سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

پانصد روز مقاومت پر افتخار

چکیده :این هفته که به پایان برسد، عدد روزهایی که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بازداشت خانگی بوده اند، از 500 فراتر می رود. پانصد روز است که آنها تحت فشارهای خانوادگی و روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته اند که سالها باید بگذرد تا جزئیات آنها برای افکار عمومی بازگو شود... ولی ما خسته نشده ایم؛ به خصوص وقتی در برابر پیام «خسته نباشید» میرحسین قرار می گیریم که ما را همچون خود به ادامه این راه دشوار فرا می خواند....


کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

پانصد روز از حصر خانگی رهبر جنبش سبز گذشته است. این هفته که به پایان برسد، عدد روزهایی که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بازداشت خانگی بوده اند، از 500 فراتر می رود. پانصد روز است که آنها از ارتباط با مردم محروم شده اند، از بسیاری از خبرهای روز کشور و جهان دور نگه داشته شده اند، تحت فشارهای خانوادگی و روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته اند که سالها باید بگذرد تا جزئیات آنها برای افکار عمومی بازگو شود، و دستگاه امنیتی هر تلاشی توانسته و هر ترفندی بلد بوده به کار بسته تا بتواند آنها را از راه خود منحرف کند؛ و البته نتوانسته است.

همچنان که ایده بنیادی و مرام بی تغییر جنبش سبز را شاید بتوان در واژه هایی همچون امید و آگاهی و رهایی خلاصه کرد، اگر بتوان این پانصد روز را هم در دو کلمه خلاصه کرد، احتمالا این کلمات خواهند بود: مقاومت و افتخار. به واقع میرحسین و همه همراهان بزرگ و کوچکش در راه سبز امید، در این 500 روز توانستند از سویی مقاومت و ایستادگی و از سوی دیگر افتخار و سربلندی را به نمایش بگذارند. دست و پا زدن مدعیان دروغ پرداز برای اعلام چندباره و بی حاصل اینکه جنبش مرده است، نیز نتیجه ای جز این نداشت که هر بار زنده شدن مرده را ببینند و هر سال و ماه از برپایی و سرافرازی آن بر عصبانیت خودشان بیفزایند. جنبش سبز به این معنا ماند و پیروز هم شد؛ حتی اگر ارباب قدرت چشم دیدنش را نداشته باشند، و این 500 اگر 5000 روز هم شود، چیزی از این مقاومت و افتخار کم نخواهد شد.

حتی هیچ نشانه ای اگر برای پیروزی جنبش سبز نبینیم، همین دروغهایی که هر از چندی در رسانه های وابسته منتشر می شود، بهترین نشانه بر حیات موثر و پیشتازی جنبش سبز است. دروغهایی که آخرین موردش را چند روز قبل درباره زهرا رهنورد شاهد بودیم و حتی انتشار این مطلب در دفاع از شخصیت اجتماعی او نیز اسلحه به دستان زورگو را عصبانی کرد. هرچند، صدها چون این عصبانیت ها ارزشی ندارند وقتی در برابر پیام «خسته نباشید» میرحسین قرار می گیریم که ما را همچون خود به ادامه این راه دشوار فرا می خواند. این منظره، حتی زورگویان امنیتی را هم به اعتراف واداشته که جنبش سبز همچنان به فتح گام به گام جبهه های اخلاقی و ایمانی ادامه می دهد و فاسدان و دروغگویان را به عقب می راند، تا روزی که نوبت به دست کشیدن نهایی آنها از قدرت و زانو زدنشان در برابر مردم برسد.

آری؛ اگر حرف این بوده باشد که سبزها به هر شکل بتوانند دولت را سرنگون کنند، این نشد. یا اگر قصد کسی این بود که از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کند و سوار بر پشت مردم به کرسی وکالت یا صدارتی برسد، خوشبختانه این هم نشد. نه آنها که قصد داشتند ماجرا را به دعوای سی ساله گسترش دهند تا مرتجعانه به قبل از انقلاب بازگردند، موفق شدند و نه آنها که در دو طرف قصد داشتند منازعات شبه نظامی دهه شصت را احیا کنند.

اما مگر کسی می تواند رسوایی دولت دروغ و حامیان بدکردارش را انکار کند؟ و مگر کسی مانده که نفهمیده باشد میرحسین بعد از بیست سال سکوت، چه فساد عمیقی را رخنه کرده در حاکمیت جمهوری اسلامی دید که کمر همت بست و به صحنه آمد و از راهی که شروع کرده بود هم باز نگشت و تا حالا هم همچنان مانده؟ مگر کسی می تواند انکار کند که آگاهی مردم درباره مشکلات ساختاری و اخلاقی نظام حاکم، نسبت به سه سال پیش به مراتب گسترده تر شده؟ مگر افشای فسادهای حاکمیت و پشیمانی یک به یک حامیان دیروز دولتمردان دروغ و فریب، کم نتیجه ای است؟ و مگر اینها و چندین چون اینها، همگی از نشانه های پیروزی جنبش سبز نیست؟

ما خسته نشده ایم. سه سال گذشته اما همچنان ایستاده ایم. دعوای ما کرسی قدرت نبوده که بخواهیم نرسیدن به آن را شکست بپنداریم و یا زد و بند سیاسی نبوده که به خاطر آن با حقیقت و صداقت هم بازی کنیم. دعوای ما اصولی بوده که تغییر نکرده و تا مادامی این نظام سیاسی با این شرایط باقی است و قصد دارد به همین رفتار ادامه دهد، ما هم پای اصلاح و جراحی آن ایستاده ایم.

این یک پروژه سیاسی موقت نیست، یک راه است. یک سبک زندگی پیگیر سیاسی است. سبکی که صاحبان آن که آحاد مردم اند، تا دروغگویان ریاکار را رسوا نسازند و غاصبان مردم را از پا نیندازند، دست بردار نیستند. مشی ملتی است که به پشتوانه 150 سال مبارزه، حرکت می کند. شأن این ملت بالاتر از آن است که کسی آنها را با الگوهای اخیر بهار عربی مقایسه کند. تاریخ معاصر گواهی می دهد آنها که زود رفتند نرسیدند و آنها که ایستادند جا ماندند. سبزها نه این اند و نه آن؛ آهسته و پیوسته در راه اند و آنقدر بر این در می کوبند تا باز شود.


31 پاسخ به “پانصد روز مقاومت پر افتخار”

  1. ناشناس گفت:

    بگو:مرگ بر دیکتاتور

  2. ناشناس گفت:

    یعنی واقعا 500 روز گذشت؟!
    و ما هیچ نکردیم

  3. ناشناس گفت:

    امید نسل جوان آزادی خواه ایران به میرحسین است. او رهبری ما را به عهده بگیرد، چنان قدرت استبداد را به زیر بکشیم که قرنها، مستبدی در این خاک قد علم نکند.

    میانسالان! اصلاح طلبان، میانه روها! پدارن، مادران، نترسید، به جوانان اعتماد کنید و قیم ماب نباشید، اجازه بدهید آنها خود تعیین کنند که چه میخواهند.
    میرحسین اگر رهبری ما را قبول کند و خواست واقعی ما را فریاد بزند، طومار دیکتاتوری را بر هم خواهیم پیچید و طرحی نو در خواهیم انداخت در شان این خاک.

  4. خاک پای همه سبزها گفت:

    پدر و مادر سبز ،ممنونیم که به ما آزادانه زیستن را آموختید.

    تاریخ از رهبران سبز ما به نیکی یاد میکند،به قول استاد شجریان 10 سال و 20 سال در تاریخ لحظه هم نیستند…………………..

    ایرانی میمیرد ،ذلت نمیپذیرد

  5. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    درود خدا بر این عزیزان ، امید ما شما هستید

  6. ramin گفت:

    اي زبردست زيردست آزار/
    گرم تا كي بماند اين بازار؟/
    به چه كار آيدت جهانداري/
    مردنت به كه مردم آزاري!

  7. ناشناس گفت:

    چه کنیم دوستان اما باید یه کاری میکردیم …. به نظر من همه ترسیدن به جز موسوی و کروبی که بزرگ مردن حالا به کار های گذشتشون کاری ندارم اما الان پای خون ملت وایسادن که خدا حافظشون باشه ….

  8. سبز گفت:

    به فردای سبزمان امیدوارم V

  9. سجاد گفت:

    درود بر شرفشان

  10. ایرانی گفت:

    به امید آزادی این عزیزان و همه عزیزان دربند

    یا حسین میرحسین
    یا مهدی شیخ مهدی

  11. امیدسبز گفت:

    پدر نازنینم،
    سید عزیز،
    میرحسین بزرگوار و مهربان،
    دوستت داریم و دلتنگ ات هستیم
    خدای بزرگ تو را از شر یزیدیان و اهریمنان که شما را به حصر کشیده اند محافظت نماید
    و دشمنانت را روز به روز ذلیل تر و خوارتر کند

  12. ناشناس گفت:

    500 روز گذشت و امثال خباز دوباره به فکر گرم کردن تنور انتخابات افتادند. از دست بعضی از این اصلاح طلب های بی چشم و رو.

  13. دوستدار مهندس موسوی گفت:

    وای بر ما که شعار دادیم “موسوی دستگير بشه ایران قیامت میشه” کو اون غیرتی که روز عاشورا تو تهران تجلی کرد؟!!! پونصد روز شد که فقط نظاره گريم!!!

  14. مهرداد سرباز جنبش گفت:

    من یکی از سربازان جنبش سبز هستم که بعد از انتخابات زندگی من تحت تاثیر جریانات سیاسی قرار گرفته است. در طول این مدت پیرو سخن میر حسین که باید جنبش سبز را زندگی کرد و در جنبش سبز فرمان از پایین به بالا هست و تاکید بر مبارزات مدنی ایده هایی به ذهن من خطور کرده است که به دلیل در ارتباط نبودن با گروه ها و فعالان سیاسی و مدنی و متاسفانه ترسی که در وجودم هست هیچ گاه نتوانستم منعکسش کنم تا امروز که تصمیم گرفتم این ایده ها و نظراتم را در اختیار شما قرار دهم. از شما میخواهم که این نظرات و ایده های من را در وب سایت خود منعکس کنید و از خوانندگانتان بخواهید آن را به نظر سنجی بگذارند و در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند و اگر چنین امکانی نیست در اختیار کسانی قرار دهید که بتوانند ان را منعکس کنید(شورای هماهنگی راه سبز امید، سایتهای جرس، کلمه، ندای سبزآزادی، سحام نیوز و … و شخصیتهای کاریزمای فعال در سیاست و شبکه های اجتماعی).
    همچنین در راستای ایده های من دیگران هم میتوانند نظرات و ایده های مدنی خود را به اشتراک بگذارند.
    و اما آنچه سخن من است:
    باران به خاطر استمرارش سنگ را سوراخ میکند نه به خاطر قدرتش.
    مردم سبزاندیش ایران
    چنانچه میدانید جنبش سبز ایران در مدت مبارزات خود با محدودیتهای بسیاری روبرو بوده و هزینه های بسیاری پرداخت کرده است امروز این جنبش مردمی وارد مرحله جدیدی از مبارزات خود شده است و باید متناسب با زمان و فضای موجود به حیات خود ادامه دهد تا به پیروزی خود دست یابد.
    میدانیم و بارها شنیده ایم و خوانده ایم که مهندس میر حسین موسوی گفته است جنبش سبز را باید زندگی کنیم. اینک که با وجود تمام سختی ها و فشارها و محدودیت ها و سانسورها سه سال گذشته را به پایان رسانده ایم باید اهدافی را برای سال آینده که سال متفاوتی است داشته باشیم و فعالیتهای متنوعی را برای جنبش سبز تعریف کنیم.
    ما گروهی از سربازان کوچک لشگر بزرگ جنبش آزادی خواهی ایران برای پیوند بیشتر اعضا و همچنین گسترش اندیشه های جنبش پیشنهاداتی را ارائه میکنیم. این پیشنهادات برای پیوند و اتحاد اعضای جنبش است، ما چه در انتخابات شرکت کنیم و چه شرکت نکنیم باید اتحاد خود را حفظ کنیم فراموش نکنیم که حاکمیت از اتحاد مردم میترسد نه از قدرتهای بزرگ. ما باید زندگی و طراوت را دوباره به لایه های مختلف جنبش بازگردانیم. امید بر اینکه این ایده ها مورد قبول واقع بشود. برای اتحاد و طراوت دوباره جنبش کافی هست فقط یک پیشنهاد مورد قبول باشد.
    این پیشنهادها با این اهداف طراحی شده است:
    1- کمتر شدن هزینه های جنبش( به جای پرداختن هزینه هایی چون خون، شهادت، اسارت، و … میتوان هزینه های دیگری پرداخت. پس‌از‌این هزینه های جنبش باید شادی و طراوت مردم باشد)
    2- شرکت تمام اعضای جامعه در هر سنی و در هر شرایطی(به خصوص تمای اعضای خانواده از کم سن و سال تا کهن سالترین)
    3- جاری بودن این فعالیت ها در زندگی مردم( زندگی کردن جنبش سبز)
    4- تقویت و گسترش زندگی مدنی
    5- مسالمت آمیز و در عین حال ادامه دار بودن فعالیت ها
    6- ساده و سهل الوصول بودن فعالیتها
    و اما فعالیتها:
    1- دمیدن در صوت اعتراض( در یک روز از ایام هفته در یک ساعت مشخص به قصد رساندن صدا به گوش میر حسین و کروبی و یا ربون آسایش از اقتدارگرایان)
    2- اختصاص یک روز از ایام هفته به خرید گل. تمام اعضای جنبش سبز با داشتن یک شاخه گل به سوی خانه هایشان بروند(زهرا رهنورد به گل نرگس علاقه بسیار داشت).
    3- گسترش اندیشه اصلاح طلبی( هدیه دادن روزنامه های سبز و اصلاح طلب. میتوان با این کار اخبار و تحلیل ها را در اختیار کسانی که توان مالی خرید روزنامه های گران را ندارند و یا بی اطلاع از هر اتفاقی هستند، قرار داد)
    4- تجمع های هفتگی در پارکها و اماکن تفریحی داخل شهر( یک تجمع غیر مرسوم در یک ساعت مشخص{7تا9} در سکوت کامل و بدون شعار به قصد تفریح)
    5- تجمع های ماهیانه. هر ماه یک تجمع عظیم در شهرها یعنی 12 تجمع عظیم در سال. به عنوان مثال در پارک چیتگر، پارک ارمو … به قصد شادی ولی با اطلاع این که این جمعیت عظیم اعضای یک جنبش بزرگ هستند)
    6- روشن کردن شمع در چهارشنبه سوری( به جای اعمال خطرناک شهر را پر از شمعهای روشن کنیم در سکوت و آرامش برخلاف سالهای قبل و یا از یک ساعت مشخص به بعد مثلا بعد از ساعت 10 شب سکوت شهر را فرا بگیرد به همراه شمعهای روشن)
    7- سبزه های عید را در روز سیزده‌به‌در به میدان آزادی بیندازیم. هر شهر مکانی را برای این کار اختصاص بدهد.
    8- در یک روز از ایام هفته مردم در یک ساعت مشخص در ماشین ها و در صورت امکان با موبایلهایشان آواز شجریان را پخش کنند( هر آوازی که میخواهند)
    9- یک روز از ایام هفته را اختصاص به خرید کالا بدهیم . به بهانۀ خرید در یک ساعت مشخص و دریک روز شخص همه در خیابان حضور داشته باشیم بدون شعار فقط ازدحام غیر طبیعی مردم با زنبیل های خرید.
    10- یک روز از ایام هفته را اختصاص به خرید کتاب بدهیم.
    11- یک روز از ایام هفته را اختصاص به سینما بدهیم.
    12- و پیشنهادهای دیگری که هر عضو از این جنبش مطرح میکند و با اهدافی که در سطور قبل ارئه شده است همخوانی دارد.
    به عنوان مثال:
    شنبه: خرید خانه از ساعت7 تا 9 و روز آواز شجریان
    یکشنبه: روز به صدا در آوردن صوت اعتراض
    دوشنبه: خرید گل ساعت 6تا 8
    سه شنبه:روز سینما( سینما در این روز نیم بها است)
    چهارشنبه: شب نشینی در پارک 9 تا 11 شب مخصوصا برای فصل بهار و تابستان
    پنج شنبه: روز مهمانی های سادۀ سبز( به قصد اطلاع دادن و دیدار دوستان و اقوام و در جریان گذاشتناز اتفاقات کشور در یک ساعت مشخص با ساده ترین شکل پذیراییها)
    جمعه:…
    اطلاع رسانی کنید افراد زیادی به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی دسترسی ندارند.
    با آرزوی موفقیت.

  15. منم گفت:

    ما هستیم

  16. مملکته؟ گفت:

    اگر همین بلا سر یکی از این کسانی که بر سرکارند آمده بود، مدتها پیش دادشان در می آمد که بگویید بیایند من میخواهم توبه کنم و درخواست عفو دارم. مگر همین رهبر که حالا اینهمه ادعای شجاعت و دلاوری می کند و درحقیقت “یالانچی پهلوان” ی بیش نیست، وقتی در کمیته مشترک ریش هایش را زده بودند با خوشحالی و خوشرویی نگفته بود شکر خدا حالا پس از مدتها می توانم چانه ام را به بینم و آنرا دل سیر به خارم؟ اینها حالا شیر شده اند که من به بازجو اینجوری گفتم و بازجو صورتش عین شاتوت شد و رفت و دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد. هروقت هردستوری به اینها میدادند، فورا می گفتند “چشم چشم، هرچی شما بفرمایید” حالا شده اند برای ما قهرمان دلاور آن دوران و مرتب لاف است که میزنند. زنده باشی میرحسین عزیز برقرار باشی ای شیخ شجاع ما و آفرین بر تو ای زهرا خانم رهنورد. امیداورم روزی ترا به عنوان بانوی اول به بینم یا نخیر امیدوارم روزی او اولین رئیس جمهور زن ایران زمین باشی. اما یادت باشد جمهوری ملی ایران نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر اگر هرکس دیگر هر حرفی هم بزند من دیگر با تجربیاتی که دارم فقط به جمهوری ملی ایران رای خواهم داد.
    راستی یک سوال که امیدوارم یک جوانمرد قصاب به من پاسخ دهند. این چه جمهوری “اسلامی” است که یک نفر محض نمونه یک نفر از سنی های این مملکت یکی از پست های درجه اول که سرشان را بخورد درجه دو، سه ، چهار، پنج را ندارد؟ این چه جمهوری اسلامی است که این بیچاره سنی ها حتی یک مسجد در تهران ندارند. ارامنه و آسوری ها و یهودی ها و …. یک جایی دارند که بروند مراسم دینی خود را انجام دهند اما این سنی ها چرا چنین محلی ندارند؟ یعنی اینها را حتی بعنوان مسلمان هم قبول ندارید؟ یعنی شما نود درصد مسلمانان دنیا را به مسلمانی قبول ندارید؟ آنوقت اسم رژیم خود را گذاشته اید جمهوری “اسلامی” ایران؟ قاه قاه خندیدم !!! آخه اینم مملکته داریم؟

  17. مادر سبز گفت:

    مهرداد سبز پاینده باشی!!

  18. ن گفت:

    اقا یا خانم دوستدار. همان شجاعت عاشورا جایی نرفته است اما وقتی خسته و زخمی به خانه برگشتیم و دیدیم اقایان اصلاح طلب بجای نکوهش حاکمیت بخاطر خشونت عریانش، ما را از تندروی و خشونت (شما بخوانید دفاع از خود. ولی نمی دانم چرا هنوز صحنه های مقابله مردم با گارد شاهنشاهی از تی وی پخش می شود و همین اقایان آن را نه خشونت بلکه شجاعت می نامند!!) برحذر میدارند.
    اخرشرا خودتان می بینید، هنوز هیچی نشده است کاندید برای دوره بعد تعیین می کنند و دندانها برای طعمه تیز می کنند و اماده دست بوسی در بارگاه خیابان جمهوری اند.
    ان یکی یواشکی رأی میدهد و دیگری سالی یک بار بیانه می دهد که بخش عظیم بیانه ها هم خط و نشان کشیدن برای مردم است(ما خواهان فلان هستیم و خواهان فلان نیستیم و این خودی است ان خودی نیست).
    طعم ازادی به من و شما نمی رسد دوست خوب
    امید که ایندگان در کشوری ممتدن و غیر قرون وسطایی زندگی کنند.

  19. علي گفت:

    ای دهقــــان ِ فــــــداکار ؛

    تو در روزگاری بزرگ شدی

    که مردی برهنه شد ! تا زنان و کودکان زنده بمانند

    امّا من در روزگاری نفس میکشم

    که زنی برهنه میشود ! تا کودکش از گرسنگی نمیرد

  20. ناشناس گفت:

    و در این مدت من بسیار از مهندس آموختم و در تمام این 500 روز هر زمان که احساس راحتی و اسایش داشتم فورا به یاد ایشان افتادم و شرمگین شدم که چرا نمی توانیم حرکتی عظیم را برای آزادی ایشان تدارک ببینیم.
    شاید باور نکنید اما من چندی پیش یک پیرمرد مکانیک خودرو را در خرم آباد دیدم که هنوز بعد از این سه سال به دنبال اخبار جنبش سبز و شخص موسوی بود و آنروز فهمیدم که موسوی مانند داستان یوسف حتی زندان رفتنش هم خیر و برکاتی دارد که ریشه دیکتاتوری را می سوزاند.

  21. سرباز گفت:

    اگر جنبش مرده است پس چرا رهبرانش را حصر نموده اند؟ از چه می هراسند؟مگر مرده هم ترس دارد؟

  22. ناشناس گفت:

    اگر چه حاكمان ظالم فكر كي كنند با حبس و بازداشت جلوي حركت مردم در رسيدن به حقوقشان را خواهند گرفت اما حتي در محيط خفقان حتي حصر خانگي هم نوعي مبارزه موثر است تا آنجا كه پس از اتفاقات 88 اختلاس ها رو شد ، اختلاف بين حكومتيان بيشتر شد و غربيها فشار خود را بيشتر كردند .و همه اينها نتايج مثبت اين مبارزه شايد خاموش باشد

  23. ناشناس گفت:

    اشباه کردی تمام کارهایت اشتباه بود چیزی اتفاق نمی افتد

  24. ناشناس گفت:

    دوست عزیز موسوی اشتباه نکرد. حال و روز محسن رضایی را نگاه کن. انصافا موسوی سر بلند است یا رضایی؟ ایستادن در مقابل ظلم و ستم کار هر فردی نیست چه بسا از بین میلیونها نفر تنها به تعداد انگشتان دست افرادی پیدا شوند که حاضر به ایستادن در مقابل حکومتهای خودکامه شوند. دستاورد موسوی آگاهی میلیونها ایرانی از دامی بود که دیکتاتور پهن کرده بود و بیداری آگاهی مردم کم دستاوردی نیست. امروز حتی کودکان هم میدانند که راه وروش این حکومت بر مبنای دروغ و تزویر و دزدی است و محکوم به شکست.

  25. عجب!! گفت:

    ما هستیم
    با ولایت
    تا شهادت

  26. جامانده گفت:

    امیدوارم برادر موسوی و کروبی جوابگوی خون شهدا باشند…!!!

  27. موسی گفت:

    درود بر تو ای بزرگوار که چه زود این مستان قدرت وفرصت را شناختی چگونه مروجان دین توجیح خواهمند کرد

  28. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    سلام بر همه ی سبزها و به خصوص ***میرحسین عزیز****…
    می خواستم بگم فعلا تا قبل ظهور***********امام زمان علیه السلام******* نایب امام ِ زمان ِ ما میرحسینه ، پیامبر ما حضرت ِ یوسف ما هم میرحسینه… چشم دشمناش کور از این جمله –

  29. آزاده گفت:

    مملکت به دست نا اهلان و نامحرمان افتاده و وصیت امام را جدی نگرفتیم
    عده ای کافر که همچون … دروغ می گویند و حقیقت را می پوشانند با ولایتی مطلق ایران را به اسارت گرفته اند شما تصور می کنید سایر مردم در حصر و حبس نیستند؟؟؟؟
    اینها ملتی را به اسارت گرفته اند

  30. ebad marzan گفت:

    مقاومت تاپیروزی بر دیکتاتور

  31. محمد گفت:

    درود و سلام بر رادمرد این سرزمین ایران که یک تنه دیکتاتور را با تمام قدرتش خار نمود .