نقش انقلابی کرونا که همزمان از تهدیدش در اینجا فرصتی نیز میسازد، اینست که در برابر ما و بر درب خانهٔ هر یک از شهروندان ایستاده است و همگان را از ادامهٔ حرکت بهروال گذشته بازمیدارد، «ایست» میدهد و اخطار که از این پس دیگر نمیتوانی به سیاق سابق بیرون بیایی! برای بودن و ماندن با جانداران در جهان و با دیگر همنوعان در جامعه، شیوه وسبک زیستی دیگر باید و شاید. تغییر در چگونه زیستن تنها داشتن انضباط و رعایت دقیق یکرشته قواعد و معیارهای بهداشت و سلامت نیست.
» احسان شریعتی
فقط «قرنطینه» (فردی)، و (از اینرو) «امداد» (جمعی)
مسئله اصلی و بحرانی اجتماعی، در صورت رعایت کامل اصل ماندن در خانه یا حصر اختیاری، بیکار شدن قشرها و طبقاتی از جامعه است که شغل روزانهٔ خود را از دست میدهند و همچنین کلیهٔ بیمارانی که خانوادههایشان نیز در معرض خطر قرار میگیرند. چگونه در خانه بمانند و چگونه برای تداوم حیات وامرار معاش تغذیه و تأمین شوند؟
در همه حال، و برغم احکام جاری طویل و سنگین محیرالعقول، محکومان و زندانیان سیاسی در سالهای گذشته از امکاناتی چون تعلیق حکم (با وثیقه یا بهدلایل سلامتی و..)، و مرخصی موقت برخوردار بودهاند
جنگ با بلایای طبیعی و ابتلاهای اجتماعی در اینجا، نه تنها انگیزهٔ قوی و نیروی مثبت میخواهد، که توفیق و پیروزی این جنگ بهمیزان «شناسایی» درست و علمی حریف است. چراکه «بر طبیعت نمیتوان فرمان راند مگر با تبعیت از او»(فرانسیس بیکن). و درست در هماینجاست که دشمن دانا برای انسان از دوست نادان مفیدتر است، که بهگفتهٔ فردوسی: «چو دانا تو را دشمن جان بود / به از دوستمردی که نادان بود!»
در برابر تروریسم دولتی حاکم بر جهان و تحریک رسمی به جنگافروزی در منطقه
بر صفحهٔ شطرنج چنین موقعیت خطیری، اینک هشیاری و محاسبهٔ دقیق هر گونه اقدام متقابلِ متناسب، امری حیاتی است و از واکنشهای احساسی، نفرتپراکنی و خشونت کور، کاری بخردانه و کارا ساخته نیست. مقاومت هوشمندانه، ترکیبی است از دو عنصر قدرت(نمایی بویژه نظامی) و سیاست (بویژه دیپلوماتیک).
فاطمی، شاهدِ (گواهیبخشِ) دیپلماسی نهضتملی
دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز میشود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معاملهگری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوامالسطنه نمود مییافته است (و در نظام کنونی نیز جناح و فراکسیونهای پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدالگرا» و ..، بهدنبال این خطمشی اند) ؛ دیگر، سیاست بهاصطلاح «سازشناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصولگرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و میکنند و نتایج آن را دیدهایم و میبینیم.
«به کجا تکیه کنیم؟»، «از کجا آغاز کنیم؟»، «چه باید کرد؟»؛ مراد شریعتی از طرح این پرسشها ترسیم خطمشی حرکت نوزایی-رنسانس- تمدنی بهشکل کلی و بویژه، پروژهٔ کار آیندهٔ نقادی عقیدتی و نوپیرایی-رفرماسیون- در «فرهنگ دینی» بود.
جنبش اعتراضی جاری جوانان و مردم کشورهای منطقهٔ خاورمیانه آشکارا یک وجه مشترک دارد که آنرا با جنبش مطالبات مدنی جامعهٔ ما پیوند میزند: «عدالت«خواهی. خواست عدالتطلبی که خود را بهشکل انزجار از انحصار فسادآور قدرت اداری و حکومتی، هراس از بیکاری و بحران معیشتی (ناشی از رکود اقتصادی) نشان میدهد، بیتردید قرین «آزادی»خواهی (مطالبهٔ حقوق بشر و شهروند)، و در گرو طرحافکنی (سبکی متفاوت از راه رشد و) «توسعه» است.
در زمان جنگ، تلاش نخستوزیر این بود که حتی الامکان فشاری مضاعف به بهانه جنگ به مردم وارد نشود
امروزه نه روشهای خشونت و قهرآمیز شبیه انقلاب مسلح و جنگ خارجی و فروپاشی جواب میدهد نه روشهای اصلاحی مصلحت گرا و پراگماتیستی موفق است، بدین معنا که با ورود به سیستم و با اجازه و بهسبک چانهزنی در بالا بدون پشتوانهٔ مردمی، دست به اصلاحات زد. بلکه «راه سومی» باید دنبال شود که خیلی هم یافتش سخت است.
احسان شریعتی: امروز دین همه جا حضور دارد اما کمتر در آن خلوص و اصالت دینی دیده می شود
در آن زمان دین یک امر رسمی نبود و در نتیجه حالت داوطلبانه تر، عمیق تر و درونی تر داشت اما در حال حاضر دین همه جا حضور دارد اما کمتر در آن خلوص و اصالت دینی دیده می شود؛ این موضوع یک پارادوکسی است که با توجه به ظاهر افراد می توانیم بگوییم دیندار هستند یا خیر. اسم اسلام در بیشتر اماکن و همه موارد وجود دارد اما نمی توانیم تشخیص درستی داشته باشیم که چه چیزی دینی یا چه چیزی غیر دینی است
احسان شریعتی معتقد است که اندیشه پدرش نسبت به دیگران گشوده بود، بینش قرآنی خودویژهای داشت و باب تدبر قرآنی را برای نسل جوان گشود
احسان شریعتی: اصلاحطلبان خوب عمل نکنند، احمدی نژاد برمیگردد
توهمی که پیشرفت همیشه خطی است و ما رو به جلو میرویم و شکستها برنمیگردند٬ اشتباه است. بشر هر لحظه میتواند به قهقرا برگردد و دچار انحطاط شود. هیچ تضمینی وجود ندارد و اگر جریانهای قبلی بد عمل کنند٬ هر جریانی میتواند برگردد و این به عنوان یک قاعده کلی مطرح است.
احسان شریعتی: آزادی و عدالت که نباشد، حرف زدن راجع به دین و معنویت یک فریب است
احسان شریعتی با تاکید بر ضرورت استقلال دانشگاهها گفت: دانشگاه یک نهاد فرهنگی است و نباید ملعبه دست سیاسیون باشد.
خانهای روی شن؛ تاملاتی در باب جامعه ایران
شهروند بودن باید در کشور ما اهمیت یابد. برطرف کردن موانع دینی تنها یک طرف ماجرا است. دین باید با ترقی و آزادیخواهی همسو شود. در عین حال، عناصر دیگر جامعه مانند زبان نیز نقش پررنگی در برطرف کردن مصائب این کشور بازی میکنند که آنها نیز باید مرتفع شوند. اما برای عمل کردن به اینها باید خودآگاهی به دست آورد. تنها بعد از کسب این خودآگاهی اکولوژیستی است که میتوانیم به کرامت انسانی و جامعهای که درخور زیستن است دست یابیم و در غیراین صورت پیمودن هر جنبش اصلاحی بیثمر خواهد بود.
مثلا از لیبرالیزم برخی نکاتش را که از نظر جهان بینی توحیدی، مقبول بوده، گرفتهایم، همچنان که از سوسیالیزم بحث عدالت اش را، چون خود اسلام برپایه عدل و قسط است و همه پیامبران بر آن تاکید کردهاند: انا ارسلنا رسلنا بالبینات لیقوم الناس بالقسط. یعنی پیامبران برای قسط آمدند. حالا سوال این است که این عدل و قسط چگونه تحقق یافته است؟ قسط در سیستمهای سوسیال دموکراسی و عدل در مدیریت لیبرال تجربه شده است و هریک در تحقق عدالت اقتصادی یا حقوقی دستاوردها و توفیقهایی داشتهاند. پس بقول آقای مطهری می توان از این تجارب استفاده کرد. اما باید بدانیم که کدام بخش این با اسلام هماهنگ است و کدام بخش تعارض دارد. در این زمینه شریعتی میگفت که باید تطبیقی بیاندیشیم نه انطباقی. انطباقی همانی است که ایشان گفتند. اینست که ما ایدئولوژیهای جدید یا قدیم را بگیریم و بر آن رنگ و لعابی اسلامی بزنیم. اما تطبیقی یا سنجشی اینست که اول، از نظر متدولوژیک حوزهها را تفکیک کنیم و سپس از عناصر همسو بهرهگیری.
حقیقت پروژه «شریعتی» کدام بود؟
اما همین توفیق راه سوءبرداشتها را هم میگشاید: پروژه نقد ایدئولوژیک سنت موجب سوءتفاهم در مورد پروژه کلی او میشود که همان نوزایی و دینپیرایی است. به ایننحو که با توجه به ابهامات مفهوم «ایدئولوژی» از آن به سیاسیشدن ابزاری امر دینی و ورود دین به عرصه عمومی – اجتماعی تعبیر میشود و بهاینسان نواندیشی دینی به حاشیه رانده میشود. از بحث «آگاهی – رهبری» و تاکید بر نقش سیاسی روشنفکر، این سوءبرداشت میشود که گویی او پیشزمینهساز نوعی تئوکراسی بوده است. حال آنکه شریعتی خود همواره در به راه انداختن جنگ فکری با گرایش سنتی و اسلام منهای نهاد رسمی یا گرایشات منحط قهقرایی تاثیر داشت و علتالعلل همه بدبختیها را در یک بیماری میدانست: استحمار هرچند در دو شکل نو وکهنه آن.
در حوزه فلسفه تاریخ، شریعتی متهم به اشاعه بینش «مانوی» یا دوقطبیسازی سادهانگارانه میان دو قطب هابیلی – قابیلی میشود؛ خوانشی ایدئولوژیک و شبهمارکسیستی از اسطوره انشعاب پس از هبوط میان فرزندان آدم.
محرومیت محمد ضیمران و احسان شریعتی از تدریس در دانشگاه
در ادامه سیاست های حذفی دولت احمدی نژاد در دانشگاه ها، کلاس های درس چند تن از استادان مدعو دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات از جمله محمد ضیمران و احسان شریعتی برای ترم تحصیلی آینده تعطیل شده است.
حسینیه ارشاد؛ ساختمانی یک نهضت شد
دکتر شریعتی در یکی از آخرین نامههاش به مسوولان حسینیه نوشته بود که ارشاد دیگر ساختمان و نهاد نیست و اکنون تبدیل به نهضتی شده و به همهی خانهها راه یافته است. در حال حاضر، حتی در شهرستانها هم میبینیم نهادهایی به نام حسینیه ارشاد ساخته شده است اما از آنجا که فضای عمومی حاکم مساعد نیست، برجسته نمیشود. در صورتی که این ظرفیت و پتانسیل وجود دارد. جوّ تبلیغات مذهبی موجود، فرهنگ احساساتی نوحه و مدح و انواع و اقسام هنر سنتی و مراسم آیینی است، نه فضایی که در آن بتوان شناخت و اندیشهی دینی را پالایش و ارتقا بخشید؛ اما این نیز بگذرد!
احسان شریعتی: امام حسین در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادند، شهادت را برگزید
شهادت کاری آگاهیبخش است؛ در دورهای که به نام اسلام در برابر حقیقت اسلام ایستادهاند، و مهمتر از خون، پیام است و کاری که زینب انجام میدهد. / در دیدگاه سنتی این بحث که چرا حسین قیام کرد، مطرح نبود. بلکه این دیدگاه نواندیشی است که این سؤال را مطرح میکند. الان هم بیشتر به جو سنتگرایی برگشتهایم، که شور مذهبی و احساس عاطفی بر آن حاکم است. / مشکلی که امروز در بزرگداشت عاشورا مطرح است، این است که ادراک مذهبی ما در بسیاری از موارد پوستینوار است و فقط ظواهر را حفظ میکنیم و باطن آن را نمیفهمیم. / اسلام برخلاف مسیحیت که پیامبرمحور است، کتابمحور است. روح اسلام یک روح انقلابی است، چون میخواهد تغییر ایجاد کند. با این همه، بسیاری از سنّتها را هم حفظ میکند.
تکذیب خبرسازی خبرگزاری فارس از سوی احسان شریعتی: جامعه نیازمند گفتوگو و آرامش است
در شرایطی که میهن و دانشگاه ما نیازمند آرامش روحی و تقویت فرهنگ گفتگو و فضای رایزنی برای یافتن راه-کارهای برون-رفت از بحرانها و معضلات مبتلابه است، استفاده از چنین شیوههای ناشیانهای، هرچند از باب خودشیرینی و اشتغال آفرینی یاشد، نیز نشانهی علاقهی وافر برخی به گسترش جوّ آشوب و شبهه پراکنی است، در برابر هوای آشتی و حقیقت جویی؛ و آنگاه که زمینه و بهانهی مناسب برای اعمال چنین اغراضی یافت می نشود، مصلحت حکم کند که از قوهی تخیل و دروغ استمداد جویند.
روایت احسان شریعتی از افت و خیزهای مشروطه
ایرانیان البته پیش از آشنایی با غرب نیز زمینههای بیداری و مبارزه علیه سلطه را مسلح به فکر بومی و فرهنگ ملی و مذهبی خود پرورانده بودند. وجود جنبشهای مردمی شیعی-عرفانی از عصر سربداران و حروفیه و ..صفویه تا انشعابات شیخیه و بابیه و ..، همگی نشان از دغدغه فکری و تلاطم سیاسی جامعه تحولخواه ایرانی داشت. مواجهه با غرب از زمان سیدجمالها به بعد، ساحت و بُعد معرفتی تازهای به لحاظ فلسفی و فنّی به جنبش عدالتخواهی بخشید؛ به این معنا که این بار دیگر به بازگویی آرمانهای کلی اخلاقی و امر و نهی به معروف و از منکر دینی بسنده نمیکردند، بلکه سخن از روشهای عملی و نظامات علمی-فنی و مؤسسات حقوقی-سیاسی مشخصی چون دمکراسی و موازین آن از تقسیم قوا و تناوب قدرت و تنوع احزاب و تساهل نسبت به اپوزیسیون و ..، «حقوق بشر و شهروند» به میان آمد.









