» نرگس موسوی
دیدار جمعی از فعالان سیاسی و مدنی با دختران میرحسین و رهنورد در آغاز چهارمین سال حصر خانگی
در آستانه ی چهارمین سالگرد حصر خانگی میرحسین و کروبی و رهنورد، جمعی از فعالان مدنی و سیاسی با حضور در خانه یکی از دختران نخست وزیر ایام دفاع مقدس ضمن اعتراض به ادامه حصر غیر قانونی، خواستار پایان یافتن آن شدند.
پیام تسلیت دختران میرحسین و رهنورد به خانواده کروبی
مصیبت وارده را بر شما که مظهر شجاعت و صبوری هستید تسلیت می گوییم. بیگمان تحمل مثال زدنی شما در سخت ترین روزها درس جاودان شرف و حق جویی خواهد بود. ما و پدر و مادرمحصورمان را در غم خود شریک بدانید. کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه
میرحسین: آنها مرا می شناسند و می دانند که با هیچ فشاری سفید را سیاه نمی بینم
سید ما به همراه همسر ظلم ستیزش توسل به راه گشوده سید الشهدا دارد و اینگونه است که در همین محرم در دیدارمان بعد از آن فیلم هتاکانه و دروغ پردازانه تلویزیون، هم چون گذشته، خواهش بر توبه ایشان را غلط خواند و گفت: «آنها مرا میشناسند و میدانند وقتی به نتیجه برسم سفید سفید است نمیتوانند تحت هیچ فشاری وادارم کنند که بگویم سیاه است.» خدایا نعمت چنین پدر و مادری چه قدر بزرگ است ما را یاری کن که شاکرش باشیم.
یک یاحسین تا میرحسین
آز انجا که تاسوعا و عاشورای حسینی امسال همزمان با هزارمین روز حصراست، ما می توانیم خواست مان را با استفاده دوباره از نماد سبز (پوشاک، دستبند و …) و گفتگوی عمومی در هیأت های مذهبی و عزاداری، دانشگاها و محل کار و سایر محافل اجتماعی و هم چنین از طریق دیوار نویسی و شعار نویسی یک بار دیگر فریاد زنیم.
هزار روز بدون روزنامه
برای ناظر بیخبر یا کماطلاع بیرونی، عدم دسترسی به روزنامه، چندان واجد اهمیت نیست. چه بسا که نشریه، کالایی لوکس و غیرضرور قلمداد شود. اما ـ همچون بسیاری مقولههای دیگر ـ در وضعی خاص (انفرادی)، اهمیت آن رخ مینمایاند. این را آنهایی که «سلول انفرادی» را تجربه کردهاند، نیک درمییابند.
«ماه» در «حصر» شب نمی ماند؛ تقدیم به «نرگس موسوی»
یکی از شاعران سبزاندیش با ارسال شعری به کلمه با عنوان، «ماه» در «حصر» شب نمی ماند، آن را به نرگس موسوی، دختر کوچک میرحسین و رهنورد تقدیم کرده است.
زنان جبهه مشارکت هتک حرمت دختران موسوی و رهنورد را محکوم کردند
نمیتوان مادر بود و رنج مادر اسیر ستمی را که در مقابل دیدگانش فرزندانش را عذاب میدهند، درک نکرد. نمیتوان انسان بود و نسبت به محنت هم نوع بیتفاوت ماند. نمیتوان مسلمان بود و از همه مصائبی که بر فرزندان انقلاب به نام اسلام میرود، فریاد و فغان نکرد.
منبع آگاه فارس: خانواده موسوی از توجه رسانهای به کروبی عصبی بود جو سازی رسانه ای کرد
این منبع آگاه فاش نکرد که نیروی امنیتی چگونه این تحرکات را با خواسته های زشت و زننده، سیلی بر صورت دختران میرحسین و رهنورد و نیز گاز گرفتن خنثی کرد.
نرگس موسوی: همه آنچه برما گذشت را نمیتوانیم بگوییم
مامان آمد توی ساختمان چون توی ساختمان خود اطلاعات بودیم از خانه آمده بودیم بیرون در حیاط را هم بسته بودند و مامان ایستاده بود که از ما خداحافظی کند. در تمام این لحظات درگیری پدرم هم از پشت میله های آشپزخانه خانه که مشرف به خانه امن اطلاعات است صداهای این برخورد و حمله های وحشیانه مامور امنیتی را میشنید. اوهم خیلی متاثر شد این در حالی هست که بابا نباید بهش فشار عصبی بیاید قلبش مشکل دارد. به هر حال خیلی خیلی بد بود.
سیلی؛ شعر تازه سهیل محمودی
سهیل محمودی/ دوم آبان 1392
هیچ کس نبود تا ببیند با ما چه کردند…
آیا رواست در جامعه ای که ادعای فتوت و دینداری و صاحب افسانه های بزرگ از غیرتمندی مردمانش است، دختر یکی از خدمتگزاران دیرین آن جامعه را چنان هتک حرمت کنند و دست به رویشان بلند کنند که آخر الامر یکی از آنها مظلومانه بنویسد: هیچ کس نبود تا ببیند چه کردند
عکس/ دست مجروح دختر میرحسین چند ساعت پس از برخورد ماموران
دختر میرحسین موسوی به کلمه میگوید شدت گازگرفتگی به حدی بود که در ابتدا خونریزی داشت.
یادداشتی از نرگس موسوی: آن شب «یا حسین» گفتیم و باتوم نخوردیم
دختر نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس که در 7 ماه گذشته فقط توانسته یک بار مادر و پدر خود را ملاقات کند از لحظه ای می گوید که مردم فریاد “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” سر می دادند و او نیز با صدای گرفته فریاد می زند و آزادی زندانیان سیاسی را که با گوشت و پوست و استخوانم لمس کرده می خواهد.
خواسته ای که به گفته ی او، خوب درک می کند فرزند زندانی سیاسی بودن و ماه ها بی خبری و دلتنگی و تهمت های تند و نامربوط، اذیت و آزارها و بازجویی ها یعنی چه…
بازجویی از نرگس موسوی به تعویق افتاد
نرگس موسوی، فرزند میرحسین و رهنورد، صبح امروز به دادسرای اوین مراجعه کرده بود که یکی از مسوولان پرونده پس از گفت و گویی کوتاه، بازجویی را به زمان دیگری موکول کرد.
نرگس موسوی: رفتارشان یادآور شیوه های معروف اسراییلی ها بود/ آن روز پدرم ما را به حضرت زهرا سپرد
ما هیچ کدام تفهیم اتهام نشدیم. من تاکید می کنم که ما هیچ جرمی مرتکب نشدیم.اتهامی را اصلا قبول نداریم. ما نشر اکاذیب نکردیم. ما نشر حقایق کردیم پای آن هم ایستاده ایم. ما فقط در این ۲ سالی که به شیوه ی آدم ربایی، پدر و مادرمان را به ناحق زندانی کرده اند، سکوت نکردیم و می گوییم که باید پاسخگو باشند و پدر و مادر ما را آزاد کنند. ما از این برخورد خشونت بار و تهدید آمیز شکایت داریم. ما از این رفتار اسراییلی شکایت داریم. اینها شکنجه های سفید است.
دو نکته بر بازداشت چند ساعته دختران موسوی
آنچه در این چند ساعت گذشت اولا نشان داد که نهادهای امنیتی و غیر هماهنگ حاکم با همه بلوف هایی که دارند، یک جریان عصبی هستند که نه بر اساس منطق و برنامه که بر اساس غریزه عمل می کند، و در ثانی اهمیت رهبران در حصر جنبش سبز بار دیگر در عرصه داخلی و جهانی به رخ کشیده شد. این ظرفیتی است که هم سبب هشدار به مقامات حاکم است و هم بیدارباشی به بدنه جنبش سبز و فعالان سیاسی مخالف حصر که از این ظرفیت برای پایان دادن به این ظلم آشکار و غیر قانونی، بیشتر و بهتر بهره ببرند.
نرگس موسوی پس از آزادی: من، فرزند میرحسین موسوی، مصمم تر از قبل پیگیر حق پدر و مادرم خواهم بود
یکی از مردها که من قبلا سر کوچه اختر هم دیده بودمش، دستش را بلند کرد که بزند زیر گوش من. اصلا رعایت نمی کرد که چون مرد است تماس فیزیکی نداشته باشد. مردها دست های من را گرفتند و بردند… یکی از ماموران به من گفت جای تو اینجا نیست، اگر دست من بود از همین ساختمان پرتت می کردم پایین. این را جلوی پسر من گفت. که من آنجا شروع کردم داد و بیداد کردن و گفتم تو بیجا می کنی.