چکیده : این هفته که به پایان برسد، عدد روزهایی که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بازداشت خانگی بوده اند، از 500 فراتر می رود. پانصد روز است که آنها تحت فشارهای خانوادگی و روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته اند که سالها باید بگذرد تا جزئیات آنها برای افکار عمومی بازگو شود... ولی ما خسته نشده ایم؛ به خصوص وقتی در برابر پیام «خسته نباشید» میرحسین قرار می گیریم که ما را همچون خود به ادامه این راه دشوار فرا می خواند.
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
پانصد روز از حصر خانگی رهبر جنبش سبز گذشته است. این هفته که به پایان برسد، عدد روزهایی که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بازداشت خانگی بوده اند، از 500 فراتر می رود. پانصد روز است که آنها از ارتباط با مردم محروم شده اند، از بسیاری از خبرهای روز کشور و جهان دور نگه داشته شده اند، تحت فشارهای خانوادگی و روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته اند که سالها باید بگذرد تا جزئیات آنها برای افکار عمومی بازگو شود، و دستگاه امنیتی هر تلاشی توانسته و هر ترفندی بلد بوده به کار بسته تا بتواند آنها را از راه خود منحرف کند؛ و البته نتوانسته است.
همچنان که ایده بنیادی و مرام بی تغییر جنبش سبز را شاید بتوان در واژه هایی همچون امید و آگاهی و رهایی خلاصه کرد، اگر بتوان این پانصد روز را هم در دو کلمه خلاصه کرد، احتمالا این کلمات خواهند بود: مقاومت و افتخار. به واقع میرحسین و همه همراهان بزرگ و کوچکش در راه سبز امید، در این 500 روز توانستند از سویی مقاومت و ایستادگی و از سوی دیگر افتخار و سربلندی را به نمایش بگذارند. دست و پا زدن مدعیان دروغ پرداز برای اعلام چندباره و بی حاصل اینکه جنبش مرده است، نیز نتیجه ای جز این نداشت که هر بار زنده شدن مرده را ببینند و هر سال و ماه از برپایی و سرافرازی آن بر عصبانیت خودشان بیفزایند. جنبش سبز به این معنا ماند و پیروز هم شد؛ حتی اگر ارباب قدرت چشم دیدنش را نداشته باشند، و این 500 اگر 5000 روز هم شود، چیزی از این مقاومت و افتخار کم نخواهد شد.
حتی هیچ نشانه ای اگر برای پیروزی جنبش سبز نبینیم، همین دروغهایی که هر از چندی در رسانه های وابسته منتشر می شود، بهترین نشانه بر حیات موثر و پیشتازی جنبش سبز است. دروغهایی که آخرین موردش را چند روز قبل درباره زهرا رهنورد شاهد بودیم و حتی انتشار این مطلب در دفاع از شخصیت اجتماعی او نیز اسلحه به دستان زورگو را عصبانی کرد. هرچند، صدها چون این عصبانیت ها ارزشی ندارند وقتی در برابر پیام «خسته نباشید» میرحسین قرار می گیریم که ما را همچون خود به ادامه این راه دشوار فرا می خواند. این منظره، حتی زورگویان امنیتی را هم به اعتراف واداشته که جنبش سبز همچنان به فتح گام به گام جبهه های اخلاقی و ایمانی ادامه می دهد و فاسدان و دروغگویان را به عقب می راند، تا روزی که نوبت به دست کشیدن نهایی آنها از قدرت و زانو زدنشان در برابر مردم برسد.
آری؛ اگر حرف این بوده باشد که سبزها به هر شکل بتوانند دولت را سرنگون کنند، این نشد. یا اگر قصد کسی این بود که از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کند و سوار بر پشت مردم به کرسی وکالت یا صدارتی برسد، خوشبختانه این هم نشد. نه آنها که قصد داشتند ماجرا را به دعوای سی ساله گسترش دهند تا مرتجعانه به قبل از انقلاب بازگردند، موفق شدند و نه آنها که در دو طرف قصد داشتند منازعات شبه نظامی دهه شصت را احیا کنند.
اما مگر کسی می تواند رسوایی دولت دروغ و حامیان بدکردارش را انکار کند؟ و مگر کسی مانده که نفهمیده باشد میرحسین بعد از بیست سال سکوت، چه فساد عمیقی را رخنه کرده در حاکمیت جمهوری اسلامی دید که کمر همت بست و به صحنه آمد و از راهی که شروع کرده بود هم باز نگشت و تا حالا هم همچنان مانده؟ مگر کسی می تواند انکار کند که آگاهی مردم درباره مشکلات ساختاری و اخلاقی نظام حاکم، نسبت به سه سال پیش به مراتب گسترده تر شده؟ مگر افشای فسادهای حاکمیت و پشیمانی یک به یک حامیان دیروز دولتمردان دروغ و فریب، کم نتیجه ای است؟ و مگر اینها و چندین چون اینها، همگی از نشانه های پیروزی جنبش سبز نیست؟
ما خسته نشده ایم. سه سال گذشته اما همچنان ایستاده ایم. دعوای ما کرسی قدرت نبوده که بخواهیم نرسیدن به آن را شکست بپنداریم و یا زد و بند سیاسی نبوده که به خاطر آن با حقیقت و صداقت هم بازی کنیم. دعوای ما اصولی بوده که تغییر نکرده و تا مادامی این نظام سیاسی با این شرایط باقی است و قصد دارد به همین رفتار ادامه دهد، ما هم پای اصلاح و جراحی آن ایستاده ایم.
این یک پروژه سیاسی موقت نیست، یک راه است. یک سبک زندگی پیگیر سیاسی است. سبکی که صاحبان آن که آحاد مردم اند، تا دروغگویان ریاکار را رسوا نسازند و غاصبان مردم را از پا نیندازند، دست بردار نیستند. مشی ملتی است که به پشتوانه 150 سال مبارزه، حرکت می کند. شأن این ملت بالاتر از آن است که کسی آنها را با الگوهای اخیر بهار عربی مقایسه کند. تاریخ معاصر گواهی می دهد آنها که زود رفتند نرسیدند و آنها که ایستادند جا ماندند. سبزها نه این اند و نه آن؛ آهسته و پیوسته در راه اند و آنقدر بر این در می کوبند تا باز شود.