سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مردم آذربایجان غمگین و معترض‌اند؛ مسئولان چه پاسخی دارند؟...
» مشاهدات خبرنگار کلمه از دو روزی که آذربایجان به خود لرزید

مردم آذربایجان غمگین و معترض‌اند؛ مسئولان چه پاسخی دارند؟

چکیده :امدادرسان محلی جوانی از ورزقان تماس گرفت، می گفت که محمدرضا رحیمی معاون احمدی نژاد به منطقه آمده؛ فقط به فرمانداری سری زده و با هلیکوپتر به مناطق آسیب دیده رفته است. او به شدت معترض بود، به اینکه صدا و سیمای دولتی کاری نکرده، به اینکه معاون رئیس دولت زحمت سر زدن و حضور به چند روستا را هم به خود نداده است... خسته ترین کسی که در ورزقان دیدم فرماندار شهر بود، با چشمانی سرخ، در حیاط فرمانداری این سو و آن سو می رفت و به همه سر می زد... تلاش نیروهای هلال احمر کاملا مشهود بود و مشکل اصلی، نداشتن برنامه و سردرگمی نیروهای امدادی بود....


کلمه – مرضیه محمدی:

چقدر جاده ها طولانی تر می شوند وقتی نگرانی تمام وجودت را گرفته. مدام در ذهنت تصاویر خانه های ویران را می بینی، صدای گریه بچه های بی مادر و مادران بی فرزند را می شنوی و هیچ خبری نیست، بارها موج رادیو ماشین را تغییر می دهیم تا شاید خبری جدید یا آمار رسمی را بشنویم. اما نه، انگار نه انگار که مردمانی گوشه ای در همین سرزمین دارند می دهند جان.

ضبط صوت را روشن می کنیم بگذار خواننده، سرود ما مردمان را بخواند. اخبار راست و دروغ صدا و سیمای دولت ارزانی خودشان.

سر اومد زمستون، شکفته بهارون ….
نه خارم نه خاشاک، زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از ضربه های مرد سفاک

وارد آذربایجان شرقی می شویم اما جاده ها خلوت اند. چرا هیچ ماشین امدادی نیست؟ چرا جاده پر از آمبولانس نیست؟ نکند مردم زلزله زده بی پناه و تنها مانده اند. دوباره تصویر خرابه های بم، خانه های خشتی ویران شده و …

کاش زودتر برسیم.

به اهر که می رسیم تمام شهر پر از چادر است. جلوی هر خانه ای یک چادر زده اند. پارک ها پر از خانواده هایی است که از ترس پس لرزه ها در کنار هم چادر زده اند و اغلب دلگیرند؛ از اطلاع رسانی ضعیف، از اینکه هنوز برایشان کمک غذایی ارسال نشده. وقتی از دختر جوانی که در پارک کنار خانواده اش نشسته عکس می گیرم، اعتراض می کند که باید به ما کمک کنید. می گوید امدادگران باید زودتر از شما خبرنگاران می رسیدند.

خانه های شهر آسیب جدی ندیده اند، باز هم اخبار رادیو چیزی نمی گوید. پس ویرانی ها کجاست؟ حال آن که در خبرهای رسانه های اینترنتی از روستاهای با خاک یکسان شده گفته بودند!

سراغ مردم می روم، می گویند: اینجا زمین خیلی شدید لرزیده اما تلفات جانی نداشته، تلفات مالی هم زیاد نیست. ورزقان، بروید سمت وزرقان.

در مسیر ورزقان به شهر هریس می رسیم. مردم شهر هریس هم همه در خیابان چادر زده اند: چند خانوار در یک چادر کوچک، بعضی هم با اقوامشان پشت نیسان و کامیون زندگی می کنند. می گویند خانه ها امن نیست، دیوارها ترک های بزرگ برداشته و هر لحظه ممکن است پس لرزه ها دوباره شروع شود. شکر خدا اینجا هم تلفات جانی نداشته است. اما می گویند ساختمان ها آسیب دیده اند و بیمارستانی که بالاخره پس از بیست سال افتتاح شده بود، در اثر زلزله ویران شده و حالا در محل آن، بیمارستان صحرایی بر پا شده است. در تمام دنیا بیمارستان ها مقاوم ترین ساختمان ها هستند، اما در حالی که ساختمان های مسکونی هریس آسیب جدی ندیده، بیمارستان تازه افتتاح شده ی آن ویران شده است.

بالاخره به ورزقان می رسیم و اضطرابمان کمی فروکش می کند. جاده منتهی به ورزقان و خود شهر پر از نیروهای امدادی است. خسته ترین کسی که در ورزقان دیدم فرماندار شهر بود، با چشمانی سرخ، در حیاط فرمانداری این سو و آن سو می رفت و به همه سر می زد و از گروه های امدادی تشکر می کرد. تقریبا بیشتر ساختمان های شهر، سالم اند. هر ساختمانی که تیرآهن داشته تقریبا سالم مانده، اما خانه های کاهگلی با ستون های چوبی فروریخته اند. نارضایتی مردم ورزقان از کمبود چادر است که می گویند دو سه خانوار به دلیل کمبود چادر مجبورند در یک چادر اسکان پیدا کنند.

همه در ورزقان می گویند فاجعه اصلی در روستاهای اطراف اتفاق افتاده است. پسر جوانی که نمی تواند جلو اشک هایش را بگیرد، می گوید روستاها با خاک یکسان شده، انگار شخم خورده است.

مسیر ورزقان تا روستای میرزا علی کندی، زغن آباد، گو جبل، ویت و خیشکندی را همراه یکی از امدادگران محلی می رویم. انگار قیامت اینجا آمده و بازگشته… لرزش زمین تمام خانه های کاهگلی را روی زمین خوابانده است. درست می گفتند، فاجعه اینجاست؛ در روستاهای کوچکی که عموما بین سی تا چهل خانوار جمعیت دارند. روستاهایی که بافت اصلی آنها ساختمان های کاهگلی با ستون های چوبی است.

روستای میرزاعلی کندی هم وضعیت مشابه دیگر مناطق زلزله زده را دارد. مردم گله مندند از بی غذایی. می گویند امروز ممکن هست غذا بدهند و فردا و روزهای بعد آن مشخص نیست.

یک روز پس از وقوع زلزله، نیروهای امدادرسان تقریبا به تمام روستاها سر زده اند اما کمک رسانی ها کامل نیست. مشکل آب آشامیدنی حل شده و چادر رسیده اما تعداد چادرها کم است. مردم گرسنه اند و در بعضی از روستاها خود مردم مصدومان و کشته شدگان را از زیر آوار بیرون کشیده اند. هیچ چیز بیشتر از چهره پدری که جنازه کودک هفت ماهه اش را با دستهای خونین خودش از زیر آوار بیرون کشیده دردناک نیست. از چادرها صدای گریه به گوش می رسد و چشم همه گریان است.

مهمترین ایرادی که در کار امدادرسانی به چشم می خورد، نبود مدیریت، هماهنگی و برنامه است. روستاها پراکنده اند، بعضی از آنها جاده آسفالت ندارند و معلوم نیست که کدام گروه به کجا اعزام شده است. اینجا مثل بم نیست که تمرکز ویرانی ها در یک منطقه بزرگ شهری باشد. در نگاه اول و با ورود به شهر های اصلی مانند تبریز و اهر گمان می رود که واقعه خاصی اتفاق نیفتاده. اگرچه اضطراب موج می زد، اما چشم ها فاجعه ای نمی دید.

باید همزبان مردم می شدی تا بشنوی که اقوام، دوستان و آشنایانشان در روستاها با چه شرایطی رو به رو هستند. می توان گفت مهمترین دلیل تناقض آمارهای رسمی که البته تلاش چندانی هم برای تکمیلشان انجام نمی شد با آمارهای محلی، به دلیل همین پراکندگی ها بود. مردم در روستاهای بسیاری جنازه اقوامشان را بدون گرفتن مجوز رسمی دفن می کردند و همین موضوع دلیلی اصلی تفاوت آمار رسمی و واقعی کشته شدگان تا کنون است.

بعضی از مردم گلایه می کردند که از نیروهای هلال احمر خواسته اند به روستاهای دور افتاده بروند، اما پاسخ قابل قبولی نگرفته اند. اگر چه این نیروها همه جا بودند و کمک رسانی می کردند و روشن بود که مشکل اصلی، نداشتن برنامه و سردرگمی نیروهای امدادی بود، وگرنه تلاش نیروهای هلال احمر کاملا مشهود بود.

با این حال می توان گفت مهمترین عوامل امدادرسان گروهای خودجوش مردمی و گروه هایی بودند که به همت چند دوست و همکار تشکیل شده بودند. مدام دوستان مختلف از تهران تماس می گرفتند و آمار اقلام مورد نیاز می گرفتند و خبر از ارسال کمک های جدید مردمی می داد و تمامی اینها یعنی تلاش مردم برای جمع آوری کمک و رساندن خودجوش کمک ها به آسیب دیدگان از بی اعتمادی به نهاد های دولتی حکایت داشت.

از اهالی روستاها، آنها که جوان تر بودند، می گفتند که هنوز به بعضی از روستاها به خاطر صعب العبور بودن جاده کمک چندانی نرسیده روستاهایی مانند: باجاباج ، چوپان لی ، سرای ، شیخ لو و تازه کند.

غروب دلگیر روز یکشنبه یعنی بیست و چهار ساعت پس از وقوع زلزله را در جاده منتهی به تبریز سپری کردیم، رفتیم تا از مصدومان فاجعه در بیمارستان های تبریز خبر بگیریم. بیمارستان شهدا بیشترین آمار زخمی را داشت، حدود ۵۰۰ نفر مجروح تا غروب روز یکشنبه به بیمارستان شهدا آمده بودند. بیمارستان امام رضا نیز ۳۵۰ مجروح را تا آن زمان پذیرفته بود و پزشکان می گفتند حدود ۱۰۰ مصدوم نیز به بیمارستان سینا منتقل شده اند.

اورژانس بیمارستان ها پر از کودکان و سالمندانی بود که ناله می کردند، بیمارستان شهدای تبریز مجبور شده بود به خاطر تعداد زیاد مراجعه کنندگان آشپزخانه و سالن کنفرانس را هم به بخش های مخصوص مجروحان حادثه تبدیل کند، در آشپزخانه و سالن کنفرانس به فاصله کم تخت چیده بودند و تخت ها پر بود از مجروح.

در بیمارستان شهدا مرد میان سالی با چشمان پر از نگرانی و ترس و غم برایمان تعریف کرد که خودش خانواده اش را از زیر آوار بیرن کشیده، می گفت نیرو های امدادی به روستای آنها که مالالار نام داشت آمده اند اما تعدادشان کم بوده فقط چادر داده اند و آب آشامیدنی و کمکی برای بیرون کشیدن مجروحان و کشته ها نکرده اند به گفته او و مرد جوانی که ظاهرا برادرش بود، در روستای مالالار هشت نفر کشته شده اند. برایمان تعریف کرد که چطور جنازه کودک ۷ ماهه اش را از زیر آوار بیرون آورده و دفن کرده و نگران دو فرزند دیگرش است که در بیمارستان بستری هستند. به گفته او روستای مالالار حدود سی خانوار جمعیت دارد. جمعیتی که در تابستان ها به مراتب بیشتر از زمستان ها است.

با توجه به عدم وجود آمار دقیق کشته ها، با توجه به تعداد کشته ها در روستاهایی که حضور داشتیم، محاسبه کردیم که تقریبا در هر روستا حدود ۸ تا ۱۰ درصد جمعیت کشته شده اند. البته این محاسبه برای روستاهایی که به کلی ویران شده اند می تواند درست باشد.

تقریبا تمام پارک های تبریز را برای اسکان زلزله زدگان چادر زده بودند و به هر طریق یکشنبه شب تلخ و سخت ۲۲ مرداد به پایان رسید. روز دوشنبه همکارانی که هنوز در ورزقان و اهر بودند خبر از وقوع پس لرزه های شدید می دادند.

دوشنبه ظهر اهر و ورزقان و هریس و تبریز را با روستاهای مخروبه و مردم آسیب دیده اش تنها گذاشتیم و به سمت تهران حرکت کردیم تا خبر رسانی کنیم؛ کاری که در درجه اول وظیفه صدا و سیمای دولتی بود که نه مردم معترض برایش اهمیت و اولویتی دارد و نه مردمان آسیب دیده از زلزله.

با وجود غمی که در تمام این روزها دیده بودیم، در دل خوشحال بودیم که نیروهای ارتش و هلال احمر همه جا حضور داشتند. ارتش مراقب امنیت مردم بود و هلال احمر کمک رسانی می کرد، خدا را شکر کردیم که این همه نیرو های امدادرسان خودجوش فعال بود و خدا را شکر که بنی آدم اعضای یکدیگرند.

در راه برگشت، امدادرسان محلی جوانی از ورزقان تماس گرفت، می گفت که محمدرضا رحیمی معاون احمدی نژاد به منطقه آمده؛ فقط به فرمانداری سری زده و با هلیکوپتر به مناطق آسیب دیده رفته است. او به شدت معترض بود، به اینکه صدا و سیمای دولتی کاری نکرده، به اینکه معاون رئیس دولت زحمت سر زدن و حضور به چند روستا را هم به خود نداده است. در تبریز که بودیم از مردم می شنیدیم که شبکه های آذری زبان خارج از کشور چقدر به خاطر قصور صدا و سیما تبلیغات منفی کرده اند و …

واقعا دولت احمدی نژاد چه پاسخی برای مردم مظلوم و آسیب دیده آذربایجان شرقی دارند؟

جدیدترین خبرها از زلزله آذربایجان و زمین لرزه دوباره 5 ریشتری در ورزقان را در اینجا ببینید

دیگر مطالب امروز کلمه درباره زلزله آذربایجان را در زیر بخوانید:

تسلیت به او که حتی امکان ارسال پیام تسلیت و همدردی با مردم را ندارد
پیام تسلیت خانواده‌های زندانیان سیاسی به آسیب‌دیدگان زلزله و فرزند آذربایجان، میرحسین موسوی

دولت کم‌کاری کرد؛ روزنا‌مه‌نگاران و فعالان مدنی اعلام «عزای عمومی» کردند
پنجشنبه ۲۶ مرداد؛ روز همدردی با هموطنان آذری

آنچه کیهانیان و افسران جنگ نرم را عصبانی کرد
عدو سبب خیر شد/ کم‌کاری صداوسیما و پیشتازی شبکه‌های اجتماعی در آگاهی‌بخشی درباره زلزله اخیر

هواپیمای صبر ملت در حال سقوط است …
نامه یک فرزند شهید:‌ چشم باز کنید و ببینید که اقوام ایرانی چگونه با هم متحد شده‌اند

گزارش تصویری کلمه از آذربایجان؛ دو روز بعد از زلزله/ قسمت اول
گزارش تصویری کلمه از آذربایجان؛ دو روز بعد از زلزله/ قسمت دوم
گزارش تصویری کلمه از آذربایجان بعد از زلزله/ قسمت سوم

برای اهر و خواهرانش؛ مصیبتی تازه و کلیشه‌های کهنۀ تکراری/ مقصود فراستخواه
شعر یک شاعر از دیار افغانستان برای مردم زلزله‌زده آذربایجان
روایت خواندنی دکتر شریعتی از زلزله جنوب خراسان ۱۳۴۷
اعزام هیاتی از سوی آیت‌الله وحید خراسانی به منطقه زلزله‌زده
هفتاد درصد واحد‌های مسکونی در کشور بی‌دوام هستند


22 پاسخ به “مردم آذربایجان غمگین و معترض‌اند؛ مسئولان چه پاسخی دارند؟”

  1. ناشناس گفت:

    دولت کجا بود؟ جمع شدن چند نفر دور هم برای اینکه خوش باشند را که دولت نمی گویند!!!

  2. ناشناس گفت:

    واقعا خجالت داره من خودم مخالفم اما لطفا به مردم دروغ نگویید خوشخبختانه در این زمینه وضع مطلوب است

  3. Abas گفت:

    تلوزيون ملت زلزله زده خودشو ول کرده داره روزقدس و نشون ميده.ضرغامي حيا کن…

  4. دومان گفت:

    شما هم به وجدانتان مراجعه کنید! قلب واقعبت هم دروغ محسوب می شود! متاسفانه از هر موردی نیت اسنفاده منفعت طلبانه داریم!
    مردم از تمام کسانی که همدردشان بوده اند فارغ از هر مساله دیگری قدردان هستند! به نام انسانیت قدردان هستند!

  5. khosrow گفت:

    احمدی نژاد و رفیق‌هایش می‌خواستند بروند به عربستان برای تبلیغات خودشان، اما این زلزله برنامه ی آنها را به هم زد. اکنون هم با وجود این همه مشکلات برای مردم زلزله زده، این مسئولین بی‌ غیرت فرار را بر قرار ترجیح داده اند و در عربستان به سر میبرند و به فکر تبلیغات خودشان هستند، که بگویند عبادت میکنند. دریغ از اینکه هیچ عبادتی بالاتر از رسیدگی به زلزله زدگان و آنهایی که عزیزان خود را از دست داده اند نمی‌تواند باشد.

  6. اینها را مسئولین نخوانید گفت:

    مهمترین هدف اینان از غصب این مناصب، پر کردن جیب خود و حسابهای ارزی خود در خارج است و چاپیدن مردم. اینها اگر غیرت و شرف داشتند، این همه حقوق و مزایا از جیب ملت می گرفتند و آنوقت هشت ماه هشت ماه حقوق کارگران را نداده و بالا می کشیدند. اینها تا چه اندازه باید پست باشند که این بلاها را سر مردم آورند. لطفا آنان را مسئولان نخواهید آنها قطاع الطریق هستند و هیچ مسئولیتی احساس نمی کنند. اگر احساس مسئولیت می کردند این بود وضع سیاسی ما، اجتماعی ما، اقتصادی ما، روابط خارجی ما با جامعه بین المللی. اینها هیج مهارت غیر از کلاهبرداری و جیب بری و دزدی ندارند من علنی اعلام می کنند. اگر نیستد، اسامی تمام کسانی را که در بزرگترین اختلاس تاریخ دست داشتند، بنویسند حتی آنهایی را هم که در بیت رهبری کاره ای هستند. اینها باید به مردم توضیح دهند که این ثروت ها را در عرض این سالها چگونه گردآورده اند. کدام یک از پدران اینها چاههای نفت برای این سارقین به ارث گذاشته بودند؟ همه یک قطعه زمین کوچک داشتند که انقلاب شد و ناگهان ایران در این زمین ها افتاد و همه شدند ترلیاردر. لنعت خدا برشما اگر خدایی هست.

  7. ناشناس گفت:

    دوستانی که انتقاد میکنن به نظرم واقعا گزارش واقع بینانه ای بود. خیلی هم خوب از زحمات هلال احمر یاد کرده و گفته:
    . اگر چه این نیروها همه جا بودند و کمک رسانی می کردند و روشن بود که مشکل اصلی، نداشتن برنامه و سردرگمی نیروهای امدادی بود، وگرنه تلاش نیروهای هلال احمر کاملا مشهود بود.

  8. ناشناس گفت:

    علی دایی هم دروغ گفته که میگه مردم راضی نبودن از کمک و مدیریت ماجرا؟

  9. ناشناس گفت:

    مردم ايران زير آوار مانده اند و اينها بفکر اسد در حال سقوط اهستند ……..

  10. ناشناس گفت:

    .اينها فقط فکرشان بجيب خودشان است و بس !.

  11. ناشناس گفت:

    احمدی با يک هواپيما پر از دزد و جنايتکار و متقلب مثل دانشجو و مرتضوی به سفر سياحتی رفته ؟…

  12. ناشناس گفت:

    در روستاها خانه هاي مردم با کاه گل و چوب ساخته شده که از بين رفتندو مردم زير آوار مردند و تنها مساجد بزرگ نو سازکه با تيرآهن ساخته شده اند سالم مانده اند!…

  13. ناشناس گفت:

    آخي متن دروغه علي دايي دروغ ميگه مردم دورغ ميگن آسيب ديده ها دروغ ميگن خبرنگارها دروغ ميگن شما ناشناس و آقايتان هميشه راست ميگيد .

  14. ازاده گفت:

    مگه (م .ر)می گذارد کسی به اذر بایجان فکر کند

  15. ازاده گفت:

    مگه (م.ر) میگذارد کسی حواسش به اذربایجان باشه

  16. ازاده گفت:

    خیلی درد ناک است فقط از خداوند برای مردم انجا صبر طلب می کنم

  17. ناشناس گفت:

    در حالی که مردم ایران در سوک از دست دادن عزیزانشان در اذر بایجان هستند تلوزیون و رادیو و رسانه های مزدور مانند رسالت و کیهان و..
    دارند تبلیغ می کنند که به فلسطینی ها ظلم شده و صحنه دلخراش از انجا پخش می کنند و می خواهند عوام را و مزدوران بسیجی را با امکا نات دولتی به بیرون بکشند. هر کس که امسال در روز قدس بیرون بیاید خائن است و نباید خود را ایرانی بداند

  18. احمد گفت:

    با ع ر ض تسلیت به مردم باغریت آذربایجان مردم عزیز وهموطن خوبم آی
    آیا نمی دانید الان 8 سال است که زلزلزه خانمان سوزی بر سر تاسر ایران آمده
    ان آمده گرانی بیداد ظلم بیکاری تعطلات صنایع بالغ لر 80 درصد واحد های
    دها ی استان قزوین تعطیل شدهاند این زلزله رزیم آخوندی صد مرتبه از زلزلز
    از زلزله اهر خطرناکتر است

  19. sabzeh گفت:

    کمک حضوری و غیر حضوری مردم دیگر شهرهای ایران به ویژه تهران به هموطنان زلزله زده بسیار ضروری و مفید است.

  20. سبزینه گفت:

    وای بر همه ما که تا این اندازه انسانیت از یادها رفته است باید نشست و به حال این کشور اشک ریخت رییس جمهور دو روز زودتر به مکه رفته تا مراسم حجی تازه کند به همراه وزیر راه و ترابری که باید در این لحظه ها کنار ملت بود و به داد اشخاص می رسید صدا و سیما هم که انتظاری جز این ازش نمی رفت 4 روز بعد از زلزله تازه یادشان افتاده در گوشه ای از این کشور جماعتی در خاک غلطانند رهبر هم بعد از 4 روز تازه یادی کرده از زلزله زدگان امکانات صفر درصد به هیچ عنوان کامل و شایسته رسیدگی نمی شود کمک های خارجی هم که به صلاحدید مسئولین وارد کشور نشد و در نهایت این مردم شریف و زیان دیده اذربایجان هستند که باید بسوزند و با این امداد رسانی کم بگذرانند داغ از دست رفتن عزیزان از یک طرف و مشکلات ناشی از امداد رسانی از سوی دیگر مردم منطقه را کلافه نموده از مردم خواهشمندیم تا کمک های خود را از راههای منطقی و قابل قبول به دست زلزله زدگان برسانند تا مثل بار قبل کمک های مردمی سر از غزه و فلسطین و سوریه بر نیا ورند در ضمن تمام تلاش صدا و سیما در منعکس نمودن جنایات بشار اسد گرم شده وقتی برای هموطنان و ایرانیان نیست .

  21. منتظری گفت:

    ایرانِ زلزله خیز؛ خانه ایمن حق مسلم ماست ؟
    از بی توجهی تاسف بار صدا سیما که بگذریم، هر چند وقت یکبار می‌بینیم و می‌شنویم که انواع موشک‌ها ساخته و آزمایش شده و میلیون‌ها دلار برای آن هزینه می‌شود. آیا بهتر نبود این هزینه‌های سرسام آور و وارد شدن در یک رقابت تسلیحاتی بی‌ ثمر و گران قیمت صرف پیشگیری حوادث طبیعی چون زلزله و سیل و غیره می‌شد تا هموطنانمان دیگر شاهد اینگونه فجایع نباشند!؟
    الگوی ژاپن پیش روی ماست، کشوری که از ویرانه‌های جنگ برخواست و با باز تعریف مفاهیمی چون امنیت ملی‌، منافع ملی‌ و استقلال به پیشرفتی عظیم و خیره کننده نائل شد، بطوریکه زلزله‌هایی این‌چنینی را با کمترین تلفات انسانی‌ و مادی مدیریت می‌نماید.
    شاهین‌ جعفر اقدامی، زندان گوهردشت کرج

  22. ناشناس گفت:

    دوست عزیز اقای منتظری . تااین حکو مت گرانن بی خرد متحجر مستبد بر ما حکو مت کنند ما بیشتر مانند کره شمالی داریم می شویم تا ژاپن و کره جنوبی و چین