مردمنامه 47/ گفتي تا پاي مرگ در اين راه ايستاده ام و ایستادی
چکیده :کلمه، نامه ها را در شبکه های اجتماعی و بخش راه سبز امید وبسایت به صورت جداگانه و در بخش اخبار به صورت گروهی منتشر میکند و هر روز این روند را ادامه خواهد داد؛ تنها ذکر این نکته ضروری است که برخی از نامه ها با توجه به احساسات و دیدگاههای مردم ممکن است با رویه مرسوم ما در پرهیز از« کیش شخصیت» و نیز در «محتوا و ادبیات» ناسازگار باشد که به پاس امانتداری این نامه ها نیز منتشر خواهند شد....
در آستانه هزارمین روز حصر خانگی همراهان مردم سبزاندیش کلمه در فراخوانی از مخاطبان دعوت کرده بود تا نامهای خطاب به زهرا رهنورد یا میرحسین موسوی یا مهدی کروبی بنویسند و هر آنچه را که دوست دارد در این روزها با این همراهان و دوستان صادق خویش در میان بگذارد، بر کاغذی ثبت کنند.
تا کنون در پاسخ به این فراخوان دهها نامه کوتاه و بلند ارسال شده است. دستنوشته هایی که تاکنون به کلمه ارسال شده است علاوه بر اینکه سرشار از احساس و عاطفه مردم به نمایندگان فکریشان بوده اکثرا دارای مضامین و محتوایی غنی و روشنگر است.
کلمه، نامه ها را در شبکه های اجتماعی و بخش راه سبز امید وبسایت به صورت جداگانه و در بخش اخبار به صورت گروهی منتشر میکند و هر روز این روند را ادامه خواهد داد؛ تنها ذکر این نکته ضروری است که برخی از نامه ها با توجه به احساسات و دیدگاههای مردم ممکن است با رویه مرسوم ما در پرهیز از« کیش شخصیت» و نیز در «محتوا و ادبیات» ناسازگار باشد که به پاس امانتداری این نامه ها نیز منتشر خواهند شد.
مخاطبان محترم میتوانند نامه های خود را به نشانی info@kaleme.com ارسال کنند.
***
زمانه بر ما گذشت… چه بر آنانی كه اربابان زر و زور و تزوير بودند، چه آنهایی كه رعيت آن شدند و چه آنان كه بنده كرامت انساني و آزادي بودند… هزار روز گذشت، همانند سایر روزهای سپري شده عمرمان؛ چه بر آنان كه سوار بر اريكه ظلم و قدرت، حقيرانه و پست صبح شان را به شب و شبه ايشان را با كابوس به صبح رساندند و چه بر آنان كه در كنار بيرق آزادي سرافراز روزگار سپري نمودند…
تا بوده همين بوده؛ معامله عجيبي است. در عوض عمري كه به خدا مي دهيم چه نصيبمان مي شود؟ پستي و حقارت يا سربلندي و سرافرازي… نياز به تلاش پيچيده نيست، از چهره و سيماي هر كسي ميتوان براحتي دريافت كه چه كساني زيانكاران اين معامله بوده اند…
اما تو !… تو اي مرد باراني! … به ناگاه آمدي و در كنار ياران از آزادي و عدالت و قانون گفتي و چه خوب آگاه بودي به آنچه در اين سرزمين يافت نمي شود… گفتي و تا به امروز با شجاعت و شهامت بر آنچه گفته بودي استوار و مردانه ايستادي…
مرا ياد است آن شب را كه در آخرين گفتگويت با مردم به چشمان تك تك مخاطبان نگريستي و گفتي: اي مردم تا پاي مرگ در اين راه ايستاده ام … و ما امروز ديديم كه ايستاده اي و گامي واپس ننهادي چرا كه آنچه مي گفتي حق بود و حق… اي مرد باراني! يقين دارم كه نامت در تاريخ، كنار نام آزادگان نگاشته خواهد شد، همانگونه كه نام اربابان قدرت را در كنار جائران خواهند نوشت… درود بر تو…
و اما ما !… ما خواستيم و بوديم در كنار عدالت طلبان و اينگونه است كه با وجود تمامي ناملايمات و سختي ها و افسردگي ها و ياس ها؛ امروز خود را با زيانكاران نمي بينيم و اين سود معامله ماست…
فرياد آزادي خواهي سر داديم و سبز بوديم و يقين داريم كه اين بيرق افتادني نيست چرا كه حق انكار شدني نيست… همچنان در كنار ياران براي رسيدن به عدالت و آزادي مبارزه خواهيم كرد و مطمئن هستيم كه پيروزي با ماست …
شك نكن رفيق …
مردم نامه، بسته اول: قرار نبود این صلیب را به تنهایی بر دوش بکشید
مردم نامه، بسته دوم: روز آزادی خرمشهر از نزدیک دیدمتان
مردم نامه، بسته سوم: سرباز بودم که در دوکوهه دیدمت
مردم نامه، بسته چهارم: مرد روزهای جبهه و جنگ که با خدا معامله کرد
مردمنامه ۴۱/ همین دیروز دانشگاه ها دوباره سبز شد
مردمنامه ۴۲/ در مقابل چشمان شما به دخترانتان سیلی زدند
مردمنامه ۴۳/ ای گروه پاکان؛ چشمتان پر ز امید، رسمتان ایمان باد
مردمنامه ۴۴/ امیدواریم منتخبین مردم فراموشکار نباشند
مردمنامه ۴۵ و ۴۶/ با موسوی و همره و کروبی و ما؛ هر کس که کند جفا، یزیدی بشمار













