در انقلاب 57 معدن خرده قدرت کشف شد. و امام (ره) آن را مفصلبندی کرد. منظور من از خرده قدرت تاثیرگذاری شهروند متفرد است در حالی که کلان قدرت اثرگذاری نهادها و سازمانهای رسمی است. در دوم خرداد این معدن دوباره کشف شد و این بار یک روحانی دیگر خرده قدرت را تجمیع کرد و به صحنه آورد.
» گفتار
آن 170 نفر و این 175 نفر؛ قصه عهدشکنی مدعیان و سبکبالی عاشقان
اصلاح وضعی که آن 170 نفر راه یافته به مجلس از پول حرام ایجاد کرده بودند، شبیه کارزاری سخت مقاومتی می طلبید طولانی. پس گرفتن حق های گرفته شده و اجرای قانون های بر زمین مانده، هزینه ای دارد سخت… آن 170 نفر حسین حسین گفتنشان بدلی نبود و اکنون جان می سپردند، دست بسته در کنج زندانها یا بر کف خیابان های شهر؛ و یا غریبانه در خاکی غریب کش.
برای جانبازان زندانی چه کردهایم؟
آیا واحد و یا ادارۀ مشخصی در این نهاد عریض و طویل وجود دارد تا خدمات پزشکی به جانبازانی که به هردلیل گرفتار زندان شده اند را وجهه همت خود سازد؟ جانبازانی که به دلیل شرایط زندان امکان پیگیری امور درمانی شان فراهم نیست و هر لحظه ممکن است تن رنجورشان در برابر کهنه زخم ها مقاومت خود را از دست بدهد؟
حالا باز هم ما مسافر هفتگی همان مقصدیم. هنوز عطش دانستن داریم. هنوز انبوه پرسش های پاسخ نایافته در مغزمان هیاهو به راه می اندازد. هنوز استاد سپید موی و خوش خلق و خوش رویمان ما را به کلام قرآنی خویش میهمان می کند. هنوز ما تلمذ کنندگان مکتب حقیم اما دور این میز کوچک مستطیل شکل در کنار استاد صندلی تو خالی است نرگس جان!
آقای وزیر اطلاعات! جلوی قانونشکنی کارشناسان خود را بگیرید
از جنابعالی تقاضا دارم که به عنوان یک مسوول مجری قانون به این رفتارهای قانونشکنانه کارشناسان، تحت مسوولیت خودتان رسیدگی بفرمائید و آنها را تابع قانون کنید. رسیدگی موردی به این پرونده این حسن را خواهد داشت که فرمایشات ریاست محترم جمهوری و جنابعالی در مورد «دفع حداقلی و جذب حداکثری»، «دروغپردازی» نکردن، «مزاحمت ایجاد نکردن» برای مردم، حداقل در یک پرونده هم که شده، تحقق یابد.
سرداران دست ها را از پشت بستند، یک به یک، یادشان رفت دشمن آن سوی مرزها بود، یادشان رفت یا زهرا رمز عملیات بود، نه رمز شکستن در خوابگاه. دست ها را از پشت بستند، بوی مجنون خفه شان می کرد، دست ها را بستند از پشت و در شهر فرمان آتش صادر کردند، سهراب ها زنده به گور شدند، نداها به خانه بر نگشتند.
لازم است فعالان شناخته شده اصلاحات و چهره های معتبر و هزینه داده، در آستانه انتخابات مهم مجلس دهم و در تدارک تهیه لیست ها و ستادها، توجه داشته باشند که بزرگترین سرمایه آنها اعتماد عمومی است که به واسطه مقاومت صادقانه شماری از آنها در جریان جنبش سبز نزد مردم پدید آمده است.
يعنى آن ١٧٥ نفر در غربت جنگيدند و در مظلوميت به شهادت رسيدند و با دستان بسته زنده به گور شدند تا دستهاى شما براى هر تجاوزى به حقوق مردم باز باشد؟ و حالا قرار است پيكرهاشان را براى تشييع، به دستهاى مردمى بسپاريد كه از شرّ دستهاى متجاوزتان پناهى ندارند؟
صداقت و شفافیت باید از دولتمردان آغاز شود
در جامعهاي كه شفافيت و صداقت نسبت به حوادث وجود دارد كمتر ميبينيم كه جامعه درگير شايعات راست و دروغ شود زيرا در هر رخدادي به دولت رجوع ميكند و منبع موثقش را دولت و حاكميت ميداند. اين نقد به دولت و حاكميت ايران وارد است كه دايره محرمانه هايش بسيار وسيع است.
برای از خاصیت انداختن بچه کویر باید او را به جای خوش آب و هوا پرتاب کرد؛ جایی که آب باشد و ابر و رطوبت. هوایی خوش و سبزی و چهچه بلبلان… رطوبت می آید و… دیگر معلوم نیست از تخیل زیدآبادی چیزی باقی بماند؟ البته اگر همین تخیل مسبب جرائم او باشد. هنوز هم دیر نشده است، کویر را بخوانید و حکم زیدآبادی را تغییر دهید
جامعهای کتابنخوان، اندک روزنههای کتابخوانیاش را هم از دست میدهد. جامعهای که حالا درهای ورود کتاب را به رویش بستهاند تا بازتولیدِ مکانیکیِ آثار هنری با سنگهای ممیزی و پساممیزی متوقف شود؛ و در سوی دیگر خط تولید بنگاههای تکنولوژی گشادهتر شود و آخرین گوشیهای موبایل و فناوریهای نوین را در بازار موبایل و علاءالدینها بگسترد تا اندک دقایق مطالعه جامعه هم صرف داد و ستدهای وایبری و هزار شبکه اجتماعی دیگر شود؛ چرا که گردش سرمایه در این بازار بسیار متفاوت از گردش سرمایه در بازار فرهنگ است.
دروغ ممنوع است؛ چه در فوتبال، چه در سیاست
شب گذشته برای کسانی که هنوز به سالم ماندن فوتبال از گزند بی اخلاقی رایج در سیاست و جامعه ایران امیدوارند، شب تلخی بود. اعتماد عمومی، اعتبار نهادهای عمومی و به تبع آنها امنیت ملی هنوز دستخوش گناهی است که کلید همه گناهان است: دروغ. فرقی نمی کند که جعل امضا و انتشار اسامی دروغین پای طرح سه فوریتی کریمی قدوسی باشد یا انتقال خبر نادرست به یک تیم فوتبال که هنوز فرصت تلاش دارد. فرقی نمی کند که جمله ای آشکارا غیرواقعی از زبان وزیر امور خارجه درباره زندانیان عقیدتی باشد و یا دروغ پردازی درباره حادثه هتل تارا در مهاباد برای تحریک مردم و ایجاد ناامنی. دروغ دروغ است؛ چه در سیاست و چه در فوتبال و چه هرجا و به هر بهانه دیگر.
این احتمال مطرح شده که کسانی از متصدیان به قصد کنترل جمعیت پس از بازی نفت تهران و تراکتورسازی تبریز، شایعه دروغ نتیجه مساوی در بازی اصفهان را پراکنده اند. اگر این ماجرا واقعیت داشته باشد که فاجعه است، و اگر واقعیت نداشته باشد هم نشان از فاجعه ای دیگر می دهد که همان بی اعتمادی رو به گسترش بین مردم و حاکمیت است. سلب اعتمادی که از سیاست تا حوزه ورزش هم گسترده شده است.
مجلس دهم؛ فرصتهای سیاسی، غفلتهای حزبی
اصلاح طلبان از هم اکنون باید احزاب نوظهور در جبهه اصلاحات را بررسی و دیدگاه های آنها را مورد ارزیابی مجدد قرار داده و حامیان خود را در جریان امر قرار دهند و احزاب و افراد مشکوکی که در جناح اصلاح طلب به کار دیگر مشغول هستند و این روزها تحرکاتی در شهرستان ها دارند و به نام اصلاحات اما به کام دیگران عمل می کنند را دقیق و عمیق رصد کنند.
یکی، دو روز بعد از انتخاب اخیر رئیس مجلس خبرگان، یکی از نمایندگان این مجلس که به آقای هاشمی رأی داده بود، در بیانی معنادار و رمزآلود به من گفت: فلانی، شما که به آقای هاشمی نزدیک هستی، به آقای هاشمی بگو قدر این ٢٤رأی را بداند چون اینها با این رأی پای خیلیچیزها ایستادند!
خواست همه ملّتهای جهان، آزادی، عدالت، زندگی شرافتمندانه است، در پرتو این اندیشه است که راهی برای خلقها باز می شود و البتّه تجربه ی هریک از آنها، توشه ی دیگران می شود، پیروزی و شکست هرملّتی، پیروزی و شکست همه ی ملّتهاست، مردم ایران خواستار آزادی و صلح و آرامشند. مردم پشت خمیده از سنگینی گرانی، ارزانی می خواهند نه شعار. آموزش و بهداشت و کار می خواهند نه ستیز و پیکار.
دلواپسان در مدت کوتاهی پرچمدار بگیر و ببند و مخالفت با برگزاری کنسرت ها، اکران فیلم ها، چاپ کتب، گسترش پهنای باند اینترنت، مراسم و میتینگ های حامیان دولت و افشای اسامی دریافت کننده وجه از رحیمی و مرتضوی شدند و به دفاع از تفکیک جنسیتی تحمیلی، لغو امتیاز مطبوعات مستقل و اصلاح طلب، فیلترینگ شبکه های اجتماعی و تلفن همراه، بورسیه های غیرقانونی نورچشمی ها، اسلام داغ و درفشی و مخالفت با تنظیم خانواده شهره شدند.
باید گفت بدترین فسادها در سالهای اخیر از طریق رانت اتفاق افتاده است. مدیران مملکت و متولیان امور که اتفاقا افراد سالم و شایستهای هستند باید این مساله را جدی گرفته و گمان نکنند ریشههای فساد خشک شده است، بلکه بدانند همواره ممکن است این اتفاقات بیفتد. معتقدم متولیان امور باید بهشدت مراقب مساله رانتخواریها باشند. نکته سوم حضور دستگاههای نظارتی است که متاسفانه در اینگونه موارد کاملا کنار قرار میگیرند در حالی که مسئولیت عظیم با دستگاههای نظارتی است که باید مراقبت میکردند تا ببینند پول بیتالمال کجا و چگونه خرج شده است
هر کتابِ ممنوعی روزی منتشر خواهد شد
سالهاست دوران کتابسوزی در جهان به سرآمده. در عصرِ ارتباطات نمیشود مقابل انتشار آثار ادبی ایستاد. هر کتاب ممنوعی روزی منتشر خواهد شد و این محدودیتها تنها باعث میشوند شاعران و نویسندگان از تماشای بالیدنِ فرزندانشان محروم شوند. ما همچنان و با وجودِ تمام سنگاندازیها میکوشیم آینهی تمامنمای جامعه و جهان خود باشیم. همچنان مشغول نوشتنیم و نقدِ قدرت را وظیفهی خود میدانیم. با نداری و عدم امنیت و رفاه اجتماعی میسازیم و میدانیم کتابهای منتشر نشدهمان روزی به دست مخاطب خواهند رسید و خوانده خواهند شد.
خبرها و شنیدههای جدی حکایت از آن دارد که در سالیان اخیر «مسئول» میز اسرائیل در اطلاعات سپاه به اتهام جاسوسی برای اسرائیل دستگیر و پس از ماهها بازجویی اعدام شده است. وی در یکی از سلولهای یک بند از یک بازداشتگاه امنیتی که یکی از فعالین اصلاحطلب نیز در آنجا زندانی بوده، محبوس بوده است.
همین اتفاق در سال گذشته برای «مسئول» میز اسرائیل در وزارت اطلاعات نیز اتفاق افتاده و او نیز همان فرجام همردیف خود در اطلاعات سپاه را داشته است. همه گان می دانیم وقتی «مسئول» میز اطلاعاتی یک کشور در یک نهاد امنیتی، جاسوس همان کشور از آب در می آید یعنی چه و چه فاجعه ای به بار آورده و تبعات ویرانگرش چقدر می تواند هم چنان ادامه داشته باشد.
برای محمدجواد ظریف که در روزهای اخیر با سیل انتقادات از جانب فعالان سیاسی و مردمی روبهرو بود، احتمالا تلخی این حجم از واکنشها به مراتب کمتر از واکنش قوه قضاییه و نیروهای امنیتی بوده است. به واقع هرقدر که ظریف با خوشدلی – بگوییم ترجیح عملگرایی سیاسی بر عمل مطلق اخلاقی- خواست هزینههای بیمسئولیتی را از دوش حاکمیت و قوه فضائیه بردارد، دستگاه قضایی و تصمیمگیران امنیتی نشان دادند که حتی خوبی را هم با بدی پاسخ میگویند. چه خوبی از ناحیه نقدهای دلسوزانه و خیرخواهانه امثال نرگس محمدی باشد، و چه از ناحیه توجیهات -گاهی بلاوجه- امثال جواد ظریف.
شجاعت سیاسی همچنان فضیلتی برجسته و کمیاب در عالم سیاست است و ترس همچنان عامل بسیار مهم و تاثیرگذاری در اظهارنظرها و تصمیم گیری های عمومی ماست. عاملی که در اکثر اوقات بدان نظر داریم و تقریبا هیچ گاه از آن کلامی به میان نمی آوریم. البته شجاعت را نیز به مانند هر فضیلت دیگری نباید زیاده از حد جدی گرفت، چرا که مطلق کردن هر ارزش و فضیلتی و تاکید بیش از حد بر آن در نهایت از آن یک رذیلت خواهد ساخت.
علت موفقیت تحریم های کنونی همکاری داوطلبانه این قدرت ها و علت این همکاری مواضع افراطی دولت سابق، خصوصا شخص آقای احمدی نژاد بود. این رفتارهای نابخردانه، در کنار سوء استفاده کامل آمریکا، اسرائیل و دیگر دشمنان متطقه ای ایران قدرت های مذکور را به راستی از بروز یک تهدید هسته ای در منطقه حساس خاورمیانه بیمناک و به معاونت در خنثی کردن این خطر، یا کسب اطمینان از عدم وجود آن ترغیب کرد، تا حدی که از یاد بردند بپرسند اگر حقیقتا موضوع امنیت جهانی در بین است چرا باید درآمد تحریم ها به خزانه آمریکا برود، و نباید در یک صندوق مستقل، مثلا تحت نظارت همین کشورها، صرف جلوگیری از اشاعه سلاح های غیر متعارف شود.
وقتی رهبری نام فامیل پدربزرگش را هم سانسور میکند
وقتی حاکمیت در نگاشتن تاریخ «رسمی» انقلاب اسلامی نام بزرگان مبارز و پیشگامی مانند فقیه فقید و عالیقدر آیتالله العظمی منتظری، آیتالله هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی را حذف میکند، حذف نام اصلی پدر بزرگ مادریِ رهبر حاکمیت از سوی وی (که احتمالا به نیت حذف نام بخش معترضِ یک فامیل بزرگ و متنوع صورت گرفته) دور از انتظار نیست. حذف «تنها» از حذف «نامها» آغاز میشود و یا بدان ختم میشود؛ از این روست که به حذف نامها حساس میبایست بود.
مردم ایران ضمن پذیرش تدریجی و اکثرا داوطلبانه اسلام به سروریجویی و استیلاطلبی قومی عربهای مهاجم جواب رد دادند و با ایفای نقشی فعال و مبتکرانه و خردورزانه در زمینه فرهنگ (زبان و ادب، فلسفه، علم و عرفان) استقلال و هویت ملی و فرهنگی خود را در آمیزش با گفتمان توحیدی اسلام بازسازی کردند و به یاری خصلتها و ارزشهای مثبت و انسانی توحیدی، مداراگری، خردورزی، ابتکار و عشق و دوستی دورهای زرین از آفرینش و شکوفایی علمی و فرهنگی را رقم زدند و در این راه بر همگان سبقت جستند.
به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات
جا دارد از روزنامه نگارانی همچون احمد زیدآبادی، مسعود باستانی، کیوان صمیمی، و سعید مدنی که ماههاست در زندان به سر می برند نام بریم و مقاومت آنها را در پاسداری از آزادی و شرافت انسانی و قلم ارج نهیم. قطعا نام این روزنامه نگاران در صحیفه آزادیخواهی مردم ایران ماندگار است. و البته این کارنامه سیاه حاکمیت، ایران را به یکی از بزرگترین دشمنان آزادی مطبوعات و زندان روزنامه نگاران در گزارشات جهانی تبدیل کرده است
فهرست زندانیان سیاسی که برای مدت طولانی از مرخصی محروم ماندهاند
برای زندانیان سیاسی تماس تلفنی ممنوع است، مرخصی محدود و ممنوع است، ملاقات روال عادی ندارد، دسترسی به امکانات رفاهی زندان وجود ندارد، دسترسی شان به مراکز درمانی محدود است، ضرب و شتم چاشنی بازرسی از محبسشان است و سال هاست که در شرایطی ایزوله و غیرعادی، در واقع همچون گروگان هایی در دست تمامیت خواهان اند، گروگان هایی که با روی کارآمدن دولت حسن روحانی -که از حمایت اصلاح طلبان برخوردار است- شرایط به مراتب سخت تری هم پیدا کرده اند.
ضرورت مقابله با پروژه «امنیتیسازی» ایران
ظریف برای این کار ابزاری جز درایت، دانش و کاردانیِ خود در چنته ندارد. در مقابلِ او اما شبکه پیچیده و مخوفی از دولتها، جریانها و سازمانهایی ایستاده که با میلیاردها دلار پول، نفوذ و قدرت فراوان، از چند دهه گذشته صبورانه و با جدیتِ تمام این تار عنکبوت را به دور ایران تنیده است تا میوههای آن را در رقابتها استراتژیک و منطقهای بچیند. وظیفه تکتک ما حمایت از دکتر ظریف در نبردش با این پروژه خطرناک است. چرا که تداوم این فضا هم برای منافع بینالمللی ایران، هم برای کیفیت “سیاست داخلی” و هم برای حقوق شهروندی همه ایرانیان آسیبهای فراوانی در پی خواهد داشت.
واکاوی دیدگاه شهید مطهری درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی
سروش محلاتی در این گفت و گو برای اولین بار از دیدگاه های شهید مطهری درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه پرده بر می دارد و نقل می کند که شهید مطهری استدلال های روایی فقها برای اثبات ولایت فقیه را انحراف از مقاصد دین اسلام می داند و قانون اساسی فعلی نیز با توجه به مبانی فکری آن شهید نگاشته نشده است.
ظريف؛ وزير خارجه يا سخنگوی دادگاه انقلاب؟
اگر ظريف ـ و روحانی ـ نمیتوانند رأس هرم نظام سياسی را متوجه اهميت توسعه سياسی و رعايت حقوق بشر کنند، حداقل انتظار افکار عمومی از آنان اين است که در مقام توجيهگر عملکرد غيرقانونی قوه قضائيه و در موقعيت سخنگويی دادگاه انقلاب قرار نگيرند.









