سنت نبوي زيست اخلاقي
چکیده :به هر حال او هم انسان است و حب رسول خدا در دلش وجود دارد. اين نگاه انساني در سراسر سيره پيامبر(ص) موج ميزند. متاسفانه جهان اسلام (البته من با نظامهاي حاكم سياسي بر جهان اسلام كاري ندارم) از نظر اخلاقي و پيروي از اخلاقيات پيامبر(ص) در نقطه بسيار پاييني قرار دارد. در واقع جهان اسلام در ضعف اخلاقي به سر ميبرد. امروزه متاسفانه دو تفسير افراطي از اسلام وجود دارد. بزرگترين آفت پس از حمله مغول در جهان اسلام اين است كه دين به دست كساني برسد كه از آن هيچ چيزي نميدانند. بنابراين، معتقدم كه بايد با نگاه جوهري به سيره پيامبر(ص) بنگريم. ميراث اخلاقي پيامبر(ص) آنقدر عظيم و غني است كه ميتواند نهتنها دستگير ما مسلمانان در اين بحران اخلاقي باشد كه به كار جهانيان نيز بيايد....
صادق آئينهوند
سيرهيي كه از پيامبر (ص) به دست ما رسيده بيشتر از طريق حاكمان و فرمانروايان وقت گردآوري شده است. متاسفانه پژوهش درستي درباره سيره پيامبر (ص) صورت نگرفته است. به طوري كه سيره يكبار به گونه شفاهي نقل شده، دوباره از طريق استماع به شكل كتبي در آمده و سپس، آن صورت كتبي تنقيح شده است. بنابراين مشكلات زيادي در كتابهاي سيرهيي ما وجود دارد. با توجه به آنكه بيشتر سيرههاي ما در زمان امويان و عباسيان نگارش يافته است، بايد ببينيم كه چگونه ميتوانيم، اصل سيره پيامبر (ص) را از تفسيرها و برداشتهاي اموي و عباسي جدا كنيم؟ مشكل ديگر مربوط به بررسي منابع مختلف است. از طرفي هم بايد يك نظريه دقيق براي فهم و تفسير متن پيدا كنيم. اين دو تلقي افراطي نسبت به تاريخ وجود دارد و بر اين پايه، گروهي ميكوشند تا شيوه زيست گذشته را در حال بيابند و زنده كنند و گروهي نيز برعكس، تلاش دارند تا مقتضيات حال را بر گذشته، تحميل كنند بنابراين سنت نبوي هم گرفتار اين دو نگاه است. براي نمونه، هماكنون بسياري از مسلمانان از تمدن اسلامي همان چيزي را مراد ميكنند كه در قرن اول هجري در دوران خلفاي راشدين پديده آمده است. البته اين عده، ممكن است از ابزارها و روشهاي روز هم استفاده كنند، اما همچنان در خيال عصر اول اسلامي ماندهاند. با اين وصف، به نظرم ميرسد كه زيست اخلاقي ما (مسلمانان) در دستاندازهاي تفسيرهاي حاكمانه اموي، راشدي و عباسي از سنت نبوي گم شده است. در واقع ما در متني قرار گرفتهايم كه قادر به تفسير درستي از آن نيستيم. پس چگونه بايد آن را معنا كنيم؟ آن چيزي كه از سيره نبوي ميفهمم اين است كه پيامبر (ص) انساني به تمام معنا اخلاقي است. در سيره نبوي، مقام يك انسان عابد، زاهد و نمازشبخوان، (مقام) همان انساني است كه خالصانه براي سير كردن يك گرسنه تلاش ميكند. در نزد پيامبر (ص) اجر هر دوي اينها يكسان است. آنچه در سيره اخلاقي پيامبر (ص) ميبينيم، اين است كه هيچ مرزي بين اين صفات وجود ندارد.
پس، ما به تفسير ديگري از سيره نبوي نيازمنديم. تمام تفسيرهايي كه از سيره پيامبر (ص) داريم، حاكميتي هستند. در واقع تفسيرهايي كه به درد مردم بخورد، تا حالا منتشر نشده است، يعني مردم نبودند كه سيره بنويسند. لذا طبق ذائقه مردم، سيرهها نوشته نشدهاند. مردم نيز بايد تفسير خود را از سيره پيامبر (ص) ارائه بدهند؛ چرا كه همه عشق رسول خدا، مردم بود. يكي از ويژگيهاي پيامبر (ص) در همين راستا، اين بود كه ايشان به دنبال تمايز با ديگران (مردم) نبود. وقتي سيره او را بررسي ميكنيم، متوجه ميشويم كه اين انسان (پيامبر) با عطوفت، محبت، رحمت، اقتدار، عزت و عظمت هيچ گاه نميخواهد خود را از ديگران متمايز كند. اين ويژگي خاص انبياست. پيامبر(ص) نميخواست بين پيروانش انگشت نما باشد. همچنين، پيامبر (ص) ميگفت كه حتي اگر كسي به گناهي آلوده شد، او را مورد لعن و تمسخر قرار ندهيد. بگوييد كه خدا از تقصير او در گذرد.
به هر حال او هم انسان است و حب رسول خدا در دلش وجود دارد. اين نگاه انساني در سراسر سيره پيامبر(ص) موج ميزند. متاسفانه جهان اسلام (البته من با نظامهاي حاكم سياسي بر جهان اسلام كاري ندارم) از نظر اخلاقي و پيروي از اخلاقيات پيامبر(ص) در نقطه بسيار پاييني قرار دارد. در واقع جهان اسلام در ضعف اخلاقي به سر ميبرد. امروزه متاسفانه دو تفسير افراطي از اسلام وجود دارد. بزرگترين آفت پس از حمله مغول در جهان اسلام اين است كه دين به دست كساني برسد كه از آن هيچ چيزي نميدانند.
بنابراين، معتقدم كه بايد با نگاه جوهري به سيره پيامبر(ص) بنگريم. ميراث اخلاقي پيامبر(ص) آنقدر عظيم و غني است كه ميتواند نهتنها دستگير ما مسلمانان در اين بحران اخلاقي باشد كه به كار جهانيان نيز بيايد.













