احمد آل قلم
چکیده : اصلاحطلب بود اما همزیستی اصولگرایان را میطلبید. این مشکل جریانهای سیاسی است. به عنوان مثال اصولگرایان نمیخواهند سربه تن ما اصلاحطلبان باشد اما باید گروهها بتوانند همزیستی کنند. رفتار مرحوم بورقانی، مبین این نکته بود. «احمد» واقعا آزاد اندیش بود. روشنفکر بود اما به رغم این ویژگیهای فکری، همیشه کنار مردم بود و این امر با اهمیتی است. خاطرهای از او بگویم؛ زمانی گروههای فشار -که بعدا خودسر نام گرفتند- قرار داشتند تا به روزنامه جامعه حمله کنند. احمد با من تماس گرفت و گفت به دفتر روزنامه نرو! هرکسی رفت کتک حسابی خورد! بعدا آقای بورقانی را دیدم و گفتم از کجا میدانستی که اینها قصد کتک زدن هم دارند؟! گفت: «رفقایم زنگ زدند و گفتند»! گویا این افراد متعلق به محلههای خاصی از تهران بودند و چون احمد با هم مسلکان آنها در آن محلهها ارتباط داشت، این را فهمیده بود. او یک عمر کتاب خواند اما این باعث نشده بود از مردم فاصله بگیرد. روشنفکری بود که در دل مردم زیست....
حمیدرضا جلایی پور
یکی از اتفاقات مبارکی که در دوره اصلاحات افتاد، رونق مطبوعات غیررسمی بود. نگارنده بر این باور است مطبوعات، وضعیت عمیقتری در جامعه پیدا کرد یعنی نه فقط رونق یافت بلکه سکه رایج بازار شد. بنابراین به رغم همه محدودیتهایی که برای این نوع روزنامهنگاری ایجاد شد، روند آن متوقف نشده و تا به امروز به حرکت خود ادامه داده است. این یکی از ویژگیهای مثبت احمد بود که از عوامل اثرگذار در یک رخداد اجتماعی شد. زمانی که وی معاون وزیر ارشاد شد، قانون را عادلانه اجرا کرد. فقط به «رفقا» مجوز نداد -که خیلی هم رفیق داشت- بلکه به زبان امروزی، هم متقاضی اصلاحطلب و هم اصولگرا میتوانستند به راحتی مجوز روزنامه بگیرند و اگر فردی نه اصلاحطلب بود و نه اصولگرا هم با شرایط مساوی میتوانست در صورت داشتن صلاحیت قانونی، در صف متقاضیان قرار بگیرد.
اگر او هم میخواست مثل بقیه فقط برای دوستان خود «کارسازی» کند، حتما در فرآیند رونق مطبوعات خصوصی، اختلال ایجاد میشد. بد نیست نقلی از آقای شمسالواعظین داشته باشم که گاهی به طنز میگفت: «ما مطبوعات را به قبل و بعد از روزنامه جامعه تقسیمبندی میکنیم» اما به باور صاحب این نوشتار، اگر بخواهیم این نوع تقسیمبندی را با در نظر داشتن نقش «اشخاص» انجام دهیم، مطبوعات را باید به دوران بورقانی و بعد از آن تقسیم کرد. مرحوم بورقانی، قدرتی که در اختیارش بود را نه فقط برای «همخطی»ها که به شکل عادلانه برای همه اجرا میکرد و این در روزگار ما کیمیاست. ویژگی دوم احمد این بود که در بین این همه چهره اصلاحطلب، بین چهرههای اصولگرا نیز بسیار دوستداشتنی و محبوب بود. من در تشییع جنازه چهرههای بنام زیادی شرکت کردهام اما تشییعی که این همه آدم پشت جنازه گریه کنند ندیدم. او آدمی بود که اعتقاد داشت برای «دیگران» باید زحمت کشید و هیچ انتظاری هم نداشت.
بارها در تحلیل جامعه ایرانی گفتهام که این نقطه ضعف یعنی خویش دوستی یا حداکثر، «فامیل دوستی» بر خیلی از رفتارهای ما سایه افکنده است اما برای بورقانی، این نقیصه از بین رفته بود. او برای هر که دستش میرسید کار میکرد و برای همین در دل همه جا گرفت و وقتی از دست رفت، همه عزا گرفته بودند. ویژگی سوم وی نیز همانند دو مورد قبلی، دارای اهمیت است. ایشان اصلاحطلب و معتقد به مردمسالاری بود و محاسن آن را درک کرده بود. نکته ظریفی در کارش داشت و آن این بود که اصولا اصلاحطلبی و «مردمسالاری دوستی» وی مبتنی بر همزیستی با دیگران بود.
اصلاحطلب بود اما همزیستی اصولگرایان را میطلبید. این مشکل جریانهای سیاسی است. به عنوان مثال اصولگرایان نمیخواهند سربه تن ما اصلاحطلبان باشد اما باید گروهها بتوانند همزیستی کنند. رفتار مرحوم بورقانی، مبین این نکته بود. «احمد» واقعا آزاد اندیش بود. روشنفکر بود اما به رغم این ویژگیهای فکری، همیشه کنار مردم بود و این امر با اهمیتی است. خاطرهای از او بگویم؛ زمانی گروههای فشار -که بعدا خودسر نام گرفتند- قرار داشتند تا به روزنامه جامعه حمله کنند. احمد با من تماس گرفت و گفت به دفتر روزنامه نرو! هرکسی رفت کتک حسابی خورد! بعدا آقای بورقانی را دیدم و گفتم از کجا میدانستی که اینها قصد کتک زدن هم دارند؟! گفت: «رفقایم زنگ زدند و گفتند»! گویا این افراد متعلق به محلههای خاصی از تهران بودند و چون احمد با هم مسلکان آنها در آن محلهها ارتباط داشت، این را فهمیده بود. او یک عمر کتاب خواند اما این باعث نشده بود از مردم فاصله بگیرد. روشنفکری بود که در دل مردم زیست.
منبع: روزنامه شرق













