» احمد زیدآبادی
همۀ راهحل ها به بازداشت ختم میشود!
گویی بین جناحهای سیاسی و عقیدتی کشور ما اصل بازداشت مشکلی ندارد، فقط مهم این است که فرد بازداشتی شیوه زندگی و افکارش به آنها نزدیکی دارد یا ندارد! از همین رو نوعی مسابقه برای تحریک قوۀ قضائیه به ورود به هر امر بیربطی شکل گرفته است که نتیجۀ آن بازداشت های پیاپی و به زحمت انداختن خانوادههای افراد است.
حشدالشعبی عراق این بار در قم!
اینکه نیروهای ایرانی خودشان توانایی ضد عفونی کرن معابر را ندارند و مجبور به استفاده از نیروهای عراقی شدهاند؟ اینکه جمهوری اسلامی اصالتی برای مرزهای سیاسی بین کشورها قائل نیست و تنها مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیک را به رسمیت میشناسد؟
زندانهای ناآرام و ضرورتِ خلوت کردن آنها
اگر این اتفاق رخ ندهد، کنترل زندانها در ماههای پیش رو به دلیل شیوع کرونا و عوارض اجتماعی و و روانی ناشی از آن، بسیار مشکل و پرهزینه خواهد شد. کافی است در یک بند چند صد نفره، فقط یک زندانی علائم ابتلاء به کرونا را از خود بروز دهد. در آن صورت، چنان ترس و بیمی در بین سایر زندانیان ایجاد میشود که دست زدن به هر نوع اقدامی را امنتر از ماندن در زندان ارزیابی میکنند.
خیلی غریبانه! خیلی مظلومانه!
ضربۀ کاری را اما تحولات سال ۸۸ به عفت خانم وارد کرد. دوباره همراه مهدیه، اسیر و سرگردان درِ زندانها شد. با چه رنجی به زندان گوهردشت میآمد. از آن به بعد، شرایط ایران برایاش تحملناپذیر شد. از اوضاع چنان دلش گرفته و به درد آمده بود که یکریز میگفت؛ میخواهد به جایی دور برود جایی که هیچ خبری از ایران نشنود!
افشا میکنم اگر…!
اسناد مورد ادعـای امیرآبادی فراهانی منطقاً از دو حال خارج نیستند. یا اسنادی مربوط به فعالیت های عادی و قانونیاند که در این صورت تهدید به “رو کردن” آنها عملی بیمعنی و عبث است! یا این که به فعالیت های اقتصادی ناسالم و غیرقانونی و فسادانگیز ارتباط دارند که طبعاً افشای آن ها میتواند سبب پیگرد قانونی عوامل آن فعالیتها شود!
مدیران اشتباه!
طبعاً یک مدیر “غیرِاشتباه” مسائلی از این قبیل را به بدون اعمال زور و ایجاد هزینههای چندجانبه به راحتی حل میکند، همانطور که همشهری کرمانی من مرحوم رضا دوستمحمدی در دوران ریاست خود بر زندان اوین حل میکرد. اما یک مدیر “اشتباه” فقط قوۀ قهر و زور و قلدری را میشناسد و به بحران دامن میزند.
مترسک!
ظاهراً از نگاه این محافل، وجود رؤسای جمهور به عنوان مترسکی که بتوان تمام مشکلات و معضلات و بحرانها را به آنها نسبت داد، و هواداران تندمزاج را توجیه کرد، از هر جهت ضروری است و اگر کسی خواهان برداشتن این مترسک از مزرعۀ سیاست ایران شود، مستحق هر نوع اتهامی است!
توصیه شگرف آقای روحانی!
به کلکل با شورای نگهبان در رسانهها برخاستم و از آنها خواستم که مستندات بیاعتقادیام به اسلام را طبق قانون مصوب، رسماً اعلام کنند. شورای نگهبان به این درخواست وقعی نگذاشت و به طور کلی اعلام کرد که اگر مستندات رد صلاحیت کاندیداها اعلام شود آبروی آنها به باد خواهد رفت و لذا برای حفظ آبروی آنها از این کار اجتناب میکند! در نامهای به شورای نگهبان درخواست کردم که آن مستندات را به خودم اعلام کنند تا نگرانیشان از ریختن آبرویم نیز برطرف شود! هیچ محل ندادند.
عراق، دمکراسی و تظاهرات مردمی!
تظاهرات مردمی نیز بعضاً به این پدیده ربط پیدا میکند. نوع شعارهای تظاهرکنندگان عراقی در کنار پوشش رسانهای وسیع آنها از طرف شبکههای عربیِ مخالف دولت ایران، ممکن است به معنای شروع حرکتی پیچیده در عراق برای محدود کردن رابطه با ایران باشد.
نامۀ زندانیان سیاسی و موقعیت رئیسی
در این میان اما مسئلۀ اصلی این است که آقای رئیسی صرف نظر از عملکرد گذشته و گرایشهای اعتقادی و سیاسی خود، در منصب ریاست قوۀ قضائیه واقعاً میخواهد چه کند؟
تحریم بانک مرکزی و واکنش رئیس آن!
در میان واکنشهای داخلی به تحریم بانک مرکزی از سوی آمریکا، به نظرم واکنش عبدالناصر همتی رئیس بانک مرکزی ایران از همه جالب توجهتر باشد.
دست نگه دارید!
من که مطمئن نیستم ایران اصولاً در این مرحله بتواند به راحتی با اروپا به توافق دست یابد، اما در مورد اعلام “گام سوم” گر چه من از اساس با آن مخالفام، با این حال، اگر حکومت برای برداشتن این گام مصّر و مصمم است، به عنوان یک ایرانی درخواستم این است که تصمیماش را دستکم تا اول مهرماه به تأخیر اندازد.
آیتالله منتظری و تهمت سادگی!
در حقیقت، آیتالله منتظری مصداق سخن عیسایمسیح بود که :چون کبوتر ساده و چون مار پیچیده باشید! پیچیدگی او البته به پیچیدگی سیاستورزان حیلهگر و مکار و چند چهرهای که جلوتر از نوک بینی خود را نمیبینند؛ شباهت نداشت. او با دلی روشن، دامهای پنهان را دید و با نگاهی نافذ، تلههای تزویر را شناخت و در آنها گرفتار نشد. از این رو، به رغم رفتار خاکی و گفتار سهل و آساناش، پیچیدۀ واقعی او بود. این پیچیدگی را محمدی ری شهری بیش از دیگران دریافته بود!
فرهنگسازی یا فرهنگسوزی؟
روزی که رسانههای جمهوری اسلامی، داستان جعلی شرمآوری را علیه مسیح علینژاد ساز کردند، دلهای بسیاری به حال او و حال سیاست در ایران لرزید. حال مسیح که خود این تجربۀ تلخ و وحشتآور را از سرگذرانده است، با کدام منطق انسانی و اخلاقی به خود اجازه میدهد که با استفاده از تریبونی مفت و مجانی و رها از هرگونه مسئولیت و پاسخگویی، با آبروی دیگران و فرهنگ این سرزمین به این راحتی بازی کند؟
اصولگرایان به این ۵ سوال پاسخ دهند
هنگامی که شورای نگهبان آقای روحانی را برای ریاست جمهوری صاحب صلاحیت دانست؛ باورش برای من ساده نبود؛ بخصوص اینکه از سوی هیچکدام از محافل “اصولگرا” صدای اعتراض و حتی پرسشی از شورای نگهبان بلند نشد که چرا یک آدم غربگرای نئولیبرال را واجد شرایط سخت و سنگین حضور در عرصۀ انتخابات ریاست جمهوری دانسته است!
تبعید احمد زیدآبادی به گناباد، بلافاصله پس از پایان محکومیت شش ساله
احمد زیدآبادی که از چند ساعت پس از انتخابات 88 در زندان بوده و در روز 31 اردیبهشت محکومیت 6 ساله اش به پایان می رسد، بدون حتی یک روز وقفه برای تبعید به گناباد فرستاده می شود. دادگاه انقلاب او را به طور مادامالعمر از فعالیت سیاسی و یا هواداری از احزاب، مصاحبه و سخنرانی، و حتی تحلیل حوادث به صورت کتبی یا شفاهی محروم کرده است!
احمد زیدآبادى به زندان بازگشت
دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت از روز چهارشنبه یکم مرداد ماه ۱۳۹۳ به مرخصی آماده بود که به دلیل عدم تمدید مدت مرخصی دقایقی پیش به زندان رجایی شهر بازگشت
احمد زيدآبادی به مرخصي آمد
در حالی چهارشنبه بعد از آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی در برخی محافل رسانه ای و مجازی خبر از آزادی زیدآبادی و تعداد دیگری از زندانیان رجایی شهر بود، اما او روز چهارشنبه آزاد نشد و اینک به مرخصی آمده است.
مرخصی احمد زیدآبادی از زندان رجایی شهر
دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که دوران ۶ ساله ی محکومیت خود را در زندان رجایی شهر کرج می گذارند و خرداد ماه پس از یک دوره مرخصی به زندان بازگشته بود، عصر امروز به مرخصی آمد.
دعای افطار از زندان رجایی شهر/ احمد زید آبادی: خدایا شعله امیدی را که افروخته ای پرفروغ تر کن
احمد زید آبادی: خدایا! این شعله امید و پرتوی توری که در افق جسم و حال ما ایرانیان برافروخته ای، لحظه به لحظه به فروغش بیفزای تا روشنا و گرمایشش فراگیر شود، پرده های ظلمت وجود برافتد و حیاتی تازه و پاک پدید آید.
احمد زیدآبادی به زندان رجایی شهر بازگشت
احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که دوران 6 ساله ی محکومیت خود را در زندان رجایی شهر کرج می گذارند و از بهمن ماه سال گذشته در مرخصی به سر می برد، در پی عدم تمدید مرخصی به همراهان خود در این زندان پیوست.
مرخصی احمد زیدآبادی و مسعود باستانی از زندانی رجایی شهر
احمد زید آبادی و مسعود باستانی دو روزنامه نگار زندانی ساعاتی قبل از زندان رجایی شهر به مرخصی آمدند.
انتقال احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت به بیمارستان
در پی بروز مشکلات جسمی برای احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) شب گذشته این زندانی سیاسی به بیمارستان منتقل شد.
بازگشت احمد زیدآبادی به زندان، پس از مرخصی پنج روزه
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار زندانی و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، با پایان یافتن مرخصی خود عدم تمدید آن از سوی مراجع قضایی به زندان رجایی شهر کرج بازگشت.
فریادهای زینبوار، که کاخهای دروغ را آوار میکند
از عریضه های فخرالسادات به دادستان و قاضی القضات، می توان گوشه ای از تاریخ این سالها را نوشت؛ آن گونه که زینبِ فاطمه، گوشه ای از تاریخ کربلا را برای آیندگان روایت کرد و پیام آور عاشورا شد. مادر مجید توکلی وقتی خبردار شد پسرش اعتصاب غذا کرده، او هم با اعتصاب غذا در بیرونِ زندان، کاری زینبی کرد تا پیام آورِ مظلومیت ِ مجید باشد. پرهام، پسر خردسالِ احمد زیدآبادی، گیتارش را بر می دارد و برای پدرش می خواند تا پیام معصومانه و دلتنگی هایش کودکانه اش را به گوش عالم و آدم برساند. مهسا امیرآبادی هم زینب وار شرح مظلومیت خود و همسرش مسعود باستانی را برای قاضی القضات می نویسد و از او می خواهد اگر نمی تواند عدالت را برقرار کند، به عهدش با یکی از مراجع پایبند بماند و کنار بنشیند.
همسر زیدآبادی: رویای هر روز ما آزادی همسرم است
خودتان بهتر می دانید وجود پدر در کنار فرزندان به ویژه پسران چقدر می تواند مفید باشد، خصوصا وقتی در سن بلوغ باشند. دو پسر ما در سن بلوغ هستند و دیگری هم که کوچک تر است، هرکدام به نوعی به پدرشان نیاز دارند. ولی متاسفانه فرزندان بيگناه من، یک سال و نیم است كه از داشتن نعمت پدر محروم شده اند.
مهدیه محمدی: به زیدآبادی مرخصی نمیدهند، چون بر سر مواضعش ایستاده است
دوهفته ای یکبار می توانیم ایشان را ملاقات کنیم، یعنی هرماه دوبار به مدت بیست دقیقه. حتی یک روز ایشان را به مرخصی نفرستاده اند. دادستان به ما نامه می داد که می توانید به ملاقات آقای زیدآبادی بروید اما بازجو قبول نمی کرد و مانع آن می شد، آخه این کجای قانون نوشته شده است؟ دادستان به زندان رفته و به همسرم گفته من با مرخصی شما موافقم اما اینها روی شما حساس هستند و مرخصی نمی دهند برای اینکه هنوز بر سر مواضع خودتان هستید.