نژاد) فقط انکار می کند ویا تقصیر بقیه بیندازد.
    ….
    همه چیز کار خارجی هاست
    این چرت و پرتها چیه. تو ۷سال قیمتها۵۰۰برابر شده؟ آنموقع هم تحریم بود
    هرجای دنیا مجللس تو را بیرون می انداخت ولی چوه از آنها مدارک زیر بقل دداری کاری نمی کنند
    ایشان مشکل روانی دارد
    ایشان راست می گوید.آن ۲۲ نفر خودش و بقیه کابینه هستند که همه دزدند

  38. ناشناس گفت:

    دلار ۳۶۰۰ تومنی همه نتیجه اراجیف گویی مسولین بر ضد کشور های خارجی و پیگیری برنامه های هسته ای .. واقعا کشور چقدر باید هزینه این ندانم کاری ها رو بده؟

  39. ناشناس گفت:

    تورم 50% بیکاری 30% دلار 3700 تومن زنده باد بصیرت !

  40. ناشناس گفت:

    این کشور و مردم بد بخت اون باید چقدر هزینه بمب اتم آقایون کنند ؟ جم کنید این برنامه هسته ای مسخره رو

  41. ناشناس گفت:

    احسنت به این همه بصیرت !!!!

  42. بنده خدا گفت:

    زر و زور و تزویر. شاه و نیروهای نظامی و روحانیت مرتحع. شاه رفت و روحانیت مرتجع رسوا شد و مانده نیروهای نظامی. این سومی هم حتما بدست خود ایرانی ها یا ارتش خارجی از هم خواهد پاشید و این سه هزار سال تاریخ زر و زور و تزویر انشالله از این سرزمین رخت خواهد کشید. این مملکت به اندازه تمام امپراطوری های دنیا و حتی پیشتر حکومت عوض کرده. در همین سیصد سال اخیر هفت سلسله بر این مملکت حکمرانده. فکر میکنید سلطنت آخوندی ابدیست؟ مطمئن باشید عمر این سلسله هم بزودی مانند اسلاف مستبدش به سر میرسد. نشانه هایش هم همین دلار چهار هزار تومانی

  43. محمد گفت:

    “اگرشماها در سال۸۸ دشمن رو امیدوا نمیکردین ،دشمن دوباره دندون تیز نمیکردن علیه ما وملت ما”

    مسعود خوان (مفت خور گرامی ) میخوای ما ساکت بشیم شما و دارو دسته گرامی شما به راحتی مال مردم رو میلیارد میلیارد بالا بکشند ؟

  44. محمد گفت:

    امثال شما از انقلاب فقط مفت خوری و دزدی – اختلاس و حرام خواری آن را دوست دارند !

  45. ناشناس گفت:

    نباید گذاشت آقایان با اموال دزدی از این پیچ تاریخی عبور کنند

  46. ناشناس گفت:

    بیشتر این بسیجی ها ویژه خوار رانت خوار حکومت هستند برای همین حمایت می کنند اینها درد اسلام و دین ندارند درد جیب مبارک رو دارند

  47. ناشناس گفت:

    دکتر در مصاحبه امروز فرمودند:نوسانات بازار ارز دلیل اقتصادی ندارد!! و مردم صبر نوح پيشه کنند ؟! …
    ديگر از ارزنفتي 700 ميليارد دلاری چيزی باقی گذاشته ايد؟

  48. ناشناس گفت:

    بازتاب ـ محمود احمدی نژاد که با شعار ساده زيستی و صرفه جويی در بيت المال قدرت را کسب کرد و ابتدا حتی به جای خوردن غذای سازمانی نهاد رياست جمهوری، غذای خود را از خانه به دفترش می آورد، هزينه هشت سفر خود و کاروانش به نيويورک برای شرکت در اجلاس سازمان ملل حدود ۱۱ ميليون دلار (معادل ۱۴ ميليارد تومان تا اين لحظه!) برآورد می شود؛ هرچند با توجه به عدم اعلام تعداد نفرات اعزامی و ريزهزينه های صورت پذيرفته، اعلام کمتر يا بيشتر بودن اين هزينه در هاله ای از ابهام قرار دارد.!
    !

  49. ناشناس گفت:

    لبنان از اين نوع خرج کردهای جمهوری اسلامی کم در ياد ندارد. همين حدود چهار ماه پيش بود که سيد حسن نصرالله در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس درباره حاتم بخشی های جمهوری اسلامی داد سخن داده بود. نصرالله گفته بود:«من قبل از پايان جنگ با برادران ايرانی تماس گرفتم و به آنها گفتم که ما می خواهيم ويرانی های اين جنگ را بسازيم، چرا که دشمن در مورد نحوه تعامل با شرايط انسانی و اجتماعی بعد از جنگ سخن می گويد، امام خامنه ای نيز با بخشش فراوان با اين درخواست تعامل کرد و احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران نيز همين گونه برخورد کرد، کار به صورتی ادامه يافت که از همان روز اول توقف جنگ، کار بازسازی نيز آغاز شد.» او در ادامه گفته بود: «در ماه های اوليه بعد از جنگ بخش زيادی از مناطق آسيب ديده ترميم شد و اين موضوع با کمک های مالی جمهوری اسلامی ايران صورت گرفت، منازل مسکونی و خانه ها ترميم شدند.»!!

  50. ناشناس گفت:

    ما روز به روز فقیر تر می شویم و مزدور های حکومت روز به روز پولدار تر