دعای افطار از زندان رجایی شهر/ احمد زید آبادی: خدایا شعله امیدی را که افروخته ای پرفروغ تر کن
چکیده :احمد زید آبادی: خدایا! این شعله امید و پرتوی توری که در افق جسم و حال ما ایرانیان برافروخته ای، لحظه به لحظه به فروغش بیفزای تا روشنا و گرمایشش فراگیر شود، پرده های ظلمت وجود برافتد و حیاتی تازه و پاک پدید آید....
کلمه: زندانیان سیاسی امسال، هر شب، با شما از دعای خود بر سر سفره ی افطار می گویند، دل های شکسته ی منتظر بر آستانه ش آمین بگویید.
احمد زید آبادی:
خدایا!
این شعله امید و پرتوی توری که در افق جسم و حال ما ایرانیان برافروخته ای، لحظه به لحظه به فروغش بیفزای تا روشنا و گرمایشش فراگیر شود، پرده های ظلمت وجود برافتد و حیاتی تازه و پاک پدید آید.
رمضان سال 92
زندان رجایی شهر














