پس از آنکه جمعی از مشاوران میرحسین موسوی، درنامهای خطاب به حسن روحانی رئیس جمهوری، نسبت به سلامت محصورین هشدار داده و خواستار رفع حصر سریع از محصورین شدند تعداد زیادی از هموطنان از این نامه حمایت کرده و خواستار رفع حصر ظالمانه شدند
» آخرین خبرها
اینک در چنین وضعیتی که چشم انداز روشنی برای تغییر دیده نمیشود و اصلاحات نیز در معرض ضعف و تهدید جدی قرار گرفته است، رویکرد و شیوه ورود اصلاحطلبان به فرایند انتخابات مجلس بسیار اهمیت دارد. به نظر میرسد که فراتر از هر هدفی، بازگرداندن اصلاحات به مسیر اصلی صدساله اش از مشروطه به بعد و بازگرداندن مجلس به جایگاه طبیعی و قانونیآن میتواند هدف اصلی اصلاحطلبان در این دوره انتخابات مجلس باشد.
رمزگشایی از دستور آیتالله خامنهای برای ‘شهید’ خواندن قربانیان اخیر
بر خلاف برخی سوءتفاهمهای اولیه، ظاهرا آیتالله خامنهای دستور نداده که کشتهشدگانِ معترض “شهید” تلقی شوند، بلکه از این روایت حکومتی پشتیبانی کرده که اغلب جانباختگان را نه حکومت، که دشمنان جمهوری اسلامی کشتهاند. جانباختگانی که لابد تعجبی ندارد مانند سایر افراد کشته شده به دست “دشمنان”، “شهید” تلقی شوند.
وضعیت استثنایی، وضعیتی است که سالهاست اصلاحطلبان در کشوقوس آن ماندهاند. بخش مهمی از آن به دلیل شرایط ِتحمیلی حاکمیت است و امروز علاوه بر این، ناامیدی بخشهای مهمی از مردم از ناکارآمدی کنشگران سیاسی، اعم از اصلاحطلب و اصولگرا در حل مسائل اساسی کشور، مزید بر علت شده است
بیانیه جمعی از فعالان ملی-مذهبی تحولخواه: انتخابات نمایشی؛ دهن کجی به درد و رنج مردم
کمترین تامل در سیری که اهداف و آرمان های اولیه انقلاب در طول این چهار دهه و به خصوص دو دهه بعد از دوم خرداد طی کرده برهمگان آشکار کرده است که بدون تغییر و تحولات بنیادی که ساختار توزیع قدرت سیاسی در قانون اساسی را از اساس دگرگون و به سمت یک جمهوری عرفی بدون هیچ حق ویژه ای ببرد، این درد مشترک درمان نخواهد شد.
دو نسخه از ناسیونالیسم ایرانی با فاصلۀ یک قرن: کنش و سکوت
ناسیونالیسم هم به تدریج از نحله ای در دستِ منتقدان قدرت به ابزاری برای سرکوب در دستِ قدرت بدل شد. اگر ناسیونالیسم عمدتاً در دوره پهلوی تلاش کرد که مقابل پان عربیسم ایستادگی کند و به همین دلیل شروع به برساختِ تاریخی کرد در دوران جمهوری اسلامی به ابزاری دولتی برای یکسان سازیِ گسترده و «ناشهروند سازی» تبدیل شد.
بیانیه جامعه زنان انقلاب اسلامی در پی وقوع ناآرامیهای آبانماه
جامعه زنان انقلاب اسلامی، با اظهار تاسف عمیق از جان باختن عده ای از هموطنان عزیزمان و با درود به روان پاکشان، ضمن اظهار همدردی با خانواده های آنان و همه ملت ایران، مراتب تسلیت خود را به مردم شریف و نجیب ایران و خانواده های داغدار ابراز داشته، و هرگونه توسل به خشونت و کشتار را، هم تا کنون و هم از این پس، تقبیح نموده، یادآور می شود، مسئولیت حفظ امنیت نسبت به هر نوع نفود برنامه ریزی شده خارجی یا عوامل داخلی منتسب به آنان، وپاسخگوئی به هر گونه خشونت و خونریزی را، متوجه نظام حکمرانی کشور می داند.
سکولاریسم در نهایت چیزی جز حاشیهنویسی بر کتاب مقدس نیست
نوعدوستی که امروزه قلب اخلاق شناخته میشود، در دنیای باستان ارزش چندانی نداشته است. پیروان مکتب رواقی تشویق شدهاند که وظایف عمومی را انجام بدهند و اپیکوریان هم چگونگی شادمانهزیستن را به دیگران تعلیم دادهاند؛ اما در هیچ یک، کمک به انسانهای دردمند از طریق اعمالی همچون فداکاری، ضروری یا پسندیده نبوده است.
همهچیز از ظهر شنبه شروع شد، وقتی دانشآموزان شیفت عصر از خانه راهی مدرسه شدند تا یکی از آن شنبههای سخت و کسلکننده را سر کلاسهای تکراری درس سپری کنند؛ ولی به خیابان که میرسند، یادشان میرود برای چه از خانه بیرونآمده بودند، چون به گفته خودشان صحنههای «عجیب» و «پرهیجانی» کف خیابانهای رباطکریم در جریان بود که تا به حال در عمرشان ندیده بودند.
این پرسش عمومی در برابر نامزدها مطرح میشود که صلاحیت شما هم اگر تایید شد و به مجلس راه یافتید و بار دیگر «دور زدن» مجلس تکرار شد؛ چه خواهید کرد؟
مردم را بدون زبان و سخن خود به حقیقت دین دعوت کنید! هم دستورات دین و سیره پیامبر و اهل بیت همین است و هم اندیشه و رویکرد بزرگانی امثال شهید بهشتی و امام موسى صدر این بود که ترویج حقیقت باید با عمل باشد، نه زبان و در واقع رفتار و کردار ما باید مردم را به دین دعوت کند.
امنیتی شدن فضای دانشگاه یعنی صدور سهمگین ترین احکام امنیتی برای طبیعی ترین و متعارف ترین فعالیت های منتقدانه یا آزادی خواهانه یا آگاهی بخشی دانشجویی همچون برگزاری سمینار یا میزگرد یا تجمع دانشجویی که عنوان اتهامی اش را همکاران ایشان، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی نام نهاده اند؟
بیانیه آیتالله العظمی سیستانی در حمایت از مردم عراق
کشتار و ربودن تظاهرکنندگان و جنایت هولناک الوثبه را به شدت محکوم میکنیم و خواهان محاکمه مجرمان هستیم.
مهم کسی است که خود در خیابان آن کودک را کشت. او اینک در چه حالی است؟ آیا شبها راحت میخوابد؟ آیا آن تکذیب را تایید میکند؟ آیا آن تکذیب وجدانش را التیام میبخشد؟ آیا بار بعد از خود نمیپرسد مگر چقدر حقوق میگیرم که باید به خاطرش کودک بکشم؟ نمیگویم رو در روی فرماندهش خواهد ایستاد. کافی است باتوم را کمی آرامتر فرود آورد. کافی است ماشه را نچکاند یا تیر را به هدف نرساند.
در ایران همیشه دولت و فعالیتهای آن پررنگ میشود و نقش جامعه مدنی چندان به نظر نمیآید. در تحلیل جنبش مشروطه یا دوم خرداد تحلیل چندانی در مورد جامعه مدنی و سپهر عمومی نمیبینیم. گرچه در وقایع هشتادوهشت، فعالیت جامعه مدنی آنقدر بارز بود که نظر همگان را به خود جلب میکرد.
فلاکت، اعتراض و سرکوب؛ مقایسه آمارهای کشتهشدگان با دادههای مربوط به شاخص فلاکت
شاخص فلاکت یک نشانگر اقتصادی است که حجم آسیبهای تورم و بیکاری را به صورت تجمیعی نشان میدهد. این شاخص در دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط اقتصاددان «آرتور اکان»، مشاور اقتصادی «لیندون جانسون» رییسجمهوری آمریکا، ساخته شد. او نرخ بیکاری و نرخ تورم را با هم جمع کرد و نتیجه را «شاخص فلاکت» نامید.
ای امید رمیده ام برگرد/ شعری از صدیقه وسمقی
صدیقه وسمقی هر چراغی که می کنم روشن می وزد باد و می شود خاموش ای امید از برم مرو برگرد سخت سختم بگیر در آغوش می هراسم من از شب و سرما کورسویی نمانده اینجا بیش در دلم شمع تازه ای افروز فکر رفتن برون کن از سر خویش بی تو تنها در این […]
چرا «فشار اقتصادی دشمن» فقط دامن مردم را میگیرد؟ چرا دامن انبوهی از مراکز دینی را که در دهها سال گذشته کارکردی جز ویرانی دنیای مردم نداشتهاند نمیگیرد؟ نگاهی به فهرست بودجه این مراکز بیندازید و حجم آن را با خاصیتشان مقایسه کنید.
سعید معیدفر جامعه شناس: به زودی سیل دهها میلیون گرسنۀ ایرانی همه چیز را ویران میکند
ویژگی مهم جنبش اعتراضی جاری این است که ثمرۀ اقدام میلیون ها گرسنۀ حاشیه نشینی است که در دروازه های شهرهای بزرگ کشور کمین کرده اند و سرخوردگی آنان نتیجۀ چهل سال سیاست های غلط مقامات حکومت اسلامی ایران است. این جامعه شناس سپس افزوده است که گرایش موسوم به اصلاح طلب حکومت اسلامی نیز چنان بی اعتبار شده که توانایی هرگونه تاثیرگذاری بر اعتراض های جاری و مهار و هدایت آنها را از دست داده است.
روایت وکیل کارگران هفتتپه از آخرین وضعیت پروندههای کارگری؛ محکومیت علی نجاتی به پنج سال حبس
علی نجاتی، کارگر اخراجی و عضو سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در نوزدهم آبان ماه به اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی ازطریق فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه بیست و هشتم دادگاههای انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه با حضور نماینده دادستان محاکمه و نهایتا به پنج سال حبس محکوم شده است.
ای به امید کسان خفته، ز خود یاد آرید
اصلاحطلبان در سه گلوگاه اعتراضات دی ماه ۹۶ و اعتصابات هفتتپه و حالا ناآرامیهای آبان ۹۸ گاهی سکوت کردهاند و گاهی نیز اعتراضات را محصول اراده دولت پنهان و خواست حاکمیت موازی دانستهاند. برای فرودستانی که هر روز در بحرانی عمیقتر فرو میروند چه تفاوتی میکند که آن دیگرانی که بیرون از دایره مصیبت آنها ایستادهاند، سکوت کردهاند یا سرکوبگر بودهاند. در منطق ستمدیده، تمام ساکتین، جزوی از ماشین تولید محرومیتاند چرا که عادینمایی شرایط در بحران، خود قطعهای از دستگاه سرکوب است. و اصلاحطلبان با سکوتشان و حتی گاهی با تایید ضمنیشان دیگر آن صدایی نیستند که در بد روزگار بشود از آن سراغ گرفت.
طنین کوبۀ اندیشه بر دروازۀ هفت قفلِ آهن جوش
نمی توان خود را متقاعد ساخت که اگر گفتن و نوشتن خطر ایجاد می کند راه حلش جهل، ننوشتن و فکر نکردن است، نباید به این دلیل که سخن گفتن خطرآفرین است از رفتن به سوی آن سر باز زد، بلکه باید یاد بگیریم از چه راههای امنی می توانیم سخن بگوییم و بنویسیم! چرا که گذشته از هر چیز،از آغاز بشریت تاکنون، انسان همواره در راه گفتن و نوشتن مبارزه کرده. آتش از همان ابتدا خطرناک بوده، حتی بیش از آن«سخن گفتن و نوشتن». امروزه هم هردوی اینها خطرناکند، ولی بشر بدون آنها هیچ است و بشر نیست.
اصلاحطلبی، در یک تعریف کلان، به معنای سیاستورزی به شکل حرکتی «گامبهگام، دموکراتیک و خشونتپرهیز» است. هر سه شرط ضروری هستند و هر کدام که غایب باشند اصلاحطلبی بیمعنا میشود. ضرورت «گام به گام» بودن اصلاحات آن است که هیچ کس نمیتواند ادعا کند به ناگاه «تمام حقیقت» یا «مدل آرمانشهر» را به دست آورده است و کافی است یک شبه آن را بنا کند. اولا که هیچ آرمانشهری یک شبه بنا نمیشود، در ثانی که هیچ حقیقتی هم کامل نیست و به صورت مداوم باید مورد نقد و اصلاح قرار گیرد.
در علوم اجتماعی ذیل مبحث انقلاب بعضاً به این پدیده نیز پرداختهشده است. پدیدهای که میل بازگشت به گذشته دارد و نوعی رمانتیسم اجتماعی و سیاسی است. این پدیدهی اعتراضی را در علوم اجتماعی “شورشهای محافظهکارانه” میگویند که در آن مطالبهی بازگشت به گذشته نمود پیدا میکند. البته بین این نوع شورشها با انقلاب تفاوت قائلاند، اما نمود این شورشها را در وضعیت انقلابی میدانند.
من یک احمقِ بی خاصیتم که حالی ام نمی شود که چنان جَوّ خفقان و ناامیدی بر کشور حاکم کنی که جوانان ِ نخبه و فرهیخته را فراری دهی تا جلای وطن کنند و رَحلِ اقامت در همان کشوری بیافکنند که تو ۴۰ سال است که دشمن اصلی اش میخوانی!
در روز بارها از خود می پرسیم چرا باید این اتفاق برای ما می افتاد؟ چطور می توانستیم از آن جلوگیری کنیم؟ چرا به اندازه کافی به آنان که رفتند توجه نکرده بودیم؟ با آنها سخن نگفته بودیم؟ حرفشان را نشنیده بودیم؟
سیدمصطفی تاجزاده: مسئولیت نوشتن بیانیه ۷۷ نفره را میپذیرم
با اینکه نویسنده بیانیه اخیر من نیستم مسئولیت این کار را میپذیرم. اگر قوه قضائیه دنبال این است که ببیند چه کسی آن را نوشته، به آنها میگویم من نوشتم و امضا جمع کردم و هر برخوردی که میخواهند داشته باشند با من داشته باشند.
وقتی «وارثان واقعی زمین» داغ شدند
«فقرا، پابرهنگان، مستمندان، بینوایان، تهیدستان، حلبی آباد نشین ها، مستضعفان» از جمله واژگانی هستند که کم و بیش به عنوان داغ ننگ بکار رفته اند. البته دهه نخست پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ را باید مستثنی دانست. منظور، دورانی است که اغلب انقلابیون با توسل به سوره های مشخصی از قرآن، فقرا را برابرِ مستضعفان، و در حقیقت «وارثان واقعی زمین» تلقی می کردند. ولی این نوع نگاه به تهیدستان چندان دوام نیاورد و به تدریج و با اتخاذ سیاست های اقتصادی جدید و تغییرات اجتماعی ناشی از آن، فقیر بودن با داغ ننگ همراه شد.
بهنظر میرسد عوامل زیادی دست به دست هم دادهاند که به اینجا رسیدهایم. یکی از این عوامل مهم، اقتصاد نفتی و دولت نفتی است. از ابتدای انقلاب اقتصاد ما به نفت گره زده شد تا جایی که سید محمد خاتمی صد روز پس از آغاز ریاستجمهوری خود گفت مشکل ما، مرض مزمن اعتیاد به درآمد نفت است.
اکنون چهل و یک سال از نوزدهم آذر پنجاه و هفت گذشته است و متاسفانه، جمهوری اسلامی، به عنوان حکومت برآمده از انقلاب، هرگز نتوانست چنین درک و دریافتی از مذهب را نمایندگی کند. به همین جهت، این مناسبت کمتر مورد بهره برداری های تبلیغاتی قرار گرفته و می گیرد.









