مترسک!
چکیده :ظاهراً از نگاه این محافل، وجود رؤسای جمهور به عنوان مترسکی که بتوان تمام مشکلات و معضلات و بحرانها را به آنها نسبت داد، و هواداران تندمزاج را توجیه کرد، از هر جهت ضروری است و اگر کسی خواهان برداشتن این مترسک از مزرعۀ سیاست ایران شود، مستحق هر نوع اتهامی است! ...
احمد زیدآبادی
اوایل سال ۷۹ هنگامی که به حکم سعید مرتضوی و قاضی دیگری، بسیاری از روزنامهها و مجلات و نشریات به قول میر حسین موسوی “فلهای” توقیف شدند،شماری از اهل رسانه در محل انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران گردهم آمدیم تا در این باره اعلام موضعی کرده باشیم.
در آن دوره، عدهای استعفای عطاءالله مهاجرانی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در اعتراض به توقیف مطبوعات مطرح کرده بودند ، اما من در انجمن گفتم: استعفای مهاجرانی تأثیر سودمندی ندارد، اگر قرار به تأثیرگذاری استعفای مقامی باشد، سید محمد خاتمی باید از ریاست جمهوری استعفاء دهد!
این پیشنهاد نه فقط موافقی پیدا نکرد، بلکه دوستانی از جریان اصلاحات تا ملی – مذهبیها از آن به خشم آمدند و مرا متهم به بازی در زمین محافظهکاران کردند. نظر آنها بر این بود که استعفای خاتمی آرزوی قلبی و خدا خواستۀ محافظهکاران و بهترین هدیه به آنان است.
چند ماه بعد مرا بازداشت کردند. نخستین مورد اتهامی درخواست برای استعفای خاتمی بود که از آن به تلاش برای براندازی نظام تعبیر کرده بودند! هر چه دلیل آوردم که مگر خود شما شب و روز از رسانههای گوناگون خاتمی را به هزاران اتهام ریز و درشت متهم نمیکنید؟ حالا چطور درخواست استعفای او را معادل براندازی میدانید؟ این دلایل اما مثل هر دلیل منطقی دیگری، گوش شنوایی پیدا نکرد که نکرد!
این داستان هم اینک نیز به مرتبۀ شدیدتری در بارۀ حسن روحانی در حال تکرار است. تمام رسانههای طیف تندروتر اصولگرایان بیوقفه او را به ناتوانی، ناکارآمدی، بیلیاقتی، بحرانسازی، غربزدگی، لیبرالمزاجی، غیرانقلابی و حتی خیانت و جاسوسی برای بریتانیا متهم میکنند و بعضاً از لزوم سرنگونی او سخن میگویند؛ اما همین که مثلاً عباس عبدی پیشنهاد برگزاری انتخابات زودهنگام به منظور کناره گیری روحانی را مطرح میکند همانها از هر طرف هجوم میآورند که این اقدامی جهت براندازی است!
ظاهراً از نگاه این محافل، وجود رؤسای جمهور به عنوان مترسکی که بتوان تمام مشکلات و معضلات و بحرانها را به آنها نسبت داد، و هواداران تندمزاج را توجیه کرد، از هر جهت ضروری است و اگر کسی خواهان برداشتن این مترسک از مزرعۀ سیاست ایران شود، مستحق هر نوع اتهامی است!
بنازم به آن دسته از اصلاحطلبان که به رغم اشتیاقشان برای بازی در نقش مترسکِ اصولگرایان تندرو، خیلی هم خود را پیچیده و فعال و زرنگ میپندارند!













