زندانهای ناآرام و ضرورتِ خلوت کردن آنها
چکیده :اگر این اتفاق رخ ندهد، کنترل زندانها در ماههای پیش رو به دلیل شیوع کرونا و عوارض اجتماعی و و روانی ناشی از آن، بسیار مشکل و پرهزینه خواهد شد. کافی است در یک بند چند صد نفره، فقط یک زندانی علائم ابتلاء به کرونا را از خود بروز دهد. در آن صورت، چنان ترس و بیمی در بین سایر زندانیان ایجاد میشود که دست زدن به هر نوع اقدامی را امنتر از ماندن در زندان ارزیابی...
احمد زیدآبادى
این روزها ناآرامی برخی از زندانهای کشور را فرا گرفته است. علت نآآرامی طبعاً ترس زندانیان از ابتلاء به ویروس کرونا در محیط بسته و بدون امکانات لازم پزشکی است.
قوۀ قضائیه به منظور کاهش تراکم زندانها، به حدود صد هزار زندانی مرخصی و بعضاً عفو داده است؛ اقدامی مثبت اما ناکافی! زندانهای ایران در شرایط کنونی، بسیار بیش از این رقم نیازمند تخلیه شدن است.
از همین رو، رئیس قوۀ قضائیه در درخواست عفو عیدی زندانیان، میتوانست شرایط عفو را سهلتر بگیرد و بخصوص سقف محکومیت زندانیان سیاسی و اصطلاحاً امنیتی برای برخورداری از آزادی را هم به ۵ سال محدود نکند.
با این حال، هنوز وقت از دست نرفته است و قوۀ قضائیه با استفاده از مناسبتهای ماه شعبان، میتواند برای تعداد بیشتری از جمعیت زندانی از جمله زندانیان سیاسی تقاضای عفو و آزادی کند.
اگر این اتفاق رخ ندهد، کنترل زندانها در ماههای پیش رو به دلیل شیوع کرونا و عوارض اجتماعی و و روانی ناشی از آن، بسیار مشکل و پرهزینه خواهد شد. کافی است در یک بند چند صد نفره، فقط یک زندانی علائم ابتلاء به کرونا را از خود بروز دهد. در آن صورت، چنان ترس و بیمی در بین سایر زندانیان ایجاد میشود که دست زدن به هر نوع اقدامی را امنتر از ماندن در زندان ارزیابی میکنند.
این وضعیت در عین حال، پرسنل زندان را نیز تحت فشار بیسابقه و طاقتفرسایی قرار میدهد. طبعاً کارمندان زندانها نیز از هر حیث، اغلب تفاوت معناداری با کارمندان سایر بخشهای اداری کشور ندارند و در این شرایط دشوار آنها نیز میخواهند با رعایت اصول جدایی فیزیکی، در کنار خانوادههای خود باشند و یا در صورت ضرورتِ حضور در محل کار، بار روانی و فیزیکی اضافهای به دوششان نیفتد.
دولت اعلام کرده است که حداقل تا آخر فروردین یک – سوم کارمندان دولت درمحل کار خود حاضر شوند. طبعاً دلیلی وجود ندارد که کارکنان زندانها از این دستورالعمل مستثنی شوند و آنها نیز باید یک – سومشان در محل کار حضور یابند. این تعداد اگر بخواهند به اندازۀ روزهای عادیشان نیز کار کنند، لازم است جمعیت زندانی نیز به یک – سوم قبل کاهش یابد، در حالی که آزادی و مرخصی صد هزار زندانی به نصف جمعیت زندانی هم نمیرسد.
بدین ترتیب، روشن است که در این روزها پرسنل زندان برای کنترل زندانها چه فشار مضاعفی را تحمل میکنند.
از نظر بعضی افراد، شاید دلسوزی برای پرسنل زندانها در این وضعیت، امری مناسب و بهجا نباشد، اما آنها که تجربۀ زندان را از سر گذراندهاند، میدانند که پرسنل عادی زندان هیچ تفاوتی با دیگر اقشار اجتماعی ندارند و اغلب به منظور دستیابی به شغلی برای سیر کردن شکم خانوادۀ خود به این کار مشغول شدهاند. در این میان البته حساب کارکنان بازداشتگاهها جداست. گرچه در بین آنان نیز افراد عادی و حتی دلسوز به حالِ بازداشتشدگان کم نیست، اما بسیاری هم با علایق ایدئولوژیک و احیاناً برخورداری از مزایای ویژه به این شغل رو کردهاند.
در هر حال، مشخص است که حفظ بیش از نیمی از زندانیان کشور در زندان در این شرایط خطیر، بسیار مشکل آفرین است. قوۀ قضائیه با طبقه بندی جدیدی، میتواند زندانیان خطرناک به حال جامعه را در زندان نگه دارد و مابقی را یا آزاد کند و یا به مرخصی طولانی مدت بفرستد.
به امید آزادی هر چه سریعتر بسیاری از زندانیان بخصوص زندانیان سیاسی و عقیدتی که عموماً به دلیل اظهار عقیدۀ مخالف و یا نوعی اعتراض به وضعیت سیاسی موجود، به زندانهای طولانی مدت محکوم شدهاند.













