یک یاحسین تا میرحسین
چکیده :آز انجا که تاسوعا و عاشورای حسینی امسال همزمان با هزارمین روز حصراست، ما می توانیم خواست مان را با استفاده دوباره از نماد سبز (پوشاک، دستبند و ...) و گفتگوی عمومی در هیأت های مذهبی و عزاداری، دانشگاها و محل کار و سایر محافل اجتماعی و هم چنین از طریق دیوار نویسی و شعار نویسی یک بار دیگر فریاد زنیم....
بعد از چهار سال ایستادگی و استقامت در مقابل تلاش برای حذف و نادیده گرفته شدن خواسته های مان، باری دیگر در انتخابات ریاست جمهوری اخیر سبز تر از گذشته حاضر شدیم و صدایمان دوباره در گوشه و کنار این خاک طنین انداز شد. “یا حسین، میرحسین” خلاصه ای از رای ای است که چهار سال پیش برای حرکت به سمت آبادانی و آزادی این سرزمین، در صندوقهای انتخاباتی انداختیم. اگر چه رای ما به تغییر را به رسمیت نشناختند، اما ما پای حق تعیین سرنوشت خود ایستادیم، چرا که این نه فقط ربودن رای مان، که تحمیل سبک دیگری از زندگی مبنی بر کتمان حقوق کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان، اقوام و اقلیتها و همه شهروندان این سرزمین بود. حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، یعنی کسانی که میانگینی از خواستههایمان را نمایندگی می کنند، مهر ممنوعیت زدن بر خواست تحول و گفتمان عدالت خواهی سبز بود.
هر بار دریچهای را بر ما بستند، ما با خلاقیت مان پنجره جدیدی را به سمت گسترش آگاهی و ابراز اعتراضهای مان گشودیم. هر کجا که محدودیتی غیر قانونی را بر ما اعمال کردند، ما مسیر اعتراض مدنی جدیدی را برای ابراز مطالبات خود پیش گرفتیم. اگر چه ما را از حق داشتن رسانههای مستقل مطابق با اصل ۲۴ قانون اساسی محروم کردند، اما ما از ظرفیتهای مجازی برای احقاق حق دسترسی آزادانه به اطلاعات و اخبار استفاده کردیم و هرچند از تمکین به اصل ۲۷ قانون اساسی مبنی بر حق برگزاری تجمعات و راهپیمایی سر باز زدند، اما ما دیوارهای شهرهای مان را منقوش به پیامهای اعتراضی و مطالبات خود کردیم. گرچه وجود احزاب سیاسی و تشکلهای صنفی تصریح شده در اصل ۲۶ قانون اساسی را بر ما انکار کردند، اما ما خانههای خود را به یکدیگر قبله کردیم و بدین سان شبکههای اجتماعی را بسط داده و تقویت کردیم. با استفاده انحصاری از صدا و سیما و رسانه ملی سعی کردند بی عدالتیهای موجود در جامعه، فسادها و نا برابریهای اقتصادی را بر ما کتمان کنند، اما ما با رسانههای خرد و روشهای سنتی، سینه به سینه اطلاع رسانی کرده و حقایق را بر ملا کردیم. این تلاشها همانا پیگیری باز پس گرفتن رای ربوده شدهمان بود. پیگیری خواستههایی که سعی کردند با حصر همراهان جنبش سبز وجود آنها را انکار کنند. اما تلاش آنها بیهوده بود، چرا که ما عزم خود را برای پیگیری این خواستهها با سر دادن شعار یا حسین- میرحسین در گردهماییهای انتخابات ریاست جمهوری باری دیگر نشان دادیم. شعاری که عصاره ی تمام خواسته های است که از ما دریغ شده اند. تاکید ما در برنامهها و همایشهای انتخاباتی بر شکست حصر نشان از شناخت درست جامعه از ریشه واقعی مشکلات و اراده راسخ ما برای حرکت به سمت تحول بود، اراده و عزمی که نامزدهای مختلف را ناگزیر به موضع گیری در باره مطالبه رفع حصر کرد. چنانکه آقای حسن روحانی به اشکال مختلف با این خواست ملی همراهی کردند و مردم این همراهی را با رای خود ارج نهادند. جامعه حتی در جشن پیروزی خود هم باری دیگر سعی کرد به مشفقانهترین وجوه ممکن پیام انتخابات ۹۲ که رفع حصر و آزادی زندانیانی سیاسی است را بلند و رسا ابراز کند.
گرچه آقای حسن روحانی بارها اعلام کرده است پای تعهداتش ایستاده و دولت تلاش های قابل مشاهده ای برای باز کردن گره های موجود در جامعه داشته است، اما همچنان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد در بازداشت غیر قانونی به سر می برند و زندانیان سیاسی بسیاری نیز هنوز در بند هستند. تداوم این حصر غیر قانونی حاکی از آن است که بخشهای غیر پاسخگوی حکومت از شنیدن صدای مردم عاجزند و یا قصد تمکین به آن را ندارند و دولت هم هنوز توان لازم برای تحقق وعده ها و تعهداتی که پیش از انتخابات به مردم داده است را ندارد.
حال با توجه به این موانع و پایان فرصت انتخابات چگونه خواسته مان را پیگیری کنیم؟ برای پاسخ به این سوال مرور تجربه انتخابات می تواند راهگشا باشد:
«رویکرد ساده» در مواجهه با انتخابات توسط کسانی مبنا قرار گرفته بود که مشارکت در فرایند انتخابات را تنها به انداختن تعرفه در صندوق های رای می دیدند. چه کسانی که تصمیم داشتند منفعل از این حق خود استفاده کنند و چه کسانی که توسل به این حق را موثر نمی دیدند.
اما بلوغ سیاسی جامعه سبب شد که «رویکرد هوشمندانه» تری مبنای حرکت عمومی مردم قرار گیرد. بخش بسیار بزرگی از مردم فرصت و فضای انتخاباتی را چیزی فراتر از رای دادن یا ندادن تشخیص داده و تصمیم گرفتند تا با فریاد مطالبات خود و حضور فعال، بازیگر اصلی صحنه این انتخابات باشند و نقش تعیین کننده ای را در این مسیر ایفا کنند. آنها سعی کردند خواسته های خود را به گفتمان نامزد های انتخاباتی تحمیل کنند و آنها را وادار به اعلام برنامه و نظر در مورد مسائل کشور کنند و قول پیگیری مطالبات مردم را از آنها بگیرند و در نهایت بر مبنای این تعهدات برای پیروزی شان تلاش جمعی را سازمان دادند. همان رویکردی که منجر به نتایج متفاوت و غیر قابل پیش بینی در این دوره شد.
بر مبنای این تجربه، امروز نیز به جای اینکه نظارگر اقدامات دولت منتخب باشیم وپیگیری همه امور را به رئیس جمهور واگزار کنیم، رویکرد فعالانهای که در این سالها فرا گرفته ایم را تداوم خواهیم داد؛ مواجهه هوشمندانه تری که حاصل تجربه سیاست ورزی مردمی در جنبش سبز است. ما همزمان با نظارت منتقدانه و فعال در سطح جامعه، پیگیری مطالبات خود را تا اجرای تعهد دولت مبنی بر شکست حصر همراهان جنبش سبز ادامه می دهیم
ما راه سبزمان را ادامه می دهیم تا آن بخش از حاکمیت اقتدار گرای کشور، که تلاش در انکار و نادیده گرفتن حق تعیین سرنوشت مردم را دارد، بداند که حاکمیت تنها از آن ملت است.
هدف حاکمیت ازحصر میرحسین و مهدی کروبی و زهرا رهنورد آن است که مانع از طرح مطالبات مردم از طریق نمایندگان واقعی شان در جامعه شوند، اما ما تلاش می کنیم که با طرح گفتمان آنها در سطح جامعه این فرایند امنیتی را بی اثر کنیم. ما پیگیر حقوق حقه مردم خواهیم بود، به نقض حقوق اساسی شهروندان با هر عقیده و مسلکی که باشند اعتراض خواهیم کرد. ما با وسواس به نحوه اداره ی کشور و نحوه مصرف بودجه بیت المال نظارت خواهیم کرد.
به یاد داریم که آن همراه سبز درحصر مان پیش تر اعلام کرده بود که «من، مهدی فرزند احمد صدایم خفه نمی شود.» از آنجا ما زبان مهدی کروبی هستیم، ما هم از حقوق اقلیت ها، دانشجویان و زنان دفاع خواهیم کرد. ما زبان میرحسین موسوی هستیم و زبان گویای مستضعفین، زحمت کشان و کارگران خواهیم بود. آری ما با حفاظت از گفتمان جنبش سبز می توانیم حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی را بی اثر کنیم.
ما هم چنان سعی خواهیم کرد از راه کار های قانونی، مسالمت آمیز و مدنی در سطح جامعه پیگیریِ شکست حصر را ادامه دهیم.
صدای خواست مان را با روش هایی نظیر دیوار نویسی، توزیع تراکت، گفتگوهای برنامه ریزی شده و کنش های خلاقانه دیگری که در مسیر تلاش مان خود را به ما نشان خواهند داد، در سطح جامعه منعکس کنیم.
ما سعی می کنیم به مخالفان هم نشان دهیم که پیروزی ما شکست آنها نیست در جامعه ای که حقوق همه به رسمیت شناخته شود آنها هم سعادت مند تر خواهند بود. همچنان از ظرفیت های آنلاین برای سازماندهی و فعالیت در فضای غیر آنلاین بهره خواهیم گرفت. ما با بسط این خواسته در لایه های مختلف اجتماعی نشان خواهیم داد که شکست حصر یک خواسته ملی است. طرح این مطالبه باید آنقدر رسا و شفاف باشد تا کسی مجال انکار آن را پیدا نکند. ما فرصت هایی که مناسبت های ملی، آئین های اجتماعی و مذهبی فراهم خواهد کرد را برای طرح این خواسته از دست نخواهیم داد.
برای نمونه دهه محرم در فرهنگ ما نمادی است از مظلومیت و ظلم ستیزی و حق طلبی.
آز انجا که تاسوعا و عاشورای حسینی امسال همزمان با هزارمین روز حصراست، ما می توانیم خواست مان را با استفاده دوباره از نماد سبز (پوشاک، دستبند و …) و گفتگوی عمومی در هیأت های مذهبی و عزاداری، دانشگاها و محل کار و سایر محافل اجتماعی و هم چنین از طریق دیوار نویسی و شعار نویسی یک بار دیگر فریاد زنیم.
ما با پیگیری مصرانه و علنی مطالبات مان رئیس جمهور کشورمان را ملزم خواهیم کرد تا به تعهدش جهت شکست حصر جامه عمل بپوشاند و آماده ایم تا او را در مسیر مواجهه با آن بخش از حاکمیت که حاضر به شنیدن صدای ملت نیست همراهی کنیم.
منبع: ستاد سلام













