سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عدو سبب خیر شد/ کم‌کاری صداوسیما و پیشتازی شبکه‌های اجتماعی در آگاهی‌بخشی درباره زلزله اخیر...
» آنچه کیهانیان و افسران جنگ نرم را عصبانی کرد

عدو سبب خیر شد/ کم‌کاری صداوسیما و پیشتازی شبکه‌های اجتماعی در آگاهی‌بخشی درباره زلزله اخیر

چکیده :شبکه های اجتماعی که میرحسین موسوی از آن صحبت می کرد و بر شکل گیری آن تاکید داشت پس از گذشت مدت زمانی باز هم خود را نشان داد. تنها ساعاتی پس از وقوع زلزله در آذربایجان شرقی در حالی که صدا و سیما فقط به انتشار یک یا دو خبر اکتفا کرده بود این گروه های اجتماعی در شبکه های مجازی بودند که با شکل گیری و واکنش سریع، مسئولیت عظیم اطلاع رسانی را بر عهده گرفتند. رسالتی که بر دوش صدا و سیما بود، توسط جوانان کشورمان و با حداقل امکانات صورت گرفت....


کلمه – صحرا عابدی:

میرحسین موسوی در بیانیه شماره 11 خود نوشت: «آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.»

شبکه های اجتماعی که میرحسین موسوی از آن صحبت می کرد و بر شکل گیری آن تاکید داشت پس از گذشت مدت زمانی باز هم خود را نشان داد. تنها ساعاتی پس از وقوع زلزله در آذربایجان شرقی در حالی که صدا و سیما فقط به انتشار یک یا دو خبر اکتفا کرده بود این گروه های اجتماعی در شبکه های مجازی بودند که با شکل گیری و واکنش سریع، مسئولیت عظیم اطلاع رسانی را بر عهده گرفتند. رسالتی که بر دوش صدا و سیما بود، توسط جوانان کشورمان و با حداقل امکانات صورت گرفت.

هرچند که در ابتدا بعضی از شبکه ها و گروه های مجازی و غیر مجازی احساسی عمل کردند و یا به دلیل کم تجربگی، نحوه اطلاع رسانی خصوصا در ارتباط با نیازهای منطقه به درستی صورت نگرفت، اما به سرعت و خصوصا با استفاده از تجربه بسیاری از گروه ها از فاجعه بم، شبکه های اجتماعی و خبری منسجم تری شکل گرفت و نیازهای مردم زلزله زده به ترتیب اولویت در شبکه های مجازی منتشر شد.

اخبار و پیام‌های مشارکت جویانه در رسانه‌های اجتماعی به نحو چشمگیری پخش شد و توانست تاثیری کاملا جدی داشته باشد. پیام هایی که در آن از مردم خواسته می شد “ساعت 10صبح به زلزله زدگان خون اهدا کنند” و یا “کمک‌های خود را به موسسات خصوصی و غیر دولتی و یا مراجع تقلید سبز و مردمی ارسال کنند” و کمتر کسی هم به اعتبار این موسسات تردید کرد و کمک های بی شماری ارسال شد.

در همان روز نخست گزارش شد که در مرکز اهدای خون خیابان وصال، جمعیت قابل توجهی برای اهدای خون آمده اند و بیشترشان نیز گفته بودند که خبر زلزله و نیاز به خون برای آسیب دیدگان را از طریق فیس بوک مطلع شده اند.

مطمئنا اگر با ان جی او ها و سازمان های مردمی که در طی دوران اصلاحات شکل گرفته بود برخورد امنیتی صورت نمی گرفت، بخشی از فعالان آن به اتهام های واهی چون ارتباط با بیگانگان بازداشت نمی شدند، انواع تهمت ها به آنان زده نمی شد و در نهایت حاکمیت تمامی تلاش خود را برای از بین بردن آنان به کار نمی برد، با توجه به تجربه ای که بخشی از همین گروه ها در زلزله بم کسب کرده بودند اکنون آذربایجان با شرایط بهتری مواجه بود و کمک ها و امکانات نیز مناسب تر و هدفمندتر به دست نیازمندان می رسید.

متاسفانه اما با برخوردهایی که با این تشکل های مردم نهاد صورت گرفت، مانند برخورد قضایی و امنیتی با بیش از 10 تن از جوانانی که طی نه سال گذشته در بم فعالیت داشته اند، سبب شد تا این نوع فعالیت ها کمرنگ تر شود و تمام باری که بخش خصوصی می توانست بر عهده بگیرد و به خوبی نیز از عهده مدیریت آن برآید، بر دوش دولت گذاشته شد و همان طور که تاکنون نیز بارها ثابت شده است نه این دولت که هیچ دولتی از پس مدیریت تمامی اتفاقات جامعه بر نمی آید.

دنیای مدرن و مدیریت جدید سیاسی نشان داده که هرچه دولت ها مسولیت خود را کوچک کرده و مسولیت ها را به بخش خصوصی واگذار کرده اند موفق تر بوده اند تا دولت هایی که دارای دستگاه های عریض و طویل اما ناکارآمد بوده اند و این در کشور ما به شکلی ملموس خود را نشان می دهد.

دولت هیچ همراهی را تحمل نمی کند و آن را رقیب می پندارد، از این رو دست به حذف می زند و در نتیجه خود باید عهده دار تمام امور شود و نتیجه آن می شود که هنگام وقوع زلزله ای چون زلزله آذربایجان و یا موارد مشابه کار آگاهی رسانی به موقع و صحیح انجام نمی شود و سوء مدیریت صورت می گیرد و مهم تر از همه مردم اطمینان نمی کنند کمک های خود را به نهادهای دولتی بسپرند و اگر دولت معروف به دروغگویی و کتمان آمارها باشد آن زمان در خصوص کشته شده ها و آسیب دیدگان نیز داستان سرایی ها می شود و هیچ کس به رقم ها و آمار اعتماد نمی کند و در مجموع در یک بحران ملی هرکس ساز خود را می زند و مردم می مانند بی پناه و آواره.

در خصوص زلزله اخیر آذربایجان شرقی نیز با وجود چشم پوشی “رسانه میلی” نسبت به یک حادثه ملی و همچنین اقدامات دیر هنگام دولت، مردم و خصوصا جوانان و فعالان اجتماعی و رسانه ایی به سرعت دست به کار شدند و با تشکیل حلقه های مختلف تلاش کردند تا این ضعف را از بین ببرند.

خصوصا در میان گروه های اجتماعی، گروه هایی از روزنامه نگاران در کنار کار اطلاع رسانی خود، به صورت داوطلبانه به مناطق آسیب دیده رفتند تا به هموطنان خود کمک کنند و همچنین در نبود رسانه ملی و خبرگزاری های مستقل، که اخبار را به درستی منتشر می کنند و نمایانگر درد هستند نه مجیزگوی قدرت، گزارش های مستندی را از وضعیت مناطق زلزله زده در فضای مجازی منتشر کنند.

در واقع در حالی که انتظار می رفت تا صدا و سیما برنامه های عادی خود را قطع کند و به پخش اخبار زلزله بپردازد، نیازهای استان را بازگو کرده و مردم را تشویق به همکاری با نیروهای امدادگر بکند، صدا و سیما اخبار چین و فلسطین و اسراییل و سوریه را در راس برنامه های خود گذاشت و از کنار زلزله ای که در داخل کشور رخ داده بود به راحتی گذشت؛ نه پیامی نه تبلیغی؛ نه مردم را تشویق کردند به اهدای خون کردند و نه چون روزهایی که می خواهند “مردم همیشه در صحنه” را به هیجان بی آورند برای رای دادن و راه پیمایی های دولتی نه آهنگ مهیجی پخش شد و نه خبر از آن مجری های هیجان زده بود.

بی‌تردید بخشی از مردم ما که هنوز از رادیو و تلویزیون خبر‌ها را پیگیری می کنند در ساعت‌های نخست وقوع زلزله یا از این فاجعه کاملا بی‌خبر بودند یا اطلاعات کلی و اندکی از آن کسب کردند به طوری که روزنامه نگاران حاضر در منطقه نیز بر این مطلب تاکید کردند که بسیاری در طول جاده از خبر زلزله بی اطلاع هستند و یا از شبکه های ماهواره ای پیگیری می کنند.

در مقابل مخاطبان و خبرنگاران فعال رسانه‌های اجتماعی با اشتراک پیام‌ها و تصاویر از همه ظرفیت‌های این رسانه‌ها بهره بردند و درباره زلزله زدگان، آسیب‌ها و نیاز‌هایشان اطلاع رسانی کردند و مشارکت مردم را جلب کرده بر اعتبار خود افزودند و رسانه‌هایی مثل صدا و سیما هم اعتبار رو به افول خود را باز هم کاهش دادند، در واقع بلافاصله بعد از اعلام خبر زلزله، جنب‌وجوش در فضای وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی شروع شده و شادی های المپیک کنار گذاشته شد و تمام توجهات به سمت این حادثه دلخراش رفت.

اما نکته جالب توجه در این جا است که این عمل خودجوش و ملی بسیاری از رسانه های سبز و مستقل و همچنین شبکه های اجتماعی در کمک به هموطنانشان خشم روزنامه کیهان را به همراه داشت. کیهان چون همیشه که با هر حرکت گروهی و مدنی مخالف است و همه چی را کار دشمن و همه کس را دشمن فرض می کند با یک روز تاخیر بالاخره به مساله آذربایجان پرداخت و شاید خواست که به نوعی بی توجهی فاحش رسانه ای که از پول بیت المال تامین می شود را توجیه کند.

از این رو بود که این روزنامه منتسب به رهبری، حرکت خودجوش مردم و جوانان ایرانی را زیر سوال برد و نوشت: “در حالي كه مردم در كنار نهادها و سازمان هاي مسئول براي امدادرساني به هموطنان زلزله زده بسيج شده اند، رسانه هاي وابسته به شبكه عنكبوت پروژه مشتركي را در پيش گرفتند تا به زعم خود با سوءاستفاده از اين ماجراي تلخ، بر موج عواطف و احساسات عمومي سوار شوند.” کیهان که همیشه مخالف نخست شبکه های اجتماعی و نهادهای مردمی بوده و معمولا در گزارش های خود تلاش کرده تا نیمه پنهان فعالان مدنی را نشان دهد و از هرکاری توطئه ایی علیه نظام طراحی کند و پرونده سازی کند درباره این حرکت خود جوش مردمی می نویسد: “رسانه هايي مانند بالاترين، كلمه، صداي آمريكا، جرس، راديو فردا، گويانيوز، دويچه وله، بي بي سي و ده ها سايت و رسانه مشابه در اين زمينه بسيج شدند تا چنين القا كنند كه كسي به فكر آسيب ديدگان زلزله نيست. برخي از اين رسانه ها البته بي تابي كرده و ضمن لو دادن خود اذعان كرده اند كه اتفاق پيش آمده بهانه خوبي براي تجديد سازمان و تجديد روحيه گروه هاي از هم پاشيده اپوزيسيون است.”

و یکی از وبلاگ نویس به اصطلاح فعال در جنگ نرم نیز در ادامه مطلب کیهان می نویسد: “آدم وحشت می کند از رفتار رسانه های فضای مجازی و در مقیاس کوچک تر آدم ها در شبکه های اجتماعی. یعنی کثیف است به معنای دقیق کلمه. یک زلزله اتفاق افتاده و همه ی ایران را داغ دار کرده – خدا صبر بدهد به بازماندگان- و طبق اخبار رسمی و غیر رسمی کمک رسانی به موقع و مناسب انجام شده و به جز صدا و سیما که طبق روال همیشه، شعور اش بگیر و نگیر دارد و تاخیر کرده در پخش اخبار زلزله، بقیه نهادهای مسئول کارشان را دارند انجام می دهند… داخل شبکه اجتماعی پلاس هم بساطی بود. ”

در واقع نه کیهان نویس ها و نه نویسنده این وبلاگ هیچ کدام توجه نکرده اند که  شبکه های اجتماعی و نهاد های مردمی در همه جای دنیا بیشترین و مهم ترین نقش را در بحران های اینچنینی ایفا می کنند و  حضور به موقع خود، بار دولت را سبک می کنند. اگر برخوردهای امنیتی با گروه های فعال اجتماعی کشور صورت نگرفته بود، اکنون آنان نیز با تجربه بسیار می توانستند بازیگران نخست این فاجعه باشند و یاری دهنده گروه های امداد گر و هلال احمر

اقدام صدا و سیما و دیگر رسانه‌های رسمی و مقامات حکومتی در اطلاع رسلانی زلزله آذربایجان سبب شد نقش و تاثیر رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی بیش از گذشته پررنگ شود و ویژگی‌های متمایز آن‌ها مشهود تر شود به طوری که در سکوت مسوولان حکومتی این رسانه ها و فعالان اجتماعی و سیاسی هستند که در سوگ از دست دادن همکارانشان عزای عمومی اعلام می کنند.

و بالاخره این همان شبکه های اجتماعی است که میرحسین موسوی تاکید بر شکل گیری آنها را داشت، شبکه هایی که زمانی در قالب سازمان های غیر دولتی زمانی فعالیت می کردند و با حضور در بسیاری از نقاط محروم کشور سعی در کمک به مردم داشتند پس از سرکوب و بازداشت فعالینش رو به افول گذاشت امروز شبکه های اجتماعی جدید خصوصا در فضاهای مجازی شکل گرفته اند.

همان طور که میر حسین موسوی گفت: ” از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.