سرمقاله/ آن 99 نفر و این 100 نفر
چکیده :کلمه - سید مهرداد طباطبایی: مجلس در دو دههی اخیر از مقام «عصارهی فضایل» به حضیض «عصارهی رذائل» سقوط کرده است، و رهبری فعلی نظام هم به این واقعیت اذعان دارد؛ و دقیقا همین واقعیت است که ماجرای سؤال 100 نماینده از رئیس دولت و سپس استعفای علی مطهری را به یک بازی موش و گربه در پیرامون صندلیهای هیات رئیسه تبدیل کرده است. امام در ماجرای 99 نفر، نمایندگان اقلیت مجلس دوم را که در مخالفت با نظرش رای دادند، به حضور پذیرفت، از حق رای مخالف آنها با ولی فقیه دفاع کرد و جایگاه مجلس را نیز که در معرض خدشه بود، حفظ کرد. اما ......
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
صحنهی سیاسی ایران این روزها شاهد داستان تلخی است. 100 نمایندهی مجلس میخواستند از رئیس دولت سؤال کنند؛ اما به آنها اجازه داده نمیشود. پیگیری میکنند، گفته میشود از بالا گفته شده که موافق نیستند. طراح اصلی سؤال در اعتراض استعفا میدهد، میگویند مطرح نمیشود چون استعفایت را باید به نفر اول هیات رئیسه میدادی، نه نفر چندم! در نهایت همهی موانع به دفتر رهبری برمیگردد که آیا میپسندند چنین سؤالی از چنان رئیس دولتی مطرح شود یا خیر. امضای کتبی این 100 نماینده هم روی کاغذ مانده، منتظر نظر شفاهی بیت که احیانا تغییر کند.
این عدد 100 اما یک داستان دیگر را هم تداعی میکند؛ ماجرایی مربوط به 26 سال قبل. داستان از این قرار بود که آیتالله خامنهای و اقلیت راستگرای مجلس مخالف تمدید دورهی نخستوزیری میرحسین موسوی بودند، اما اکثریت مجلس حامی وی بود. نظر امام هم به نظر اکثریت نزدیکتر بود، اما امام این نظر را ابراز نکرد تا آنکه جدال بین دو جناح سیاسی وقت بالا گرفت و هر دو طرف خواستار اعلام نظر رهبری شدند. ایشان هم از رای نمایندگان مجلس و شخصیت و عملکرد مهندس موسوی دفاع کرد و خواستار ادامهی کار وی شد. اما با وجود اعلام نظر صریح امام، 99 نمایندهی مجلس دوم به نخستوزیری موسوی رای مخالف دادند و بعدها رئیسجمهور وقت هم اعلام کرد که من صدمین نفر آنها هستم!
داستان اما همین جا تمام نشد. مطبوعات و برخی چهرههای سیاسی، به شدت از این رفتار نمایندگان اقلیت ناراحت شدند و به اینکه سران جناح راست به موسوی رای ندادهاند، به شدت اعتراض کردند و در برخی تجمعات نیز شعار «ضد ولایت فقیه» علیه آن 99 نفر سر داده شد. پیشبینی میشد که مخالفتهای جدیتری از سوی برخی نهادهای انقلابی علیه این نمایندگان و مجموعه جناح راست انجام شود و حتی پیش از انتخابات مجلس سوم، آنها از جرگهی حاکمیت طرد شوند. اما واکنش امام چه بود؟
سه روز بعد از آن رایگیری، در 24 مهرماه 1364، امام خمینی نمایندگان را به حضور پذیرفت تا به تعبیر خود، “آنچه را که تکلیف خود میداند، عرض کند.” گزیدهی سخنان رهبر فقید جمهوری اسلامی در آن دیدار را به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آیتالله هاشمی رفسنجانی بخوانید:
من قبلاً از آقایانی که زحمت دادم معذرت میخواهم. لکن بعضی مسایل هست که موجب شد من به خدمت آقایان برسم و آن چیزی که تکلیفم هست، عرض کنم. اولاً هیچ نگرانیای در این مسایل نیست و من تأیید میکنم مجلس را و همیشه سفارش میکنم به ملت که مجلس را باید تأیید کنند و مجلس از ارگانهایی است که لازم است بر همه ما که او را تأیید کنیم و هیچکس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتی بکند و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع و یک مسئلهای است که همیشه باید در مجلس باشد و این امری است که گذشت و در او هیچ صحبتی نیست. آن چیزی که موجب زحمت آقایان است، این است که ما راجع به آتیه صحبت کنیم، گذشته گذشته است. الان یک واقعیتی است و ان اینکه مجلس رأی اعتماد داده است به نخست وزیر. این یک واقعیتی است که در قبال همه ما واقع شده است و این سه وضعی که در مجلس آمده است که رأی ممتنع و رأی مخالف و رأی موافق. اینها همه برای این بوده است که تشخیص دادند این مطلب را، در آن هم صحبتی نیست. صحبت این است که آیا از این به بعد مخالف میخواهد کارشکنی بکند برای دولت، به ترتیب غربیاش میخواهد عمل کند؟
نیاز نیست که توضیح داده شود چگونه امام با همین چند جمله، نه تنها جایگاه مجلس را که به علت رفتار اقلیت در معرض مخدوش شدن بود، حفظ کرد؛ بلکه حتی از حق رای اقلیت که مخالف صریح با نظر ولی فقیه بود، نیز دفاع کرد و به علاوه، موقعیت دولت را نیز بر مبنای رای اکثریت مجلس – و نه با اتکا به دفاع و حمایت خود – تقویت و تثبیت کرد.
چرا نیاز به چنین توضیحاتی نیست؟ چون همان جملات اول، موضع امام را نشان میدهد: «از آقایانی که زحمت دادم معذرت میخواهم… به خدمت آقایان برسم … عرض کنم.» از چنین موضع متواضعی، نباید هم چیزی جز تقویت جایگاه مجلس و دفاع از حق مخالفت نمایندگان و تاکید بر حمایت از دولت مورد نظر اکثریت هم مطرح شود.
اما داستان سومی هم وجود دارد که نشان میدهد چرا داستان صد نفر اخیر به اینجا رسیده است. داستان سوم، واکنش رهبری به رفتاری بود که در مجلس ِ سرکوبشده، غیر مجاز برای انتقاد، ناکارآمد از پرسش و توبیخ دولتمردان و ناتوان در ممانعت از قانونشکنیهای دولت، از نمایندگان ِ مستأصل و دستبسته بروز کرد: فریادهای دو دو، به بهانهی مخالفت، که کم کم شبیه هو هو کردن رئیس دولت شد، و سپس هو کردن تنها نمایندهای که احمدینژاد را بدرقه کرد. ریشهی رفتار مجلس مشخص بود، اما واکنش رهبری چه بود؟ رهبری در نکوهش این حرکت زشت و کوچه بازاری مجلس گفتند:
قصدم این بود که این جلسه را صبح اول وقت تشکیل دهم که نشد، حادثه دیروز در مجلس هم بنده را به شدت ناراحت کرد و هم به شدت نگران شدم، گاهی اوقات مسائلی پیش می آید که باید از آن به خدا پناه برد، ناراحتی ام به دلیل اهانت به رئیس جمهور بود، شما اهانت کردید به رئیس جمهور، شما می توانید به رئیس جمهور تذکر بدهید، سئوال کنید، استیضاح کنید ولی نمی توانید به هیچ کس توهین کنید، به خصوص به رئیس جمهور، رئیس جمهور یک مقام محترم است در قانون اساسی، نگاه به سابقه بکنید، همیشه روسای جمهور در مجالس مخالفینی داشته اند، کی اینطور توهین کردند به رئیس جمهور؟ این رفتار اهانت آمیز ظلم بود، ناحق بود، گناه بود، نگرانی ام نسبت به مجلس بود، حقیقتا نگران خود مجلس شدم، این چه وضعی است که مجلس که نمونه فضائل مردم معرفی شده است، “دو دو” کند و نگذارد کسی حرفش را بزند، من چند بار تاحالا به آقای لاریجانی گفتم که جلوی این کار را بگیرد، “دو دو” یعنی چه؟ همین مانده که یقه یکدیگر را بگیریم و بر سر و کله هم بزنیم مثل برخی کشورهای دنیا، من جدا نگران شدم، چیکار کنیم؟ علنی بگوییم که مجلس ظلم کرد و خلاف عدل کرد و گرفتار رذیلت شد …
بدین ترتیب مجلسی که در پایان دههی اول انقلاب از سوی امام خمینی، به صفت «عصارهی فضایل» ملت نائل شده بود، بعد از دو دهه به جایی رسید که در کلام رهبر بعدی به جایگاهی بهسان «عصارهی رذائل» سقوط کرد.
فرقی نمیکند که تقصیر را به گردن نظارت استصوابی بیندازیم که پارلمان نظام را از نمایندگانی شایستهتر محروم کرده، یا مشکل را به رفتار رهبری فعلی برگردانیم که مجلسی مطیع را میپسندد، یا ریشهی مشکل را در انتخابات یکسویهی مجلس هفتم جستوجو کنیم که سپاه را جایگزین نمایندگان منتخب ملت کرد، و یا حتی معضل را ساختاریتر ببینیم که اساسا امکان برگزاری انتخابات آزاد و راهیابی نمایندگان واقعی ملت به مجلس را سلب میکند؛ و یا هر چیز دیگر.
به هر حال این اتفاقی است که افتاده، و رهبری نظام هم به آن اذعان دارد. مجلس در دو دههی اخیر از مقام «عصارهی فضایل ملت» به حضیض «گرفتار رذیلت» سقوط کرده و دقیقا همین واقعیت است که ماجرای سؤال 100 نماینده از رئیس دولت و سپس استعفای علی مطهری را به یک بازی موش و گربه در پیرامون صندلیهای هیات رئیسه تبدیل کرده است.
حالا جدا از همهی ایراداتی که منتقدان وضع موجود به انتخابات آیندهی مجلس وارد میدانند و به همین دلیل قصد شرکت در آن را ندارند، آیا اساسا راهیابی به چنین مجلسی در چنین سیستم و با چنین روز و حالی، ارزش وقت گذاشتن، رای هدر دادن و سرمایه سوزاندن دارد؟














بنام خدای خمینی(س)
همه اینها و آلت دست شدن مجلس و از دست دادن فضائل اخلاقی و…..همه و همه بخاطر به یغما رفتن جمهوری مورد نظر حضرت امام(س) بود و بس!!
اسلامی که نشدیم جمهوری هم با این نظر جدید اقای خامنه ای فا تحه . استقلال هم که وابسته چین و کره وترکیه شده ایم و دست مان دراز به سوی انها . یک مجلس خفتگان داریم ( خبر گان رهبری ) که بی خاصیت در دست رهبری و یک مجلس شورای اسلامی که عروسک خیمه شب بازی رهبر
و حلقه به گوش . خوب با این شرایط دچار محاصره اقتصادی وسیاسی شده ایم .گرانی تورم فرار مغز ها و سر مایه ها و زندان های سیاسی و غیر سیاسی و اعدام ها و احکام قرون وسطی و سرکوب هنر متحجرین و مستبدین دینی شده که هر روز داریم در این چاه فرو می رویم .بیرون هم نخواهیم امد و کشور و انفلاب در استانه نابودی قرار دارد .خدا عاقبت ما را به خیر کند
عجب نام بئی از خود بجا میگذارند . تمام سلسله های پادشاهی ایران که با زور و تلاش یکنفر در ابتدای تشکیل شدن ، ایران را از ویرانی و تجزیه نجات دادند ولی با ضعف شاهان بعدی کل سلسله آنان مورد نفرت و منفور تاریخ واقع شدند ولی وای بحال مسئولین فعلی که این انقلاب را از ثمره هزاران خون شهید تحویل گرفتند و آنرا به استبداد رساندند تاریخ چه ها که بر علیه آنان نگوید واقعآ که بدا بحالشان !
بیچاره این یکصد نماینده راه یافته به مجلس که قول و قرارهای پیش از معامله با استبداد را فراموش کردند و بمحض آنکه خواستند ادای نممایندگان واقعی را در آورند از ارباب مستبدخود تودهنی خوردند و نهایتا هم لقب شایسته أراذل را برای خود خریدند!!!!!
درود بر امام خمینی و نخست وزیر امام
آن نود و نه نفر تازه به امام اعتراض شدید هم کردند و حتی توهین
متاسفانه دستی می خواهد ( هم بی بی سی هم وی او ای هم صدا و سیمای خودمان ) اتفاقات الان و دهه اول را یکسان تصویر کند و این خیانت به تاریخ است.
chegadr khob bod asamie an 99 nafar enteshar miyaft agar emkan dard asamie anhara montasher konid