دولت باکو در سال 2009 میلادی موسیقی «عاشیقلار» آذربایجان تاریخی را به نام خود ثبت جهانی کرد و باوجود واکنشهایی که توسط میهندوستان ایرانی به تملک غاصبانه این هنر ایرانی، یادگار شاه اسماعیل صفوی در رسانهها منتشر شد، مسئول وقت میراث فرهنگی این مسئله را بیاهمیت خواند. یک سال پس از آن در سال 2010 میلادی هنر فرشبافی ایرانی نیز مورد سرقت فرهنگی دولت باکو قرار گرفت و این روند در سکوت غیرقابل توجیه دستاندرکاران و رسانههای ایرانی ادامه یافت به گونهای که در سال 2012 منجر شد به تملک «شاه ساز» موسیقی سنتی ایران توسط دولتی که تا 199 سال پیش بخشی از خاک ایران بوده و هماکنون تحت شستوشوی مغزی روسها نهتنها تعلق تاریخی باکو به ایران را انکار میکند بلکه به انحای مختلف با ایران و ایرانی دشمنی میورزد.
» گفتار
حرم حضرت معصومه گاهی محترم است!
احضارمحاکمه وزندان سربازان و پیاده نظام شناسایی شده این قرارگاه، راه حل برخورد با این مساله نیست.
به گمان من باید این قرارگاه برچیده و شورا ی فرماندهی آن به مردم معرفی شود . قرارگاهی که اینک معلوم شده است تنها به خاتمی وهاشمی و سید حسن آقا کارندارد.
باید به انتظار نشست و دید که در آینده سخنرانی کدام مسئول بهم خواهد خورد!
صادرات پسته به همت تني چند از توليد كنندگان استان كرمان كه اتفاقا تحصيلكرده و دنيا ديده هم بودند به دنيا معرفي شد و با تاسيس شركت تعاوني توليد كنندگان پسته رفسنجان در دهه 40، راه صادرات جهاني را پيش گرفت. توليد پسته تا سال هاي انقلاب به اصطلاح سفيد شاه و تقسيم اراضي در اختيار مالكان عمده قرار داشت ولي بعد از اجراي طرح اصلاحات ارضي و تقسيم و توزيع اراضي بين زارعان، كشاورزان صاحب زمين شده به سرعت به توسعه باغات پسته همت گماشتند، فناوري جديد استحصال آب با حفر چاه هاي عميق وسعت اراضي زير كشت پسته را افزايش داد، استان كرمان به عنوان قطب پسته ايران توانست توليد پسته را از رقم يكصد هزار تن در دهه هاي 40 فراتر ببرد و محصول توليدي پسته در كنار فرش مهم ترين منبع ارزآوري بخش خصوصي باشد.
امروزه فضاهای جنبی بهعنوان فضاهای اصلی مطرح میشوند و توسعههای بیتوجه، اصل و اصالت و حال و هوای امامزادهها را از بین بردهاند. این تهدید را در تمام حوزههای قابل برشمردن داریم؛ میراث ورزش، راه، بهداشت، دانشگاه و هر حوزه قابل تصور دیگر هم چنین است. و چنین است که ما به راستی در مرحلهای خطرناک در جهت تداوم هویت تاریخیمان قرار داریم. هر روز گفتن از این خطر و آن خطر کافی و بسنده نیست؛ مهمترین امر، تغییر نگاه است؛ نگاه مدیریتی، دانشگاهی، کارشناسی و نگاه نسل جوان، … باید نسبت به موضوع میراث فرهنگی و طبیعی تغییر کند تا در جهت تداوم تاریخی خویش قرار بگیریم.
آيتالله توسلي و حق او بر اصلاحات
در ميان اين موج تبليغاتي، همراهي آقاي توسلي كه هميشه با امام ديده ميشد و مردم او را بازمانده امام ميدانستند در سفرهاي داخلي آقاي خاتمي، معناي ويژهيي براي درهم شكستن اين تبليغات بود و جزيي از وفاداري ذاتي و سياسياش بود. ?- توان علمي و فقهياش پشتوانه مهمي براي تفكر مترقي امام در بعد از امام بود.
این وضعیت میدان مانور خوبی را بروی اصلاح طلبان باز می کند که بدون عجله و با حوصله و اندیشیده میدان انتخابات را رصد و متناسب با شرائط حادث تصمیم گرفته و عمل نمایند. اینکه در نهایت « انتخابات آزاد با مهندسی شده؟ » در کشور برگزار شود بستگی به نتیجه این بازی شطرنج دارد با این تفاوت که اگر ” انتخابات آزاد ” برگزار شود همه طرفهای بازی و مهمتر از اینها کشور برنده است(بازی برد- برد برای همه)، اما اگر حاکمیت با استفاده از زور بخواهد ” انتخابات مهندسی شده ” برگزار و کودتای انتخاباتی دیگری همچون انتخابات خرداد سال 88 را تکرار نماید روشن است که این حاکمیت و کشور است که بازنده این بازی خواهند بود و اصلاح طلبان چیزی را از دست نخواهند داد و به عنوان یک نیروی سیاسی اجتماعی برای عمل در فرصت مساعد بعدی باقی خواهند ماند.
هر دو گروه موافق و مخالف، دقت و اعتبار یک نظرسنجی را براساس نزدیکی با نظرات خود میسنجند. زمانی که یافتههای یک نظرسنجی با تمایلات و گرایشهای آنان سازگار باشد، نظرسنجی را دقیق و علمی میدانند و زمانی که با برداشتهای آنان متفاوت باشد، در صحت نظرسنجی تردید میکنند. اگر نتایج نظرسنجی، قضاوت آنان را تایید کند، آن را علمی و نظرسنجی «خوب» میدانند و اگر نظرسنجی، تصورات و تحلیلهای آنان را تایید نکرد، آن را نشانهای از عدم دقت و بیاعتباری نظرسنجی میدانند.
آنچه در حصر است، ايمان ماست. ايمان ماست که در توفان هياهو، تهمت، ستم و تبليغات نظامی بینظام و بساطی بیآبرو هر لحظه دستخوش آسيب است. ميرحسين میماند. باقی است. بقای او به بيرون و درون زندان و حصار بودن نيست. بقای او به بقای انديشهی اوست. آنچه که اين سرزمين را از اين تباهی و ذلت، از اين تاريکی و جهان به بد سپردن میرهاند، ايمانِ ما و اميدِ ماست، نه اينکه مير از چنگ ربايندگاناش آزاد شود (که بايد آزاد شود). او برای اين ايستادگی کرد که ما بيدار شويم و بيدار بمانيم. او برای اين ربوده شد و بر عهد خويش ايستادگی کرد که ما ايمانمان را حفظ کنيم و اميد را زندگی کنيم. او برای اين از دسترس ما دور نيفتاده است که برای او به سوگ بنشينيم و شعرهای سوزناک بگوييم و مرثيهخوانِ دوریاش باشيم. او دور نيست. او را با مرثيهسرايی دور نکنيم. او با ماست. همراهیاش را با بلند نگاه داشتن شعلههای ايمان و اميد، پرفروغتر کنيم. بيايید تن به ظلمت، تن به نوميدی، تن به ظلم، تن به يأس نسپريم. جان هم نسپريم. دل هم نسپريم. ما زندهايم: «با قامتی سرافراز، گرچه شلاقخورده، مجروح و حبسکشیده ایستادهایم».
چرا حاکمیت در آتش تفرقه می دمد
بیاییم و این سخن ژرف امام علی(ع) را آویزه گوش کنیم که در خطبه ۱۵۷ فرمود: “عباد الله! ان الدهر یجری بالباقین کجریه بالماضین؛ لا یعود ما قد ولی منه و لا یبقی سرمدا ما فیه آخر …”. بندگان خدا، روزگار، همان طوری که بر پیشینیان گذشت، بر شما و آیندگان نیز خواهد گذشت؛ آنچه از آن گذشت، باز نمیگردد و چیزی در آن، ماندگار و جاودانه نخواهد ماند…
ظلم به خانواده میرحسین و وظیفه اخلاقی و سیاسی ما
اینها در ظلم همواره می توانند غافلگیر کنند. می توانند در کوچه به زنی تنها، با 7 – 8 مرد مزدور هجوم ببرند، دستش را بکشند و به خانه ببرند، تهدید به پرت کردنش از پنجره و قتلش بکنند، دست بالا ببرند که بر صورت او سیلی بزنند، به او و پدر و مادر در حبس و حصرش شنیع ترین توهین ها را بکنند و هر آنچه شایسته خود و اربابان بی اخلاقشان است را به این دختر بی دفاع بگویند. این دختر، دختر پدر و مادری در حصر است. پدری که 8 سال نخست وزیر کشور در شرایط سخت جنگ بود، نشسته می خوابید تا خوابش سنگین نشود و بتواند زود از خواب برخیزد تا کاری زمین نماند.
اگر گروهی سخن حقی داشته باشند، میتوانند در محیط مناسب ابراز و به تعبیر قرآن «جدال احسن» کنند. برای حل این مشکل به گامهای اساسی نیاز است. نخست باید فضای رسانهای کشور بهویژه صدا و سیما، مجالس وعظ و تریبونهای عمومی و رسمی و هر جمعی که بنا بر تعامل فکر و سخن و اندیشه در آن گذاشته شده، فرهنگ گفتوگوی آزاد و کرسیهای آزاداندیشی واقعی را در جامعه توسعه و ترویج دهد تا تبدیل به یک هنجار اجتماعی شود. گام دوم باید بدون اغماض، گزینش و اینکه این حرکت به نفع یک یا ضرر کدام فرد و جریان است با قانونشکنان برخورد قانونی و قضایی شود. قبلا در حاشیه نمازهای جمعه، حاشیه همین راهپیمایی ملی و دینی 22 بهمن و حتی عزاداریهای حضرت سیدالشهدا افرادی تحریکشده به شخصیتهای بزرگ کشور تعرض کردند و برخوردی با آنها صورت نگرفت اما به هر حال جلوی ضرر از هر کجا گرفته شود منفعت است.
مهندس موسوی خدمتگزار به تمام معنا بود و هست. و البته : فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان / آن گه شود پدید که نامرد و مرد کیست … پیشوای بزرگوار ما امام علی علیه السلام یاران خود را از ناسزا گویی به معاویه و یارانش که در برابر امام علی دست به اسلحه برده بودند، بر حذر می داشت و به آنان می گفت: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین. برای من ناخوشایند است که شما ناسزا بگویید…این ناسراگویی و پرخاش و خشونت شتری ست که هر روز و ماه و وفصل بر در خانه کسی می خوابد. روز ۲۲ بهمن نوبت رییس مجلس رسید!
دو نکته بر بازداشت چند ساعته دختران موسوی
آنچه در این چند ساعت گذشت اولا نشان داد که نهادهای امنیتی و غیر هماهنگ حاکم با همه بلوف هایی که دارند، یک جریان عصبی هستند که نه بر اساس منطق و برنامه که بر اساس غریزه عمل می کند، و در ثانی اهمیت رهبران در حصر جنبش سبز بار دیگر در عرصه داخلی و جهانی به رخ کشیده شد. این ظرفیتی است که هم سبب هشدار به مقامات حاکم است و هم بیدارباشی به بدنه جنبش سبز و فعالان سیاسی مخالف حصر که از این ظرفیت برای پایان دادن به این ظلم آشکار و غیر قانونی، بیشتر و بهتر بهره ببرند.
سالگرد انقلاب و لزوم تدوین «استراتژی نجات»
انتخابات هديه حاكميت به مردم نيست كه شرط ورود به آن و چگونگي فعاليت در آن توسط حاكمان تعيين و به اصطلاح مهندسي شود. هدف راهبرد «نجات كشور» بر هم زدن سياست مهندسي انتخابات است و لذا بر اساس مقتضيات در مورد شركت، عدم شركت، معرفي افراد، حمايت يا عدم حمايت از افراد تصميمگيري تاكتيكي مي شود. اما تأكيد بر اين نكته ضروري است كه مشاركت در انتخابات و حمايت از نامزدها تنها در صورتي ميسر خواهد بود كه بتوان از آن طريق مانع روند سياست مهندسي انتخابات شد.
فرانکنشتاین های خودسر، این بار در حرم حضرت معصومه/ نوبت به رییس مجلس رسید
گروهی که از آنان به عنوان خودسر یاد می شود، بارها و بارها با داشتن عکس هایی از رهبری در دست، به خود اجازه می دهند حریم هر مکان مقدسی را بشکنند و مانع از سخنرانیها شوند. دیگر همه می دانند که اینان ساخته و پرداخته کانونهای قدرت اند، اما همین رییس مجلس که پیش از این رفتارهای اینان را احساسات پاک و مردمی می خواند، اکنون در شهری که نماینده اول آن است، اجازه سخنرانی نمی یابد.
راز بقاي جمهوري اسلامي ايران تاكنون در برگزاري انتخابات بالنسبه رقابتی و آزاد بوده است و قطعاً اگر آزادي انتخابات با هر تفسيري و توجيهي رعایت نشود نوعي بازگشت به قبل از انقلاب و مسأله تحقيرشدگي شهروندان ايراني است. آنچه امروز بيش از گذشته سؤال «چرا انقلاب شد؟» را برجسته و مطرح ساخته رخداد همين واقعه ناميمون در انتخابات دهم ریاست جمهوری است و خطري كه بقای نظام مستقر را تهديد و تحديد ميكند غلبه يافتن نگاهها و سياستهايي است كه ديگر به «ميزان بودن رأي مردم» و انجام ” انتخابات آزاد ” باور ندارد.
نگاهی به عملیات والفجر۸ پس از ۲۷ سال
طبیعی بود که ایران نمی توانست چنین شرطی را بپذیرد و رزمندگان اسلام در حالی که در فاو به حفظ مواضع خود مشغول بودند مجبور شدند تا به مهران رفته و عملیات کربلا1 را برای بازپس گیری مهران طرح ریزی کنند و به مرحله اجرا درآورند. خوشبختانه این عملیات با موفقیت همراه بود و نه تنها مهران آزاد شد بلکه ارتفاعات قلاویزان نیز از اشغال ارتش عراق خارج شد و قدرت و صلابت رزمندگان اسلام به دشمن عنود نشان داده شد. در مجموع منطقه فاو بیش از 2 سال در اختیار رزمندگان اسلام بود تا این که در 29 فروردین ماه 1367 به دست ارتش عراق افتاد و اوضاع جدیدی در جبهه ها پدید آمد. یاد شهدای این عملیات و شهدای جنگ تحمیلی در سال روز عملیات والفجر8 گرامی باد.
انتقام گیری از امام در سالگرد انقلاب اسلامی، با اتهام زنی به میرحسین
آقای بادامچیان! شما همان کسی هستید که در بحبوبه جنگ در زمانی که میرحسین موسوی به کمک کارشناسان و اقتصاددانان مردمی در تلاش بود که با توجه به فشارهای ناشی از تحریم ها و کمبود بودجه حداقل معیشت مردم را با کنترل دولتی تامین کند، بارها چوب لای چرخ دولت جوان و مردمی اش می گذاشتید تا جایی که حتی به دفتر هاشمی رفسنجانی رفته و از او خواسته بودید که دولت را تغییر دهد تا شاید این آقایان به منافع خود دست یابند.
انقلاب از اين صحنههاي جالب و ديدني زياد داشت. اما امروز مهم اين است كه چگونه پيوند آن نسل با جوانان كنوني كه ايشان نيز خواستار استقلال و آزادي و تعالي هستند، حفظ شود و به نظر ميرسد تنها راه اين پيوند، استمرار حركتي اصلاحي براي حفظ دستاوردهاي انقلاب و مقابله با ناراستيها و انحرافات باشد. انتظار نسل جوان امروز نيز شناخت اشتباهات، اعتراف به اشتباهات و اصلاح آنهاست، به نحوي كه در يك فرآيند بازنگري، خوداصلاحي شاهد تغيير و بهبود مستمر وضعيت معنوي و مادي جامعه باشند. در اين صورت است كه انقلاب از مسير اصلي خود دور نميشود و پاكي و صفاي اوليه را حفظ خواهد كرد.
باز هم عجله براي برقراري رابطه با مصر
درست در همان روز كه آقاي احمدينژاد در قاهره سخن از آمادگي ايران براي برقراري روابط نامحدود با مصر به زبان مي آورد، در همان قاهره، محمد كامل عمرو،وزير امور خارجه مرسي در گوشه ديگر شهر، به خبرنگاران گفت سفر آقاي احمدينژاد به مصر رسمي نيست و هيچ صحبتي هم در مورد روابط دوجانبه انجام نخواهد گرفت، امنيت خليجفارس امنيت مصر است و ايران نبايد در امور كشورهاي عرب اين منطقه دخالت كند! همزمان با همين واقعه، يعني در همان روز اول سفر رئيس دولت ايران به قاهره، سلفيهاي حزب النور و تندروهاي اخواني بيانيهاي منتشر و در آن به اين سفر اعتراض كردند. اين موضعگيريها نشان داد كه اعلام آمادگي رئيس دولت كشورمان براي از سرگيري روابط با مصر، بسيار شتابزده و دور از واقعبيني و كارشناسي بود.
طرح پرسش در مورد وضع موسوی و کروبی و رهنورد، و درخواست آزادی آنان، در کوی و برزن، روی دیوار و باجه تلفن و اسکناس، بر تراکت و پوستر و پلاکارد، در هر تجمع و محفل و جلسه، و با هر امکان و نماد “سبز”، نه فقط آگاهیبخشی که امیدافکنی و شورانگیزی و رهگشایی برای مردمانی است که از ناملایمات و فشارهای و مصائب گوناگون اقتصادی و اجتماعی و زیستمحیطی و معیشتی و سیاسی، به تنگ آمده و پژمردهاند.
ما یا رژیم پهلوی؟ مسئله این است
آری بیست و دوم بهمن ماه امسال، با شتاب سر میرسد. بیآنکه کوله باری از شادمانی با خود بیاورد. انبانِ این روز پیروزی، از این روی تهی از سرور است که در سن سی وچند سالگی اش روی به کهولت برده است. این کهنسالِ سی و چند ساله، نمی داند چرا در روز تولدش، باید از جای بر جهد و به رقص و پایکوبی بپردازد. این کهنسال سی و چند ساله، امروز در بد مخمصه ای گرفتار آمده است. او همچنان باید به این پرسش سهمگین پاسخ بدهد که به ازای آن همه زحمت و مجاهدت و سرمایهای که صرف پیروزی و پایداری اش شده است، چرا کوله بارش از آزادی، از علم، از یکپارچگی، از امید، از فهم، از امنیت، از آرامش، از عدل و از قانون تهی است. و چرا باید این کهنسال سی وچند ساله، بر پشت خود گوژی از اعتیاد، از مصرف، از دروغ، از ریا، از عقب ماندگی ، از تحقیر ، از بی قانونی ، از بی کیاستی و از هدر دادن سرمایه های بیبدیل انقلاب رویانده باشد؟
مصیبت آنجاست که این پست مهم در اختیار فردی نابلد قرار بگیرد و دستاوردهای عظیم انقلاب را در معرض خطر قرار دهیم باید از حضور کسانی که شایستگی دارند و پایبند به قانون اساسی بدون کم و کاست هستند و چهره شناختهشده و امتحان پس داده در تاریخ انقلاب میباشند استقبال کنیم و خارج از نگاههای خطی و جناحی او را ترغیب کنیم که به این کارزار وارد شود. استفاده از واژهها نباید موجب دلسردی برخی از گروههای دلسوز نظام شود.
آزادی مرتضوی؛ ذبح منافع ملت پیش پای زد و بندهای مافیایی قدرت
از ساعتی پس از کشاکش روسای قوای مقننه و مجریه در جلسه استیضاح وزیر کار، اتاق فرمان نظام، تنظیم از دست در رفته این رسوایی را تلاش کرد تا در دست بگیرد. این مدیریت اول بار در لغو کنفرانس خبری احمدی نژاد و علی لاریجانی خودنمایی کرد اما آن روز جلوی کش دادن ماجرا گرفته شد و اینک پس از دیدار فوق العاده و خارج از برنامه صادق لاریجانی با رهبری، با آزادی سعید مرتضوی تنها 24 ساعت پس از بازداشت وی بازنمایی شد. اما به نظر نمی رسد که این راهبردها چاره کار باشد. سوال های متعددی که در جامعه شکل گرفته با این لاپوشانی ها پاسخ نخواهند گرفت.
سه شمع برای ستارگان ظلمت شب بیفروزیم
از 22 بهمن تا 25 بهمن سه روز فاصله است، در این سه شب پشت هر پنجره ی خانه ام شمعی می افروزم تا مادر ندا و سهراب و میرعلی و ستار و هزاران شهید آزادی بدانند که از یادشان نبرده ایم، تا دختران میرحسین و رهنورد بدانند که پدر و مادرشان در دل های همه ی همراهانشان آزادند، تا همسر و فرزندان شیخ مهدی بدانند که استقامتش را هنوز هم می ستاییم، تا همسران و فرزندان همه ی آنهایی که عزیزشان به جرم راستگویی در زندانند بدانند که ما زندان نشینان زندان بزرگ، از یادشان نبرده ایم.
پرسشی که ذهن مردم را مشغول کرده این است که آیا رئیس دستگاه قضا این بار هم در مقابل این فیلم در کنار دستور قاطع رسیدگی و برای بازدارندگی و خشکاندن ریشه فساد، حکم حداکثری صادر می کند یا آنکه اساسا اقتدار دستگاه قضا را تنها برای صاحبان اندیشه، روزنامه نگاران و مجرمان عادی می داند.
خبر بازداشت سعید مرتضوی برای افکار عمومی مسرتبخش بود. صرفنظر از اینکه علت این بازداشت چه بوده است، از مدتها قبل مردم منتظر شنیدن این خبر بودند یعنی از زمانی که مساله بازداشتگاه کهریزک مطرح شد. البته پیش از آن و در مقطعی که نگارنده رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود، برخی خبرنگاران به کمیسیون مراجعه کرده و اخبار و گزارشهایی در خصوص برخوردهای نامبرده به من میدادند که جای طرح آن در این نوشتار نیست.
نگاه سياسي دولتها به منابع تامين اجتماعي به طور عام و بيش از هر زمان ديگري در دولتهاي نهم و دهم از جمله عوامل ديگر تضعيف وضعيت صندوق تامين اجتماعي است. بحران كنوني و تراژدي اخير مربوط به اين سازمان و دعواي مجلس و دولت در عرصه سياسي كشور اوج بيثباتي مديريت در اين دستگاه حساس و مهم اقتصادي – اجتماعي كشور را منعكس ميكند. از طرف ديگر، ظرف يك سال گذشته عملا اطلاعات موجود بيانگر ركود بسيار جدي در حوزه اجرا و مديريت سازمان بوده است. تنزل در مديريتها و ابهام در استمرار كار مديريت معزول شده، بحرانهاي مربوط به صندوق را بسيار شدت بخشيده است.
متهم کهریزک و افشاگر آن، هر دو در زندان
محمد داوری تنها زندانی است که مظلومانه بیش از سه سال و نیم است در پشت دیوارهای اوین حبس است و از دیدن آسمانی جزء آسمان اوین محروم شده است. اینک که جنایتکار اصلی بازداشتگاه کهریزک بازداشت شده، به خودی خود موید بیگناهی محمد داوری است، انصاف آن است که قوه قضاییه ضمن آزاد کردن محمد داوری از وی اعاده حیثیت نموده وتمامی خسارت اداری و مالی که وی طی سه سال و نیم گذشته متحمل شده را جبران نماید.
اگر توهین و تهمت جرم است که هست چرا باید بعضی در اینگونه امور عنانگسیخته باشند و برخی با کمترین شائبهای مورد مواخذه قرار گیرند و اگر رعایت اخلاق ضروری است که هست، چرا باید گروهی خود را فارغ از رعایت هر قاعده اخلاقی بدانند و گروهی دیگر با وجود رعایت همه جوانب همچنان در معرض انواع شماتتها و توهینها و سرزنشها قرار گیرند. مگر میشود اخلاق را براساس سلیقههای شخصی تعریف کرد؟









