» گفتار

رفتارمان قرن هجدهمي است

داريم با سرزمين خودمان رفتار قرن هجدهمي مي کنيم يعني دو قرن از مدرنيسم واقعي عقبيم. يکي از مزاياي مدرنيته اين است که مدام خود را نقد مي کند و اصلاح مي شود اما ما سنت مان مدرن شده است؛ سنتي که نقدش نمي کنيم اما مدام به آن ناسزا مي گوييم. در مقابل طوري راجع به مدرنيسم غرب حرف مي زنيم که گويي درباره مقدسات سخن مي گوييم.

تلخ و شيرين تحديد سياسي دنياي مجازي

اگر ديروز آواز کوچه باغي مي خوانديم يا در سن و سال جواني به خيابانگردي در شهر يا مثل من روستايي به ولگردي در کوچه متهم مي شديد، امروز همه دارند وب گرد مي شوند. فيلتر مانع نيست که با اضافه کردن يک حرف از سد فيلتر که اگر از ديوار چين هم به زعم سازندگان آن بزرگ تر باشد مي گذريم. چرا از اين دنياي بي انتهايي که تا عرش اعلي گسترش پيدا کرده است.

امضای عهدنامۀ وفای آیت الله توسلی به امام و انقلاب

یاد خاطرات آیت‏الله توسلی با تار و پود خاطرات آن سال‏ها چنان گره خورده و حضور مؤثر ایشان در آن حال و هوا چنان درخشیده است که یاد او تا ابد بر تارک تاریخ انقلاب اسلامی ایران باقی خواهد ماند. و هر بار که تقویم انقلاب ورق می‏خورد شمیم عطر‏آگین یاد این شخصیت عزیز از لابلای آن اوراق استشمام می‏گردد.

کاش منتقدان و حقوقشان را به رسمیت می شناختید

این جنبش نیازمند به تشکل قوی تر موسوی، خاتمی و کروبی و مدیریت بیشتر است/گویا اگر سی بار دیگر انقلاب می کردیم پس از سی سال همین جا بودیم که الان هستیم/جریان اصلاحی پایان قلدری ها و فسادها و تبعیض ها و نا روایی ها و بی لیاقتی را از طریق قانون جستجو می کند

کلمه می ماند…

ما همچنان به وظیفه انتقال اخبار و اطلاع رسانی شفاف علی رغم همه محدودیت هاٰ،فشار ها و تهدیدات ادامه خواهیم داد و از آنجا که معتقدیم “ما بیشماریم” و ایمان داریم اگر افراطیون و تندروها تمام تلاش و توان خود را بکار بگیرند، بازهم نخواهند توانست به جنگ اطلاع رسانی و انتقال آزادانه اخبار بروند، ایمان داریم که “کلمه” و “کلمات” باقی می مانند و آنچه رفتنی ست استبداد و تنگ نظری و کوته بینی ست.

آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند

آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند و برای جلوگیری از بالندگی آن در 22 بهمن ناگزیر شده اند همۀ ظرفیت خود را بکار بگیرند و با این حال همچون تلاش ناکامشان برای مصادرۀ 40 میلیون شرکت کنندۀ ادعایی در انتخابات گذشته نمی توانند انبوه شرکت کنندگان در راهپیمائی 22 بهمن را به نام خود ثبت کنند. حضور اعضاء جنبش سبز در راهپیمائی 22بهمن همانند شرکتشان در انتخابات گذشته اشتباه نبوده است و اگر کسانی در این راهپیمائی شرکت نکرده باشند اشتباه کسانی را مرتکب شده اند که در انتخابات گذشته شرکت نکردند ولی پس از آن خود را جزء جنبش سبز نامیدند.

جنبش سبز با کسانی که عقاید ما را ندارند نيز دوست است

22 بهمن یک روز جامع و از ایام الله است. با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکت ها حضور داشته باشیم/تحولات بعد از انتخابات ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم بازتفسیری نو و زنده از قانون اساسی ارائه کنیم تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند/اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می داند و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داد/جنبش سبز با همه حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است چون بخشی از ملت ما محسوب می شود/جنبش سبز ملت ایران مستقل، خردگرا و مسالمت آمیز است/

شخصيت دست ساخته‌ صداوسيما فرسنگ‌ها از حقیقت امام فاصله دارد

برنامه‌اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي‌شود و به گونه‌اي غير صادقانه و تحريف‌آميز، شخصيت جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسيله آن‌چه در اين برنامه پخش مي‌شود، شخصيت واقعي امام را نمي‌شناسد و تنها با شخصيت دست ساخته‌ صداوسيما آشنا مي‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقيقت امام که به فرموده‌ رهبري انقلاب همه هويت جمهوري اسلامي است، فاصله دارد.

جنبش سبز و نوگروی سیاسی

پس از شکل‌گیری جنبش سبز، عده‌ی زیادی از افراد متعهد و وفادار به نظم سیاسی موجود، التزام و تعهد خود را نسبت بدان از دست داده اند و برخی حتا دست به نقد صریح آن زده اند (مثل نویسنده و فیلمساز هم‌اکنون دربند محمد نوری‌زاد و یا حیدری‌نژاد سفیر سابق ایران در نروژ و بسیاری دیگر از افراد معروف و یا غیرمعروف)؛ برخی مرددند که به جنبش سبز بپیوندند یا فقط راه خود را از راه نظم موجود جدا کنند؛ برخی هنوز در درون این نظم فعال اند اما انگیزه‌ی لازم برای تداوم فعالیت و سرسپاری را ندارند؛ برخی نیز در درون خود کلنجار می‌روند و کشمکشی را تجربه می‌کنند که کدام طرف برحق است و انتخاب درست چیست؟!

سیاست در اندیشه علیرضا بهشتی

علم سیاست نزد بهشتی محمل مشارکت در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بوده است. وی وقوف روشنی نسبت به اهمیت اندیشه ورزی برای کمک به حل معضلات اجتماعی-سیاسی دارد.او ضرورتها و ظرفیتهای جامعه و میراث فکری را جدی می گیرد و حرکت و آینده را منوط به کار فکری و میدان دهی به دغدغه های رهائی بخشی در تفکر اسلامی می داند.اگر “فرزند” را به معنای “پیش برنده زندگی” (فر=پیش بردن، زند=زندگی) بدانیم، علیرضا بهشتی در فکر و عمل و نوع زندگی ثمره نیکی از شهید بهشتی و منشا ثمر بخشی محسنی برای جمهوری اسلامی است.

چارچوبی استراتژيک برای تحلیل جنبش سبز

بدون رهبري هيچ انديشه اي به فرهنگ تبديل نمي شود و هرانديشه اي نتواند فرهنگ سازي كند محكوم به زوال است اين يك واقعيت تاريخي واصل بديهي اجتماعي است. لذا وجود رهبراني كه در عمل و درکوران بحران ثابت کرده اند توانایی این را دارند، به خوبي بشناسند ، درك كنند ، قدرت انطباق با محيط وشرايط داخلي وخارجي پيدا كنند و ازهمه مهمترازتوان برقراري ارتباط برخوردارباشند براي جنبش سبز يك ضرورت است.

گفت‌وگو از شنیدن آغاز می شود

هر کس گام در راه «گفت و گو» می گذارد، نقطه عزیمت خویش را «ندانستن» قرار می دهد و چون می داند که گفت و گو از «شنیدن» آغاز می شود، جسارت ورود به عرصه های ناشناخته را دارد. در جهان گفت وگو پژوهشی است برای «بررسی تحولات گفتمانی در پایان قرن بیستم» که در همین راستا به انجام رسیده است.

توهین به عروس امام از نگاهی دیگر

او همیشه آرزو داشت یک حوزه علمیه برای زنان تاسیس کند وعاقبت پس از سال ها تلاش و ایجاد ظرفیت های لازم و برگزاری دوره های مختلف برای علاقمندان، توانست در آخرین سال عمرش مجوز رسمی حوزه علمیه حضرت خدیجه کبری (س) را بگیرد.

سراب پيروزي اصولگرايان تندرو

آنان ديگر نمي توانند با به راه انداختن سروصدا و اينکه جمعي مي خواهند نظام را سرنگون کنند، در قبال اتفاقاتي همچون کوي دانشگاه، کشته شدن مردم در نتيجه تيراندازي در راهپيمايي ها، محکوميت هاي سنگين و بازداشت هاي بي در و پيکر، کهريزک، بستن روزنامه ها، محروم ساختن دانشجويان و ساير مسائل ديگري که ظرف هفت ماه گذشته در کشور اتفاق افتاده همچنان سکوت کرده يا از کنار آنها بي تفاوت بگذرند کانه آن اتفاقات در کشور ديگري صورت گرفته است.

مردم ‌با شعور بالای سیاسی‌ پیگیر مطالبات‌ خود هستند

آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند.

جستجوی سران یا رفتن در پی سراب؟

جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.

از بدعت تا اندیشه های نوین فقهی

بستن فضای جامعه به نوبۀ خود عدم کارایی احکام فقهی را در باور جامعه بویژه نسل جوان و تحصیل کرده تثبیت می نماید؛ اگر کسانی به هر دلیل اهل صدور چنین نظریانی نیستند یا زمینه را برای بحث و گفتگو در بارۀ آن ها فراهم نمی آورند، دست کم دارندگان آن را کافر و مبدع نشمرند و اجازه دهند تا فقه در بستر تحولات اجتماعی رشد کند. به نظر نگارنده از جمله شهامت های علمی حضرت آیه الله صانعی که قابل تقدیر است، اولا طرح نظریات نوینی است که بدان رسیده اند و ثانیا تدوین رساله ها و کتابچه هایی در قالب فقه استدلالی برای این نظریات است.

تاریخ نویسی از جنس نماینده پشیمان شده از استعفا

آقای حسینیان که حتی آرای 13 میلیونی مهندس موسوی – البته بنا به اعلام خود آقایان – را 11 میلیون اعلام می کند حتماً تاریخ خود نوشته اش را نیز با همین روش ها می نگارد، اما بگذار اینان هرچه می خواهند بگویند و بنویسند، بگذار خود را پاک و خالص و حسینی و یار امام عصر(عج) بدانند و فرزندان راستین کشور و ملت را ناخالص و دشمن و ضد اسلام! ولی ایشان فراموش کرده اند که متر و معیار الهی با متر آقایان متفاوت است و بدون هیچ تردیدی وعده های الهی تحقق می یابد آنجا که می فرماید: ” جاء الحق و زهق الباطل، إن الباطل کان زهوقا “

نامه ای برای تاجزاده

چرا در مملکتی که با همه کاستی ها اما سرافراز با یاد ونام امام دربرابر قدرت های استعمارگر ایستاده بود و می خواست با مدل بومی حکومتیش در دنیا نمونه باشد و همیشه پیرو آزادی و عدالت، این روزها افراد که هیچ، افکار را هم به جرم ابراز وجود دربند کرده تازه آن هم با نام دینی که شهره عطوفت و رحمانیت است.بعضی از این روزهای هفت ماه ناامید و خسته از بی مروتی ها به این فکر می کردم مگر دنیای سیاست چقدر ارزش دارد؟ تا چه زمانی در شرایط سیاسی نابرابر این چنینی می شود مقاومت کرد؟و….

پای شهید بهشتی را به اوین نکشانید!

قرآن کریم شهدا را زنده می نامد و یاد شهید بهشتی از همه زنده ها زنده تراست. درروایات متعددی هم به این مطلب اشاره شده که به اموات مؤمنین اذن داده می شود تا به نشئه دنیا بازگردند وحال واحوال بستگان وخویشان خود را ببینند.دست دوستان اطلاعاتی وامنیتی وقضایی و… دردنکند که زحمت کشیدند و باعث شدند شهید بهشتی در این ماهها و روزها چند بار به اوین تشریف برده و با پاره تن خود علیرضا که او را مانند جان گرامی می داشت دیدارداشته باشد!

عليرضا بهشتي؛ مظلوم تر از پدر

هرچند امروز روزگار پررنجي را ميگذرانيم ولي ميدانيم كه اين تاوان رسيدن به فرداهاي روشن پيش روست. پس به اين اميد همه باهم استوار و راست قامت تا به آخر ايستاده ايم و همچنان كه فرياد شهيد بهشتي هنوز شنيده ميشود كه «ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند».

به راه حق رفته ای خدا نگه دارت

می گویم می دانم به راه حق رفته ای، جز این هم انتظاری از تو نداشته ام ، قرار این نبود که زندگی هایمان از هم بپاشد اما قرار هم نبود که اگر روزی رفتن به راه حق پر هزینه شد از آن بازگردیم. می گویم افتخار می کنم به همسری تو حتی اگر تنها حاصلش نامی در شناسنامه ام باشد و بی پایانی این روزهای تنهایی. می گویم برای ادامه راه به باورهای تو اقتدا می کنم که چنین استوارت نگاه داشته است و می دانم که حسین نام سبزهمه آزادگان جهان است.

تقلب مهمتر است یا خروج نظام از بیطرفی؟

بحث تقلب عمدتاً ماهیتی حقوقی مبتنی بر آمار و ریاضیات دارد و مبتنی بر واقعیت است، ‌اما در علوم اجتماعی بر فهم افراد از واقعیت تمركز می‌شود، به عبارتی دیگر ممكن است در انتخابات گذشته واقعاً تقلب رخ‌داده باشد، اما فضای افكارعمومی و ذهنیت كلی جامعه انتخابات را سالم ارزیابی كند و یا برعكس در انتخابات اخیر تقلب رخ نداده باشد، اما از نگاه جامعه یا دست‌كم بخشی از جامعه وقوع تقلب محرز باشد. ‌بنابراین دو موضوع اصل وجود تقلب و فضای ذهنی جامعه نسبت به انجام شدن تقلب، دو موضوع مستقل هرچند مرتبط می‌باشند.

تاملي برمناظره؛جنگ سايه ها

نه اصولگرايان اعم از تندرو يا ميانه رو مي توانند مدعي دانستن راه حل کامل و جامع براي برون رفت از وضعيت موجود باشند و نه لزوماً سبزها. اگر راه حل ها و سياست هاي اصولگرايان جملگي درست و کامل مي بودند، علي القاعده بحران موجود مدت ها مي شد که تمام شده بود. اما واقعيت آن است که مسائل و رويدادهايي که پس از اعلام نتايج انتخابات در کشور به وجود آمده، همچنان ادامه دارد و به رغم سياست هاي ديگري که اصولگرايان حاکم به کار برده اند، هيچ علائمي که حکايت از پايان يافتن بحران داشته باشد در افق ديده نمي شود

گوشي شنوا براي انتقادها

در بازتاب ها و واکنش هاي همين مناظراتي که در هفته هاي اخير انجام شد، شاهد بوديم برخي حتي تحمل انتقادي را که از سوي فردي در درون جريان خودشان صورت مي گيرد، ندارند. در حالي که اگر هدف افراد بر واقع بيني و حقيقت گويي باشد و از هر نوع خودمحوري و گروه گرايي به دور باشيم با افراد اصولگراي معتدل و خردمندي چون آقاي دکتر مطهري که فرزند شهيدي است که بنيانگذار جمهوري اسلامي همه کتاب هايش را خواندني و مفيد دانسته، چنين برخوردي نخواهيم کرد.

نقاط ضعف و قدرت مناظره‌ها

در درجه نخست در رسانه آزاد باید اصل بی طرفی و صداقت در پخش خبر رعایت شود و چون احتمال اندک هم ندارد که در شرایط کنونی رادیو و تلویزیون ایران بتواند با بی طرفی و صادقانه خبر ها را پوشش دهد بنابراین مناظره ها نمی توانند به جایگاه واقعی خود برسند و به جای مناظره به مجادله منتهی خواهد شد.

مقدمه‌ای برای حضور موسوی و کروبی در سیما

اگر خوشبینانه به این مناظرات بنگریم، تداوم برگزاری چنین مناظراتی ممکن است در جهت آماده شدن فضا برای حضور برخی چهره های سیاسی همچون آقایان موسوی و کروبی که مدت هاست به دنبال فرصتی برای حضور در صدا و سیما، جهت پاسخگویی به برخی مسائل هستند، باشد. اگر این مناظرات را مقدمه یی برای حضور این افراد بدانیم می توان بیش از پیش به برخی اتفاقات یا مسائل خوشبین بود.

برای تاریخ و به یاد یاران

چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.

طلبه‌ای علیه مرجعیت

تنها تجمعات و اعتراضات سیاسی فدائیان اسلام در قم، باعث گلایه و رنجش مخالفان حوزوی‌شان و به ویژه آیت‌الله بروجردی نشده، بلکه به مسائل دیگر هم کشیده شده بود. آیت‌الله سیدمحمدباقر سلطانی اینگونه آن را روایت کرده است: «من یک شب ماه مبارک رمضان، از سر شب تا صبح، با مرحوم نواب صفوی صحبت کردم و آنچه را آیت‌الله‌العظمی برجردی نمی‌پسندیدند، به ایشان تذکر دادم. به ایشان گفتم: بعضی از کارهای شما، باعث انزجار از شما می‌شود؛ لذا آیت‌الله برجرودی از شما رنجیده‌اند. به صلاح شما نیست که با آیت‌الله بروجردی مخالفت کنید.

انسداد سیاسی یا فضای باز سیاسی؟

اصلا فضایی باز نبوده است که دچار انسداد شده باشد. پس عده ای که قصد دارند تا شرایط امروز ایران را به لحاظ انسداد سیاسی پیش آمده مورد نقد قرار دهند، دچار اشتباه می باشند. کمی باید بومی فکر کنند و از حال و روز دولت در ایران مطلع شوند و بعد داوری کنند. در این فضا اصلا ما نیاز مند به سیاستمدار حرفه ای نیستیم همانطور که به دانشمند هم نیازمند نیستیم.