سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آنچه كه مير در خشت خام مي‌ديد

چکیده :تنها نيم‌نگاهي به اين دو نوشته قرآني و مقايسه آنها با آنچه كه مير در اين سال‌هاي اخير گفت و دريچه‌هايي از نور كه به ذهن‌هاي مخاطبانش باز كرد، نشان مي‌دهد كه آنچه روي داد علاوه بر آنكه در مسير سنت‌هاي حتمي الهي قرار داشت، بايد به دست نذيري چون او صورت مي‌گرفت. در زماني كه جامعة ما در درون اين تاريكي فزاينده دست و پا مي‌زند، ضرورت تكاملي تاريخ ايجاب مي‌كند فردي چون او آگاه و داراي شعور به موقعيت، برخيزد كه ظهورش جزء علل اساسي دگرگوني بنيادين اجتماع و نيز جزء ضرورت‌هاي حتمي تاريخ است. ...


کلمه-نوشین یزدانی: «تحليلي تاريخي از دو مفهوم قرآني» شامل دو رساله قرآني است كه در سال 1356 توسط مهندس ميرحسين موسوي به رشته تحرير درآمده است. اين دو نوشتار به خوبي دستگاه فكري مير صاحب انديشه ما را نشان مي‌دهد و نوع تحليل و برداشت او از آيات مربوط به قوم بني‌اسرائيل (يكي در مورد ورود ايشان به ارض مقدس و ديگري در مورد ابتلا ايشان به آزمون حرمت گرفتن ماهي در روز شنبه) علاوه بر نو و بكر بودن روش و نگاه تفسيري او، نشان‌دهندة استمرار و پويايي تفكري است ساخته و پرداخته ذهني منظم، پر مطالعه و با تجربه كه در ساليان بعد در بهار 88 به ثمر مي‌نشيند.

تنها نيم‌نگاهي به اين دو نوشته قرآني و مقايسه آنها با آنچه كه مير در اين سال‌هاي اخير گفت و دريچه‌هايي از نور كه به ذهن‌هاي مخاطبانش باز كرد، نشان مي‌دهد كه آنچه روي داد علاوه بر آنكه در مسير سنت‌هاي حتمي الهي قرار داشت، بايد به دست نذيري چون او صورت مي‌گرفت. در زماني كه جامعة ما در درون اين تاريكي فزاينده دست و پا مي‌زند، ضرورت تكاملي تاريخ ايجاب مي‌كند فردي چون او آگاه و داراي شعور به موقعيت، برخيزد كه ظهورش جزء علل اساسي دگرگوني بنيادين اجتماع و نيز جزء ضرورت‌هاي حتمي تاريخ است.

نقش اين نذير پراكندن آگاهي است و دعوت انسان‌ها براي در پيش گرفتن موضعي مناسب در برابر شرايط بحراني. پيدايي اين نذير جامعه را به دو جبهة متعلق به نظام مستقر موجود فرو رفته در تاريكي و فساد افزون شونده كه حتي احبار و علما و روشنفكران آن به كمك ثروتمندان فاسد و ملاء آن مي‌شتابند تا سياه را سفيد و سفيد را سياه بنمايانند و جبهه متعلق به ارزش‌هاي نوين زندگي‌ساز كه صالحين را جانشين خواهد كرد تقسيم مي‌كند.

پيام اين نذير امكانات و وسايلي در دسترس مردم مي‌گذارد كه بتوانند بين اين دو جبهه انتخاب كنند. نقش اين نذير پراكندن آگاهي به صورت عامل مؤثر و اصيل در به وجود آوردن حركت‌هايي است كه مي‌رود منجر به تغييرات بنيادي در جامعه گردد. نهي از منكر او و پراكندن آگاهي و بيم دادن از عوارض بحران و باز گشودن روزنه‌هايي به آينده درخشان‌تر، جامعه را به اين دو گروه رو در روي هم تقسيم كرده است. در اين فرآيند دو قطبي شدن جامعه البته گروهي هم هستند كه مي‌خواهند هم خرما را داشته باشند و هم خدا را. طبقه‌اي بينابين، طبقه‌اي كه نماز پشت سر علي را ترجيح مي‌دهد ولي از لقمه‌هاي چرب سفرة معاويه چشم نمي‌پوشد. اين گروه واقعيت و حقيقت مخالفت گروه ايستاده در برابر نظام رو به تباهي را مي‌فهمد و مي‌داند ولي سودش در گرو حمايت از حكومت مستقر است مي‌خواهد آخرتش را حفظ كند و در عين حال از وضع موجود هم بهره ببرد.

اينها هستند كه با منفي‌بافي خود و شك و ترديد و دو دلي خويشتن در مقابل جبهة خلق و جبهة پيشگامان قرار مي‌گيرند و شروع به انتفاد از آنان مي‌كنند. در منطق قرآن، پيوستگي اينان به طبقه ارتجاعي، حتمي و گريزناپذير است و در نقطه اوج و هنگام انتخاب در آن لحظه‌اي كه يك جامعه در معرض زير و زبر شدن عمقي است، دو گرايش و جبهه اصلي بيشتر باقي نمي‌ماند. اينان ناگزير از پيوستن بر طبقه حاكم و ا علام برائت از حركت آگاهانه تودة جامعه مي‌شوند و همچنين محكوم به فنا و نابودي همراه با كساني هستند كه به آنان دل سپرده‌اند. در اين ميان، نذير در فرهنگ قرآني، چه پيامبر باشد و چه شخصي صالح از قوم خويش، علت اصلي تغيير اجتماعي نيست. در فرهنگ قرآن مكرر به اين نكته اشاره مي‌شود كه پيامبر و مصلح جامعه چيزي جز بشيرو نذير نيست بلكه او در رأس شرايط ضروري [ظهورش] در قله و رأس هرمي از نور قرار دارد كه تاريكي مسلط بر زمانه را كه سد سبيل خدا و راه تكاملي گرديده مي‌شكافد و انسان‌ها را به سمت بهروزي و صلاح و رشد مي‌راند. بنابراين تفكر، به وجود آمدن مدينه فاضله و جامعه آرماني و ورود به ارض مقدس تنها از طريق ورود از باب آن يعني قرار گرفتن در مسير شدن و همراهي ايمان و عمل امكان‌پذير است و بس. در واقع نگاه كج‌انديشانه‌اي كه تحقق يك حتميت تاريخي و تغيير جامعه را خلق‌الساعه و منوط به حركت يك نفر يا گروهي خاص مي‌داند مردود و منتفي است زيرا نزديك شدن به تحقق جامعه آرماني و زدودن سياهي‌ها تنها از طريق به فعليت رسيدن قدرت‌هاي انساني و خواست آگاهانه تغيير توسط تك تك افراد آن جامعه صورت مي‌پذيرد. در اين دستگاه فكري، مساله رهبري و راهبري يك حركت مفهومي متفاوت با آنچه كه قاعدون و نشستگان در ذهن دارند، پيدا مي‌كند. اينان بيهوده متوقع هستند كه هر تغيير و حركتي به سرعت و خلق‌الساعه و با دست يك نفر يا گروهي خاص صورت گيرد. در حالي كه يك رهرو مؤمن مي‌داند كه وظيفه‌اي جز يكي كردن هدف خود با هدف آفرينش و خلقت كه همانا شكافته شدن سياهي افزايندة ظلم و جهل با نور آگاهي و معرفت است، ندارد و تحقق ارث بردن زمين توسط صالحان جز با قرار گرفتن در مسير اين شدن‌هاي مداوم و اتكاء و توكل به خداوند و صبر ممكن نيست. روي ديگر نهيب مير ما بر احبار و علما (روشنفكران و روحانيوني) است كه در درون سازمان اجتماعي گسترده‌اي از نظام مستقر موجود و با تأييد آن و آلوده شدن به تمامي روابط فاسد آن اعم از اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و . .. از منافع آن بهره مي‌برند و با سكوت و يا عمل خود و با منحرف ساختن مردم از مسائل اساسي به مسائل بي‌اهميت در واقع اين نظام پوسيده از درون را تأييد مي‌كنند و به دوام ولو كوتاه‌مدت آن راضي هستند.

اينها نيز در پايان به گروه وابسته به نظام موجود و مستقر مي‌پيوندند كه بر اساس نظم غيرمتعادل و غيرطبيعي و با برگشت به خصوصيت‌هاي فاسقانه خود و با انتخاب فجور در مقابل تقوي عمل مي‌كنند. مير ما و نذير ما، خود در صف اول و در ميان گروهي قرار دارد كه تمام علایق خود را از نظم موجود می‌برند (در روایات هست که از قریه عزلت می‌کنند و فضاهای شبانه را در خارج قریه به سر می‌آورند) بدین معنی که خود را از ارزش‌های حاکم بر این جامعه و نهادهای رسمی آن می‌برند و هر گونه سود مشترک بین خود و نظام رو به زوال و تباهی را از بین می‌برند، و هر گونه استفادۀ روز شنبه‌ای را تحریم می‌کنند، و دیده به افقی بازتر می‌دوزند و از دنیا (نزدیک‌تر) به آخرت (دورتر) می‌پردازند. آنان به قیمت از دست دادن مسکن خود، منزلت‌های اجتماعی خود، ضرورتاً قومی دیگر می‌شوند، ملتی دیگر، و سرانجام قریه‌ای دیگر. و اکنون روشن است که اگر عذاب زیر و رو کننده بیاید و اگر نظام مستقر که به حداکثر فسق خود رسیده و در هم پاشیده شود ارث‌برندگان زمین و وارثان تجربه‌های مفید گذشته و نجات‌یافتگان چه کسانی خواهند بود.

چه کسانی فرو خواهند نشست و چه کسانی برخواهند خاست. . . . انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا . . . و بدین شکل است که قریه، تبلور مادی یک نظام منحط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، زیرو رو می‌شود. و بدین شکل است که قوم ظالمین از بین می‌روند و چنین است که شرایط مادی زیست یک قوم (حیات دنیوی آن) وسیلۀ فتنه قرار می‌گیرد. (فتنه در اصل گداختن طلای ناخالص است در آتش تا خالص آن از آلوده جدا گردد) تا نسلی تازه‌تر، روابطی تازه‌تر و خالص‌تر از ناخالص‌ها زاده گردد و در مسیر تکاملی انسان‌ها پیش رود.

مطالب مرتبط:

نقش مردم و رهبران در فرایند تغییرات اجتماعی

مروری بر تفسیر میرحسین موسوی بر اقتصاد شنبه ای ها


8 پاسخ به “آنچه كه مير در خشت خام مي‌ديد”

  1. ناشناس گفت:

    ما لایقش نبودیم اگر بودیم

  2. ناشناس گفت:

    تا ملتی شرف خود را برای اندکی ازمال دنیا زیر پا میگذارد و این را زرنگی میداند خداوند فاسقان را بر آنان مسلط کرده وبه علت روگرداندن ازآنها بلا بر ایشان نازل میشود. واینجاست که تر و خشک باهم میسوزند.

  3. جواد گفت:

    با سلام اگر امکان دارد این دو رساله را یا در سایت یا جایی را معرفی کنید که ما بنوانیم انرا در بین جامعه پخش کنیم با تشکر

  4. زهرا گفت:

    اگر اقای خامنه ای رو راست بود و صداقت داشت ور استگو بودامروز می امد از مردم برای اشتباهی که کرده عذر می خواست و اصلاح طلبان و رهبران انها را ازاد می کرد و کشور را از بن بستی که باان گرفتار شده رهائی می بخشید

  5. سبز اميدوار گفت:

    مشهور است كه از پادشاهي شكست خورده و در حال فرار مي پرسند چه شد با آن همه كبكبه و دبدبه حكومت تو فروپاشيد؟ گفت كار بزرگ را به آدم هاي كوچك دادم و كار كوچك را به آدم هاي بزرگ! حالا جمهوري اسلامي از اين هم فراتر رفته كارهاي كوچك و بزرگ را در كل به دست آدم هاي كوچك سپرده است و آدم هاي بزرگ را يا زندان كرده يا خانه نشين.

  6. امید گفت:

    میر حسین موسوی همان میر حسین موسویست نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد نه میر است و نه آقا وآیا شما هم به دنبال مطلق کردن آدمها هستید مثل حاکمیت .از این کار خسته نشدید نمیدانید که ما با اینگونه نگاه بی خردانه به آنها آنان را به سوی کیش شخصیت هل میدهیم و با همین رفتارمان از آنان در زمانی که به قدرت میرسند دیکتاتور می سازیم و بعد به او نا سزا میگوییم
    میر حسین یک انسان معمولی با نقاط ضعف وقدرت بسیار است پس به دنبال بتی نباشید که بعدها بخواهید با هزینه گزافی انرا بشکنید که این تربیت تاریخی نابخردانه مردم ماست و شما نیز قدم بر آن راه دارید

  7. محمد گفت:

    با میر بودن لیاقت می خواست که ماها نداشتیم

  8. محسن گفت:

    به امید شکستن حصر خانگی هر سه عزیز در بندمان