سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بازیچه دست انحصارطلبان نخواهیم شد...
» آقایان! به شعور مردم احترام بگذارید

بازیچه دست انحصارطلبان نخواهیم شد

چکیده :فرض کنیم ما هم با ادبیات جنگی و نظامی ماشین تبلیغاتی جریان حاکم همزبان بوده و شرکت در انتخابات را مشتی بر دهان دشمنان خارجی و ایادی داخلی شان، یا به تعبیری که اخیرا رایج شده، پیاده نظام دشمنان قسم خورده نظام و اسلام، بدانیم. در این صورت، طبیعی است که در غیاب اصلاح طلبان، باید به یکی از دسته بندی های موجود و یا رهنمودهای حکیمانه مسئولان بلندمرتبه نظام گوش فرا دهیم. اما مشکل دقیقا از همین جا آغاز می شود. ...


کلمه- سید کاظم قمی

نمی دانم آیا این خصلت مشترک همه خودکامگان است، یا اقتدارگرایانی که امروز در «ایران ما» بر مسند قدرت تکیه زده اند دارای این ویژگی هستند، و آن این که شعور مخاطبان خود را نادیده می‌گیرند. این روزها سخنانی از مسئولان مملکتی و نظامیان حاکم بر کشور شنیده می شود که به گمانم اگر خود آنها نیز لختی از مدیریت آشفته بازاری که دستپخت ناکارآمدی های خودشان است می آسودند و در آن تأمل می کردند، از این همه ضدونقیض گویی در شگفت می شدند.

یکی از عرصه های آشکار این تناقض گویی ها، انتخابات است. بگذارید خود را لحظه ای از میان خیل مردمی که با تجربه ای که از انتخابات سال 88 آموختند دیگر حاضر نیستند به بازی گرفته شوند بیرون بکشیم و در جایگاه کسانی قرار بدهیم که بنا بر باورهایشان، هنوز هم تصور می کنند که شرکت در انتخابات نمایشی پیش رو، برای حفظ کیان مملکت، نظام، یا احتمالا گذران زندگی خود و خانواده شان ضروری است.

فرض کنیم ما هم با ادبیات جنگی و نظامی ماشین تبلیغاتی جریان حاکم همزبان بوده و شرکت در انتخابات را مشتی بر دهان دشمنان خارجی و ایادی داخلی شان، یا به تعبیری که اخیرا رایج شده، پیاده نظام دشمنان قسم خورده نظام و اسلام، بدانیم. در این صورت، طبیعی است که در غیاب اصلاح طلبان، باید به یکی از دسته بندی های موجود و یا رهنمودهای حکیمانه مسئولان بلندمرتبه نظام گوش فرا دهیم. اما مشکل دقیقا از همین جا آغاز می شود.  آیا به جریانی که گرداگرد آیت الله مصباح یزدی جمع شده اند دل ببندیم، در حالی که می دانیم سراً و علانیه جایگاهی برای رأی مردم قائل نیستند؟ چگونه می توانیم بپذیریم که از نظر ایشان و حواریونشان در حکومت اسلامی رأی مردم دارای هیچگونه اهمیتی نیست، و با این همه چشم انتظار فهرست پیشنهادی شان برای نامزدی نمایندگی مجلس باشیم؟ یا به جریان آیت الله مهدوی کنی رو کنیم، که می دانیم در کارنامه سیاسی اش مصلحت بینی هایی به چشم می خورد که زمانی تنها کاندیدای مورد پذیرش وی آقای بنی صدر برای پست نخست وزیری شد و پس از شهادت شهید بهشتی و یارانش در هفتم تیرماه سال شصت و شهادت شهیدان باهنر و رجایی در هشتم شهریور همان سال برای مسعود رجوی پرچم سفید بلند کرد، و امروز در بیرون شمردن یاران امام از خط اسلام و انقلاب سخن می راند؟ شاید باید از همه ندانم کاری ها و وعده های توخالی احمدی نژاد چشم بپوشیم و به او، که به  گفته رهبری دیدگاهش از همه به ایشان نزدیک تر است، امیدی سه باره ببندیم و چشم بسته به کاندیداهای جریان «نزدیک» دیروز و «انحرافی» امروز رأی بدهیم؟

شاید هم بهتر باشد در پی شناخت اصولی که اصول گرایان در پایبندی خود به آنها، خود را از اصلاح طلبان متمایز می شمرند باشیم تا با تأسی از امام علی (ع) بجای شناخت حق از طریق افراد، افراد را با حق بسنجیم. در این راه چطور است به فهرست قاضی القضات کشور در زمیه تخلفات پرعقوبت انتخاباتی مراجعه کنیم. برای مثال، در بند 11 مصادیق جرائم انتخاباتی آورده اند که انتشار هرگونه محتوا در جهت توهین‌، افترا و نشر اکاذیب با هدف تخریب نظام‌، قوای سه‌گانه‌، سازمان‌های حکومتی و نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات به منظور بهره‌برداری انتخاباتی جرم است. آیا ایشان در هنگامی که در زمان انتخابات سال 88 عضو شورای نگهبان بودند صدای دادستان کل کشور وقت را نشنیدند که تهمت زنی های احمدی نژاد علیه نامزدهای دیگر و حتی مسئولانی مانند رئیس مجمع تشخیص نظام را عملی مجرمانه اعلام کرد؟ یا شنیدند و با این همه نسبت به ابطال صلاحیت وی اقدام نکردند؟ مگر می شود که اصول هر روز رنگ عوض کنند و هر زمان به قامت کسی اندازه گیری و دوخت و دوز شوند؟

یا این که واقعیت چیزی نیست جز این که اصولی در کار نیست و هر چه هست، دسته بندی های سیاسی میان کسانی است که تعدد و تنوع موجود در جامعه را به رسمیت نمی شناسند و در نتیجه، شراکت در قدرت را بر نمی تابند. واقعیت تلخ چیزی نیست جز این که آقایان دعوای قدرت را لباس دین می پوشانند و اخلاق را در پای منافع خود و تشخیص مصالح خود قربانی می کنند. از یک طرف مردم را صغیر می دانند و رأیشان را نامعتبر، و از سوی دیگر نه تنها از آنها می خواهند به عنوان عمل به واجبی شرعی به پای صندوق ها بیایند، بلکه تلویحا می گویند که آرایشان را به نام چه کسانی بریزند تا دین و دنیایشان حفظ شود. از هم اکنون درصد مشارکت را تعیین و حضور «پرشور و دشمن شکن» آنها را پیش بینی می کنند. شگفتا از این همه بازیگری با شعور و کرامت انسان ها!

خوب است آقایان یاد بگیرند که شرکت در انتخابات عملی معطوف به اراده آزاد شهروندان است و در نتیجه، اگر بخواهند در آن شرکت می کنند و اگر نخواهند شرکت نمی کنند. توصیه می کنم اگر وقتی برای مطالعه دارند، دو کتاب ژوزه ساراماگو با عناوین «کوری» و «بینایی» را بخوانند تا بفهمند چطور مردمی که از کوری درآمده و به بینایی دست یافته اند را نمی توان بازیچه دست انحصارطلبان قدرت قرار داد، و شاید خود نیز بینا شوند و به بصیرت واقعی دست یابند.

از همین نویسنده:

جدایی نادر از سیمین؛ سربلندی مردم، سرافکندگی مردم ستیزان

کارناوال 9 دی: استمداد از خودفریبی و تبلیغ درمانی

سیلی ذلتی که مجلس خود بر گوش خود نواخته بود

قدرت در چهره های مصمم است، نه دهان های گشوده به دشنام

روز شرم برای قوه قضائیه

درسی از حوادث منطقه: راه آزادی از آگاهی می‌گذرد

 


4 پاسخ به “بازیچه دست انحصارطلبان نخواهیم شد”

  1. هر ایرانی، یک رسانه سبز گفت:

    جناب آقای سید کاظم قمی؛ سلام علیکم. حقیقتا که دُرّ سِفته‌اید. مرحبا.

  2. ماهستبم گفت:

    این ها شیفتگان قدرت و ثروت هستند که کورمال کورمال به دره سقوط نزدیک می شوند
    ما هستیم

  3. ناشناس گفت:

    هم آقای مصباح و هم طرف مقابل ، رآی مردم را تزئینی میدانند (یه آیات قرآن در مورد شورا و مشورت با مردم هم اعتقادی ندارند) فقط فرقشان با هم این است که آقای مصباح این موضوع را علنی گفته و میگوید و نمیدانیم با چه روئی به صحنه انتخاباتی که آنرا تزئینی میداند وارد شده ، ولی طرف مقابلش این را علنی نمیگوید بلکه عملآ همچون انتخابات سال 88 نظر خود را پیاده و عملی میکند.

  4. mani گفت:

    inha shor va mashveratra baraye khodeshan ghabool darand shore khosoosi