یک پیشنهاد درباره تحریمها
چکیده :علت موفقیت تحریم های کنونی همکاری داوطلبانه این قدرت ها و علت این همکاری مواضع افراطی دولت سابق، خصوصا شخص آقای احمدی نژاد بود. این رفتارهای نابخردانه، در کنار سوء استفاده کامل آمریکا، اسرائیل و دیگر دشمنان متطقه ای ایران قدرت های مذکور را به راستی از بروز یک تهدید هسته ای در منطقه حساس خاورمیانه بیمناک و به معاونت در خنثی کردن این خطر، یا کسب اطمینان از عدم وجود آن ترغیب کرد، تا حدی که از یاد بردند بپرسند اگر حقیقتا موضوع امنیت جهانی در بین است چرا باید درآمد تحریم ها به خزانه آمریکا برود، و نباید در یک صندوق مستقل، مثلا تحت نظارت همین کشورها، صرف جلوگیری از اشاعه سلاح های غیر متعارف شود....
کلمه – سید علیرضا بهشتی شیرازی:
بسمالله الرحمن الرحیم
دولت فعلی آمریکا به اجرای موفقیتآمیز تحریمهای فرامرزی سالهای اخیر علیه ایران مباهات میکند، زیرا چنین طرحی پیشازاین نیز بارها در دستور کار قوای مجریه و مقننه این کشور قرارگرفته بود، بیآنکه نتیجه ای از آن بهدست آید. ازجمله در دهه ۱۹۹۰ قانون داماتو با جاه طلبیهایی مشابه به تصویب کنگره آمریکا رسید، اما کشورهای اروپایی تهدید به مقابلهبهمثل و جریمه متقابل شرکتهای آمریکایی و نیز شکایت به سازمان تجارت جهانی کردند و اجرای این قانون را با شکست مواجه ساختند. انگیزهها برای چنین مقابله ای روشن بود: دولت آمریکا نگران امنیت جهانی نیست، بلکه میخواهد به این بهانه از بانکهای ثروتمند اروپایی و آسیایی مالیات فرامرزی بستاند و عقب ماندگیهای کارآفرینان خود از تجار موفق دیگر کشورها را از طریق جریمه رقبایشان جبران کند.
اگر به استدلالهای دولت آمریکا در مخالفت با طرحهای اخیر کنگره برای تمدید و تشدید تحریمها توجه کنیم ملاحظه خواهیم کرد که شاهبیت آن عملی نبودن جلب حمایت دیگر قدرتهای اقتصادی جهان از این طرحهاست، امری که نهتنها اجرای این ایدههای جدید را غیرممکن میکند، دستاوردهای قبلی را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
علت موفقیت تحریمهای کنونی همکاری داوطلبانه این قدرتها و علت این همکاری مواضع افراطی دولت سابق، خصوصاً شخص آقای احمدینژاد بود. این رفتارهای نابخردانه، در کنار سوءاستفاده کامل آمریکا، اسرائیل و دیگر دشمنان منطقه ای ایران قدرتهای مذکور را بهراستی از بروز یک تهدید هسته ای در منطقه حساس خاورمیانه بیمناک و به معاونت در خنثی کردن این خطر، یا کسب اطمینان از عدم وجود آن ترغیب کرد، تا حدی که از یاد بردند بپرسند اگر حقیقتاً موضوع امنیت جهانی در بین است چرا باید درآمد تحریمها به خزانه آمریکا برود، و نباید در یک صندوق مستقل، مثلاً تحت نظارت همین کشورها، صرف جلوگیری از اشاعه سلاحهای غیرمتعارف شود.
چند هفته دیگر که امید میرود مذاکرات هسته ای به سرانجام برسد اگر سندی به دست آمده باشد که نشان دهد ایران واقعاً درصدد تولید سلاح اتمی بوده است، در فضای گفتمانی غرب و بر اساس منطقی که آمریکا به همپیمانانش ارائه میکرد نهفقط حقانیت تحریمها که گناه ناقضان آن نیز ثابت خواهد شد: آنها برای کسب منفعتی اندک و زودگذر داشتند به ایجاد مشکلات امنیتی عمیق برای تمامی جهان، و ازجمله وطن خودیاری میرساندند و بهراستی مستحق آن جریمههای سنگین بودند. اما اگر هیچ سندی در کار نیست، بلکه بررسیها و بازرسیها معلوم کرده است هراس به وجود آمده از ریشه نابجا و از ابتدا نامعتبر بود صورتمسئله تماماً تغییر میکند. البته صرف منتفی شدن آن نگرانی خود یک دست آورد و پیشرفت است که دولت آمریکا اینک به آن میبالد. اما دفع تهدید با آرامش ناشی از اطلاع نسبت به دروغین بودن اصل آن تفاوت دارد. در آن صورت تحریمها، باز بر اساس فضای گفتمانی غرب، مطلوبیت ابزاری داشتهاند، اما از اساس واجد حقانیت ذاتی بهحساب نمیآمدند. به همین ترتیب کسانی که براثر آنها جریمههای سنگین شدند در نفس الامر خطا و گناهی، حتی به لحاظ تخطی از صورت ظاهری قانون مرتکب نشده بودند، زیرا تبعیت از قانون یک کشور دیگر بر آنان فرض نبود. این بنگاهها تماماً، یا لااقل اکثراً به کشورهای حاضر در جمع ۱+۵ و اتحادیه اروپا، که بدون همکاریشان نتایج کنونی هرگز حاصل نمیشد، تعلق دارند. آمریکا اگر به تکرار این تجربه در موقعیت های حساس بعدی علاقهمند است جا دارد به نشانه ابراز حسن نیت و ادای حداقلی از قدردانی جریمههای جمعآوریشده طی این مدت را مسترد کند، مگر آنکه از اول آنها را با نیت اخذ مالیات فرامرزی و انتقامجویی از رقبای اقتصادیاش گرفته باشد.
در لوزان دیپلماتهای برجسته ایران و آمریکا بهصورت جدی مذاکره میکردند و نمایندگان دیگر کشورهای ۱+۵ در سطحی پایین در بعضی جلسات این گفتگوهای خستهکننده را میشنیدند و خمیازه میکشیدند. سپس در روز آخر وزرای خارجهشان از راه رسیدند، درحالیکه از آنها انتظار میرفت مثل چند ماشین امضاء هرچه را آمریکا جلویشان میگذارد تأیید کنند. پیش چشم خبرنگارانی که در آنجا گردآمده بودند، نزد افکار عمومی کشورهای خود این وزرای خارجه، نزد افکار عمومی جهان آیا این یک وضعیت نامناسب بهحساب نمیآمد؟ معلوم است که اسرائیل و سعودی با استفاده از این فرصت، متناسب با منافع خود سخنانی را طراحی میکنند و دردهان وزیر خارجه فرانسه میگذارند.
در هنگامه استقلال آمریکا مؤسسان این کشور میگفتند گرفتن مالیات از مردم قاره جدید درحالیکه رأیی در پارلمان انگلستان ندارند ظالمانه است. استقلالطلبان آمریکایی حتی اگر گزینه داشتن نماینده در پارلمان امپراتوری را هم میداشتند باز نپرداختن مالیات را انتخاب میکردند، به خلاف وزیر خارجه فرانسه که رأی داشتن، ولو یک رأی کارشکنانه بیاثر را برگزید. درخواست استرداد جریمههای اخذشده از بنگاههای دیگر کشورها آن موضع معقول و مطابق منافع ملی بود که وزرای خارجه ۱+۵ باید بهصورت دست جمعی دنبال میکردند، و ما وظیفهداریم این را به آنها تذکر دهیم.
ما وظیفهداریم، زیرا اگر میخواهیم در ازا همکاری اقتصادی شرکا خارجی خود قیمت منصفانه بپردازیم آنها نباید در درازمدت از مراوده باما خسارت ببینند. ادای این وظیفه کاری است که میتوانیم انجام دهیم و خوب است انجام دهیم.
علیرضا بهشتی شیرازی
اردیبهشتماه ۹۴
اوین، بند ۳۵۰
* مشاور ارشد میرحسین موسوی













