لاوروف نیز پس از دیدار با جو بایدن در حاشیه کنفرانس مونیخ گفته است که اصرار آمریکا برای کنارهگیری بشار اسد، سازنده نیست. اصرار افرادی که اولویت اول را در حذف بشار اسد میدانند، مهمترین دلیل برای ادامه فاجعه در سوریه است.
» گفتار
آقای لاریجانی! فیلم شخص شما هم موجود است
آقای لاریجانی آیا شعارهای مرگ بر موسوی و مرگ بر کروبی که در مجلس درست در مقابل چشمان شما سر داده شد را به یاد دارید؟ ناسزاها به کسی که کوچکترین امکان دفاع از خود را نداشت؟ حرکات و سخنانی علیه نخست وزیر صادق هشت سال جنگ که اگر موهن تر از ضبط پنهانی دیدار برادر رئیس مجلس با سعید مرتضوی نباشد، کمتر نیست. آن شعارها علیه چه کسانی بود؟ چرا آنروز و همه این سالها مقابل آن بی اخلاقی ها ساکت ماندید بلکه همراهی کردید؟ بله آقای لاریجانی، فتنه گران واقعی پر بیراه به شما نگفته اند که از ساکتین فتنه هستید. چرا در آن فتنه ای که اخلاق و قانون و شرع زیر پا له شد، به فکر صندلی خود ماندید؟ فکر می کردید که آن بی اخلاقی ها تنها قرار است دامن دیگران را بگیرد؟ دیدید که دنیا دار مکافات است، بزرگ تر از شما هم این را خواهد چشید.
« تورم » زدایی از اقتصاد ایران باید یکی از اصلیترین اهداف اصلاحات اقتصادی باشد، و البته این نیاز به اصلاحاتی بنیادین در شیوه حکمرانی دارد. همانگونه که بارها یادآور شدهام مشکل امروز ایران درهمه وجوه، به ویژه درعرصه سیاست و اقتصاد، مسئله ” حکمرانی خوب ” است، و تا این مشکل حل نشود انتظار بهبود اوضاع داشتن سرابی بیش نیست. جنبش سبز هم هدفی جز این ندارد و باید امیدوار بود که این خواسته بصورت مطالبهای ملی درآید و راه تحقق خود را با کمترین هزینه بپیماید.
ما را هم دستگیر کنید چون مثل آنها فکر می کنیم
بازداشتهای روزنامه نگاران با بهانههای پیشپا افتاده و تکراری از قبیل همکاری آنها با رسانه ها و سرویسهای امنیتی دشمنان دیگر حنایی نیست که رنگ و روی قبل را داشته باشد. این کار و عدم ارائه مدرکهای مستند و قابل قبول، برخلاف قانون اساسی و قانون مطبوعات کشور است. مردم نیاز به یک جواب و دلیل منطقی و روشن دارند. وجود سوالهای بیجواب در جامعه موجب افزایش نارضایتی مردم از نظام میشود.
مذاكره با امریکا به مثابه فرصت
مذاكرات رسمي ميتواند به شفاف شدن فضاي ذهني مردم نيز كمك زيادي كند. مذاكرات رسمي ميتواند ذهن مردم ايران و جامعه جهاني را شفاف كند.
کارگران، اصلیترین بازندگان تورم لجامگسیخته
افزایش قیمت کالاهای تولید داخل با وجود ثابت ماندن دستمزد کارگرانی که این کالاها را تولید میکنند، نیروی کار را به اولین قربانیان سیاستهای غلط اقتصادی دولت مبدل کرده است. بخش تولید نیز بسیار متضرر شده و دهها واحد تولیدی در چند وقت اخیر تعطیل شدهاند که این وضعیت محصول سیاستهای غلط اقتصادی دولت است.
برای احمد آقای مطبوعات / قلم مات زده
فریدون عموزاده خلیلی باید 15-14 پلهای میشد یا لااقل 12-10 تا. چند تایش مهم نبود. پلهها هرچند تا که بودند میتوانستند به نفس نفسات بیندازند. خب قابل پیشبینی هم بود. هیکلت سنگین بود و این را ما میدیدیم و میدانستیم؛ و همین سنگینی میتوانست قلبت را فشار بدهد که ما این را دیگر نمیدیدیم و نمیدانستیم. […]
زیستن در دنیای تو در توی سیاست، فرهنگ و دانش سخت است و جانکاه مگر آنکه لطف خداوند سینهها را گشادهتر کند و دیدهها را بازتر. به گمانم دکتر حبیبی توانست از این لطف خداوند به مدد سرمایه بزرگی که از ایمان و ادب داشت، برخوردار شود. درباره اندیشه و کار او میتوان از زوایای گوناگون نوشت اما از این «ادب» او به آسانی نمیشود گذشت. شاید مناسب باشد که در سوگ او هم از زبان شیرین و قلم دلنشین دوست دیریناش «گلآقا» در اینباره برای او مرثیهای بسازیم آنجا که کاریکاتور دکتر حبیبی به این سرمشق او مزین است که «ادبِ مرد به زِ دولت اوست» و چه کسی است که مشقهای نانوشته این ایام را باز نخوانده باشد که «ادبِ مرد به زِ دولت اوست».
حسن حبیبی؛ وفادار به آرمان های انقلاب
شايد برخي از افراد، اعتدال، نرم خويي و ميانه روي دكتر حبیبی را در عرصه اجرايي و سياسي مورد نقد قرار مي دادند، ولي همان ها هم مي دانستند كه براي مهار طوفان ها و تندبادها، تعدیل افراط گری ها و تنظيم روابط و برقراري تفاهم، وجود شخصيت هاي استواری مانند او به عنوان مرجع و تكيه گاه تا چه حد با ارزش و حياتي است. سالیان سال چهره خندان دکتر حبیبی سوژه اصلی روی جلد مجله گل آقا برای هر گونه انتقادی از عملکرد دولت بود و ایشان هرگز واکنشی دلیل بر رنجش از خود بروز نداد.
دکتر حسن حبیبی امروز دیگر در میان ما نیست. اما آیا ما توانستیم از پس معرفی و حفظ سرمایه هایی این چنین برآییم که شناخت آنها براي جوانان و نسل های آینده مايه اميد و افتخار و براي مردم مايه اعتماد است؟
اصلاحطلب بود اما همزیستی اصولگرایان را میطلبید. این مشکل جریانهای سیاسی است. به عنوان مثال اصولگرایان نمیخواهند سربه تن ما اصلاحطلبان باشد اما باید گروهها بتوانند همزیستی کنند. رفتار مرحوم بورقانی، مبین این نکته بود. «احمد» واقعا آزاد اندیش بود. روشنفکر بود اما به رغم این ویژگیهای فکری، همیشه کنار مردم بود و این امر با اهمیتی است. خاطرهای از او بگویم؛ زمانی گروههای فشار -که بعدا خودسر نام گرفتند- قرار داشتند تا به روزنامه جامعه حمله کنند. احمد با من تماس گرفت و گفت به دفتر روزنامه نرو! هرکسی رفت کتک حسابی خورد! بعدا آقای بورقانی را دیدم و گفتم از کجا میدانستی که اینها قصد کتک زدن هم دارند؟! گفت: «رفقایم زنگ زدند و گفتند»! گویا این افراد متعلق به محلههای خاصی از تهران بودند و چون احمد با هم مسلکان آنها در آن محلهها ارتباط داشت، این را فهمیده بود. او یک عمر کتاب خواند اما این باعث نشده بود از مردم فاصله بگیرد. روشنفکری بود که در دل مردم زیست.
« روزنامه هراسی » و « رسانه ترسی» و« دشمن دانستن اصحاب مطبوعات مستقل و آزاد » گویی که در فرهنگ اقتدارگرایان حاکم و آگاهی ستیزان جامعه ما به امری بدیهی ونهادی تبدیل شده است. تعطیلی مطبوعات و يورش شبانه به مراكز روزنامه هاي اصلاح طلبي چون بها ر،اعتماد، شرق و آرمان و بازداشت ۱۱نفر از زبده ترين روزنامه نگاران و خبرنگاران و طنز نويسان اين روزنامه هاو نیز هفته نامه آسمان در تاريخ 9/11/91 توسط نيروهاي امنيتي آنهم بطور همزمان یک فاجعه ملی و ضایعه ای فرهنگی – سیاسی ، است ، درعین حال که حکایتگر عدم استقرار نظام عقلانی – قانونی درتصمیم گیری مدیریت بخشهایی از نظام سیاسی می باشد.
همه این مسایل دست به دست هم میدهد تا چهره مصر از شرایط مسالمتآمیز خارج شود. برای رسیدن آرامش به مصر، باید دولت و مخالفان سازوکاری برای رسیدن به اجماع تعریف کنند. در همین راستا برخی از نیروهای ملی و فراحزبی تلاش میکنند این روند را تقویت کنند و به احتمال زیاد مصر به این سمت پیش خواهد رفت و در آینده با تعدیل بخشهایی از مطالبات و خواستههای دو طرف، مصر به سمت آرامشمیرود.
جشن تولد در سالن ملاقات زندان + شعری از مصطفی بادکوبه ای
پنج بهمن ماه 91 شصت و سومین سالروز تولد شاعر زندانی مصطفی بادکوبه ای بود که خانواده این زندانی سیاسی دوشنبه دوم بهمن ماه در روز ملاقات به همراه کیکی با عدد 63 ( شمع روشن) تولد وی را از پشت کابین شیشه ای گرامی داشته و این کیک را بین خانواده های زندانیان سیاسی تقسیم کردند. امروز در کنج اوین باید بمانی/ تا غیر حق نامی دگر بر لب نرانی”/ این کیک تلخ اما نوید عشق می داد/ بر جان زندانی، امید عشق می داد/ شیرین ترین تلخ تمام عمر من بود/ تجدید پیمان بی نیاز یک سخن بود/ می گفت اگر “امید” باشی “آذر”م من/ در لحظه های تلخ، تنها یاورم من…
دلنوشته ای به بهانه میلاد پیامبر رحمت(ص)
معشوقى که پیامبران سلف همه آرزو مىکردهاند که از امت او باشند و در رکاب او.
معشوقى که ملائک تا ابد مأمور صلوات بر او شدهاند. معشوقى که راه شناختش جز بر خدا و ولى او بسته است. چگونه مخلوقى که از نور او پدید آمده است و نمىفهمد که او از کى، کجا وچگونه بوده است، از او سخن بگوید؟
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنى است
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند؟
به هر حال او هم انسان است و حب رسول خدا در دلش وجود دارد. اين نگاه انساني در سراسر سيره پيامبر(ص) موج ميزند. متاسفانه جهان اسلام (البته من با نظامهاي حاكم سياسي بر جهان اسلام كاري ندارم) از نظر اخلاقي و پيروي از اخلاقيات پيامبر(ص) در نقطه بسيار پاييني قرار دارد. در واقع جهان اسلام در ضعف اخلاقي به سر ميبرد. امروزه متاسفانه دو تفسير افراطي از اسلام وجود دارد. بزرگترين آفت پس از حمله مغول در جهان اسلام اين است كه دين به دست كساني برسد كه از آن هيچ چيزي نميدانند.
بنابراين، معتقدم كه بايد با نگاه جوهري به سيره پيامبر(ص) بنگريم. ميراث اخلاقي پيامبر(ص) آنقدر عظيم و غني است كه ميتواند نهتنها دستگير ما مسلمانان در اين بحران اخلاقي باشد كه به كار جهانيان نيز بيايد.
البته در طول 8 سال دولت اصلاحات به دليل اينكه تجربه چنداني در اداره كشور وجود نداشت از ظرفيتهاي جناح راست كمتر استفاده شد اما در شرايط فعلي دوستان اصولگراي بسياري هستند كه مورد بيمهري واقع شدهاند و ميتوان از تجربيات براي اداره بهتر كشور استفاده كرد.اصلاحطلبان در طول چند سال گذشته حوادث سختي را پشت سر گذاشتهاند و همين حالا هم براي فعاليت سياسي با موانع و مشكلات وحشتناكي روبهرو هستند اما بايد از فرصت نقد استفاده كنيم تا در اين مقطع زماني نيز بتوانيم به سلامت راه خود را ادامه دهيم. در صورت عبور از اين وضعيت ميتوان در زماني كه شرايط عادي شد روي ساير گزينهها و افراد توانمندي كه در جبهه اصلاحات حضور دارند بررسي و فكر كرد تا دورههاي بعد آنها هم بتوانند خود را به راي مردم بگذارند.آنچه امروز بيش از همه بايد مورد توجه قرار گيرد برطرف كردن سوءتفاهمها ميان حكومت و اصلاحات است. بخش زيادي از اين سوءتفاهمها محصول سعايت بدخواهان است و بخشي هم به دليل عملكرد افراطيون از هر دو طرف است. اگر گام اول را به درستي و با موفقيت برداريم رسيدن به اجماع و حضور موثر در انتخابات امر پيچيده و سختي نخواهد بود.
انتخابات 88؛ کودتایی علیه انقلاب اسلامی
اگر در اخلاق سیاسی و انتخاباتی خاتمی و شعار«زنده باد مخالف من» مداقه و تامل کافی به عمل آوریم برتری برگزیده تاریخی ملت ایران از نمونه های مذکور را به روشنی خواهیم دید و درهمان حال دید بهتری در باره تنزل و زوالی که گسست کودتایی از دستاوردهای انقلاب اسلامی بر عرصه اخلاق سیاسی حاکم تحمیل کرد به دست خواهیم آورد. به این لحاظ تفاوت بین گفتمانی که مخالفین خود را “خس وخاشاک” و یا “میکرب” می خواند با گفتمانی که صدای مخالفین را سزاوار شنیده شدن می داند و از گفتار مخالف درس “بهترشدن” می آموزد، قبل از اینکه نمایشگر تفاوت بین دموکراسی امریکایی و منطقه ای با دموکراسی ستیزی بومی باشد یک مسئله داخلی است و نشان می دهد که فقط عبور کودتایی از دستاوردهای انقلاب اسلامی و قانون اساسی می توانست صحنه سیاسی کشور را به چنین قعری از جهنم بی اخلاقی بکشاند و چنان لکه ای بر سیمای جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخلی و جهانی بنشاند.
تاريخ انقلاب اسلامي در همه جا نوشته شده است و اگر با تغيير نسلها از خاطرات مردم حذف شود، نبايد در مغايرت با آنچه واقعيت داشته، حرفهاي تحريفشدهيي وارد اذهان شود. وقتي اين رخداد در تريبونهاي رسمي روي ميدهد، از ديگراني كه نميخواهند حقايق و واقعيات انقلاب اسلامي به درستي منعكس شود، چه انتظاري دارند؟
اميدوارم اين رويه اصلاح شود تا محققين تاريخ از اين نارواها انگشت تعجب بر دهان نگيرند و بر تحريفگران ايراد وارد نسازند.
انتخابات اصولگرایان و کدهای پیروزی
پس از انتخابات هفتم ریاست جمهوری که منجر به پیروزی «سید محمد خاتمی» شد، قالب رقابت در این انتخاب به صورت یک رقابت بین جبهه ای میان اصلاح طلبان و اصول گرایان ظهور یافت و شکل گرفت. اگرچه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 رقبای سید محمد خاتمی نه نفر بودند، اما این دو جبهه بصورتی آشکار در انتخابات مجلس شوراهای اسلامی شهر صف بندی روشنی داشتند و ادامه این روند تا انتخابات سال 88 دیده شد.
این روزها در آستانه دهه مبارکه فجر هستیم. سالگرد پیروزی انقلابی که با خون بهترین انسانها به پیروزی رسید واینک متاسفانه گرفتارنا اهلانی فرصت طلب است که در دوران مبارزه حتی یک مرگ برشاه نگفته اند و اینک سرمست از پیروزی هایی کاذب – که حوادث وگفته های بعضی متدینین تائب ! دراین روزها وانشاالله روزهای بعد نشان داده وخواهد داد که غایتی جز شکست نداشته و ندارد – یاران امام را در حاشیه می پسندند و با دهن کجی به راه امام به میراث امام پشت کرده اند و بعضی ازما در این میانه و در مشاهده سرمستی آنها ،سرمان به زندگی مان گرم است و تنها دلخوشیمان اینکه سری به گذشته بزنیم و اگر بشود ،ساعتها و روزها درآن بمانیم و درکوچه پس کوچه های تاریخ گشتی بزنیم وازشهدا سراغی بگیریم و برای فراموشی تلخی این روزها ازشهدا بگوییم و از زندگان آن روزهای زنده سخن بگوییم.
نمی دانم چه طور می شود نشان داد یا ثابت کرد که وقتی جان انسان ها کم ارزش می شود (با همین اعدام ها، با مرگ های جاده یی بالای ده هزار نفر در سال، با بیماری های ناشی از پارازیت های ضدماهواره یی و آلوده گی هوا و مواد غذایی و غیره و غیره)، و دیگر خیلی ها نه برای جانِ خودشان و نه دیگری ارزش قائل نباشند، طبیعی است که زورگیری و قاچاق و اسلحه های گرم و سرد به دست گرفتن هم زیاد شود… آخر با این همه زمینه برای بروز جرم، با این همه بروز زور در همه ی ابعاد زنده گی، چه طور انتظار داریم زورگیری و مانند آن از بین برود یا حتا کم شود؟
بدون حکومت بی چون و چرای قانون ،جامعه از مواهب مدنیت برخوردار نخواهد بود و همه باید قانون را محترم شمرند خصوصا متولیان حوزه عمومی و مجریان قانون.باید به نص قانون عمل کرد و قانون را نه به نفع حکومت ،که به نفع مردم و خصوصا اقشار ضعیفتر تفسیر و برداشت و اجرا کرد.قانونی که در خدمت آزادی و برابری و عدالت باشد ارش دارد وگر نه قانونی که ناقض حقوق مردم باشد که زیبنده جامعه امروز و فرگشت مدنیت نوین نیست.
این نامه ششم از مجموعه نامه های بهمنی را تقدیم تو می کنم با این امید که بهمن برایمان نوید بخش سلامت و سرور باشد. سروری که با رهایی جوانانی از مظلومین در بند آغاز شد و با تبعید غیرقانونی عزیزانی دیگر به تلخی گرایید و ما مبهوت از این نوش و نیش های هم زمان در آستانه میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) هنوز امید آن داریم که با عقلانیتی دوباره دل ها و جان ها و خلق ها محمدی شود و کارها به سامان آید و در پی آن وحدتی که از آن سخن می رانند و هفته ای را به نامش کرده اند حاصل آید انشاء الله.
مشت های گره کرده در نماز جمعه و نیازهای جوانان
بنابرین نباید به مشت های گره کرده نسل سی چهل به بالا در نماز جمعه بسنده کرد، باید در اندیشه جذب میلیون ها جوانی بود که وسط این عرصات، این منازعات، این جنگ و جدالها، این دروغگویی ها، این بی اعتبار کردن یکدیگر، و این همه مشکلات اقتصادی و بیکاری، در حال له شدن هستند.
در حاشیه اعدام زورگیرها؛ نه هر كه چهره بر افروخت…
از ياد نبريم كه تبديل شدن يك مكان معمولي به فضايي كه در خاطره جمعي ثبت ميشود كاري زمانبر است و مقدمات بسياري ميطلبد. از سوي ديگر مگر جامعه هنري مرتكب جرمي شده است يا مگر هنرمندان هستند كه بايد از اين مجازات درس عبرت گيرند كه چنين مكاني محل اجراي حكم شده است؟ آيا بهتر نبود كه اين قبيل مجازاتها در منظر مجرمين محبوس صورت گيرد كه امكان بازگشت به جامعه و ارتكاب مجدد جرم را دارند؟ظاهرا به چنين تعارضاتي اهميت داده نشد، نه از طرف مقامات قضايي، اجرايي، مديريت شهري و حتي مديران خانه هنرمندان كه لابد بيش و پيش از همه بايد به مكانت فاخر آن محل اشراف داشته و شأن و حيثيت ارجمند آن را بشناسند و از آن دفاع كنند.هر چند خيابان خردمند با فاصلهيي نه چندان طولاني به خانه هنرمندان وصل ميشود اما گويا گذر از محله خرد به كوچه هنر دشوار و تلخ شده است. نه هر كه چهره برافروخت دلبري داند…
معوقات بانکی و ورشکستگی بانکها
هرچند بانکهابه اعتبار پشتوانه دولتی می توانند « ورشکستکی» خود را بپوشاند اما میراث تلخی است که بر دوش کشور و مردم و دولتهای آینده است
پرسش اين است؛ اين همه هزينه براي فردي كه با قرار تعليق دادسراي انتظامي قضات روبهرو است و در مورخه هشتم اسفند ماه پرونده اتهامي وي در شعبه 76 كيفري استان تهران وقت رسيدگي دارد براي چيست؟ اين حق طبيعي مردم است كه رازگشايي از معماي سعيد مرتضوي را خواستار باشند. پرسش اين است كه ايشان داراي چه تخصصي است كه هيات دولت تمام قد به دفاع از وي در قبال تصدي سازمان تامين اجتماعي برآمده است؛ نه تحصيلات مرتبطي با رياست اين سازمان دارند و نه سابقه مديريتياي در نهادهاي مشابه سازمان تامين اجتماعي، منابع عظيم مالي اين سازمان كه بيش از 2 ميليون و 200 هزار نفر مستمري بگير و قريب به 12 ميليون كارگر بيمه اين سازمان هستند نبايد وجههالمصالحه حمايت از يك فرد بشود. طرفه اينكه دولت در شرايط حساس فعلي و درست در ماههاي پاياني عمر خود هزينهيي تا سطح تقابل با قوه قضاييه در حمايت از سعيد مرتضوي را در كارنامه خود ثبت ميكند، مردم حق دارند بدانند معماي سعيد مرتضوي چيست كه اينگونه با احكام قضايي مقابله ميشود
مجلس با دیدن واقعیات میتواند جهتگیریهای بنیادین کشور را اصلاح و در سطح کلانتر از قوه تقنین، موجی برای صیانت از حقوق شهروندی ایجاد کند. توجه به جمعیت کیفری ۶۰درصدی زندانیان مواد مخدر و برنامهریزی سامانمندتر برای این معضل مواد خصوصا اولویتبخشی پیشگیری و تعبیه کمپ و مراکز بازپروری، مشکلات قانون چک و مفتوح شدن یک میلیون پرونده و مآلا سرریز نابسامانیهای اقتصادی و اختلال در بازار تبادلات مالی به زندانها، ۸۳۰۰ نفر بدهکار زندانی و فروپاشی خانواده آنها، نارسایی ناشی از عدم اجرای مفاد لایحه بیمه اجباری شخص ثالث و توقف خودروهای فاقد بیمهنامه که حجم قابلتوجهی از زندانیان دیه را تحمیل میکند، اطاله دادرسی و تبعات اجتماعی آن، زمینهسازی ازدیاد جرایم خرد در اوضاع اقتصادی کنونی و تلاش برای مهار تورم و بحران اشتغال، تسریع در تصویب لایحه مجازاتهای اجتماعی و دیگر لوایحی که در راستای کاهش جمعیت کیفری موثرند فهرستی از بایستههاست.
علیرا و محمدعلی در آخرین لحظات زیر لب اشهد خواندند و از ائمه اطهار استمداد طلبیدند. جسد علیرضا و محمد علی 18 دقیقه بعد از اینکه توسط جرثقیل بالا کشیده شد، توسط ماموران اجرای حکم به پایین آورده شد.
این بخشی از خبراعدام دو زورگیر تهرانی دراین هفته است. این بخش از قضیه آدم را نگران می کند که این دو اعدامی دو جوان شیعه بودند که درآخرین لحظات عمر کوتاهشان به ائمه متوسل شده اند و یکی از آنها نیز در وصیت نامه کوتاهش نوشته برایش نماز بخوانند.اینقدرمصیبت زیاد است که آدم نمی داند به حال چه کسی گریه کند.چرا دو جوان باید بخاطرچند ده هزارتومان وجه نقد در یک زورگیری جانشان را ببازند.امید که این عقوبت آنهارا پاک کرده باشد.درخبرها آمده بود این دوفرد اعدامی،در زندگی کوتاهشان پدری را بالای سرنداشته اند و احتمالا فرزندان طلاق بوده اند.
چرا با زورگیران نقابدار ارزشی برخورد نمی شود
اگر حضرت علی (ع) با زورگویان منتسب به قدرت وثروت سخت می گرفتند و با مردم عادی مدارا می نمودند، امروز زورگویان جریانی خاص، امنیت روانی مردم را سلب کرده اند، علنا” تبلیغ خشونت می نمایند، از وحدت تنفر دارند، نانشان در بلواهای سیاسی طبخ می شود، ولی زهی درد وتاسف که نه تنها چنین زورگویان نقابدار که از دین بهره ابزاری می برند، متنبه نمی شوند، بلکه باورهای غلط مدیریتی آنها برجامعه تحویل می شود.









