سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

كربلاي پنج: ناز عشق و نماز عقل

چکیده :آورده اند كه سرهاي كربلائيان را در غروب خورشيد و پايان معركه بريدند اما تنها سر وهب بود كه در ميانه ى معركه به كار مي آمد! مادرش امّ وهب را شنيده بودند كه دور پسرش مي گشت و از او مي خواست پسر فاطمه را تنها نگذارد. حالا بايد به امّ وهب نشان مي دادند كه دور بني فاطمه گشتن، چه تاواني دارد...


کلمه- محمدجواد اکبرین:

آورده اند كه “نافع بن هلال جملي” وقتي در ركاب حسين مي جنگيد رجز مي خواند كه:

إن تُنكِروني فأنا ابنُ الجمَلي

ديني على دينِ حسينِ بن علي

اگر مرا نمي شناسيد من فرزند قبيله جمل ام و دينم دين حسين است!

و باز آورده اند كه “وهب بن حباب كلبي” كه تازه مسلمان بود و پيش تر با مادر و همسرش به حسين پيوسته بودند نيز چون به ميدان رفت رجزي با همين مضمون مي خواند و شمشير مي زد.

«زير شمشير غمش» فرقي ميان نافع و وهب نيست. آنجا اول نازِ عشق حكم مي راند و سپس نماز عقل. نافع، تازه مسلمان نبود؛ از زمان علي بن ابي طالب او را به وفا و ايمانش مي شناختند و وهب اما پيش تر مسيحي بود… اما هر دو در ميدان، يك سخن گفتند: دينِ ما دينِ حسين است!

لشگر عمر سعد اما همواره در رجزهاشان اسلام را به رخ كارواني مي كشيدند كه “نامسلمان” اش مي خواندند.

دين، كتاب و آيه نيست؛ “انسان” است كه به راستي و وفايش مي‌توان ايمان آورد و با زلال نگاهش ميتوان وضو گرفت و بر مهرباني اش ميتوان قامت بست.

اسلام اگر بيعت با ولايتِ أموي است نامسلماني بهتر و نماز اگر اقتدا به امامي است كه انسان را حرمت نمي نهد و عزيزش نمي دارد كفر خوشتر!

پس نه عجب اگر لشگر عمر سعد، حسينيان را كافر مي خوانند و آنها را به سركشي عليه اسلام متهم مي كنند.

نافع و وهب وقتي به حسين رسيدند ديگر نه مسلمان بودند و نه مسيحي! و نافع، اين راز را فاش كرد كه دين شان، آئين و آئينه ى حسين بن علي است…

آورده اند كه سرهاي كربلائيان را در غروب خورشيد و پايان معركه بريدند اما تنها سر وهب بود كه در ميانه ى معركه به كار مي آمد! مادرش امّ وهب را شنيده بودند كه دور پسرش مي گشت و از او مي خواست پسر فاطمه را تنها نگذارد. حالا بايد به امّ وهب نشان مي دادند كه دور بني فاطمه گشتن، چه تاواني دارد…

اسب را هي كرد عربي و تاخت به سوي خيمه ها و اندكي بعد سر وهب بود كه در هوا مي رقصيد تا در نزديكي خيمه اهل بيت فرو رفتد و جانِ امّ وهب را بسوزاند…

اما و هزار اما مادر را ديدند كه سر فرزند را برداشته و بلند قامت تر از نخلهايي كه از نينوا تا شلمچه را خرما مي داد به ميانه ميدان رفته و سر را در معركه رها كرده و خوانده است: ما از جام كرامت و عزت نوشيده ايم…هديه اي را كه به حسين پيشكش كرديم پس نمي گيريم…

————————–

کربلای یک: سکّه ی سکوت

کربلای دو: حنابندانِ هانی!

کربلای سه: دار و دلدار

کربلای چهار: نای و نی


5 پاسخ به “كربلاي پنج: ناز عشق و نماز عقل”

  1. همسر شهید کربلای 5 گفت:

    کربلای 5
    مدت هاست که از کربلای 5 و شلمچه از سوی حکومت و سپاه استفاده ابزاری می شود این ها خرج کردن پول نفت هر از چندی دانش آموزان را به این مناطق می برند نه از این جهت که این ها ار بیدار کنند بلکه از این جهت که این ها را بخوابانند. تا چشم و گوش بسته بشوند لباس شخصی که در مقابل مردم بایستند.
    من همسرم در کربلای 5 به شهادت رسید. فکر می کنید این اقایان و خانم های سپاهی و بسیجی که این همه راهیان نور را راه اندازی می کنند چند بار احوال ما را پرسیدند؟
    به جرات می توانم بگویم پس از 25 شاید 5 بار هم نپرسیدند. و آن هم اویل بوده است. در حدود 20 سال است که خبری از این ها نیست.
    زیرا می دانند که ما در طیف فکری آنها نیستیم و برای همین هم کارشان را جایی انجام می دهند که بتوانند مغز را شستشو دهند

  2. کربلای 5 گفت:

    خواهر بزرگم همسر شهید
    من از همان تبار همرزمانم در کربلای پنجم
    اعتراف میکنم در خصوص شما کوتاهی کرده ام
    شرمنده ام
    شرمنده شما
    فرزندان شما
    همسرشما و همرزم خودم
    اما خدای من شاهد است من به اردوی راهیان نور می روم تا یادی از همسنگرانم کنم و بگویم دوستشان دارم و گلایه کنم چرا مرا با خود نبردند تا از این دوران سیاه من هم راحت می شدم
    خواهرم
    والله
    والله
    والله
    به این اردو میروم اما خدا میداند یکبار برای سلامتی رهبر و ووو دعا نکرده ام برای اینکه دوسشان ندارم
    مخلص شما

    برادرتان
    رزمنده بسیجی کربلای 5

  3. همسر شهید کربلای 5 گفت:

    برادر عزیر با سلام
    اصلا منظور من شماها و امثال شماها نبودید که صادقانه قدم به میدان گذاشتید بلکه منظورم به مسولین رده اول بسیج است که می خواهند با این کارها مغز جوانان را شستشوی بدهند و با تحلیل های بسیار غلط به طور ناخود آگاه این فرزندان پاک اما بی تحلیل را در مقابل ملت قرار دهند. و یا سربازانی برای مقابله با اعتراضات مردمی تربیت کنند که گوششان تنها به حرف های نابخرانه آنان باشد تا بتوانند مردم را توسط مردم سرکوب کنند. این جوانان اغلب نه انقلاب را دیدند و نه جنگ را، بنابراین مغزشان مانند یک نوار خالی است که هر چه بریزند پر می شود.
    اگر با نوشته هایم نگرانتان کردم عذرخواهی می کنم
    سرفراز باشید

  4. reza گفت:

    خصلت دنیا در همین است ،اگر همه و همه میفهمیدند و می توانستند، که هرگز کربلایی نبود ؛فرق بین خیر وشر ،بین ایمان و آنچه بر زبان میرانیم و آنچه از خیل قران به نیزه کرده ها می بینیم و می شنویم ،
    فاصله ای به اندازه یک نفس است،

  5. امیر گفت:

    انچه که خامنه ای ودار ودسته اش از ان نمترسندوجود کربلاها در تاریخ است که اگر غیراز این بود اکنون خود یزیدیان زمان نبودند یزیدی بودن ذردسترس است وحسینی بودن جان به کف داشتن کاش موقعی را میدیدیم که کوفی بودنشان را میدیم