سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فاطمی، شاهدِ (گواهی‌بخشِ) دیپلماسی نهضت‌ملی...

فاطمی، شاهدِ (گواهی‌بخشِ) دیپلماسی نهضت‌ملی

چکیده :دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز می‌شود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معامله‌گری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوام‌السطنه نمود می‌یافته است (و در نظام کنونی نیز جناح‌ و فراکسیون‌های پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدال‌گرا» و ..، به‌دنبال این خط‌مشی اند) ؛ دیگر، سیاست به‌اصطلاح «سازش‌ناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصول‌گرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و می‌کنند و نتایج آن را دیده‌ایم و می‌بینیم....


احسان شریعتی

اعدام دکتر حسین فاطمی، مسئول دیپلماسی خارجی دولت منتخب و مردمی دکترمصدق، و «نخستین پیشنهاددهندهٔ طرح ملی‌شدن صنعت نفت» (به‌تصریح رهبری نهضت)، رُخدادی بس تأثربرانگیز و مؤثر در تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌آید، از دو جنبه: نخست، در سطح بین المللی، این اقدام رژیم کودتا، نقاب از چهرهٔ فریبکارانهٔ سیاست خارجهٔ دولت‌های انگلیس و امریکا برگرفت و جهان‌خواری عریان استعمارگران را به نمایش گذارد، و به‌عبارتی‌دیگر درجهٔ پای‌بندی این قدرت‌ها به حقوق بین‌الملل و حرمت موازین دموکراسی و حقوق بشر و شهروندان را عیان ساخت ؛ و از دیگر سو، در صحنهٔ داخلی، به نُماد ملی‌گرایی مردمی بدل شد، و خط سرخ جداکنندهٔ مرزهای استقلال و وابستگی، مقاومت و سازش (یا فرار شماری از «همرهان سست‌عناصر»)، و نشانی از آغازِ دورانِ مبارزات قهرآمیز بعدی در کشور ما بود.

دیپلماسی خارجی مستقل و مبتنی بر «حاکمیت یا سیادت ملی» (حقِ تعیینِ سرنوشت) و سیاست «موازنهٔ منفی» (میان ابرقدرت‌های غرب-و-شرق)، نیازی به شعر-و-شعارسرایی‌های صوری و بی‌محتوا ندارد ؛ به‌عکس، این دیپلماسی با حضور فعال در مجامع و محکمه‌های قانونی جهان، و پیوستن به کنوانسیون‌های حقوقی موجّه، به مطالبه و احقاق حقوق نادیده‌گرفته‌شدهٔ ملت می‌پردازد و غیرمشروع و غیرقانونی بودن مداخله‌جویی و تحریم و محاصره‌گری و معامله‌های قدرت‌های بزرگ علیه ملت‌ها را، خطاب به افکار عمومی جهان، اثبات می‌کند.

این دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز می‌شود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معامله‌گری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوام‌السطنه نمود می‌یافته است (و در نظام کنونی نیز جناح‌ و فراکسیون‌های پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدال‌گرا» و ..، به‌دنبال این خط‌مشی اند) ؛ دیگر، سیاست به‌اصطلاح «سازش‌ناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصول‌گرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و می‌کنند و نتایج آن را دیده‌ایم و می‌بینیم.

در برابر سیاست خارجهٔ «چماق و هویج» (carrot & stick) اتخاذشده توسط ترامپ ادمینیستریشن (تحریمِ حداکثری برای بالابردنِ نرخ‌ها در معاملهٔ بازاری آتی)، دیپلماسی ملی و مردمی، در اجتناب از دو بیراههٔ انحرافی فوق، «راه سومی»، جز تقویت همبستگی ملی (اتحاد جبهه‌ای‌ در داخل) و بین المللی ندارد (فراخوان به سازمان‌های مردم‌بنیاد غیردولتی، اتحادیه‌های صنفی، نهادهای حقوق‌بشری و..، به صحنه آمدن روشنفکران و جوامع مدنی در جهت بسیج افکار عمومی جهان).

آنها که «رادیکالیسم» شهید فاطمی را مورد انتقاد قرار می‌دهند، غالبا در این کلام دکتر مصدق تأمل لازم را نکرده‌اند که : «اینجانب به ملی بودن صنعت نفت و جنبهٔ اخلاقی آن، بیش از جنبهٔ اقتصادی آن معتقدم..، کار تدنی (پستی) اخلاقی به جائی رسیده که باعث ننگ ھر ایرانی شده است!”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.